ايـمـان بـه پـيـامـبر(ص ) از ايمان به خدا جدا نيست , همان گونه كه جهاد با جان , ازجهاد با مال نمى تواند جدا باشد, و اگر مى بينيم جهاد با مال مقدم داشته شده نه به خاطر آن است كه از جهاد بـا جـان مـهمتر مى باشد, بلكه به خاطر اين است كه مقدمه آن محسوب مى شود چرا كه ابزار جهاد ازطريق كمكهاى مالى فراهم مى گردد.
(آيـه )ـ تـا ايـنـجـا سه ركن اساسى از اركان اين تجارت بزرگ مشخص شد((خريدار)) خداست و ((فـروشنده )) انسانهاى با ايمان , ((و متاع )) جانها و اموالشان ,اكنون نوبت به ركن چهارم مى رسد كه بهاى اين معامله عظيم است .
مى فرمايد: اگر چنين كنيد ((گناهانتان را مى بخشد و شما را در باغهائى ازبهشت داخل مى كند كـه نـهرها از زير درختانش جارى است و در مسكنهاى پاكيزه دربهشت جاويدان جاى مى دهد, و ايـن پيروزى عظيم است )) (يغفر لكم ذنوبكم ويدخلكم جنات تجرى من تحتها الا نهـار ومسـاكن طيبة فى جنات عدن ذلك الفوز العظيم ).
در مـرحـله پاداش اخروى نخست به سراغ آمرزش گناهان مى رود چرا كه بيشترين ناراحتى فكر انـسـان از گـنـاهـان خـويش است , همچنين اين تعبير نشان مى دهد كه نخستين هديه الهى به شهيدان راهش اين است كه تمام گناهانشان رامى بخشد.
(آيـه )ـ در ايـن آيـه بـه دو شـاخه از مواهب الهى در دنيا نيز اشاره كرده ,مى فرمايد: ((و (نعمت ) ديـگـرى كـه آن را دوسـت داريـد به شما مى بخشد, و آن يارى خداوند, و پيروزى نزديك است )) (واخرى تحبونهـا نصر من اللّه وفتح قريب ).
چه تجارت پرسود و پربركتى ؟ كه سراسرش فتح و پيروزى و نعمت ورحمت است .
سـپـس بـه هـمـين دليل به مؤمنان در مورد اين تجارت بزرگ تبريك مى گويد ومى افزايد: ((و مؤمنان را بشارت ده )) به اين پيروزى بزرگ (وبشر المؤمنين ).
(آيه )ـ.
همچون حواريون باشيد!.
در ايـن آيـه كـه آخـرين آيه سوره صف مى باشد باز تكيه و تاكيد روى امر((جهاد)) است كه محور اصـلـى سـوره را تـشـكيل مى دهد, منتهى از طريقى ديگر اين مساله را تعقيب مى كند, و مطلبى مـهمتر از عنوان بهشت و نعمتهاى بهشتى ارائه داده , مى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! ياوران خدا باشيد)) (يـا ايها الذين آمنوا كونوا انصـاراللّه ).
خدائى كه تمام قدرتها از او سرچشمه مى گيرد و به او باز مى گردد.
سـپـس بـه يك نمونه تاريخى اشاره مى كند تا بدانند اين راه بدون رهرو نبوده ونيست , مى افزايد: ((همان گونه كه عيسى بن مريم به حواريون گفت : چه كسانى در راه خدا ياوران من هستند))؟! (كمـا قـال عيسى ابن مريم للحواريين من انصـارى الى اللّه ).
و ((حـواريون (در پاسخ با نهايت افتخار) گفتند: ما ياوران خدائيم )) (قـال الحواريون نحن انصـار اللّه ).
و در همين مسير با دشمنان حق به مبارزه برخاستند ((در اين هنگام گروهى ازبنى اسرائيل ايمان آوردنـد (و به حواريون پيوستند) و گروهى كافر شدند)) (فـامنت طائفة من بنى اسرائيل وكفرت طائفة ).
ايـنـجـا بود كه نصرت و يارى ما به كمك آنها شتافت ((ما كسانى را كه ايمان آورده بودند در برابر دشمنانشان تاييد كرديم , و سرانجام بر آنان پيروز شدند))(فايدنا الذين آمنوا على عدوهم فاصبحوا ظاهرين ).
