Announcement

Collapse
No announcement yet.

Tafsir-e Quran

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • ايـمـان بـه پـيـامـبر(ص ) از ايمان به خدا جدا نيست , همان گونه كه جهاد با جان , ازجهاد با مال نمى تواند جدا باشد, و اگر مى بينيم جهاد با مال مقدم داشته شده نه به خاطر آن است كه از جهاد بـا جـان مـهمتر مى باشد, بلكه به خاطر اين است كه مقدمه آن محسوب مى شود چرا كه ابزار جهاد ازطريق كمكهاى مالى فراهم مى گردد.
    (آيـه )ـ تـا ايـنـجـا سه ركن اساسى از اركان اين تجارت بزرگ مشخص شد((خريدار)) خداست و ((فـروشنده )) انسانهاى با ايمان , ((و متاع )) جانها و اموالشان ,اكنون نوبت به ركن چهارم مى رسد كه بهاى اين معامله عظيم است .
    مى فرمايد: اگر چنين كنيد ((گناهانتان را مى بخشد و شما را در باغهائى ازبهشت داخل مى كند كـه نـهرها از زير درختانش جارى است و در مسكنهاى پاكيزه دربهشت جاويدان جاى مى دهد, و ايـن پيروزى عظيم است )) (يغفر لكم ذنوبكم ويدخلكم جنات تجرى من تحتها الا نهـار ومسـاكن طيبة فى جنات عدن ذلك الفوز العظيم ).
    در مـرحـله پاداش اخروى نخست به سراغ آمرزش گناهان مى رود چرا كه بيشترين ناراحتى فكر انـسـان از گـنـاهـان خـويش است , همچنين اين تعبير نشان مى دهد كه نخستين هديه الهى به شهيدان راهش اين است كه تمام گناهانشان رامى بخشد.
    (آيـه )ـ در ايـن آيـه بـه دو شـاخه از مواهب الهى در دنيا نيز اشاره كرده ,مى فرمايد: ((و (نعمت ) ديـگـرى كـه آن را دوسـت داريـد به شما مى بخشد, و آن يارى خداوند, و پيروزى نزديك است )) (واخرى تحبونهـا نصر من اللّه وفتح قريب ).
    چه تجارت پرسود و پربركتى ؟ كه سراسرش فتح و پيروزى و نعمت ورحمت است .
    سـپـس بـه هـمـين دليل به مؤمنان در مورد اين تجارت بزرگ تبريك مى گويد ومى افزايد: ((و مؤمنان را بشارت ده )) به اين پيروزى بزرگ (وبشر المؤمنين ).
    (آيه )ـ.
    همچون حواريون باشيد!.
    در ايـن آيـه كـه آخـرين آيه سوره صف مى باشد باز تكيه و تاكيد روى امر((جهاد)) است كه محور اصـلـى سـوره را تـشـكيل مى دهد, منتهى از طريقى ديگر اين مساله را تعقيب مى كند, و مطلبى مـهمتر از عنوان بهشت و نعمتهاى بهشتى ارائه داده , مى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! ياوران خدا باشيد)) (يـا ايها الذين آمنوا كونوا انصـاراللّه ).
    خدائى كه تمام قدرتها از او سرچشمه مى گيرد و به او باز مى گردد.
    سـپـس بـه يك نمونه تاريخى اشاره مى كند تا بدانند اين راه بدون رهرو نبوده ونيست , مى افزايد: ((همان گونه كه عيسى بن مريم به حواريون گفت : چه كسانى در راه خدا ياوران من هستند))؟! (كمـا قـال عيسى ابن مريم للحواريين من انصـارى الى اللّه ).
    و ((حـواريون (در پاسخ با نهايت افتخار) گفتند: ما ياوران خدائيم )) (قـال الحواريون نحن انصـار اللّه ).
    و در همين مسير با دشمنان حق به مبارزه برخاستند ((در اين هنگام گروهى ازبنى اسرائيل ايمان آوردنـد (و به حواريون پيوستند) و گروهى كافر شدند)) (فـامنت طائفة من بنى اسرائيل وكفرت طائفة ).
    ايـنـجـا بود كه نصرت و يارى ما به كمك آنها شتافت ((ما كسانى را كه ايمان آورده بودند در برابر دشمنانشان تاييد كرديم , و سرانجام بر آنان پيروز شدند))(فايدنا الذين آمنوا على عدوهم فاصبحوا ظاهرين ).
    شـمـا نـيـز حـواريـون مـحـمد(ص ) هستيد, و به اين افتخار مفتخريد كه ياوران اللّه ورسول خدا مى باشيد, و همان گونه كه حواريون بر دشمنان غلبه كردند شما نيز پيروزخواهيد شد.
    حواريون كيانند؟.
    در قـرآن مـجـيـد پنج بار از حواريون مسيح (ع ) ياد شده كه دوبار در همين سوره است , اين تعبير اشاره به دوازده نفر از ياران خاص حضرت مسيح است كه نام آنهادر انجيلهاى كنونى (انجيل متى و لوقا باب 6) ذكر شده است .
    در حـديـثـى آمـده است كه پيغمبر گرامى اسلام (ص ) هنگامى كه در ((عقبه )) باجمعى از اهل مـديـنـه كـه بـراى بيعت آمده بودند روبه رو شد فرمود: دوازده نفر ازخودتان را انتخاب و به من مـعـرفى كنيد كه اينها نماينده قوم خود باشند, همان گونه كه حواريون نسبت به عيسى بن مريم بوده اند و اين نيز اهميت مقام آن بزرگواران رانشان مى دهد.
    ((پايان سوره صف )).
    سوره جمعه [62].
    اين سوره در ((مدينه )) نازل شده و 11 آيه است .
    محتواى سوره :.
    ايـن سوره در حقيقت بر دو محور اساسى دور مى زند: نخست توجه به توحيد و صفات خدا و هدف از بعثت پيامبر اسلام (ص ) و مساله معاد, و ديگرى برنامه سازنده نماز جمعه و بعضى از خصوصيات اين عبادت بزرگ .
    فضيلت تلاوت سوره :.
    در فـضيلت تلاوت اين سوره ـچه مستقلا و يا در ضمن نمازهاى يوميه ـروايات بسيارى وارد شده است .
    در حديثى از پيغمبر اكرم (ص ) مى خوانيم : ((هركس سوره جمعه را بخواندخداوند به تعداد كسانى كـه در نـمـاز جمعه شركت مى كنند و كسانى كه شركت نمى كنند در تمام بلاد مسلمين به او ده حسنه مى بخشد)).
    قـابـل ذكر است , با اين كه عدول از سوره توحيد و ((قل يـا ايها الكـافرون )) به سوره هاى ديگر در قرائت نماز جائز نيست اين مساله در خصوص نماز جمعه استثنا و عدول از آنها به سوره ((جمعه )) و ((منافقون )) جايز بلكه مستحب شمرده شده است .
    به نام خداوند بخشنده بخشايشگر.
    (آيـه )ـ اين سوره نيز با تسبيح و تقديس پروردگار شروع مى شود, و به قسمتى ازصفات جمال و جلال و اسما حسناى او اشاره مى كند كه در حقيقت مقدمه اى است براى بحثهاى آينده .
    مى فرمايد: ((آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همواره تسبيح خدامى گويند)) و با زبان حال و قال او را از تمام نقايص و عيوب پاك مى شمرند (يسبح للّه مـا فى السموات ومـا فى الا رض ).
    خداوندى كه ((مالك و حاكم است , و از هر عيب و نقصى مبراست )) (الملك القدوس ).
    خداوندى كه ((عزيز و حكيم است )) (العزيز الحكيم ).
    و به اين ترتيب نخست بر ((مالكيت و حاكميت )) و سپس ((منزه بودن او ازهرگونه ظلم و ستم و نقص )) تاكيد مى كند, زيرا با توجه به مظالم بى حساب ملوك وشاهان واژه ((ملك )) تداعى معانى نامقدسى مى كند كه با كلمه ((قدوس )) همه شستشو مى شود.
    (آيـه )ـ بـعـد از ايـن اشـاره كـوتاه و پرمعنى به مساله توحيد و صفات خدا, به مساله بعثت پيامبر اسـلام (ص ) و هدف از اين رسالت بزرگ كه در ارتباط با عزيز وحكيم و قدوس بودن خداوند است پـرداخـتـه , مـى گـويـد: ((او كـسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان بـرانـگـيـخـت كه آياتش را بر آنهامى خواند)) (هو الذى بعث فى الا ميين رسولا منهم يتلوا عليهم آيـاته ).
    و در پرتو اين تلاوت , ((آنها را تزكيه مى كند, و به آنها كتاب (قرآن ) و حكمت مى آموزد)) (ويزكيهم ويعلمهم الكتـاب والحكمة ).
    ((هرچند پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند)) (وان كـانوا من قبل لفى ضلا ل مبين ).
    پـيـامـبـر اسلام از ميان همين گروه درس نخوانده برخاسته تا عظمت رسالت اورا روشن سازد, كـتابى مثل قرآن با اين محتواى عميق و عظيم , محال است زائيده فكر بشر باشد آن هم بشرى كه نه خود درس خوانده , و نه در محيط علم و دانش پرورش يافته است , اين نورى است كه از ظلمت برخاسته , و اين خود معجزه اى است آشكار و سندى است روشن بر حقانيت او.
    در آيـه فـوق هـدف ايـن بعثت را در سه امر خلاصه كرده كه يكى جنبه مقدماتى دارد و آن تلاوت آيات الهى است , و دو قسمت ديگر يعنى ((تهذيب وتزكيه نفوس )) و ((تعليم كتاب و حكمت )) دو هدف بزرگ نهائى را تشكيل مى دهد.
    آرى ! پـيـامبر(ص ) آمده است كه انسانها را هم در زمينه علم و دانش , و هم اخلاق و عمل , پرورش دهـد, تا به وسيله اين دو بال بر اوج آسمان سعادت پروازكنند, و مسير الى اللّه را پيش گيرند, و به مقام قرب او نائل شوند.
    (آيـه )ـ ولى ازآنجاكه پيامبراسلام تنها مبعوث به اين قوم ((امى ))نبود, بلكه دعوتش همه جهانيان را دربـر مـى گرفت در اين آيه , مى افزايد: ((و رسول است برگروه ديگرى (از مؤمنان ) كه هنوز به آنها ملحق نشده اند)) (وآخرين منهم لما يلحقوا بهم ).
    بـه ايـن تـرتيب آيه فوق تمام اقوامى را كه بعد از صحابه پيامبر(ص ) به وجودآمدند از عرب و عجم شامل مى شود.
    و از آنـجـا كه همه اين امور از قدرت و حكمت خداوند سرچشمه مى گيرد, درپايان آيه مى افزايد: ((و او عزيز و حكيم است )) (وهو العزيز الحكيم ).
    (آيـه )ـ سپس به اين نعمت بزرگ يعنى , بعثت پيامبر گرامى اسلام (ص ) وبرنامه تعليم و تربيت او اشـاره كـرده , مى افزايد: ((اين فضل خداست كه به هركس بخواهد (و شايسته بداند) مى بخشد, و خداوند صاحب فضل عظيم است )) (ذلك فضل اللّه يوتيه من يشـا واللّه ذوالفضل العظيم ).
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment


            • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment


              • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment



                • (آيه )ـ.
                  احكام زنان مطلقه و حقوق آنها.
                  از جمله احكامى كه از آيات گذشته استفاده شد لزوم نگهداشتن عده بعد ازطلاق است , و از آنجا كـه در آيه 228 سوره بقره حكم زنانى كه عادت ماهيانه مى بينند در مساله عده روشن شده است كه بايد سه بار پاكى را پشت سر گذاشته عادت ماهانه ببينند هنگامى كه براى بار سوم وارد عادت مـاهـانـه شـدنـد عـده آنـها پايان يافته , ولى در اين ميان افراد ديگرى هستند كه به عللى عادت ماهانه نمى بينند و يا باردارند, آيه مورد بحث حكم اين افراد را روشن ساخته و بحث عده را تكميل مى كند.
                  نـخـسـت مـى فـرمـايـد: ((و از زنانتان آنان كه از عادت ماهانه مايوسند اگر در وضع آنها (از نظر بـاردارى ) شك كنيد عده آنان سه ماه است )) (واللا ئى يئسن من المحيض من نسـائكم ان ارتبتم فعدتهن ثلثة اشهر).
                  ((و هـمچنين آنها كه عادت ماهانه نديده اند)) آنها نيز بايد سه ماه تمام عده نگهدارند (واللا ئى لم يحضن ).
                  سپس به سومين گروه اشاره كرده , مى افزايد: ((و عده زنان باردار اين است كه بار خود را بر زمين بگذارند)) (واولا ت الا حمـال اجلهن ان يضعن حملهن ).
                  بـه ايـن ترتيب حكم سه گروه ديگر از زنان در آيه فوق مشخص شده است , دوگروه بايد سه ماه عـده نـگهدارند, و گروه سوم يعنى , زنان باردار با وضع حمل عده آنان پايان مى گيرد, خواه يك ساعت بعد از طلاق وضع حمل كنند يا مثلا هشت ماه .
                  مـنـظـور از جـمله ((ان ارتبتم )) (هرگاه شك و ترديد كنيد) احتمال و شك دروجود ((حمل )) اسـت , بـه اين معنى كه اگر بعد از سن ياس (سن پنجاه سالگى در زنان عادى و شصت سالگى در زنـان قـرشـى ) احـتمال وجود حمل در زنى برود بايد عده نگهدارد, اين معنى هرچند كمتر اتفاق مى افتد ولى گاه اتفاق افتاده است .
                  و بـالاخره در پايان آيه مجددا روى مساله تقوا تكيه كرده , مى فرمايد: ((وهركس تقواى الهى پيشه كند خداوند كار را بر او آسان مى سازد)) (ومن يتق اللّه يجعل له من امره يسرا).
                  هم در اين جهان و هم در جهان ديگر مشكلات او را ـچه در رابطه بامساله جدايى و طلاق و احكام آن و چه در رابطه با مسائل ديگرـ به لطفش حل مى كند.
                  (آيه )ـ در اين آيه باز براى تاكيد بيشتر روى احكامى كه در زمينه طلاق وعده در آيات قبل آمده , مى افزايد: ((اين فرمان خداست كه بر شما نازل كرده است ))(ذلك امراللّه انزله اليكم ).
                  ((و هركس تقواى الهى پيشه كند (و از مخالفت فرمان او بپرهيزد) خداوندگناهانش را مى بخشد, و پاداش او را بزرگ مى دارد)) (ومن يتق اللّه يكفر عنه سيئـاته ويعظم له اجرا).
                  (آيـه )ـ ايـن آيـه توضيح بيشترى درباره حقوق زن بعد از جدائى مى دهد,هم از نظر ((مسكن )) و ((نفقه )) و هم از جهات ديگر.
                  نخست درباره چگونگى مسكن زنان مطلقه , مى فرمايد: ((آنها را هر جا خودتان سكونت داريد و در توانايى شماست سكونت دهيد)) (اسكنوهن من حيث سكنتم من وجدكم ).
                  سـپـس بـه حكم ديگرى پرداخته , مى گويد: ((به آنها زيان نرسانيد تا كار را برآنان تنگ كنيد)) و مجبور به ترك منزل شوند (ولا تضـاروهن لتضيقوا عليهن ).
                  مـبـادا كـيـنه توزيها و عداوت و نفرت , شما را از راه حق و عدالت منحرف سازد, و آنها را از حقوق مـسـلـم خـود در مسكن و نفقه محروم كنيد, و آن چنان درفشار قرار گيرند كه همه چيز را رها كرده , فرار كنند!.
                  در سومين حكم در مورد زنان باردار مى گويد: ((و اگر باردار باشند نفقه آنها را بپردازيد تا وضع حمل كنند)) (وان كن اولا ت حمل فانفقوا عليهن حتى يضعن حملهن ).
                  زيرا مادام كه وضع حمل نكرده اند در حال عده هستند, و نفقه و مسكن برهمسر واجب است .
                  و در چهارمين حكم در مورد حقوق ((زنان شيرده )) مى فرمايد: ((و اگر براى شما (فرزند را) شير مى دهند, پاداش آنها را بپردازيد)) (فان ارضعن لكم فـاتوهن اجورهن ).
                  اجرتى متناسب با مقدار و زمان شيردادن بر حسب عرف و عادت .
                  و از آنجا كه بسيار مى شود نوزادان و كودكان مال المصالحه اختلافات دوهمسر بعد از جدائى واقع مـى شـونـد در پـنـجـمـيـن حكم , يك دستور قاطع در اين زمينه صادر كرده , مى فرمايد: درباره سرنوشت فرزندان كار را ((با مشاوره شايسته انجام دهيد)) (واتمروا بينكم بمعروف ).

