Announcement

Collapse
No announcement yet.

Poetry

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • مراقب افکارت باش چون افکارت گفتارت را می سازد.
    مراقب گفتارت باش چون گفتارت اعمالت را می سازد.
    مراقب اعمالت باش چون اعمالت عادتهایت را می سازد.
    مراقب عادتهایت باش چون عادتهایت شخصیتت را می سازد.
    مراقب شخصیتت باش چون شخصیتت سرنوشتت را می سازد.

    Comment


    • i love persion poems and sayings . thank you both

      Comment


      • قا صدک در دل من همه کورند و کرند
        دست بردار از این در وطن خویش غریب
        قاصد تجربه های همه تلخ به دلم می گوید که دروغی تو دروغ
        که فریبی تو فریب

        Comment


        • مادرم چشم به راهه از سفر بیام شب از خدا میخواد که من سحر بیام دعای خیر مادرم پناهمه میدونه که جاده رو بی خطر میام همین روزا میبندم کوله باروم خبر میدم که دارم از سفر میام میگم مادر خبر بده به عالم بگو منه خسته ی در به در میام دارم میام دارم میام به خونمون به دیدن مردمه مهربونمون همون خونه که برکت تو سفرشه خدا نشسته توی آسمونمون تموم کوچهرو چراغونی کن جای من هزار تا قربونی کن بگو اویدت داره بر میگرده میاد مادر دور سرت بگرده دارم میام دارم میام به خونمون به دیدن مردمه مهربونمون همون خونه که برکت تو سفرشه خدا نشسته توی آسمونمون گلاب بپاس رو سنگ فرشه ی تهرون جارو بکش روی غم قلب حیرون شرابو هدیه کن به زنگ خالی بگو دارم میام به اون حوالی دارم میام دارم میام به خونمون به دیدن مردمه مهربونمون همون خونه که برکت تو سفرشه خدا نشسته توی آسمونمون دارم میام دارم میام به خونمون به دیدن مردمه مهربونمون همون خونه که برکت تو سفرشه خدا نشسته توی آسمونمون

          Comment


          • عشق يعني شعر ناب زندگي
            موج ديدن در سراب زندگي
            مهرباني دوستي مهرو صفا
            لب فشاريم در كتاب زندگي
            عشق يعني گريه ي شب تا سحر
            نفرت از جادوي خواب زندگي
            در جواني دوري از مرداب نفس
            دوري از تنگ حباب زندگي
            عشق يعني سايبان افراشتن
            در بيابان خراب زندگي
            عشق يعني گم شدن در موج نور
            در شب بي افتاب زندگي

            Comment


            • دريغا كه نميداند، تير بدخواه زمانه
              آن زمان كه بخواهد، آسمان
              ببارد، پر سخاوت
              هيچ چتري نميتواند انكارش كند
              چه بيهوده صف كشيدند، سقف اين همه خانه
              وقت باريدن باران
              به چه ميانديشيد؟ اين همه حيله
              تا بگيرد چشمي را از ‌آسمان
              وقت باريدن باران شد

              Comment



              • حیران نشسته ماه ، به تنها نشستنم
                وین قطره قطره اشک ، به مژگان شکستنم
                دیوانگی نباشد اگر ، شور عاشقی است
                شب تا سحر نگاه به مهتاب بستنم
                از این دریچه راه به سوی تو می برم
                باشد اگر امید ازین چاه رستنم
                پیوسته ام به مهر تو ، ای گل که بنگری
                پیوند خویش از همه عالم گسستنم

                Comment


                • هر که با مرغ هوا دوست شود ، خوابش آرامترین خواب جهان خواهد بود

                  Comment



                  • ماه مشروطه چون كه پيدا شد

                    چشم و گوش برادران واشد

                    مرد و زن روزنامه مي‌خوانند

                    كارها را تمام مي‌دانند

                    اهل طهران ميان بازارند

                    از همه مملكت خبر دارند

                    هركجا دزد بوده مي‌فهمند

                    غارتي‌ گر نموده مي‌فهمند

                    در كجا نرخ گندم ارزان است

                    در چه نقطه نان فراوان است

                    در چه شهر است حاكم ظالم

                    در چه شهر است ملتش سالم

                    همه چون روزنامه مي‌خوانند

                    هركجا شد خراب مي‌دانند

                    روزنامه شكارها دارد

                    خبر از جمله كارها دارد

                    روزنامه معين افكار است

                    مشعل روشن شب تار است

                    روزنامه چراغ مملكت است

                    گل خوشبوي باغ مملكت است

                    روزنامه است صورت خورشيد

                    مي‌دهد نور هركجا خورشيد

                    روزنامه رسيد رنگارنگ

                    كه ترقي نمود خاك فرنگ

                    هركجا روزنامه بود دگر

                    مي‌شود ايمن از بلا و خطر

                    من چه آن روزنامه‌ها خواندم

                    مركب خويش در وطن راندم

                    تا ازين نسخه نسيم شمال

                    خلق را منقلب شود احوال

                    همه داراي اين ثمر باشند

                    شرح طهران و رشت و قزوين را

                    همه را در نسيم مي‌خوانيد

                    بعد تكليف خويش مي‌دانيد
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment


                    • BA TO

                      همیشه از نگاه تو با تو عبور می کنم
                      از اینکه عاشق توام حس غرور می کنم
                      دوباره با سلام تو تازه تازه می شوم
                      با نفس ساده تو غرق ترانه می شوم
                      با تو ستاره می شوم, با تو ستاره می شوم
                      از سایه های ملتهب همیشه می گریختم
                      با رفتن تو هر نفس بغض دوباره می شوم
                      ناجی شام شوکران با دل عاشقم بمان
                      به حرمت حضور تو چون تو یگانه می شوم
                      خانه به خانه دیدمت همچو فسانه دیدمت

                      Comment


                      • Ensanam Arezost

                        بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
                        بگشای لب که قند فراوانم آرزوست

                        ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر
                        کان چهره ی مشعشع تابانم آرزوست

                        گفتی بناز بیش مرنجان مرا برو
                        آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست

                        آن دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست
                        آن ناز و باز تندی دربانم آرزوست

                        زین همرهان سست عناصر دلم گرفت
                        شیر خدا و رستم دستانم آرزوست

                        زین خلق پر شکایت گریان شدم ملول
                        آن های و هوی و نعره ی مستانم آرزوست

                        والله که شهر بی تو مرا حبس میشود
                        آوارگی کوه و بیابانم آرزوست

                        یک دست جام باده و یک دست زلف یار
                        رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست

                        دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
                        کز دیو و دل ملولم و انسانم آرزوست

                        گفتند یافت می نشود گشته ایم ما
                        گفت آن چه یافت می نشود آنم آرزوست
                        گفت آنچه یافت می نشود آنم آرزوست

                        Comment


                        • Dar in Eshgh Bemirid

                          بمیرید . بمیرید . در این عشق بمیرید
                          در این عشق چو مردید . همه روح پذیرید
                          بمیرید . بمیرید . وز این مرگ مترسید
                          کر این خاک برآیید . سماوات بگیرید
                          یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
                          چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
                          بمیرید . بمیرید . در این عشق بمیرید
                          در این عشق چو مردید . همه روح پذیرید
                          مرگ را دانم ولی تا کوی دوست راهی ار نزدیکتر داری بگو

                          بمیرید . بمیرید . وز این ابر برآیید
                          چو زین ابر برآیید . همه بدر منیرید

                          ما ز بالاییم و بالا میرویم
                          ما ز دریاییم و دریا میرویم
                          ما از اینجا و آنجا نیستیم
                          ما ز بیجاییم و بیجا میرویم
                          کشتی نوحیم در طوفان روح
                          لاجرم بی دست و بی پا میرویم
                          همچو موج از خود برآوردیم سر
                          باز هم در خود تماشا میرویم
                          اختر ما نیست در دور قمر
                          لاجرم فوق ثریا میرویم


                          Comment


                          • سلامتيه سه تن ... ناموس ... رفيق ...وطن ...
                            سلامتيه سه كس ... زندوني ... سرباز ... بي كس ...
                            سلامتيه خيار به خاطر بار آخرش ...
                            سلامتيه ذغال به خاطر پر رنگيش ...
                            سلامتيه كوه كه پشت آدم رو خالي نمي كنه ...
                            سلامتيه كاكتوس كه هيچكس باهاش دست نمي ده ...
                            سلامتيه جمع ... منها ... ضرب ... به علاوه ... تقسيم ...
                            سلامتيه اونهايي كه نيستن و ما جاشون رو خالي مي كنيم ...
                            سلامتيه رفقاي پر رنگمون ... تخم مرغ دو رنگمون ... پرچم سه رنگمون ...
                            سلامتيه زندوني هاي بي ملاقاتي ...
                            هر كس به دليلي دل ما مي شكند ... بيگانه جدا دوست جدا ميشكند ...
                            بيگانه اگر مي شكند حرفي نيست ... من در عجبم دوست چرا مي شكند ...
                            بشكست دل ما كس صدايش نشنيد ... آري كه دل بي صدا مي شكند ...

                            Comment


                            • اي كاش كه عاشق ز معشوق طلب جان ميكرد

                              كه هربي سر و پايي نكند ياد كسي

                              Comment


                              • edited
                                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                                صادق هدايت؛ بوف کور

                                Comment

                                Working...
                                X