Announcement

Collapse
No announcement yet.

Tanze Nabavi

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts


  • کارگران جهان! قایم شویدنظرسنجی با اعمال شاقهتوطئه در دانشگاه امیر کبیردست معلم ار بود زمزمه محبتی...کارگران جهان! قایم شویدراستی و صداقت و کیهان

    Comment


    • تجاوز و دوران جنینیانتخابات فرانسه، روآیال و مجاهدین خلقگل آقا، قلمی برای خدا و مردمبالاترین به جای صبحانه
      خدا را شکر بالاخره از شر این صبحانه ای که یک روز باید در تیفانی می خوردیم، یک روز در تورنتو، یک روز در تل آویو و یک روز در کوچه پشت شهرداری نزدیک دفتر کیهان راحت شدیم. یک سالی بود که حسین دال اختیار صبحانه را داده بود دست حزب الداتکام های نامعلوم الحال. هیچ اساسی هم در کار نبود، کامنت ها را کنترل می کرد، خبرها را انتخاب می کرد و تنها عامل انتخاب رفیق بازی و این آخرها داستانی است که تشتش از بام های تورنتو فعلا کف کوچه های پاریس افتاده است. این بالاترین حداقل تکلیف دارد، آدم می فهمد کدام مطلب وجود دارد، کدام خواننده دارد و همه چیز بر اساس بازی منطقی و طبیعی اینترنتی پیش می رود، البته انشاء الله که دوستان در آن ایرونی بازی در نیاورند و دوباره چایی نخورده پسرخاله هم نشوند. راستی من نمی دانم چطوری می توانم بعضی از نوشته ها و تصاویر و فایل های صدای خودم را در جایی بگذارم و به بالاترین بفرستم، هنوز یاد نگرفتم، یکی به من کمک کند. ضمنا اگر کسی فایل های اعتراف صدای آمریکای مرا دارد، جان مادرش برای خودم بفرستد، ندارم. ضمنا اگر وقت کردید سری به دوم دام دات کام بزنید. روز پنجشنبه هم در رادیو زمانه برنامه دارم، به سووالات تان پاسخ می دهم.

      Comment


      • جملات ناقص

        نمی دانم تیترهای روزنامه ها و وب سایت ها اشکال دارد یا آنتن گیرنده ها اشکال دارد، در هر حال من ادامه جملات آقایان را از منابع نسبتا آگاه بدست آوردم و آنها را نوشتم.

        سردار احمدی مقدم: لباس باید چهار مشخصه داشته باشد... پاره باشد، کثیف باشد و بو بدهد، دراز و پهن باشد که همه جا را بپوشاند، هیچی از هیچ جا بیرون نزده باشد.

        حداد عادل: مجلس و دولت برای خدمت به معلمان آنچه می توانست انجام داد.... در نتیجه تعدادی از آنان دستگیر و زندانی شدند و وضع بقیه معلوم نیست.

        احمدی نژاد: علم باید در زندگی مردم جاری شود... من خودم تلاش کردم تا می توانم علم را در زندگی مردم جاری کنم، البته بعد از اینکه کاملا جاری شد، بهتر است مردم خودشان را آب بکشند، چاوز هم در ونزوئلا علم را بر مردم این کشور جاری کرده است، ولی برای آنها نجس پاکی مهم نیست.

        صفار هرندی: تاکنون کشور تا این حد یکدست نبوده است... نه، منظورم صرفا این نیست که همه کارها دست ایشان است، ولی فعلا کشور یکدست است.

        احمدی نژاد: ما باید تا سال 1404 کشور نمونه منطقه شویم، ولی من معتقدم زودتر از آن هم می توانیم به این هدف برسیم. حتی می توانیم در عرصه جهانی نیز اول شویم... علتش هم این است که من دو سال دیگر که رفتم بالاخره یک آدم درست و حسابی می آید و تا سال 1404 ایران را کشور نمونه می کند.

        رهبر انقلاب: گرایش اصلی نظام کمک به محرومان است... و ما برای کمک به محرومان، آنان را رئیس جمهور و عضو کابینه کردیم.

        سردار رویانیان، معاون راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی: تلفات جاده ای ایران به زیر صفر رسید... حتی از سال آینده ما در جاده ها سالی حداقل 3 درصد افزایش جمعیت و زاد و ولد خواهیم داشت.

        چمران: برای شهردار کردن احمدی نژاد 35 جلسه گذاشتیم... و در تمام این 35 جلسه این آدم یک کلمه حرف نزد که ما بفهمیم اینکاره نیست.

        فرمانده ناجا: متاسفانه کسانی که لباس دینی برتن دارند، از طرح نیروی انتظامی حمایت نمی کنند... و وقتی می پرسیم چرا، می گویند می خواهیم آبروی لباس دینی را پیش مردم بیش از این از بین نبریم.

        آیت الله موسوی اردبیلی: کاری نکنید مردم از دین زده شوند... البته من می خواستم این حرف ها را دو سال قبل بگویم، کمی دیر شد.

        زاهدی: دانشجوی سیاسی بازداشت نشود، البته در دانشگاه،... بیرون دانشگاه هم که فاصله زیادی نیست، همان طرف خیابان که باشند، ما با انگشت اشاره می کنیم، مساله حل است.