                  مـبـادا اخـتـلافات دو همسر ضربه بر منافع كودكان وارد سازد از نظر جسمى وظاهرى گرفتار خسران شوند, و يا از نظر عاطفى از محبت و شفقت لازم محروم بمانند, پدر و مادر موظفند خدا را در نظر گيرند, و منافع نوزاد بى دفاع را فداى اختلافات و اغراض خويش نكنند.
                  و از آنـجـا كـه گـاهـى توافق لازم ميان دو همسر بعد از طلاق براى حفظ مصالح فرزند و مساله شيردادن حاصل نمى شود در ششمين حكم مى فرمايد: ((و اگرهركدام بر ديگرى سخت گرفتيد و بـه تـوافق نرسيديد زن ديگرى شيردادن آن بچه رابرعهده مى گيرد)) تا كشمكشها ادامه نيابد (وان تعـاسرتم فسترضع له اخرى ).
                  اشاره به اين كه اگر اختلافها به طول انجاميد خود را معطل نكنيد, و كودك رابه ديگرى بسپاريد.
                  (آيـه )ـ ايـن آيـه هـفتمين و آخرين حكم را در اين زمينه بيان كرده ,مى افزايد: ((آنان كه امكانات وسـيعى دارند, از امكانات وسيع خود انفاق كنند, و آنهاكه تنگدستند, از آنچه كه خدا به آنها داده انـفـاق نـمـايند, خداوند هيچ كس را جز به مقدار توانايى كه به او داده , تكليف نمى كند)) (لينفق ذوسعة من سعته ومن قدرعليه رزقه فلينفق مما آتيه اللّه لا يكلف اللّه نفسا الا مـا آتيهـا).
                  دسـتـور انـفـاق بـه اندازه توانائى هم مربوط به زنانى است كه بعد از جدائى ,شيردادن كودكان را برعهده مى گيرند, و هم مربوط به ايام عده است كه در آيات قبل بطور اجمال اشاره شده بود.
                  به هرحال آنها كه توانائى كافى دارند, بايد مضايقه و سختگيرى نكنند, و آنهاكه تمكن مالى ندارند, بيش از توانائى خود مامور نيستند, و زنان نمى توانند ايرادى به آنها داشته باشند.
                  و در پايان آيه , براى اين كه تنگى معيشت , سبب خارج شدن از جاده حق وعدالت نگردد, و هيچ يك زبـان بـه شـكـايـت نگشايند, مى فرمايد: ((خداوند به زودى بعد از سختيها, آسانى قرار مى دهد)) (سيجعل اللّه بعد عسر يسرا).
                  يـعـنـى , غم مخوريد, بيتابى نكنيد, دنيا به يك حال نمى ماند, مبادا مشكلات مقطعى و زودگذر رشته صبر و شكيبائى شما را پاره كند.
                  (آيه )ـ.
                  سرانجام دردناك سركشان .
                  شـيـوه قـرآن اين است كه در بسيارى از موارد بعد از ذكر يك سلسله ازدستورات عملى اشاره به وضع امتهاى پيشين مى كند, تا مسلمانان نتيجه ((اطاعت ))و ((عصيان )) را در سرگذشت آنها با چشم ببينند, و مساله شكل حسى به خود گيرد.
                  لذا در اين سوره نيز بعد از ذكر وظائف مردان و زنان در موقع طلاق و جدائى به سراغ همين معنى رفته , و به عاصيان و گردنكشان هشدار مى دهد.
                  نـخست مى فرمايد: ((چه بسيار شهر و آباديها كه اهل آن از فرمان پروردگار ورسولانش سرپيچى كردند, و ما به شدت به حسابشان رسيديم و به مجازات كم نظيرى گرفتار ساختيم ))! (وكاين من قرية عتت عن امر ربهـا ورسله فحـاسبنـاهـا حسـابا شديدا وعذبنـاهـا عذابا نكرا).
                  (آيـه )ـ سـپـس در اين آيه مى افزايد: ((آنها آثار سؤ كار خود را چشيدند, وعاقبت كارشان خسران بود)) (فذاقت وبـال امرهـا وكـانت عـاقبة امرهـا خسرا).
                  چـه زيـانـى از ايـن بـدتر كه سرمايه هاى خداداد را از كف دادند, و در اين بازارتجارت دنيا نه تنها متاعى نخريدند بلكه سرانجام با عذاب الهى نابود شدند.
                  (آيه )ـ سپس به عذاب اخروى آنها اشاره كرده , مى فرمايد: ((خداوندعذاب سختى براى آنها آماده ساخته )) (اعداللّه لهم عذابا شديدا).
                  عـذابـى دردنـاك , شـديـد, وحشت انگيز, خواركننده , رسواگر, و هميشگى دردوزخ براى آنها از هم اكنون فراهم است .
                  حال كه چنين است ((پس از (مخالفت فرمان ) خدا بپرهيزيد اى خردمندانى كه ايمان آورده ايد))! (فاتقوااللّه يـا اولى الا لبـاب الذين آمنوا).
                  فـكـر و انديشه از يكسو, ايمان و آيات الهى از سوى ديگر, به شما هشدارمى دهد كه سرنوشت اقوام متمرد و طغيانگر را ببينيد, و از آن عبرت بگيريد, مبادادر صف آنها واقع شويد.
                  سـپس مؤمنان انديشمند را مخاطب ساخته , مى افزايد: ((خداوند چيزى كه مايه تذكر است بر شما نازل كرده است )) (قد انزل اللّه اليكم ذكرا).
                  (آيه )ـ ((رسولى به سوى شما فرستاده كه آيات روشن خدا را بر شماتلاوت مى كند تا كسانى را كه ايـمـان آورده و كـارهـاى شايسته انجام داده اند ازتاريكيها به سوى نور, خارج سازد)) (رسولا يتلوا عليكم آيـات اللّه مبينـات ليخرج الذين آمنوا وعملوا الصالحـات من الظلمـات الى النور).
                  هدف نهائى از ارسال اين رسول و انزال اين كتاب آسمانى اين است كه باتلاوت آيات الهى آنها را از ظـلـمـتـهـاى كفر و جهل و گناه و فساد اخلاق بيرون آورده ,به سوى نور ايمان , و توحيد, و تقوا, رهنمون گردد.
                  و در پـايـان آيـه بـه اجـر و پـاداش كسانى كه ايمان و عمل صالح دارند اشاره كرده , مى افزايد: ((و هـركـس بـه خدا ايمان آورده و اعمال صالح انجام دهد (و اين راه را تداوم بخشد خداوند) او را در باغهايى از بهشت وارد مى سازد كه از زير(درختانش ) نهرها جارى است , جاودانه در آن مى مانند, و خداوند روزى نيكوئى براى او قرار داده است )) (ومن يؤمن باللّه ويعمل صـالحا يدخله جنات تجرى من تحتها الا نهـار خـالدين فيهـا ابدا قد احسن اللّه له رزقا).
                  تـعبير ((رزقا)) مفهوم وسيعى دارد كه هرگونه موهبت الهى را در آخرت و حتى در دنيا نيز دربر مـى گـيـرد, چرا كه افراد مؤمن و پرهيزكار در اين دنيا نيز زندگى پاكتر وآرامتر و لذتبخش ترى دارند.
                  (آيه )ـ.
                  هدف از آفرينش عالم , معرفت است .
                  ايـن آيـه ـكـه آخـرين آيه سوره طلاق است ـ اشاره پرمعنى و روشنى به عظمت قدرت خداوند در آفرينش آسمانها و زمين , و نيز هدف نهائى اين آفرينش دارد.
                  نـخـسـت مـى فرمايد: ((خداوند همان كسى است كه هفت آسمان را آفريد)) (اللّه الذى خلق سبع سموات ).
                  ((و از زمين نيز همانند آنها را)) (ومن الا رض مثلهن ).
                  يـعـنـى , هـمان گونه كه آسمانها ((هفتگانه ))اند زمينها نيز هفتگانه مى باشند, و اين تنها آيه اى از قرآن مجيد است كه اشاره به زمينهاى هفتگانه مى كند.
                  بـاتـوجـه بـه آيـه 6 سـوره صـافـات كه مى گويد: ((ما آسمان نزديك (آسمان اول ) را باكواكب و ستارگان زينت بخشيديم )).
                  روشـن مـى شـود كه آنچه ما مى بينيم و علم و دانش بشر به آن احاطه دارد همه مربوط به آسمان اول اسـت , و ماوراى اين ثوابت و سيارات , شش عالم ديگر وجوددارد كه از دسترس علم ما بيرون است .
                  اما زمينهاى هفتگانه ممكن است اشاره به طبقات مختلف كره زمين باشد,زيرا امروز ثابت شده كه زمـيـن از قشرهاى گوناگونى تشكيل يافته , و يا اشاره به اقليمهاى هفتگانه روى زمين باشد چرا كه هم در گذشته و هم امروز كره زمين را به هفت ((منطقه )) تقسيم مى كردند.
                  سـپس به مساله تدبير اين عالم بزرگ به فرمان خداوند اشاره كرده , مى افزايد(فرمان او در ميان آنها پيوسته فرود مى آيد)) (يتنزل الا مر بينهن ).
                  و در پـايـان بـه هدف اين آفرينش عظيم اشاره كرده , مى گويد: ((اينها همه به خاطر آن است ((تا بـدانيد خداوند بر هر چيز تواناست و اين كه علم خداوند به همه چيز احاطه دارد)) (لتعلموا ان اللّه على كل شى قدير وان اللّه قد احـاط بكل شى علما).
                  انـسـان بـايد بداند او بر تمام اسرار وجودش احاطه دارد, و از همه اعمالش باخبر است , و نيز بداند وعـده هايش در زمينه معاد و رستاخيز, در زمينه پاداش وكيفر و در زمينه وعده پيروزى مؤمنان تخلف ناپذير است .
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment


                  • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment


                    • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment


                      • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment



                        • (آيـه )ـ بـعـد از بـيـان نـظـام مرگ و زندگى , به نظام كلى جهان پرداخته , وانسان را به مطالعه مـجـمـوعـه عـالم هستى دعوت مى كند, تا از اين طريق خود را براى آن آزمون بزرگ آماده كند, مـى فـرمـايـد: ((هـمان كسى كه هفت آسمان را بر فراز يكديگرآفريد)) (الذى خلق سبع سموات طبـاقا).
                          و به دنبال آن مى افزايد: ((در آفرينش خداوند رحمان هيچ تضاد و عيبى نمى بينى )) (مـا ترى فى خلق الرحمن من تفـاوت ).
                          بـا تـمـام عـظـمتى كه عالم هستى دارد هرچه هست نظم است و استحكام , وانسجام , و تركيبات حـسـاب شـده , و قوانين دقيق و اگر بى نظمى در گوشه اى از جهان راه مى يافت آن را به نابودى مى كشيد.
                          و در پـايـان آيـه بـراى تاكيد بيشتر مى فرمايد: ((بار ديگر نگاه كن (و عالم را بادقت بنگر) آيا هيچ شكاف و خلل و اختلافى (در جهان ) مشاهده مى كند))؟!(فارجع البصر هل ترى من فطور).
                          مـنـظـور ايـن است كه هر چه انسان در جهان آفرينش دقت كند كمترين خلل وناموزونى در آن نمى بيند.


                          (آيـه )ـ و لذا در اين آيه براى تاكيد همين معنى مى افزايد: ((بار ديگر به عالم هستى بنگر, سرانجام چشمانت به سوى تو باز مى گردد در حالى كه خسته وناتوان شده )) و در جستجوى خلل و نقصان در اين عالم بزرگ ناكام مانده است ! (ثم ارجع البصر كرتين ينقلب اليك البصر خـاسئا وهو حسير).
                          (آيـه )ـ ايـن آيـه , نـظرى به صفحه آسمان افكنده , و از ستارگان درخشنده وزيبا سخن به ميان آورده , مـى گـويـد: ((مـا آسـمان پايين را با چراغهاى فروزانى زينت بخشيديم , و آنها [ شهابها] را تـيـرهـائى بـراى شياطين قرار داديم , و براى آنان عذاب آتش فروزان فراهم ساختيم )) (ولقد زينا السمـا الدنيـا بمصـابيح وجعلنـاهـارجوما للشياطين واعتدنـا لهم عذاب السعير).
                          ايـن آيـه بـار ديـگر اين حقيقت را تاكيد مى كند كه تمام ستارگانى كه ما مى بينيم همه بخشى از آسمان اول است , آسمانى كه از ميان آسمانهاى هفتگانه به ما نزديكترمى باشد, و به همين دليل به عنوان ((السما الدنيا)) (آسمان نزديك و پائين ) از آن تعبير شده است .
                          (آيـه )ـ از آنـجـا كه در آيات گذشته سخن از نشانه هاى عظمت و قدرت خدا و دلائل آن در عالم آفـرينش بود, در اينجا سخن از كسانى مى گويد كه اين دلائل را ناديده گرفته , و راه كفر و شرك را پيش مى گيرند, و همچون شياطين , عذاب الهى را به جان مى خرند.
                          نخست مى فرمايد: ((براى كسانى كه به پروردگارشان كافر شدند عذاب جهنم است و بدفرجامى است )) (وللذين كفروا بربهم عذاب جهنم وبئس المصير).
                          (آيـه )ـ سپس به شرح گوشه اى از اين عذاب وحشتناك پرداخته ,مى افزايد: ((هنگامى كه (كفار) در آن افكنده شوند صداى وحشتناكى از آن مى شنوند و اين در حالى است كه پيوسته مى جوشد)) (اذا القوا فيهـا سمعوا لهـااشهيقا وهى تفور).
                          آرى ! هـنـگـامى كه آنها با نهايت ذلت و حقارت در آن پرتاب مى شوند فرياد وحشتناك و طولانى جهنم برمى خيزد, و تمام وجود آنها را در وحشت فرو مى برد.
                          (آيـه )ـ سـپـس بـراى مـجـسم ساختن خشم ((دوزخ )) مى افزايد: ((نزديك است از شدت غضب پاره پاره شود))! (تكـاد تميز من الغيظ).
                          درسـت همانند ظرف عظيمى كه روى آتش فوق العاده پرحرارتى گذارده اند وچنان مى جوشد و زير و رو مى شود كه هر زمان بيم متلاشى شدن آن مى رود.
                          سـپـس ادامـه مـى دهـد: ((هر زمان كه گروهى در آن افكنده مى شوند نگهبانان دوزخ (از روى تـعصب و توبيخ ) از آنها مى پرسند (مگر شما رهبر و راهنمانداشتيد؟) مگر بيم دهنده الهى به سراغ شما نيامد))؟ پس چرا به اين روز سياه افتاده ايد؟! (كلمـا القى فيهـا فوج سالهم خزنتهـا الم ياتكم نذير).
                          (آيه )ـ ولى آنان در پاسخ ((مى گويند: آرى بيم دهنده به سراغ ما آمد,ولى ما او را تكذيب كرديم و گـفـتـيـم : خـداوند هرگز چيزى نازل نكرده (تا به هواى نفس خويش ادامه دهيم , حتى به آنها گفتيم ) شما در گمراهى عظيمى هستيد))!(قـالوا بلى قد جـانـا نذير فكذبنـا وقلنـا مـا نزل اللّه من شى ان انتم الا فى ضلا ل كبير).
                          نـه تـنـهـا آنـهـا را تـصـديق نكرديم , و به پيام حيات بخششان گوش فرا نداديم ,بلكه به مخالفت برخاسته , و اين طبيبان روحانى را گمراه خوانديم , و از خود رانديم .
                          (آيه )ـ بعد به دليل اصلى بدبختى و گمراهى خود اشاره كرده ((ومى گويند: اگر ما گوش شنوا داشتيم , و يا تعقل مى كرديم , درميان دوزخيان نبوديم ))!(وقـالوا لو كنا نسمع او نعقل مـا كنا فى اصحـاب السعير).
                          (آيـه )ـ آرى ((اينجاست كه به گناه خود اعتراف مى كنند, دور باشنددوزخيان از رحمت خدا))! (فاعترفوا بذنبهم فسحقا لا صحـاب السعير).