شـمـا نـيـز حـواريـون مـحـمد(ص ) هستيد, و به اين افتخار مفتخريد كه ياوران اللّه ورسول خدا مى باشيد, و همان گونه كه حواريون بر دشمنان غلبه كردند شما نيز پيروزخواهيد شد.
حواريون كيانند؟.
در قـرآن مـجـيـد پنج بار از حواريون مسيح (ع ) ياد شده كه دوبار در همين سوره است , اين تعبير اشاره به دوازده نفر از ياران خاص حضرت مسيح است كه نام آنهادر انجيلهاى كنونى (انجيل متى و لوقا باب 6) ذكر شده است .
در حـديـثـى آمـده است كه پيغمبر گرامى اسلام (ص ) هنگامى كه در ((عقبه )) باجمعى از اهل مـديـنـه كـه بـراى بيعت آمده بودند روبه رو شد فرمود: دوازده نفر ازخودتان را انتخاب و به من مـعـرفى كنيد كه اينها نماينده قوم خود باشند, همان گونه كه حواريون نسبت به عيسى بن مريم بوده اند و اين نيز اهميت مقام آن بزرگواران رانشان مى دهد.
((پايان سوره صف )).
سوره جمعه [62].
اين سوره در ((مدينه )) نازل شده و 11 آيه است .
محتواى سوره :.
ايـن سوره در حقيقت بر دو محور اساسى دور مى زند: نخست توجه به توحيد و صفات خدا و هدف از بعثت پيامبر اسلام (ص ) و مساله معاد, و ديگرى برنامه سازنده نماز جمعه و بعضى از خصوصيات اين عبادت بزرگ .
فضيلت تلاوت سوره :.
در فـضيلت تلاوت اين سوره ـچه مستقلا و يا در ضمن نمازهاى يوميه ـروايات بسيارى وارد شده است .
در حديثى از پيغمبر اكرم (ص ) مى خوانيم : ((هركس سوره جمعه را بخواندخداوند به تعداد كسانى كـه در نـمـاز جمعه شركت مى كنند و كسانى كه شركت نمى كنند در تمام بلاد مسلمين به او ده حسنه مى بخشد)).
قـابـل ذكر است , با اين كه عدول از سوره توحيد و ((قل يـا ايها الكـافرون )) به سوره هاى ديگر در قرائت نماز جائز نيست اين مساله در خصوص نماز جمعه استثنا و عدول از آنها به سوره ((جمعه )) و ((منافقون )) جايز بلكه مستحب شمرده شده است .
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر.
(آيـه )ـ اين سوره نيز با تسبيح و تقديس پروردگار شروع مى شود, و به قسمتى ازصفات جمال و جلال و اسما حسناى او اشاره مى كند كه در حقيقت مقدمه اى است براى بحثهاى آينده .
مى فرمايد: ((آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همواره تسبيح خدامى گويند)) و با زبان حال و قال او را از تمام نقايص و عيوب پاك مى شمرند (يسبح للّه مـا فى السموات ومـا فى الا رض ).
خداوندى كه ((مالك و حاكم است , و از هر عيب و نقصى مبراست )) (الملك القدوس ).
خداوندى كه ((عزيز و حكيم است )) (العزيز الحكيم ).
و به اين ترتيب نخست بر ((مالكيت و حاكميت )) و سپس ((منزه بودن او ازهرگونه ظلم و ستم و نقص )) تاكيد مى كند, زيرا با توجه به مظالم بى حساب ملوك وشاهان واژه ((ملك )) تداعى معانى نامقدسى مى كند كه با كلمه ((قدوس )) همه شستشو مى شود.
(آيـه )ـ بـعـد از ايـن اشـاره كـوتاه و پرمعنى به مساله توحيد و صفات خدا, به مساله بعثت پيامبر اسـلام (ص ) و هدف از اين رسالت بزرگ كه در ارتباط با عزيز وحكيم و قدوس بودن خداوند است پـرداخـتـه , مـى گـويـد: ((او كـسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان بـرانـگـيـخـت كه آياتش را بر آنهامى خواند)) (هو الذى بعث فى الا ميين رسولا منهم يتلوا عليهم آيـاته ).
و در پرتو اين تلاوت , ((آنها را تزكيه مى كند, و به آنها كتاب (قرآن ) و حكمت مى آموزد)) (ويزكيهم ويعلمهم الكتـاب والحكمة ).
((هرچند پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند)) (وان كـانوا من قبل لفى ضلا ل مبين ).