        توصیه بوش به رایس: با متکی مودبانه برخورد کن... ماچش نکن، بهش دست نده، گازش نگیر، زیاد بهش لبخند نزن و در مورد قزوین هم هیچی نگو.

        خبرگزاری ها: الاغی در یاسوج دو بره را خورد و مرد... وی واقعا الاغ بود.

        Comment


        • دولت روی شیروانی داغ

          می خواستم طنز بنویسم، قضیه جدی شد، راستش را بخواهید نمی توانستم این حرف هایی را که می خوانید، نگویم.

          نادرشاه هفت سال پادشاه خوبی بود، ملت دوستش داشتند، هفت سال پادشاه بدی بود، پدر مردم را درآورد. گاهی اوقات مسوولان مملکت ما هنوز به یک سال نرسیده به هفت سال دوم نادر می رسند. از سه چهار ماه قبل که بحران دولت شدید شد و مجلس و منتقدان اصولگرای دولت چاره ای جز برخورد با این دولت نداشتند، احساس خطر بوجود آمد. دولت هم که در رویای جهانی شدن احمدی نژاد به سر می برد، مجبور شد خودش را جمع و جور کند و به نظر می رسد فعلا دولت دارد خط عوض می کند. به نظرم این مشخصات در دولت احمدی نژاد وجود دارد:

          1) در درون حاکمیت دولت احمدی نژاد به عنوان دولتی ناکارآمد شناخته شده است. این ناکارآمدی تقریبا در همه حوزه ها اثبات شده است، دولت توانایی عمل کردن به هیچ وعده ای را ندارد.

          2) در میان مراجع و روحانیون و مذهبی های سنتی، دولت احمدی نژاد دولتی است که نمی تواند ظواهر جامعه را درست کند.

          3) در سطح جهان، دولت احمدی نژاد به عنوان دولت خطرناک شناخته شده است.

          4) در میان مردم، گروههای مختلف صنفی هر کدام به دلایل مختلف با دولت مشکل دارند. زنان مشکل دارند، چون خواسته هایی دارند که این دولت به دلیل همان خواسته ها سرکوب شان می کند، دانشجویان نه می توانند نفس بکشند و سوسول بازی دربیاورند، نه می توانند سیاسی بشوند و مخالفت کنند، نه می توانند چپ باشند و در کنار دولت چپ احمدی نژاد قرار بگیرند، چون متهم به توده ای بودن می شوند و نه می توانند راست باشند، چون متهم به آمریکایی بودن می شوند. معلمان مشکل مالی و حقوق و دستمزد دارند. رانندگان و کارگران مشکل صنفی دارند. از همه بدتر، احمدی نژاد تا دهان باز می کند، یک دردسر جدید به وجود می آید. مثلا در هفته گذشته مردم اقلید خود بخود دشمن احمدی نژاد شدند و از دیروز مردم اهواز و آبادان به دلیل تغییر ناگهانی رئیس منطقه آزاد اروند مخالف دولت شدند. قضیه ساده است، آقای الف نون دهان باز می کند، عده ای تمام زندگی شان در معرض خطر قرار می گیرد. این خبر کوچکی نیست که در ده روز گذشته 60 نفر از مردم اقلید که هیچ مشکل سیاسی نداشتند، توسط گلوله نظامیان زخمی شدند و دو نفر کشته شدند. فقط بخاطر اینکه احمدی نژاد در جمع هیجانزده شد و حرفی را زد که نباید می زد. دولت بدون اینکه هیچ نیازی به دشمن داشته باشد، به دلیل ماهیت ناکارآمد و غیرمردمی اش تولید دشمن( و نه مخالف) می کند، از طرفی هم دوستانش را ناامید می کند. مثلا دیروز احمدی نژاد توسط حزب الله به دلیل بوسیدن دست خانم معلم دوران کودکی اش شدیدا متهم شد که رفتار غیر اخلاقی دارد، در حالی که مردم عادی نیز به دلیل این رفتار احمدی نژاد طرفدار او نشدند، چون همزمان دارند کار او را در برخورد با بدحجابی می بینند. مساله این است که دولت مثل بیماری که دچار مشکل عدم کنترل مجاری ادراری و اداری خودش است، دائما دارد یک جای جدیدی را کثیف می کند.