                          از يـكـسـو خـداونـد گـوش شنوا عقل و هوش داده , و از سوى ديگر پيامبرانش رابا دلائل روشن فـرسـتـاده , اگر اين دو با هم ضميمه شوند سعادت انسان تامين است وگرنه بدبختى و دورى از رحمت خدا نصيب انسان خواهد شد.
                          (آيـه )ـ بـه دنـبال بحثهائى كه در آيات گذشته پيرامون كفار و سرنوشت آنهادر قيامت بيان شد, قرآن در اينجا به سراغ مؤمنان و پاداشهاى عظيم آنها مى رود.
                          نـخـسـت مـى فـرمـايد: ((كسانى كه از پروردگارشان در نهان مى ترسند مسلماآمرزش و پاداش بزرگى دارند))! (ان الذين يخشون ربهم بالغيب لهم مغفرة واجركبير).
                          (آيـه )ـ سـپس براى تاكيد مى افزايد: ((گفتار خود را پنهان كنيد يا آشكار(تفاوتى نمى كند) او به آنچه در سينه هاست آگاه است )) (واسروا قولكم او اجهروابه انه عليم بذات الصدور).
                          بـعـضـى از مـفـسـران شان نزولى براى اين آيه از ((ابن عباس )) نقل كرده اند كه جمعى ازكفار يا منافقان پشت سر پيامبرخدا(ص ) سخنان ناروائى مى گفتند و جبرئيل به پيامبر(ص ) خبر مى داد, بعضى از آنها به يكديگر گفتند: ((سخنان خود را پنهانى بگوئيد تا خداى محمد نشنود))!.
                          آيه فوق نازل شد و گفت : چه آشكار بگوئيد و چه پنهان , خدا از آن آگاه است .
                          (آيه )ـ اين آيه در حقيقت به منزله دليلى است براى آنچه در آيه قبل آمد,مى فرمايد: ((آيا آن كسى كـه مـوجـودات را آفـريـد از حال آنها آگاه نيست ؟ در حالى كه او (از اسرار دقيق ) بااخبر و آگاه است )) (الا يعلم من خلق وهو اللطيف الخبير).
                          (آيـه )ـ بـه دنـبـال بحثهائى پيرامون دوزخيان و بهشتيان , و كافران و مؤمنان كه در آيات پيشين گذشت در اينجا براى ترغيب و تشويق به پيوستن به صفوف بهشتيان , و برحذر بودن از راه و رسم دوزخـيـان , بـه ذكـر بـخـشـى از نـعمتهاى الهى , وسپس به قسمتى از عذابهاى او, اشاره كرده , مى فرمايد: ((او كسى است كه زمين رابراى شما رام كرد)) (هو الذى جعل لكم الا رض ذلولا ).
                          ((بـر شـانه هاى آن راه برويد, و از روزيهاى پروردگار بخوريد, و (بدانيد)بازگشت و اجتماع همه به سوى اوست )) (فامشوا فى منـاكبهـا وكلوا من رزقه واليه النشور).
                          ((ذلـول )) به معنى ((رام )) جامعترين تعبيرى است كه درباره زمين ممكن است بشود چرا كه اين مـركـب راهـوار بـا حركات متعدد و بسيار سريعى كه دارد آن چنان آرام به نظر مى رسد كه گوئى مطلقا ساكن است , بعضى از دانشمندان مى گويند: زمين چهارده نوع حركت مختلف دارد كه سه قسمت آن حركت به دور خود, و حركت به دور خورشيد, و حركت همراه مجموعه منظومه شمسى در دل كـهـكـشـان است , اين حركات كه سرعت زيادى دارد چنان نرم و ملايم است كه تا براهين قطعى بر حركت زمين اقامه نشده بود كسى باور نمى كرد حركتى در كار باشد!.
                          از سوى ديگر, پوسته زمين نه چنان سفت و خشن است كه قابل زندگى نباشد, و نه چنان سست و نرم است كه قرار و آرام نگيرد, بلكه كاملا براى زندگى بشر رام است .
                          از سـوى سـوم , فـاصـله آن از خورشيد نه چندان كم است كه همه چيز از شدت گرما بسوزد, و نه چـنـدان دور اسـت كـه همه چيز از سرما بخشكد, فشار هوا بركره زمين آن چنان است كه آرامش انسان را تامين كند, جاذبه زمين نه آنقدر زياداست كه استخوانها را درهم بشكند, و نه آن قدر كم است كه با يك حركت انسان ازجا كنده شود و در فضا پرتاب شود!.
                          خلاصه از هر نظر ((ذلول )) و رام و مسخر فرمان انسان است .
                          در عين حال تا گامى برندارد و تلاشى نكند بهره اى از روزيهاى زمين نخواهد داشت ! .
                          ولـى بـدانـيـد اينها هدف نهائى آفرينش شما نيست , اينها همه وسائلى است درمسير ((نشور)) و رستاخيز و حيات ابدى شما.
                          (آيه )ـ به دنبال اين تشويق و تبشير به سراغ تهديد و انذار مى رود, ومى افزايد: ((آيا خود را از عذاب كسى كه حاكم بر آسمان است در امان مى دانيد كه دستور دهد زمين بشكافد و شما را در خود فرو بـرد, و دائمـا بـه لـرزش خـود ادامه دهد))؟! بطورى كه حتى قبر شما هم آرام نباشد (امنتم من فى السمـا ان يخسف بكم الا رض فاذا هى تمور).
                          آرى ! اگـر او دسـتـور دهد اين زمين ذلول و آرام طغيان مى كند, و به صورت حيوان چموشى در مى آيد, زلزله ها شروع مى شود, شكافها در زمين ظاهر مى گرددو شما و خانه ها و شهرهايتان را در كام خود فرو مى بلعد, و باز هم به لرزه واضطراب خود ادامه مى دهد.
                          (آيـه )ـ سـپـس مى افزايد: لازم نيست حتما زلزله ها به سراغ شما آيد بلكه مى تواند اين فرمان را به تـنـدبادها دهد ((آيا خود را از عذاب خداوند آسمان درامان مى دانيد كه تندبادى پر از سنگريزه بر شـمـا فـرسـتد)) و شما را زير كوهى از آن مدفون سازد؟! (ام امنتم من فى السمـا ان يرسل عليكم حـاصبا).
                          ((و به زودى خواهيد دانست تهديدهاى من چگونه است ))! (فستعلمون كيف نذير).
                          (آيـه )ـ در حـقـيـقت آيات فوق به اين معنى اشاره مى كند كه عذاب آنهامنحصر به عذاب قيامت نيست , در اين دنيا نيز خداوند با مختصر تكان زمين , ياحركت بادها, مى تواند به زندگى آنها پايان دهد, و بهترين دليل اين امكان , وقوع آن در امتهاى پيشين است .
                          لذا در اين آيه مى گويد: ((كسانى كه پيش از آنان بودند (آيات الهى و رسولان او را) تكذيب كردند, اما (ببين ) مجازات من چگونه بود))؟! (ولقد كذب الذين من قبلهم فكيف كـان نكير).
                          گـروهـى را بـا زلـزله هاى ويرانگر, و اقوامى را با صاعقه ها, و جمعى را با طوفان يا تندباد مجازات كرديم , و شهرهاى ويران شده و خاموش آنها را به عنوان درس عبرتى باقى گذارديم .
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment



                          • (آيه )ـ.
                            به اين پرندگان بالاى سر خود بنگريد!.
                            در آيـات آغـاز ايـن سـوره بـه هنگامى كه بحث از قدرت و مالكيت خداوند بودسخن از آسمانهاى هـفـتـگـانـه و سـتارگان و كواكب آنها به ميان آمد, در اين آيه همين مساله قدرت با ذكر يكى از مـوجـودات بـه ظـاهر كوچك عالم هستى تعقيب مى شود,مى فرمايد: ((آيا به پرندگانى كه بالاى سـرشـان اسـت و گاه بالهاى خود را گسترده و گاه جمع مى كنند نگاه نكردند؟! (اولم يروا الى الطير فوقهم صـافات ويقبضن ) همه پرواز مى كنند اما هركدام برنامه مخصوصى دارند.
                            ايـن اجـسـام سـنـگين برخلاف قانون جاذبه از زمين برمى خيزند, و به راحتى تمام برفراز آسمان , ساعتها, و گاه هفته ها و ماهها! پشت سرهم به حركت سريع ونرم خود ادامه مى دهند, بى آنكه هيچ مشكلى داشته باشند.
                            چه كسى بدن آنها را به گونه اى آفريده كه به راحتى در هوا سير مى كنند؟! وچه كسى اين قدرت را به بالهاى آنها بخشيده ؟.
                            لذا در پايان آيه مى افزايد: ((جز خداوند رحمان كسى آنها را بر فراز آسمان نگه نمى دارد, چرا كه او به هر چيز بيناست ,)) و نياز هر مخلوقى را مى داند (مـايمسكهن الا الرحمن انه بكل شى بصير).
                            اوست كه وسائل و نيروهاى مختلف را براى پرواز در اختيار آنها گذارده ,نگهدارنده پرندگان در آسـمـان , همان نگهدارنده زمين و موجودات ديگر است و هرزمان اراده كند نه پرنده قدرت پرواز دارد و نه زمين آرامش خود را حفظ مى كند.
                            (آيـه )ـ در ايـن آيـه بـه اين معنى اشاره مى كند كه كافران در برابر قدرت خداوند هيچ گونه يار و مـددكـارى نـدارنـد, مى فرمايد: ((آيا اين كسى كه لشكرشماست مى تواند شما را در برابر خداوند رحمان يارى دهد))؟! (امن هذا الذى هوجند لكم ينصركم من دون الرحمن ).
                            نـه تـنـهـا نمى توانند شما را در گرفتاريها يارى دهند, بلكه اگر بخواهد همانها رامامور عذاب و نابودى شما مى كند.
                            ((ولى كافران تنها گرفتار فريبند)) (ان الكـافرون الا فى غرور).
                            پـرده هـاى غـرور و جهل بر عقلهاى آنها افتاده , و به آنان جازه نمى دهد اين همه درس عبرت را بر صفحات تاريخ يا در گوشه و كنار زندگى خود ببينند.
                            (آيـه )ـ بـاز بـراى تـاكـيـد بـيشتر مى افزايد: ((يا آن كس كه شما را روزى مى دهداگر روزيش را بازدارد)) چه كسى مى تواند نياز شما را تامين كند؟ (امن هذا الذى يرزقكم ان امسك رزقه ).
                            هرگاه به آسمان دستور دهد نبارد, و زمينها گياهى نروياند, و يا آفات مختلف نباتى محصولات را نـابود كنند, چه كسى توانائى دارد غذائى در اختيار شمابگذارد؟ و يا اگر روزيهاى معنوى و وحى آسمانى را از شما قطع كند چه كسى توانائى راهنمائى شما را دارد؟.
                            اينها حقايقى است آشكار, ولى لجاجت و خيره سرى , حجابى است در برابردرك و شعور آدمى , و لذا در پـايان آيه مى فرمايد: ((بلكه آنها در سركشى و فرار ازحقيقت لجاجت مى ورزند)) (بل لجوا فى عتو ونفور).
                            (آيه )ـ.
                            راست قامتان جاده توحيد!.
                            در تعقيب آيات گذشته , پيرامون كافران و مؤمنان , در اين آيه وضع حال اين دو گروه را در ضمن مـثـال جـالـبـى منعكس ساخته , مى فرمايد: ((آيا كسى كه به روافتاده حركت مى كند, به هدايت نـزديكتر است , يا كسى كه راست قامت در صراطمستقيم گام برمى دارد)) و پيش مى رود (افمن يمشى مكبا على وجهه اهدى امن يمشى سويا على صراط مستقيم ).
                            در ايـنـجـا افـراد بى ايمان و ظالمان لجوج مغرور, به كسى تشبيه شده اند كه ازجاده اى ناهموار و پرپيچ و خم , مى گذرد, در حالى كه به رو افتاده , و با دست و پا, يابه سينه حركت مى كند, نه راه را بـه درسـتى مى بيند, و نه قادر بر كنترل خويشتن است , نه از موانع باخبر است و نه سرعتى دارد؟ كمى راه مى رود و درمانده مى شود.
                            ولى مؤمنان را به افراد راست قامتى تشبيه مى كند كه از جاده اى هموار وصاف و مستقيم باسرعت و قدرت و آگاهى تمام , به راحتى پيش مى رود.
                            چـه تشبيه جالب و دقيقى ؟ كه آثار آن در زندگى اين دو گروه كاملا نمايان است و با چشم خود مى بينيم .
                            (آيه )ـ در اين آيه پيامبر(ص ) را مخاطب ساخته , مى افزايد: ((بگو: او كسى است كه شما را آفريد, و بـراى شـمـا گوش و چشم و قلب قرار داد, اما كمترسپاسگزارى مى كنيد)) (قل هو الذى انشاكم وجعل لكم السمع والا بصـار والا فئدة قليلا مـا تشكرون ).
                            خـداونـد, هـم وسـيـله مشاهده و تجربه را در اختيار شما قرارداد (چشم ) و هم وسيله آگاهى بر نـتـيـجه افكار ديگران (گوش ) و هم وسيله انديشيدن در علوم عقلى (قلب ) را, خلاصه تمام ابزار لازم بـراى آگـاهـى به علوم عقلى و نقلى را در اختيار شماگذارده است , اما كمتر كسى سپاس اين همه نعمتهاى بزرگ را به جا مى آورد, زيراشكرنعمت آن است كه هر نعمتى در مسير هدفى كه به خاطر آن آفريده شده است به كار گرفته شود.
                            (آيه )ـ بار ديگر پيامبر(ص ) را مخاطب ساخته , مى فرمايد: ((بگو: او كسى است كه شما را در زمين آفريد و به سوى او محشور مى شويد)) (قل هو الذى ذراكم فى الا رض واليه تحشرون ).
                            پـيام اين سه آيه اين است كه : در راه راست و صراط مستقيم ايمان و اسلام گام برداريد, و از تمام ابزار شناخت بهره گيريد, و به سوى زندگى جاويدان حركت كنيد.
                            (آيـه )ـ سـپس در همين رابطه , به گفتار منكران معاد و پاسخ آنها پرداخته ,مى فرمايد: ((آنها (از روى اسـتـهـزا) مى گويند: اگر راست مى گوئيد اين وعده قيامت چه زمانى است ))؟! (ويقولون متى هذا الوعد ان كنتم صـادقين ).
                            (آيـه )ـ در اين آيه به آنها چنين پاسخ مى گويد: ((به آنها بگو: علم آن تنهانزد خداست , و من تنها بيم دهنده آشكارى هستم )) (قل انما العلم عنداللّه وانمـا انانذير مبين ).
                            و بـايد چنين باشد چرا كه اگر تاريخ قيامت معلوم بود هرگاه فاصله زيادى داشت مردم در غفلت فرو مى رفتند, و اگر فاصله كم بود حالتى شبيه به اضطرار پيدامى كردند, و در هر حال , هدفهاى تربيتى ناتمام مى ماند.
                            (آيـه )ـ در ايـن آيه , مى افزايد: ((هنگامى كه آن (وعده الهى ) را از نزديك مى بينند صورت كافران زشت و سياه مى گردد)) به گونه اى كه آثار غم و اندوه از آن مى بارد (فلما راوه زلفة سيئت وجوه الذين كفروا).
                            ((و بـه آنـهـا گـفته مى شود: اين همان چيزى است كه تقاضاى آن را داشتيد))!(وقيل هذا الذى كنتم به تدعون ).
                            (آيـه )ـ ايـن آيه و دو آيه بعد كه آخرين آيات سوره ((ملك )) است و همه باكلمه ((قل )) خطاب به پـيـامبر(ص ) شروع مى شود ادامه بحثهائى است كه در آيات قبل كفار شده , كه جنبه هاى ديگرش در اين آيات , منعكس است .
                            نـخست به آنها كه غالبا انتظار مرگ پيامبر(ص ) و يارانش را داشتند و گمان مى كردند كه با مرگ وى آئيـن او بـرچـيـده مـى شـود و همه چيز پايان مى يابد ـو غالب دشمنان شكست خورده درباره رهبران راستين هميشه همين انتظار را دارندـ مى فرمايد(بگو: به من خبر دهيد اگر خداوند مرا و تـمـام كـسانى كه با من هستند, هلاك كند, يامورد ترحم قرار دهد چه كسى كافران را از عذاب دردنـاك پـنـاه مى دهد))؟ (قل اريتم ان اهلكنى اللّه ومن معى او رحمنـا فمن يجير الكـافرين من عذاب اليم ).
                            كـافـران مـكه , به پيامبر(ص ) و مسلمانان نفرين مى كردند و تقاضاى مرگ او راداشتند به گمان ايـن كـه اگر آن حضرت از دنيا برود, دعوتش نيز برچيده مى شود, آيه فوق نازل شد و به آنها پاسخ داد.
                            (آيـه )ـ و در ادامـه هـمـيـن سخن مى افزايد: ((به آنها بگو: او خداوند رحمان است , ما به او ايمان آورده , و بـر او تـوكـل كـرده ايم , و به زودى مى دانيد چه كسى درگمراهى آشكار است )) (قل هو الرحمن آمنا به وعليه توكلنـا فستعلمون من هو فى ضلا ل مبين ).
                            يـعـنـى , اگـر ما به خدا ايمان آورده ايم , و او را ولى و وكيل و سرپرست خودبرگزيده ايم , دليلش روشن است , او خداى رحمان است , رحمت عامش همه جارسيده , و فيض انعامش دوست و دشمن را فراگرفته , اما معبودهاى شما چه كارى كرده اند؟!.
                            (آيـه )ـ در آخـريـن آيـه به عنوان ذكر يك مصداق از رحمت عام خداوند كه بسيارى از مردم از آن غافلند, مى گويد: ((به آنها بگو: به من خبر دهيد اگر آبهاى (سرزمين ) شما در زمين فرو رود چه كـسى مى تواند آب جارى و گوارا در دسترس شما قرار دهد))؟! (قل اريتم ان اصبح مـاؤكم غورا فمن ياتيكم بمـا معين ).
                            در روايـاتـى كـه از ائمـه اهـل بيت (ع ) به ما رسيده , آيه اخير به ظهور حضرت مهدى ـعج ـ و عدل جهان گستر او تفسير شده است كه همه از باب ((تطبيق )) است , وبه تعبير ديگر ظاهر آيه مربوط بـه آب جـارى اسـت كـه مايه حيات موجودات زنده است , و باطن آيه مربوط به وجود امام و علم و عدالت جهان گستر اوست كه آن نيزمايه حيات جامعه انسانى است .
                            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment


                            • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                              صادق هدايت؛ بوف کور

                              Comment



                              • (آيه )ـ.
                                داستان عبرت انگيز ((اصحاب الجنة ))!.
                                به تناسب بحثى كه در آيات گذشته پيرامون ثروتمندان خودخواه و مغروربود در اينجا داستانى را درباره عده اى از ثروتمندان پيشين كه داراى باغ خرم وسرسبزى بودند, ذكر مى كند.
                                نخست مى فرمايد: ((ما آنها را آزموديم همان گونه كه صاحبان باغ را آزمايش كرديم )) (انا بلونـاهم كمـا بلونـا اصحـاب الجنة ).
                                ماجرا چنين بود: اين باغ ـكه طبق مشهور در يمن بوده ـ در اختيار پيرمردى مؤمن قرار داشت , او بـه قـدر نياز از آن برمى گرفت , و بقيه را به مستحقان و نيازمندان مى داد, اما هنگامى كه چشم از دنـيـا پـوشـيد, فرزندانش گفتند: ما خود به محصول اين باغ سزاوارتريم , و به اين ترتيب تصميم گرفتند تمام مستمندان را محروم سازند.
                                آيـه مـى گـويـد: ما آنها را آزموديم , ((هنگامى كه سوگند ياد كردند: ميوه هاى باغ را صبحگاهان (دور از چشم مستندان ) بچينند)) (اذ اقسموا ليصرمنهـا مصبحين ).
                                (آيه )ـ ((و هيچ از آن استثنا نكنند)) و براى مستمندان چيزى فرو نگذارند(ولا يستثنون ).
                                ايـن تـصميم آنها ناشى از بخل و ضعف ايمان آنها بود, زيرا انسان هرقدر هم نيازمند باشد مى تواند كمى از محصول يك باغ پر درآمد را به نيازمندان اختصاص دهد.
                                (آيـه )ـ سـپـس در ادامـه اين سخن مى افزايد: ((اما عذابى فراگير (شب هنگام ) بر (تمام ) باغ آنها فرود آمد در حالى كه همه در خواب بودند)) (فطاف عليهـاطائف من ربك وهم نـائمون ).
                                (آيـه )ـ آتشى سوزان و صاعقه اى مرگبار چنان بر آن مسلط شد كه ((آن باغ سرسبز همچون شب سياه و ظلمانى شد)) و جز مشتى خاكستر از آن باقى نماند(فاصبحت كالصريم ).
                                (آيه )ـ صاحبان باغ به گمان اين كه درختهاى پربارشان آماده براى چيدن ميوه است ((صبحگاهان يكديگر را صدا زدند)) (فتنـادوا مصبحين ).
                                (آيه )ـ و گفتند: ((كه به سوى كشتزار و باغ خود حركت كنيد, اگر قصدچيدن ميوه ها را داريد))! (ان اغدوا على حرثكم ان كنتم صـارمين ).
                                (آيـه )ـ بـه ايـن تـرتيب ((آنها (به سوى باغ ) حركت كردند در حالى كه آهسته با هم مى گفتند) (فانطلقوا وهم يتخـافتون ).
                                (آيـه )ـ ((مـواظـب بـاشيد امروز حتى يك فقير وارد بر شما نشود))! (ان لا يدخلنهـا اليوم عليكم مسكين ).
                                چنين به نظر مى رسد كه به خاطر سابقه اعمال نيك پدر, جمعى از فقرا همه سال درانتظار چنين ايـامـى بـودند كه ميوه چينى باغ شروع شود و بهره اى عائد آنها گردد, ولذا اين فرزندان بخيل و ناخلف چنان مخفيانه حركت كردند كه هيچ كس احتمال ندهد چنان روزى فرا رسيده .
                                (آيـه )ـ و بـه ايـن ترتيب , ((آنها صبحگاهان تصميم داشتند كه با قدرت ازمستمندان جلوگيرى كنند)) (وغدوا على حرد قـادرين ).
                                (آيـه )ـ امـا ((هنگامى كه (وارد باغ شدند و) آن را ديدند گفتند: حقا ماگمراهيم )) (فلما راوهـا قـالوا انا لضـالون ).
                                (آيه )ـ سپس افزودند: همه چيز از دست رفته ((بلكه ما محروميم )) (بل نحن محرومون ).
                                مـى خواستيم مستمندان و نيازمندان را محروم كنيد اما خودمان از همه بيشترمحروم شديم , هم محروم از درآمد مادى , و هم بركات معنوى .
                                (آيـه )ـ در ايـن مـيان ((يكى از آنها كه از همه عاقلتر بود گفت : آيا به شمانگفتم چرا تسبيح خدا نمى گوييد))! (قـال اوسطهم الم اقل لكم لولا تسبحون ).
                                از ايـن آيه استفاده مى شود كه در ميان آنها فرد مؤمنى بود كه آنها را از بخل وحرص نهى مى كرد, ولى كسى گوش به حرفش نمى داد.
                                (آيـه )ـ آنـهـا نـيـز لـحـظـه اى بيدار شدند و به گناه خود اعتراف كردند و((گفتند: منزه است پروردگار ما (از هرگونه ظلم و ستم ) مسلما ما ظالم بوديم )) هم برخويشتن ستم كرديم و هم بر ديگران (قـالوا سبحـان ربنـا انا كنا ظـالمين ).
                                (آيـه )ـ ولـى مـطلب به اينجا خاتمه نيافت ((سپس رو به يكديگر كرده , به ملامت هم پرداختند)) (فاقبل بعضهم على بعض يتلا ومون ).
                                و احتمالا هركدام در عين اعتراف به خطاى خويش گناه اصلى را به دوش ديگرى مى انداختند, و او را شديدا سرزنش مى كرد.
                                آرى ! هـمه ظالمانى كه در چنگال عذاب الهى گرفتار مى شوند در عين اعتراف به گناه , هركدام سعى دارد عامل اصلى بدبختى خود را ديگرى بشمرد.
                                (آيـه )ـ سـپـس مـى افـزايـد: هـنـگـامى كه به عمق بدبختى خود آگاه شدندفريادشان بلند شد ((گفتند: واى بر ما كه طغيانگر بوديم ))! (قـالوا يـا ويلنـا اناكنا طـاغين ).
                                آنـهـا در مـرحـلـه قـبل اعتراف به ((ظلم )) و ستم كردند, و در اينجا اعتراف به ((طغيان )) و در حقيقت طغيان مرحله اى است بالاتر از ظلم .
                                (آيه )ـ سرانجام آنها بعد از اين بيدارى و هشيارى و اعتراف به گناه وبازگشت به سوى خدا, رو به درگـاه او آوردنـد, و گـفـتـند: ((اميدواريم پروردگارمان (گناهان ما را ببخشد و) بهتر از آن به جاى آن به ما بدهد)) (عسى ربنـا ان يبدلنـاخيرا منهـا).
                                ((چـرا كـه مـا بـه او عـلاقه منديم )) و به ذات پاكش دل بسته ايم و حل اين مشكل را نيز از قدرت بى پايان او مى طلبيم (انا الى ربنـا راغبون ).
                                (آيـه )ـ در ايـن آيـه بـه عـنوان يك نتيجه گيرى كلى و درس همگانى مى فرمايد: اين گونه است عذاب (خداوند در دنيا) و عذاب آخرت از آن هم بزرگتراست اگر مى دانستند)) (كذلك العذاب ولعذاب الا خرة اكبر لو كـانوا يعلمون ).