پـيـامـبـر اسلام از ميان همين گروه درس نخوانده برخاسته تا عظمت رسالت اورا روشن سازد, كـتابى مثل قرآن با اين محتواى عميق و عظيم , محال است زائيده فكر بشر باشد آن هم بشرى كه نه خود درس خوانده , و نه در محيط علم و دانش پرورش يافته است , اين نورى است كه از ظلمت برخاسته , و اين خود معجزه اى است آشكار و سندى است روشن بر حقانيت او.
در آيـه فـوق هـدف ايـن بعثت را در سه امر خلاصه كرده كه يكى جنبه مقدماتى دارد و آن تلاوت آيات الهى است , و دو قسمت ديگر يعنى ((تهذيب وتزكيه نفوس )) و ((تعليم كتاب و حكمت )) دو هدف بزرگ نهائى را تشكيل مى دهد.
آرى ! پـيـامبر(ص ) آمده است كه انسانها را هم در زمينه علم و دانش , و هم اخلاق و عمل , پرورش دهـد, تا به وسيله اين دو بال بر اوج آسمان سعادت پروازكنند, و مسير الى اللّه را پيش گيرند, و به مقام قرب او نائل شوند.
(آيـه )ـ ولى ازآنجاكه پيامبراسلام تنها مبعوث به اين قوم ((امى ))نبود, بلكه دعوتش همه جهانيان را دربـر مـى گرفت در اين آيه , مى افزايد: ((و رسول است برگروه ديگرى (از مؤمنان ) كه هنوز به آنها ملحق نشده اند)) (وآخرين منهم لما يلحقوا بهم ).
بـه ايـن تـرتيب آيه فوق تمام اقوامى را كه بعد از صحابه پيامبر(ص ) به وجودآمدند از عرب و عجم شامل مى شود.
و از آنـجـا كه همه اين امور از قدرت و حكمت خداوند سرچشمه مى گيرد, درپايان آيه مى افزايد: ((و او عزيز و حكيم است )) (وهو العزيز الحكيم ).
(آيـه )ـ سپس به اين نعمت بزرگ يعنى , بعثت پيامبر گرامى اسلام (ص ) وبرنامه تعليم و تربيت او اشـاره كـرده , مى افزايد: ((اين فضل خداست كه به هركس بخواهد (و شايسته بداند) مى بخشد, و خداوند صاحب فضل عظيم است )) (ذلك فضل اللّه يوتيه من يشـا واللّه ذوالفضل العظيم ).
(آيـه )ـ تـا ايـنـجـا سه ركن اساسى از اركان اين تجارت بزرگ مشخص شد((خريدار)) خداست و ((فـروشنده )) انسانهاى با ايمان , ((و متاع )) جانها و اموالشان ,اكنون نوبت به ركن چهارم مى رسد كه بهاى اين معامله عظيم است .
مى فرمايد: اگر چنين كنيد ((گناهانتان را مى بخشد و شما را در باغهائى ازبهشت داخل مى كند كـه نـهرها از زير درختانش جارى است و در مسكنهاى پاكيزه دربهشت جاويدان جاى مى دهد, و ايـن پيروزى عظيم است )) (يغفر لكم ذنوبكم ويدخلكم جنات تجرى من تحتها الا نهـار ومسـاكن طيبة فى جنات عدن ذلك الفوز العظيم ).
در مـرحـله پاداش اخروى نخست به سراغ آمرزش گناهان مى رود چرا كه بيشترين ناراحتى فكر انـسـان از گـنـاهـان خـويش است , همچنين اين تعبير نشان مى دهد كه نخستين هديه الهى به شهيدان راهش اين است كه تمام گناهانشان رامى بخشد.
(آيـه )ـ در ايـن آيـه بـه دو شـاخه از مواهب الهى در دنيا نيز اشاره كرده ,مى فرمايد: ((و (نعمت ) ديـگـرى كـه آن را دوسـت داريـد به شما مى بخشد, و آن يارى خداوند, و پيروزى نزديك است )) (واخرى تحبونهـا نصر من اللّه وفتح قريب ).
چه تجارت پرسود و پربركتى ؟ كه سراسرش فتح و پيروزى و نعمت ورحمت است .
سـپـس بـه هـمـين دليل به مؤمنان در مورد اين تجارت بزرگ تبريك مى گويد ومى افزايد: ((و مؤمنان را بشارت ده )) به اين پيروزى بزرگ (وبشر المؤمنين ).
(آيه )ـ.
همچون حواريون باشيد!.