          5) دولت از رقبای خود می ترسد و می خواهد رقبا را تبدیل به مخالف و مخالفانش را سرکوب کند، اما هیچ مخالف شناخته شده ای جلوی چشم دولت نیست، به همین دلیل دولت دارد دشمن می سازد. مخالفان دولت هم دائما اعلام می کنند که نه طرفدار براندازی اند و حتی برخی از آنها اعلام می کنند که طرفدار دولتند، اما دولت به آنها اتهام می زند که جاسوس دشمن هستند، مثلا حسین موسویان به عنوان دیپلماتی که دو روز قبل بازداشت شد، چندی قبل کلی دلیل آورده بود که اعمال دولت در حوزه هسته ای چقدر خوب است. یا مثلا نوشین احمدی خراسانی یکی از کسانی که کمپین یک میلیون امضا را حمایت می کند، در مصاحبه اش کلی توضیح می دهد که حرف های ما اصلا خطرناک نیست. اما دولت و قوه قضائیه به زور به او می گویند که قصد براندازی دارد. یا همین حسین درخشان بدبخت بیچاره، این همه مقاله می نویسد که اثبات کند که طرفدار دولت و حتی وزارت اطلاعات است، اما به او اتهام می زنند که عامل اسرائیل است. دانشجویان کشور اصلا سیاست را رها کرده اند و یک صدم بحرانی که در دوره خاتمی ایجاد می کردند، نمی کنند، اما یک دفعه از طرف آنها نشریه چاپ می کنند و آنها را مجبور می کنند که به رهبری اهانت کنند که بعدا بشود سرکوب شان کرد. به نظر می رسد دولت مثل لات های مستی که وسط کوچه دنبال نفس کش می گردند، عربده می کشد که کسی نفس بکشد، اما کسی حرفی نمی زند، با این وجود به هرکسی که از کوچه رد می شود، حمله می کند. مشکل این است که دولت آماده جنگ بیرونی و سرکوب داخلی است و ابزارش را هم دارد، اما کسی نیست که بخواهد بجنگد یا مورد سرکوب قرار بگیرد.

          6) یک بحران بزرگ دولت این است که اگر بخواهد حمایت عامه مردم را به دست بیاورد، حمایت نظامیان و مراجع را از دست می دهد و اگر حمایت مراجع و نظامیان را بدست بیاورد، حمایت عمومی را از دست می دهد. اگر اولی را از دست بدهد، در انتخابات اگر نگوئیم از اصلاح طلبان و میانه روها، حداقل از رقبای اصولگرای خودش شکست می خورد. و اگر بخواهد حمایت مراجع را از دست بدهد، باز هم در انتخابات شکست می خورد، چون حمایت سیستم دولتی و آرای ساخته شده را از دست می دهد. احمدی نژاد حالا دیگر نه می تواند ادعا کند ضدامپریالیست است، نه می تواند ادعا کند مدافع تهیدستان است، نه می تواند ادعا کند طرفدار علم است، نه می تواند ادعا کند طرفدار اخلاق است، شده است یک وضعی که از هر طرفش را بگیرند، از طرف دیگر بحران بوجود می آید.

          7) در حال حاضر دولت به ابزارهای شناخته شده قدیمی پناه برده است، می گوید که ضد امپریالیست است، اما این ضدامپریالیست بودن را از طریق سرکوب عوامل آن اثبات می کند و نه از طریق مبارزه واقعی یا جنگ با امپریالیسم. دولت هرکسی را عامل امپریالیسم می داند و می خواهد سرکوب کند، از طرفی بازی های نمایشی مردمی بودن با حضور استانی و شهرستانی و با دادن پول برای کسانی که برای رئیس جمهور نامه بنویسند می دهد، و از طرف دیگر با کشاندن پلیس در خیابان به بهانه مبارزه با بدحجابی وحشت عمومی ایجاد می کند. این رفتارها معمولا فقط یک نتیجه دارد و آن اینکه مردم را روز بروز از دولت منزجرتر می کند.

          در داخل حاکمیت نیز یک معادله دو جانبه وجود دارد، دولت اگر بخواهد با دشمنان بجنگد انتخابات را از دست می دهد، اگر نخواهد با دشمنان بجنگد و در فضای آزاد زندگی کند، از سوی رقبا به سقوط نزدیک می شود. به نظر می رسد که دولت مثل گربه ای است روی شیروانی داغ، هر کاری بکند، با بحران مواجه می شود. این وضع را در زبان فارسی استیصال می گویند، مردم ایران در این موارد اخلاق بسیار بدی دارند، وقتی می بینند کسی به چنین بحرانی افتاد از او دور می شوند، نگاهش می کنند و سعی می کنند ضربه نخورند تا طرف کاملا از حرکت بایستد.

          Comment


          • ویولن زن شرم الشیخجاسوسی برای مجاهدین یا اروپای متخاصم؟گاف رادیو فرهنگدانشگاه اسلامی ایجاد باید گرددخطر را احساس کنید

            Comment


            • افول چپ ها شروع شدلاریجانی: منوچهر رفته؟شرایط شهردارتهران اعلام شدبین 7 تا 8 سال آیندهآرش سبحانی روی صحنه سان فرانسیسکو
              گروه کیوسک کنسرت خودش را برگزار کرد. کلی تبریک. آبجیز هم قبل از کنسرت آنها برنامه اجرا کرد. تبریک به آنها به ما مربوط نیست. آرش سبحانی دومین آلبومش را به نام عشق سرعت منتشر کرد. ما که خیلی دوستش داریم. احتمالا شما هم گوش بدهید همین وضع را پیدا می کنید.