                                شـمـا نـيز اگر به خاطر مال و ثروت و امكانات مادى مست و مغرور شويد, وروح انحصارطلبى بر شـما چيره گردد, همه چيز را براى خود بخواهيد, و نيازمندان را محروم كنيد, سرنوشتى بهتر از اين نخواهيد داشت .
                                (آيـه )ـ مـى دانـيـم روش قرآن اين است كه شرح حال زندگى بدان و خوبان را در مقابل هم قرار مى دهد, تا در مقايسه با يكديگر بهتر شناخته شوند.
                                طبق همين روش بعد از ذكر سرنوشت دردناك ((اصحاب الجنة )) (صاحبان باغ خرم و سرسبز) در ايـنجا به ذكر حال پرهيزكاران پرداخته , مى گويد: ((براى پرهيزكاران نزد پروردگارشان باغهاى پرنعمت بهشت است )) (ان للمتقين عند ربهم جنات النعيم ).
                                بـاغـهـائى از بهشت كه هر نعمتى تصور شود كاملترين نوع آن در آنجاست ,علاوه بر نعمتهائى كه به فكر هيچ انسانى نرسيده است .
                                (آيه )ـ ولى از آنجا كه جمعى از مشركان و ثروتمندان خودخواه بودند كه ادعامى كردند همان طور كـه در دنـيـا وضـع ما عالى است در قيامت نيز بسيار خوب است ,خداوند در اين آيه شديدا آنها را مـورد مـؤاخـذه قـرار داده بـلـكه محاكمه مى كند,مى فرمايد: ((آيا مؤمنانى را (كه در برابر حق و عدالت تسليمند) همچون مشركان ومجرمان قرار دهيم ))؟(افنجعل المسلمين كالمجرمين ).
                                (آيه )ـ ((شما را چه مى شود؟ چگونه داورى مى كنيد))؟! (مـالكم كيف تحكمون ).
                                هـيـچ انـسـان عاقلى باور مى كند سرنوشت عادل و ظالم , مطيع و مجرم , ايثارگرو انحصارطلب يكسان باشد؟ آن هم در پيشگاه خداوند.
                                (آيـه )ـ سـپـس مـى افـزايـد: اگر عقل و خرد, شما را به چنين حكمى رهنمون نشده آيا دليلى از ((نقل )) بر آن داريد ((آيا كتابى داريد كه از آن درس مى خوانيد ))؟ (ام لكم كتـاب فيه تدرسون ).
                                (آيه )ـ ((كه آنچه را شما اختيار مى كنيد از آن شماست ))؟! (ان لكم فيه لمـا تخيرون ).
                                شـما انتظار داريد مجرمانى همچون خودتان همطراز مسلمين باشند, اين سخنى است كه نه عقل به آن حكم مى كند و نه در هيچ كتاب معتبرى آمده است .
                                (آيـه )ـ در اين آيه چنين ادامه مى دهد: آيا شما مدركى از عقل و نقل براين ادعا داريد؟ ((يا اين كه عـهد و پيمان موكد و مستمرى تا روزقيامت بر ما داريد كه هرچه را حكم كنيد براى شما باشد))؟ (ام لكم ايمـان علينـا بـالغة الى يوم القيمة ان لكم لمـا تحكمون ).
                                چه كسى مى تواند ادعا كند كه از خدا عهد و پيمان گرفته است كه تسليم تمايلات او گردد!.
                                (آيه )ـ باز در ادامه اين پرسشها كه راهها را از هرسو به روى آنان مى بنددمى افزايد: ((از آنها بپرس كـدامـيـك از آنان چنين چيزى را تضمين مى كنند)) كه مجرمان و مؤمنان يكسان باشند يا هرچه آنها مى خواهند خدا در اختيارشان بگذارد (سلهم ايهم بذلك زعيم ).
                                (آيـه )ـ و در آخرين مرحله از اين بازپرسى عجيب مى فرمايد: ((يا اين كه معبودانى دارند كه آنها را شـريـك خـدا قرار داده اند (و براى آنان شفاعت مى كنند)اگر راست مى گويند معبودان خود را بياورند))! (ام لهم شركـا فلياتوا بشركـائهم ان كـانوا صـادقين ).
                                آيـا آنـهـا كمترين دليلى دارند بر اين كه بتها اين جمادات كم ارزش و بى شعورشريك خدا و شفيع درگاه اويند؟.
                                (آيه )ـ.
                                آن روز مى خواهند سجده كنند اما قادر نيستند!.
                                در تـعـقـيب آيات گذشته كه مشركان و مجرمان را در برابر يك بازپرسى كوبنده قرار مى داد, در ايـنـجـا گوشه اى از سرنوشت آنها را در قيامت نشان مى دهد تا روشن شود اين گروه خودخواه و پرادعا در آن روز چقدر ذليل و خوارند؟.
                                مـى فـرمايد: به خاطر بياوريد ((روزى را كه (از شدت ترس و وحشت ) ساق پاهابرهنه مى گردد و دعوت به سجود مى شوند اما نمى توانند)) سجود كنند (يوم يكشف عن سـاق ويدعون الى السجود فلا يستطيعون ).
                                آرى ! در آن روز هـمگان به سجده و خضوع در برابر پروردگار دعوت مى شوند, مؤمنان به سجده مى افتند, ولى مجرمان قدرت سجده ندارند!.
                                (آيه )ـ اين آيه مى گويد: ((اين در حالى است كه چشمهايشان (از شدت شرمسارى ) به زير افتاده و ذلت و خوارى تمام وجودشان را فراگرفته )) (خـاشعة ابصـارهم ترهقهم ذلة ).
                                افـراد مـجرم هنگامى كه در دادگاه محكوم مى شوند معمولا سر خود را به زيرمى افكنند, و ذلت تمام و جودشان را فرا مى گيرد.
                                سـپـس مـى افـزايـد: ((آنها پيش از اين (در دار دنيا) دعوت به سجود مى شدند درحالى كه سالم بودند)) ولى امروز ديگر توانائى آن را ندارند (وقد كـانوا يدعون الى السجود وهم سـالمون ).
                                آنـهـا هرگز سجده نكردند, و روح استكبار و تمرد و سرپيچى را با خود به صحنه قيامت آوردند با اين حال چگونه قدرت بر سجده دارند.
                                (آيه )ـ سپس روى سخن را به پيامبر(ص ) كرده , مى گويد: ((اكنون مرا با آنها كه اين سخن (يعنى قرآن ) را تكذيب مى كنند واگذار)) تا حساب همه آنها را برسم (فذرنى ومن يكذب بهذا الحديث ).
                                ايـن تـهـديـدى است شديد از ناحيه خداوند قادر قهار كه به پيامبر(ص ) مى گويد:نمى خواهد تو دخالت كنى , مرا با اين تكذيب كنندگان لجوج و سركش رها كن , تاآنچه مستحقند به آنها بدهم !.
                                سـپـس مـى افـزايـد: ((مـا آنـان را از آنـجـا كه نمى دانند به تدريج به سوى عذاب پيش مى بريم )) (سنستدرجهم من حيث لا يعلمون ).
                                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                                صادق هدايت؛ بوف کور

                                Comment

                                Working...
                                X