♫ News (Music) ♫

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #301
    منوچهر صهبايي گفت: تحقيق درباره*ي آثار آهنگسازان ايراني را از زماني آغاز كردم كه پس از ارائه اولين تز دانشگاهي*ام در دانشگاه استراسبورگ از من مي*پرسيدند، مگر در ايران هم موزيسين حرفه*اي وجود دارد؟!

    به گزارش خبرنگار موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، منوچهر صهبايي ايراني كه استاد كنسرواتوآر ودانشكده عالي موسيقي در اطريش است و چندي است به ايران آمده است، عصر روز گذشته ـ پنج*شنبه ـ در ميان علاقه*مندان موسيقي، در مورد اجراي قطعات سمفونيك آهنگسازان ايراني در برنامه*هاي مختلف اروپا كه درچند سال اخير داشته است، سخنراني كرد.

    منوچهر صهبائي گفت: پس از تصميم به تحقيق در مورد آثار آهنگسازان ايراني، قصد داشتم در ابتدا ليستي از آثار آهنگسازان ايراني براي آرشيو دانشگاهي كه از آن فارغ*التحصيل شده بودم، ارائه كنم ولي در ادامه اين كار آن را به عنوان تز دوم در دانشگاه در نظر گرفتم.

    صهبايي در ادامه با بيان اينكه به اندازه كافي نوشته درمورد هر موسيقي وجود دارد گفت: وقتي مي*توان آهنگسازي را از لحاظ هنري قضاوت كرد كه آثار را شنيده باشيم و من هم فكر كردم به اندازه كافي نوشته و نت*هاي تئوري وجود دارد و بايد مردم امكان شنيدن آثار را داشته باشند، بنابراين درصد معرفي واجراي آثار آهنگسازان ايراني برآمدم.

    صهبايي در توضيح علت اينكه چرا به برخي آثار در مجموعه تهيه شده توسط او كم پرداخته شده و برخي بيشتر معرفي شده*اند گفت: برخي هنرمندان و آهنگسازان قديمي*تر را بيشتر و در مرحله اول به آنها پرداختم چرا كه براي جوان*ترها هنوز فرصت هست و از طرفي در چند مورد هم با برخي آهنگسازان ارتباط بيشتري داشتم.

    وي همچنين بر توجه به اصالت آثار براي پرداختن به آنها در اين مجموعه تاكيد كرد و در مورد ضبط CD اين آثار اظهار داشت: ضبط CD اين آثار گاهي بسيار مشكل و به طور كلي هزينه داشت.

    به گزارش خبرنگار ايسنا، اين جلسه در دو بخش با پخش CD*هاي «نگاهي به گذشته شماره 3» و «تناقض شماره 2» عليرضا مشايخي و «اورتور هزاردستان» مرتضي حنانه و «سوگ سهراب» حسين يوسف زماني كه از جمله آثار معرفي واجرا شده توسط منوچهر صهبايي هستند همراه با توضيحات صهبايي در مورد اين آثار برگزار شد.

    وي در مورد آهنگ هزار دستان مرتضي حنانه معتقد است:اگر از برخي ضعف*هاي اين اثر چشم*پوشي كنيم بايد گفت اين آهنگ يكي از بهترين آثار موسيقي سمفوني ايراني است.

    صهبايي افزود: در ايران مرسوم است از كساني كه نيستند ياد كنيم، در حاليكه بررسي و تحقيق نكردن روي آثار آنها مي*تواند راه پيشرفت هنر را مسدود كند، بنابراين از ضعف*ها نيز بايد صحبت كرد.

    در ادامه اين جلسه پيش از آنكه آهنگ «سوگ سهراب» حسين يوسف زماني براي حاضرين پخش شود، وي در سخناني اظهار كرد:*منوچهر صهبايي عاشق ايران است و با وجود مشغله زيادي كه در خارج از ايران دارد آثاري از موسيقيدانان ايراني كه به بوته فراموشي سپرده شده بود را زنده كرد.

    وي با توضيح در مورد چگونگي ساخت قطعه سوگ سهراب گفت: از آنجا كه هميشه علاقمند به تراژدي رستم و سهراب شاهنامه فردوسي بودم زمانيكه در سال 1368 يونسكو برگزاري كنگره هزاره سرايش شاهنامه و بزرگداشت فردوسي را در مناطق مختلف اعلام كرد، اين قطعه را نوشتم كه در زمان دولت آقاي خاتمي ضبط شد.