              Comment



              • وارطان شریعتمداریوارطان غلط کرد

                وارطان سخن نگفت
                وارطان غلط نمود
                باید سخن بگوید اگر بازجوئی اش

                وارطان! سخن بگو
                کلا به نفع تست
                باید تو اعتراف کنی
                اعتراف کن!
                با من بگو که نیمه پنهان تو کجاست؟
                چپ را رها کن و رو کن به سوی راست
                وارطان بگو که از رفقای قدیم خود
                هر آنچه دیده ای
                الآن چگونه ای؟
                در موضع خودتی یا بریده ای؟

                وارطان! سخن بگو
                اگرنه، من
                محکم توی سرت بزنم
                با دو دست خویش
                اینجا منم و تو
                نه راه پس برای تو مانده، نه راه پیش

                وارطان سخن نگفت
                منم تو سرش زدم
                خوبم و یا بدم؟

                در اینجا چار زندان است

                در اینجا چهار زندان است
                نه، یادم رفته، من یاد گذشته کرده ام گویا
                در اینجا چار زندان نیست
                اینجا دفتر من
                توی کیهان است

                مسابقه فرهنگی هنری سال

                Comment



                • موسویان آزاد شد، نشد، شد، نشدهمه عزل شوندبرنامه ریزی دقیق و آرمینحاج منوچهر بازهم عصب زد
                  منوچهر متکی رفت سوئد. حالا برای چی سوئد؟ خب می رفت افغانستان یا پاکستان. منوچهر متکی در سوئد با تظاهرات ایرانیان مخالف مواجه شد. خب برای چی رفت سوئد؟ می رفت افغانستان یا پاکستان یا لبنان تا با تظاهرات ایرانیان موافق مواجه شود. منوچهر متکی رفت سوئد و از دست دادن با معاون نخست وزیر سوئد خودداری کرد. خب، برای چی رفت سوئد که معاون نخست وزیرش زن است؟ خب می رفت پاکستان و افغانستان که معاون نخست وزیرش زن نیست و با او دست که می داد هیچ، معانقه هم می کرد. من نمی فهمم، این همه جای مناسب مثل افغانستان و توگو و پاکستان و گامبیا، برای چی می روند سوئد که هرجای آن بروی یک تعداد خانم بدحجاب هستند که تا می روی به طرفشان فوری دستشان را دراز می کند؟

                  واحد حراست از دانشگاه حفاظت می کندگاوداری باستانی

                  Comment



                  • اعترافات حسین موسویانالنظافه من الایمان( النجات فی الصدق سابق)
                    اینجانب حسین موسویان از اینکه هشت سال سفیر جمهوری اسلامی بودم ابراز ندامت و پشیمانی می کنم. من در این هشت سال گول خوردم و توسط هاشمی رفسنجانی و ولایتی فریب خوردم. من از این که هشت سال بعد از سفارت مسوول امور بین المللی شورای امنیت ملی بودم، بشدت پشیمانم و قول می دهم دیگر چنین کار اشتباهی نکنم. شاید بهتر بود به جای اینکه وارد شورای امنیت ملی شوم، اقدام علیه امنیت ملی می کردم. من از اینکه با کمال شرمندگی برای مدت چند سال یکی از مسوولین هیات مذاکره ایران بودم، بسیار ابراز ندامت می کنم، واقعیت این است که من گول حسن روحانی را خوردم، وگرنه به جای اینکه عضو هیات مذاکره ایران باشم، می رفتم عضو هیات مذاکره آمریکا می شدم. حسین موسویان از اینکه عضو مرکز مطالعات استراتژیک مجمع شده است، ابراز ندامت و پشیمانی کرد و گفت که من نمی خواستم این کار را بکنم، ولی فریب خاتمی و هاشمی و روحانی را خوردم. این مزدور استکبار جهانی و عنصر نادم و فریب خورده همچنین از اینکه با سیروس ناصری ارتباط داشته و به او گفته است که به ایران نیا، چون ممکن است تو را بگیرند، ابراز ندامت کرد و گفت که دفعه بعد خودم هم پیش او می روم تا در این راستا خدمتی به نظام کرده باشم.

                    نیکلا سارکوزی نژاد
                    این چپولی چیپولی های هموطن هم واقعا نبوغ عجیبی از خودشان در می کنند که هرجوری فکر می کنی معنی آن را نمی توانی بفهمی. یکی از برادرانی که در عنفوان طفولیت دچار چپ زدگی شده، از اصطلاح سارکوزی نژاد برای نیکلا سارکوزی استفاده کرده است. در همین راستا برخی شباهت های اساسی سارکوزی و احمدی نژاد، که جمعا می شود نیکلا سارکوزی نژاد، برای شما شرح می دهیم.
                    اول: با توجه به اینکه سگولن رویال با حزب الله و حماس دیدار کرد و سارکوزی اعلام کرد که دوست آمریکاست، و احمدی نژاد هم با حزب الله دوست است و هم با آمریکا دشمن است، طبیعی است که احمدی نژاد، شبیه سارکوزی است و فقط یک احمق این را نمی فهمد.
                    دوم: سارکوزی از نظر اقتصادی طرفدار راست هاست و چپ ها با او مخالفند، وقتی هم که روی کار آمد تمام راست ها خوشحال شدند و چپ ها ناراحت شدند، احمدی نژاد هم طبیعتا با سرمایه داری مخالف است و تمام رفقایش در جهان چپ ها هستند و همه راست ها هم با او دشمن هستند، طبیعی است که سارکوزی و احمدی نژاد شبیه هم هستند.
                    سوم: مخالفان سارکوزی فقرا و تهیدستان هستند، طرفداران احمدی نژاد هم فقرا و تهدستان بودند، طبیعی است که از این نظر هم به همدیگر شباهت دارند.
                    چهارم: تا یک هفته قبل از انتخابات پیش بینی می شد که سارکوزی 52 درصد رای بیاورد و پیروز شود، در روز انتخابات هم 53 درصد رای آورد و برنده شد. در مورد احمدی نژاد تا یک هفته قبل از انتخابات پیش بینی می شد که 25 درصد رای بیاورد و شکست بخورد، ولی یک دفعه 60 درصد رای آورد و پیروز شد، بنابراین نتیجه می گیریم که انتخاب هر دو اینها غیرمنتظره و با تقلب صورت گرفت.
                    نکته مهم: بعضی چپ های هموطن ما نمی توانند قبول کنند که ماهیت فکرشان در ابعاد جهانی همانی است که احمدی نژاد می گوید، فقط مشکل این است که دوست ندارند شبیه احمدی نژاد باشند، ولی چه می شود کرد، خدا آفریده است. جهت توضیح عرض می شود که منظور ما سوسیال دموکرات ها نیستند و آنها را حیلی دوست داریم، ولی از چپ هایی مثل چاوز و کاسترو که نهایتا همان استالین هستند اصلا خوشمان نمی آید.