در ايـن آيـه كـه آخـرين آيه سوره صف مى باشد باز تكيه و تاكيد روى امر((جهاد)) است كه محور اصـلـى سـوره را تـشـكيل مى دهد, منتهى از طريقى ديگر اين مساله را تعقيب مى كند, و مطلبى مـهمتر از عنوان بهشت و نعمتهاى بهشتى ارائه داده , مى فرمايد: ((اى كسانى كه ايمان آورده ايد! ياوران خدا باشيد)) (يـا ايها الذين آمنوا كونوا انصـاراللّه ).
خدائى كه تمام قدرتها از او سرچشمه مى گيرد و به او باز مى گردد.
سـپـس بـه يك نمونه تاريخى اشاره مى كند تا بدانند اين راه بدون رهرو نبوده ونيست , مى افزايد: ((همان گونه كه عيسى بن مريم به حواريون گفت : چه كسانى در راه خدا ياوران من هستند))؟! (كمـا قـال عيسى ابن مريم للحواريين من انصـارى الى اللّه ).
و ((حـواريون (در پاسخ با نهايت افتخار) گفتند: ما ياوران خدائيم )) (قـال الحواريون نحن انصـار اللّه ).
و در همين مسير با دشمنان حق به مبارزه برخاستند ((در اين هنگام گروهى ازبنى اسرائيل ايمان آوردنـد (و به حواريون پيوستند) و گروهى كافر شدند)) (فـامنت طائفة من بنى اسرائيل وكفرت طائفة ).
ايـنـجـا بود كه نصرت و يارى ما به كمك آنها شتافت ((ما كسانى را كه ايمان آورده بودند در برابر دشمنانشان تاييد كرديم , و سرانجام بر آنان پيروز شدند))(فايدنا الذين آمنوا على عدوهم فاصبحوا ظاهرين ).
شـمـا نـيـز حـواريـون مـحـمد(ص ) هستيد, و به اين افتخار مفتخريد كه ياوران اللّه ورسول خدا مى باشيد, و همان گونه كه حواريون بر دشمنان غلبه كردند شما نيز پيروزخواهيد شد.
حواريون كيانند؟.
در قـرآن مـجـيـد پنج بار از حواريون مسيح (ع ) ياد شده كه دوبار در همين سوره است , اين تعبير اشاره به دوازده نفر از ياران خاص حضرت مسيح است كه نام آنهادر انجيلهاى كنونى (انجيل متى و لوقا باب 6) ذكر شده است .
در حـديـثـى آمـده است كه پيغمبر گرامى اسلام (ص ) هنگامى كه در ((عقبه )) باجمعى از اهل مـديـنـه كـه بـراى بيعت آمده بودند روبه رو شد فرمود: دوازده نفر ازخودتان را انتخاب و به من مـعـرفى كنيد كه اينها نماينده قوم خود باشند, همان گونه كه حواريون نسبت به عيسى بن مريم بوده اند و اين نيز اهميت مقام آن بزرگواران رانشان مى دهد.
((پايان سوره صف )).
سوره جمعه [62].
اين سوره در ((مدينه )) نازل شده و 11 آيه است .
محتواى سوره :.
ايـن سوره در حقيقت بر دو محور اساسى دور مى زند: نخست توجه به توحيد و صفات خدا و هدف از بعثت پيامبر اسلام (ص ) و مساله معاد, و ديگرى برنامه سازنده نماز جمعه و بعضى از خصوصيات اين عبادت بزرگ .
فضيلت تلاوت سوره :.
در فـضيلت تلاوت اين سوره ـچه مستقلا و يا در ضمن نمازهاى يوميه ـروايات بسيارى وارد شده است .
در حديثى از پيغمبر اكرم (ص ) مى خوانيم : ((هركس سوره جمعه را بخواندخداوند به تعداد كسانى كـه در نـمـاز جمعه شركت مى كنند و كسانى كه شركت نمى كنند در تمام بلاد مسلمين به او ده حسنه مى بخشد)).
قـابـل ذكر است , با اين كه عدول از سوره توحيد و ((قل يـا ايها الكـافرون )) به سوره هاى ديگر در قرائت نماز جائز نيست اين مساله در خصوص نماز جمعه استثنا و عدول از آنها به سوره ((جمعه )) و ((منافقون )) جايز بلكه مستحب شمرده شده است .
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر.