    پس از پخش آهنگ يوسف زماني و در پايان اين جلسه صهبائي با تشكل از گروه موسيقي يار آوا كه با همكاري موسسه Aryens Ems و مركز آموزش موسيقي هنگام، اين برنامه را با نام خلوت 23 برگزار كردند، گفت: براي خدمت به موسيقي كشورم، سعي كردم تلاش خود را با ضبط آثار گذشتگان و تصميم بر انجام كارهايي در آينده، متمركز كنم واميدوارم وضعيت هنري ايران هر روز بهتر شود.

    همچنين بنا بر اين گزارش، منوچهر صهبايي برنده جايزه نخست مسابقه ويرتوئوزيته در فرانسه و صاحب درجه پروفسوري از طرف كشور اطريش براي تدريس در كنسرواتوار شهر فلدكيرش اطريش است و اركستر سمفونيك آن كنسرواتوآر بارها به رهبري منوچهر صهبايي برنده جايزه اول مسابقات اروپايي شده است.

    صهبايي همچنين مقام نخست و مدال طلاي مسابقه رهبري اركستر در بلژيك را در سال 1987 دريافت نموده است.

    صهبايي در چند سال اخير درصدد معرفي و اجراي قطعات سمفونيك آهنگسازان ايراني برآمده است وتا كنون به همت وي آثاري كه بعضي از آنها به دست فراموشي سپرده شده و يا تقريبا از بين رفته بودند بازسازي شده ودر كنار آثاري از آهنگسازان بزرگ جهان در برنامه*هاي مختلف در اروپا اجرا شده*اند.

    از اين آثار مي*توان به آثار عليرضا مشايخي، حسين دهلوي، دكتر محمدتقي مسعوديه، مصطفي كمال پورتراب، حشمت سنجري، مرتضي حنانه، حسين يوسف زماني و ... اشاره كرد.

    منوچهر صهبايي مقيم كشور سوئيس است و در كنسرواتوآر شهر فلدكيرش در اتريش، تدريس مي*كند و به عنوان رهبر ميهمان با چند اركستر بزرگ در كشورهاي مختلف همكاري دارد.


    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #302
      نوازندگان و گروه های موسیقی راک که در ایران فعالیت می کنند هنوز نتوانسته اند به موفقیت های چشمگیری دست پیدا کنند. فعالیت بیشتر آنها زیرزمینی، با محدود ترین امکانات است. تعداد کمی از آنها هم که فعالیت گسترده تری دارند و توانسته اند کنسرت بدهند یا آلبوم منتشر کنند، غالبا در میانه را متوقف شده اند.
      گروه موسیقی باراد هم یکی از همان هاست که متاسفانه اعضایش بعد از انتشار اولین آلبوم پراکنده شدند و هر کدام به سویی رفتند. آنهایی که موسیقی راک ایرانی را دنبال می کنند، حتما انتشار آلبوم باراد را به خاطر دارند.

      "باراد" چطور شکل گرفت

      آلبوم باراد که محصولی از یک گروه موسیقی راک به همین نام بود سه سال پیش بعد از اینکه به بازار آمد توجه همه علاقمندان راک را جلب کرد اما عمر این گروه کوتاه تر از آن بود که آلبوم های بعدی آنها را بشنویم.

      پویا محمودی خواننده و نوازنده گیتار باراد موسیقی ایرانی و محلی را خوب می شناخت و آن زمان با اضافه کردن ملودی های ایرانی به موسیقی باراد هویت تازه ای داده بود. کسری سبکتکین و آیدین نایینی و آرش برعکس او از موسیقی ایرانی چیز زیادی نمی دانستند اما سعی کرده بودند قطعه هایی که پویا نوشته تغییر دهند تا برای یک گروه موسیقی راک قابل اجرا شود.

      ماجرا از همین جا و به همین سادگی شروع شد و در نهایت یک سال بعد منجر به انتشار آلبوم باراد شد. کسری در این باره می گوید: «حدود یک سال بود همدیگر را می شناختیم. ما قصد تشکیل گروه نداشتیم اول دور همجمع می شدیم و تمرین می کردیم. اما وقتی داستان جدی شد فکر کردیم یک گروه تشکیل بدهیم و هر کسی توانایی های خودش را به کار بگیرد.»

      بسیار اتفاقی رامین رامین صدیقی مدیر نشر هرمس از موسیقی باراد خوشش آمد و آن را منتشر کرد. قصد بچه ها انتشار کارها نبود آنها چند قطعه را به عنوان نمونه کار نوازندگی برده بودند اما کارها آنقدر خوب بود که به سرعت چاپ و منتشر شد. تهیه کننده قرار بود آن را منتشر کند، اما هنوز گروه اسم نداشت. حقیقت این بود که بچه ها هیچ کدام فکر نمی کردند به این زودی آلبومشان خریدار پیدا کرده. اسمش را از روی یک کتاب فرهنگ نام های ایرانی انتخاب کردند.