                    قالیباف شهردار تهران شد
                    در عرض یک روز هفت هشت مشت محکم توی دهان احمدی نژاد خورد، اولا شهرداری تهران دست قالیباف افتاد و کلاغها خبرآوردند که احمدی نژاد شدیدا با این موضوع مخالف بود. ثانیا موسویان که قرار بود جهت نسق گرفتن و رو کم کنی و حال گیری از هاشمی در اوین یک چندی تروخشک شود، آزاد شد و رفت خانه شان. از طرف دیگر فراکسیون اصولگرایان مستقل بعد از چند ماه قرم قرم بالاخره اسم شب را گفتند و از مانع رد شدند و در یک کنفرانس مطبوعاتی که دیروز تشکیل شد، دلایل جدایی شان را از فراکسیون اکثریت اعلام کردند. در همین روز هم طرح تجمیع انتخابات که مورد حمایت فراکسیون اکثریت بود در شورای نگهبان رد شد و طرح کاهش سن رای دهندگان که توسط دولت برای جلب نظر هم سن و سال های رئیس جمهور به مجلس رفته بود، رای نیاورد. به نظرم می آید که امروز آن روزی بود که پشت احمدی نژاد در کشتی اش با طرف مقابل شکست و فعلا طرف رفته توی خاک و دارد به قول نیکان فتیله پیچ می شود. البته من که خیلی از قالیباف خوشم نمی آمد، ولی هرچه فکر می کنم می بینم یک پدرسوخته قرتی مسلک منظم و اهل معامله، قطعا از یک انقلابی کله خر دیوانه هزار بار بهتر است. به یک نکته دقت کنید که ما تا شش ماه دیگر شدیدا روزهای سخت و تلخ را خواهیم گذراند، اما طرف هم دارد آخرین مقاومتش را می کند، طبیعتا منظورم احمدی نژاد است نه جمهوری اسلامی.

                    معاون حراست و ارتباط با نهادهاپا توی کفش شان کردیم

                    Comment


                    • ممولی و بیمه و بورس

                      با توجه به اهمیت ادبیات کودکان و در راستای حفظ و اشاعه اشعار کودکان و اهمیت رفتن بچه ها به حمام شعر زیر برای دوستداران ادبیات کودکان تقدیم می شود.

                      توی ده ارادون
                      ممولی اومد تو میدون
                      ممولی نگو، بلا بگو
                      تنبل تنبلا بگو
                      موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه

                      نه خاتمی، نه هاشمی، نه بچه های تحکیمی
                      هیچکس باهاش رفیق نبود
                      نشسته بود با چمران، با چند تا آبادگران

                      بابای اولی اش می گفت:
                      ممولی می آی بریم حموم؟
                      نه نمی آم، نه نمی آم
                      خودت رو می خوای اصلاح کنی؟
                      نه نمی خوام، نه نمی خوام
                      ممولی می خوای بیمه کنی؟
                      نه نمی خوام، نه نمی خوام
                      - بیمه مال سوسولهاست
                      - کی مرده فکر فرداست؟
                      ممولی می خوای بورس بخری؟
                      نه نمی خوام، نه نمی خوام
                      - بورس مال پولدارهاست
                      - پولدار خر آمریکاست

                      ملت خوب بینوا
                      یواش می رفت تو کوچه ها
                      - مردم چرا یواش می رین؟
                      - داریم می ریم کار داریم
                      - بچه داریم، بار داریم
                      ممولی می گفت: ملت خوب نازنین
                      سر در هوا، پا در زمین
                      به من چار سال سواری می دین؟
                      - نه که نمی دیم، نه که نمی دیم
                      چرا نمی دین؟
                      - واسه این که ما تمیزیم
                      - پیش همه عزیزیم
                      - اما تو چی؟
                      جوراب کثیف، کفش پاره، موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه

                      ممولی می خوای چی کار کنی؟
                      ممولی می گفت: می رم سفر
                      به این طرف، به اون طرف
                      به کابل و به بغداد، به توگو و ترینیداد
                      به شهربندرعباس، یه کم اون ور کاراکاس
                      با این همه کیا بیا، می رم به شهرگامبیا
                      اون جا همه سیاهن
                      حموم نرفته ماهن
                      عکس می گیرن تلق تلق
                      راه می برن، ترق ترق
                      همه جا منو نشون می دن
                      برای ممولی جون می دن

                      دانشجو داشت راه می رفت
                      - دانشجویی یا استاد؟
                      - دانشجوی فرانسه، توی بخش زبانم
                      - می آی با من بازی کنی؟
                      - نه جانم
                      - چرا نمی آی؟
                      - واسه این که من صبح تا شب، درس می خونم
                      - چیزهای خوب یاد می گیرم
                      - آخر می شم لیسانسه، شاید برم فرانسه
                      - اما تو چی؟
                      حرف های بد، کتکه رو زد، جوراب کثیف، کفش پاره، موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه

                      ممولی می گفت:
                      می خوام برم به تبریز
                      بدو بدو عرق ریز
                      اونجا سخنرانی کنم
                      به کدخدا یاری کنم
                      - اولدورم و بولدورم
                      - سیزه رئیس جمهورم
                      - پول ندارم، وام نمی دم
                      - نون ندارم، شام نمی دم
                      - نه رقص داریم نه شادی
                      - نه حق و نه آزادی
                      - نه تخم مرغ شونه ای
                      - گوجه فرنگی دونه ای
                      - به جاش خرمای بسته ای
                      - فقط انرژی هسته ای

                      در وا شد و بیست تا زن
                      تو خیابون راه رفتن
                      شعار دادن، داد زدن
                      یه چیزی رو فریاد زدن
                      ممولی اومد پیش زن ها
                      - خواهر می آی شعار بدی؟
                      - شعار با هوار بدی؟
                      - باید بگی به ما راست
                      - انرژی هسته ای جق مسلم ماست
                      خانومه گفت: نه نمی گم، نه نمی گم
                      - چرا نمی گی؟
                      خانومه گفت: تو رو به خدا
                      تو رو به علی، تو رو به امام اولی
                      برو خونه تون، بیت ولی
                      دختر ریزه میزه
                      ببین چقدر تمیزه
                      اما تو چی؟
                      وعده باد، مفت و زیاد، حرف های بد، کتکه رو زد، جوراب کثیف، کفش پاره، موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه

                      ممولی با آه و فس فس
                      اومد رسید به مجلس
                      - آهای آقای حداد
                      - خدا تو رو به من داد
                      - آهای رئیس و سرور
                      - تو ای مرد باهنر
                      - می آین با من بازی کنین؟
                      - نه که نمی آیم
                      - چرا نمی آین؟
                      - چون که می خوایم وکیل بشیم
                      - رئیس دسته بیل بشیم
                      - من و حداد و عماد و عموم
                      هفته ای دو بار می ریم حموم
                      اما توچی؟
                      افروغه گفت: نگاش کنین
                      موضع زور، هاله نور، وعده باد، مفت و زیاد، حرف های بد، کتکه رو زد، جوراب کثیف، کفش پاره، موی بلند، روی سیاه، ناخن دراز، واه واه واه

                      ممولی اومد تو پاستور
                      محافظاش با موتور
                      الهام رسید بهش گفت
                      ممولی می خوای بریم حموم؟
                      نه نمی خوام، نه نمی خوام
                      می خوای خودتو اصلاح کنی؟
                      نه نمی خوام، نه نمی خوام
                      چرا نمی خوای؟
                      - چون که می خوام با ایرباس
                      - زودی برم کاراکاس
                      - با داداشم چاوز جون!
                      - می خوایم بریم ارادون
                      - می خوایم بشیم قهرمان
                      - گور بابای دیگران

                      بالا رفتیم، ماست بود
                      قصه ما راست بود

                      Comment


                      • مغز چیه؟معلم خودش است
                        به دنبال اجرای طرح امنیت اخلاقی به 17135 نفر در فرودگاههای کشور تذکر داده شده است. همچنین 80 نفر زن و 50 نفر مرد دستگیر و از سفر 50 زن بدحجاب در پروازهای داخلی و خارجی ممانعت به عمل آمده است. یکی از کسانی که جلوی مامورین نیروی انتظامی داشت با شدت فراوان خانمی را می بوسید، دستگیر شد. ماموران نیروی انتظامی گفتند: خجالت نمی کشی؟ مرد گفت: به شما چه ربطی داره، معلم کلاس اول دبستان خودمه، بیست ساله ندیدمش، تازه عوض این که عکاس بیاری عکس بگیری، فحش می دی؟