(آيـه )ـ اين سوره نيز با تسبيح و تقديس پروردگار شروع مى شود, و به قسمتى ازصفات جمال و جلال و اسما حسناى او اشاره مى كند كه در حقيقت مقدمه اى است براى بحثهاى آينده .
مى فرمايد: ((آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است همواره تسبيح خدامى گويند)) و با زبان حال و قال او را از تمام نقايص و عيوب پاك مى شمرند (يسبح للّه مـا فى السموات ومـا فى الا رض ).
خداوندى كه ((مالك و حاكم است , و از هر عيب و نقصى مبراست )) (الملك القدوس ).
خداوندى كه ((عزيز و حكيم است )) (العزيز الحكيم ).
و به اين ترتيب نخست بر ((مالكيت و حاكميت )) و سپس ((منزه بودن او ازهرگونه ظلم و ستم و نقص )) تاكيد مى كند, زيرا با توجه به مظالم بى حساب ملوك وشاهان واژه ((ملك )) تداعى معانى نامقدسى مى كند كه با كلمه ((قدوس )) همه شستشو مى شود.
(آيـه )ـ بـعـد از ايـن اشـاره كـوتاه و پرمعنى به مساله توحيد و صفات خدا, به مساله بعثت پيامبر اسـلام (ص ) و هدف از اين رسالت بزرگ كه در ارتباط با عزيز وحكيم و قدوس بودن خداوند است پـرداخـتـه , مـى گـويـد: ((او كـسى است كه در ميان جمعيت درس نخوانده رسولى از خودشان بـرانـگـيـخـت كه آياتش را بر آنهامى خواند)) (هو الذى بعث فى الا ميين رسولا منهم يتلوا عليهم آيـاته ).
و در پرتو اين تلاوت , ((آنها را تزكيه مى كند, و به آنها كتاب (قرآن ) و حكمت مى آموزد)) (ويزكيهم ويعلمهم الكتـاب والحكمة ).
((هرچند پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند)) (وان كـانوا من قبل لفى ضلا ل مبين ).
پـيـامـبـر اسلام از ميان همين گروه درس نخوانده برخاسته تا عظمت رسالت اورا روشن سازد, كـتابى مثل قرآن با اين محتواى عميق و عظيم , محال است زائيده فكر بشر باشد آن هم بشرى كه نه خود درس خوانده , و نه در محيط علم و دانش پرورش يافته است , اين نورى است كه از ظلمت برخاسته , و اين خود معجزه اى است آشكار و سندى است روشن بر حقانيت او.
در آيـه فـوق هـدف ايـن بعثت را در سه امر خلاصه كرده كه يكى جنبه مقدماتى دارد و آن تلاوت آيات الهى است , و دو قسمت ديگر يعنى ((تهذيب وتزكيه نفوس )) و ((تعليم كتاب و حكمت )) دو هدف بزرگ نهائى را تشكيل مى دهد.
آرى ! پـيـامبر(ص ) آمده است كه انسانها را هم در زمينه علم و دانش , و هم اخلاق و عمل , پرورش دهـد, تا به وسيله اين دو بال بر اوج آسمان سعادت پروازكنند, و مسير الى اللّه را پيش گيرند, و به مقام قرب او نائل شوند.
(آيـه )ـ ولى ازآنجاكه پيامبراسلام تنها مبعوث به اين قوم ((امى ))نبود, بلكه دعوتش همه جهانيان را دربـر مـى گرفت در اين آيه , مى افزايد: ((و رسول است برگروه ديگرى (از مؤمنان ) كه هنوز به آنها ملحق نشده اند)) (وآخرين منهم لما يلحقوا بهم ).
بـه ايـن تـرتيب آيه فوق تمام اقوامى را كه بعد از صحابه پيامبر(ص ) به وجودآمدند از عرب و عجم شامل مى شود.
و از آنـجـا كه همه اين امور از قدرت و حكمت خداوند سرچشمه مى گيرد, درپايان آيه مى افزايد: ((و او عزيز و حكيم است )) (وهو العزيز الحكيم ).
(آيـه )ـ سپس به اين نعمت بزرگ يعنى , بعثت پيامبر گرامى اسلام (ص ) وبرنامه تعليم و تربيت او اشـاره كـرده , مى افزايد: ((اين فضل خداست كه به هركس بخواهد (و شايسته بداند) مى بخشد, و خداوند صاحب فضل عظيم است )) (ذلك فضل اللّه يوتيه من يشـا واللّه ذوالفضل العظيم ).



Comment