      باراد در این فرصت تا زمانی که آلبوم منتشر شود و مدتی بعد از آن موفق شد چند کنسرت کوچک هم برگزار کند. بعد از مدتی که از درآمدن آلبوم می گذشت، بچه ها به فکر جمع و جور کردن آلبوم بعدی افتادند. اما سرنوشت چیز دیگری برای باراد رقم زده بود.

      از "باراد" خبری نیست

      جای تعجب نیست که اعضای گروهی نتوانند با هم کار کنند و تصمیم بگیرند از هم جدا شوند اما هیچ کجای دنیا این اتفاق و جدایی به اندازه ایران سریع نیست. عمر فعالیت های گروه های موسیقی ایرانی به خصوص زیرزمینی بسیار کوتاه است و تا گروه کمی جا می افتد و معرفی می شود، اعضایش از هم خداحافظی کرده اند و هر کدام کار دیگری را شروع کرده اند.

      متاسفانه بعد از آن آلبوم اختلاف سلیقه ها و مشغله های فردی هر کدام از نوازندگان گروه به اندازه ای بالا رفته بود که ادامه کار را مشکل می کرد. پویا که به موسیقی ایرانی علاقه زیادی داشت و همیشه به این فکر بود که یک راک ایرانی بسازد. گیتار الکتریکی با ده سیم ابداع و ساخته است که بتواند ربع پرده های موسیقی ایرانی را هم بنوازد. او هنوز مشغول مزه کردن تجربه های تازه در تلفیق موسیقی ایرانی و محلی و موسیقی راک است.

      کسری سبکتکین و آرش مقدم به عنوان نوازنده در کنسرت ها و آلبوم های زیادی کار کرده و نوازندگی کرده اند اما آنها هم اصراری بای ادامه فعالیت گروه باراد و زنده نگاه داشتن نام آن نداشتند. کسری بعد از گروه باراد مدتی هم با گروه اوهام و شهرام شعرباف مشغول کار شد اما به نظر می آید آن فعالیت ها هم امروز کمرنگ تر شده و دیگر مثل سابق ادامه ندارد.

      آیدین نایینی نیز از موسیقی فاصله گرفته و بیشتر به کار در رشته گرافیک مشغول شده است.

      با وجودی که اوهام و بعد ها گروه هایی مثل باراد و میرا و خیلی از نام های گروه های موسیقی راک که این کار را در ایران شروع کرده بودند امروز دیگر وجود ندارند. اما باید اعتراف کنیم که نقش تعیین کننده ای در راه انداختن موسیقی رام در ایران و انتشار اولین آلبوم ها داشتند. هر کدام از نوازندگان این گروه ها امروز مشغول به کارهای دیگری هستند و با آن موسیقی ای که روزی جزو اولین قدم های موسیق راک در ایران بود فاصله گرفته اند. اما نقش آنها را نمی توان فراموش کرد. باراد هم یکی از همان آلبوم ها و گروه های موسیقی بود و هست.


      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #303
        جورج مایکل برای یک ساعت آوازخوانی در جشن سال نوی یک میلیاردر روس یک و نیم میلیون پوند دستمزد گرفته است.
        این تاجر روسی که هویت وی افشا نشده است، برای مهمانی سال نو که در اقامتگاه خود در حوالی مسکو و با شرکت 300 نفر برپا شد، جورج مایکل را برای آوازخواندن آورده بود.

        گفته می شود که این دستمزد یک رکورد در روسیه محسوب می شود.

        جورج مایکل و گروهش با یک هواپیمای جت اختصاصی به مهمانی رفت و صبح هنگام به منزلش در لندن بازگشت.

        گفته می شود میزبان، سالن ورزش خود را به مکانی برای این مهمانی تبدیل کرده بود.

        جورج مایکل 43 ساله به تازگی رشته کنسرت های خود در بريتانيا از جمله یک کنسرت مجانی برای پرستارها در لندن را به پایان برده است.

        پیشتر، کریستینا ماریا اگیلرا، خواننده آمریکایی، برای اجرای سه آهنگ در مهمانی عروسی خانواده اشرافی روسی ملنیچکنکوف در سپتامبر 2005، یک میلیون پوند دریافت کرده بود.