                        مذاکره ایران و آمریکاهاله اسفندیاری محاکمه شد48 درصد افزایش یافت
                        محض رضای خدا یک کاری شد که دولت بگوید می کنیم و بکند و یک کاری را بگوید نمی کنیم و بکند؟ یک خاتمی داشتیم مثل دسته گل، قیافه اش را نگاه می کردی خوشحال می شدی، حرف می زد یک چیزی می فهمیدی، در تمام هشت سال ریاست جمهوری اش یک بار به مردم دروغ نگفت، سفر هم که می رفت، یک فایده ای به حال ملت داشت. حالا ببین گیر چه مکافاتی افتادیم، طرف خیلی خوش پروپاچه است و قدوبالا و قیافه خوبی دارد، هر جا هم می رود یک وردار ورمالی می کند، یک جا تیپ عربی می زند، یک جا تیپ کردی می زند، یک جا لباس لری می پوشد، بعد از یک سال فدراسیون تکواندو یک لباس نوجوانان پیدا کرد که همقد آقا بشود که وقتی لباسش را پوشید آن وسط گم نشود، هزار تا چاقوی اقتصادی ساخته که یکی یکی اش فقط دست خودمان را می برد، سالی هم هشتاد میلیارد هزینه نگهداری اش باید بکنیم. روزی هم شش تا حرف را که علنا و جلوی دوربین گفته، می گوید نگفتم. این هم از شاهکار آخری اش. اعلام شد که 74 میلیارد تومان هزینه سفرهای خارجی مسوولان سه قوه در سال 85 بوده است و این میزان 48 درصد نسبت به سال 83 افزایش یافته است. این شمسی پهلوون کجاست که یک ماه قبل می گفت که دولت خاتمی میلیاردها هزینه سفر می کرد؟ یکی پیدا شود به این فاطمه خانم رجبی بگوید که من می خواهم با ایشان در هر جایی که در اینترنت ایشان می گوید مناظره کنم، موضوعش هم در مورد دروغگو بودن احمدی نژاد باشد. من معتقدم احمدی نژاد به عمد دروغ می گوید.

                        Comment



                        • پدیده جدیده و دیازپام 10جزایر سه گانه حق مسلم ماستعظمت و مرجعیت آمریکاچراغ افروغ فروغ دارد یا نه؟
                          بالاخره این فراکسیون اصولگرایان مستقل تشکیل شد و امروز انتخاب دبیر موقت و سخنگوی این فراکسیون انجام گرفت. فعلا دکتر محمود محمدی دبیر موقت کمیسیون اصولگرایان مستقل و محمدهادی ربانی نماینده شیراز سخنگوی این فراکسیون شد.هسته اصلی این فراکسیون عبارتند از عماد افروغ، محمد خوش چهره، حسن سبحانی، سعید ابوطالب، سید محمود مدنی بجستانی، محمود محمدی و محمد هادی ربانی. من فکر می کنم این فراکسیون دو فرض جلوی راه خودش دارد، یا باید از همین ابتدای کار تلاش خودش را برای کنترل دولت نشان بدهد، مهم نیست که موفق بشود یا نه، بلکه باید تلاشش را بکند. اما اگر قرار است این فراکسیون وقت کشی کند و فقط موضوعی برای جدا کردن خرج گروهی از نمایندگان از دولت، برای انتخابات آینده باشد، آنوقت چراغ افروغ هم بی فروغ می شود، البته به نظرم قضیه جدی است. باید ببینیم فرشیدی تا یکی دو هفته دیگر هنوز وزیر آموزش و پرورش هست یا نه.

                          محموده احمد آوا در باکو ظهور کردفرار گیسوها
                          مبارزه با بدحجابی که تا خشتک آقایان هم ادامه یافته و فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرده است که شلوار فاق کوتاه مردان نیز یکی از مصادیق براندازی نرم است، با شدت تمام تا فرودگاههای کشور، منظور فعلا فرودگاه مهرآباد است، ادامه یافت و از پرواز پنجاه بانوی محترم نیز جلوگیری شد. آگاهان اعلام کردند که علت این اقدام این است که نیروی انتظامی تا آخرین لحظه ای که یک نفر در ایران هست، چنان با او رفتار کند که وقتی رفت دیگر برنگردد.

                          هکروا و هکروالله والله خیر الهاکرین
                          به فاصله یک روز از انتشار مقاله ای در مورد استاد مصباح در وب سایت انتخاب که طبیعتا باعث شد ملت شهیدپرور نظراتی در این مورد صادر کنند، یکی از گروههای هکری از قم که در کلیه علوم و فنون و مسائل رسانه ای جهان، فقط به همین هک کردن علاقه وافری دارند، به انتخاب حمله کرده و دو ساعتی سایت را زمین زدند، فعلا سایت قدیمی روی آدرس است. خدا به برادران منتخب رحم کند. این آقای فقیهی هم از وقتی یک کارهای بامزه ای می کند، مثل اینکه وارد فهرست شده است.

                          پس چرا هست؟ترانه دیازپام 10 آقا! عجب موجود اسیدی بود این کار محسن نامجو، حال کردیم سنگینگ! کلی نوآوری داشت، از موسیقی ایرانی استفاده بسیار خوبی کرده بود، از کلمه ها برای ساختن ریتم بسیار نیکو استفاده کرده بود و شعر و موضوع و بقیه که جای خودش. اسم این آدم محسن نامجوست، اسم ترانه دیازپام ده، حتما گوش کنید و یادتان نرود. آقا! کشف بود!

                          Comment



                          • اول مجلس پیچید یا دولت؟مذاکرات ایران و آمریکازیر علم دیکتاتوریجهانی میان ترس و امیدحجاب و تجاوز رشد رو به کاهش و تورم رو به افزایشهم میهن و شرق
                            هم میهن با تیراژ بالا و کیفیت و مدیریت عالی رفت روی دکه. ظاهرا تیراژ شماره اول بالای 350 هزار نسخه بوده، شرق هم با وجود اینکه محمد قوچانی را در تیم تحریریه ندارد، خوب شروع کرده و با کیفیت مطلوبی به بازار رفته است. اگرچه دفعه های قبل هم خیلی از مطبوعاتی که توقیف شدند، چندان تندروی نکرده بودند، فقط گناه شان این بود که خواننده داشتند، اما خدا کند دوستان شرق و هم میهن یادشان نرود که ما بیش از هرچیز به روزنامه حرفه ای نیاز داریم، نه روزنامه افشاگر، به قول محمد قوچانی. برای هر دو روزنامه آرزوی موفقیت بسیار می کنیم. راستی چرا بقیه کسانی که امتیاز دارند، وارد صحنه نمی شوند؟ البته، فراموش نشود که امروز یکی دیگر از اعضای تحریریه کیهان، یعنی علیرضا ملکیان معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد شد. به نظرم کیهانی ها یکی دو نفر از کارگران چاپخانه و آبدارچی ها را نگه دارند که شایانفر و شریعتمداری حوصله شان سرنرود. تنهایی دل شان می پوسد.

                            Comment



                            • مرد 160 کیلومتری

                              Comment




                              • درباره دوم خرداد دو سه نوشته جدی دارم که چون جدی نوشتن را در این ستون ترک کرده ام، می گذارمش برای یک جای دیگر. اما در راستای دوم خرداد، دوست دارم، چند تفاوت اساسی بین دوم خرداد 76 یعنی روز انتخاب خاتمی و سوم تیر 84 یعنی روز انتخاب احمدی نژاد را برایتان بگویم.

                                دوم خرداد یک انتخاب ناآگاهانه درست کردیم، سوم تیر یک انتخاب آگاهانه غلط.
                                روز دوم خرداد یک نفس راحت کشیدیم و گفتیم چه خوب شد، روز سوم تیر نفس مان در سینه حبس شد و گفتیم چه فاجعه ای!
                                دوم خرداد فهمیدیم انتخاب کردن چقدر می تواند کار مفیدی باشد، سوم تیر فهمیدیم انتخاب نکردن چقدر می تواند احمقانه باشد.
                                روز دوم خرداد از میان یک آدم قلدر و یک آدم جالب، انتخاب جالبی کردیم، روز سوم تیر از میان یک دزد احتمالی و یک فاشیست احتمالی، به آن آدم فاشیست رای دادیم.
                                روز دوم خرداد فکر کردیم حالا دیگر می شود ماند، سوم تیر ترسیدیم و گفتیم حالا دیگر باید رفت.
                                صبح دوم خرداد خبر مثل نسیم توی شهر پیچید، شب سوم تیر خبر مثل پتک توی سر شهر خورد.
                                دوم خرداد گفتیم حالا دیگر وقت گفتن است، سوم تیر گفتیم فعلا تا مدتی نمی شود حرف زد.
                                دوم خرداد زنگ زدم و گفتم: جان! خاتمی! سوم تیر زنگ زدی و گفتی: آخ! احمدی نژاد!
                                دوم خرداد تصویرش که پخش شد گفتیم بابا! طرف آدم حسابیه! سوم تیر وقتی تصویرش پخش شد، گفتیم: بابا! عجب آبروریزی شد!
                                دوم خرداد گفتی برمی گردم تهران حتی اگه شده برای دو سال، سوم تیر گفتم می رم پاریس حتی اگه شده برای سه سال!
                                دوم خرداد که شد توی فرودگاه یارو گفت: این رئیس جمهور جدیدتون چه چیزهایی می گه! سوم تیر که شد توی فرودگاه یارو گفت: واقعا این یارو رئیس جمهورتون شده؟
                                از دوم خرداد همه رفقایی که گم کرده بودیم پیدا شدند و دوباره همدیگه رو دیدیم، از سوم تیر همه رفقایی که همدیگه رو می دیدیم رفتن و دوباره همدیگه رو گم کردیم.

                                کوپن در میدان هفت تیر توزیع می شودهاله و نور در زندانتوجه توجه، علامتی که هم اکنون می شنوید...میدان هفت تیر
                                با توجه به درگیری های اخیر در میدان هفت تیر، پیشنهاد می کنیم اسم میدان هفتم تیر را بگذاریم میدان هفت تیر که از آن برای شلیک کردن هم بشود استفاده کرد.

                                دوم خرداد دام دات کام
                                دارم یک یادداشت می نویسم در مورد دوم خرداد و خاتمی که می خواهم بگذارمش در دوم دام دات کام. یک شعر هم در همان روز دوم خرداد 76 کار کرده بودیم که آن را هم همانجا می گذارم. به دوم دام سربزنید و نوشته های اخیر آنجا را بخوانید.

                                Comment

                                Working...
                                X