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #304
          راز مرگ ناصر عبدالهي
          آيا ناصر عبدالهي مرده است؟ آيا در ماجراي مرگ او مسئله اصلي مردن به دليل مصرف بالاي مشروبات الکلی بوده است؟ آيا چنانكه در ميان عوام منتشر شده، ناصر عبدالهي در اثر مصرف بي رويه و غير متعادل مشروبات الكلي مرده است؟ يا اينكه واقعيت در مرگ اين خواننده محبوب و 36 ساله چيز ديگريست. آيا ناصر عبدالهي را نكشته اند؟

          همه اين سئوالات و سئوالات بسيار ديگري از اين دست در ذهن بسياري از روزنامه نگاران اين روزها نقش بسته و مي گذرد. با اين همه پس از چندين و چند روز تحيق و پرس و جو و كنجكاوي، راز مرگ ناصر عبدالهي ديروز بر من برملا شد و نوشتنش در اين وبلاگ از آن جهت است كه اساساً بدليل پيچيدگي موضوع تقريباً هيچ روزنامه اي حاضر به چاپ آن نيست و من نيز به دلايل بسياري مجبورم در مجملي كوتاه اين حديث مفصل را بيان كنم.

          راستش ناصره عبدالهي را مرده اند! ماجرا البته ريشه در سالهاي دورتري دارد. مرگ مشكوك اين خواننده ازاختلافات خانوادگي و تغيير مذهب عبدالهي سرچشمه مي گيرد. همينقدر مي توانم بنويسم كه عبدالهي به تازگي شيعه شده بود.

          چند هفته پيش از مرگ عبدالهي در يك دعواي خانوادگي اين جوان رعنا را چنان مي زنند كه يكي از پاهايش از چند ناحيه دچار شكستگي استخوان مي شود و عبدالهي را رفقايش به هزار زحمت از آن مخمصه بيرون كشيده و به منزل مي رسانند و خانواده براي برنخواستن دعواهاي رايج قومي قبيله اي با خوراندن ديازپام هاي قوي سعي در خواب كردن و كاهش درد خواننده مشهور مي كنند. بي خبر از آنكه استخوان ران عبدالهي شكسته است و دچار عفونت استخواني شده است. مصرف بالاي ديازپام و سرايت عفونت به كليه ها و زخم بستر همگي باعث مي شود تا عبدالهي هر دو كليه خود را از دست بدهد و به كما برود و باقي را هم كه شما مي دانيد.

          گرچه در ميان عوام و حتي برخي از همكاران مطبوعاتي چنين رايج شده كه او بدليل مصرف بالاي مشروبات الكلي آور دوز كرده!


          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #305
            مدونا از مردم خواست تا کودکان بیشتری از آفریقا به فرزندی بپذیرند، این درحالی است که مجادلات بسیاری در باره اقدام خودش برای پذیرفتن یک کودک مالاویایی به فرزندی در جریان است.
            این خواننده به دیوید لترمن، مجری یک برنامه گفتگوی تلویزیونی گفت که او جان این کودک یک ساله را با بردنش به بریتانیا "نجات" داده است.

            او تصدیق کرد که پیش از این جنجال ها بر سر فرزند خواندگی، به وی هشدار داده شده بود که این امر می تواند با دشواریهایی روبرو باشد اما انتظار این همه انتقاد را نداشته است.

            این خواننده 48 ساله می گوید که قانون باید تغییر کند زیرا یک میلیون کودک مالاوی نیازمند"رهایی" هستند.

            برخی گروه ها در مالاوی از اینکه مدونا قانون مربوط به فرزندخواندگی توسط اتباع خارجی در این کشور را دور زده است، ابراز نگرانی کرده اند.

            مدونا، درهفته جاری نیز با انتقاد آنجلینا جولی روبرو شد که خودش کودکانی از کامبوج و اتیوپی به فرزندخواندگی پذیرفته و دختری نیز از براد پیت دارد.

            جولی در یک مصاحبه با یک مجله گفت که او باید قبل از آنکه کودکی را به فرزندخواندگی بپذیرد از قوانین آن کشور در باره این موضوع و تخطی نکردنش از قانون آگاه باشد.

            مدونا در این باره گفت: "ما اساسا باید قانونی را که به آن نیازمند وضع کنیم"


            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #306
              رامين بهنا، آهنگساز جوان راک در ايران اين بار با گروه تازه ای هم نام خودش روی صحنه می رود. رامين بهنا از ۲۷ تا ۲۹ دی ماه در فرهنگسرای هنر (ارسباران) با گروهی به نام بهنا که به تازگی راه انداخته است به اجرای موسيقی می پردازد. بهنا آخرين بار بيش از يک سال پيش کنسرتی برگزار کرد و در آن قطعاتی از آلبوم "زيبازی" و "دوران سرکشی" را به اجرا درآورد.
              او از نوازندگان و آهنگسازان قديمی راک در ايران به حساب می آيد. او در گروه آويژه در کنار بابک رياحی پور، پدرام درخشانی و رضا آبايی برای اولين بار در ايران يک کنسرت راک برگزار کردند.

              اگر چه اين گروه بعدها به دليل اختلاف سليقه اعضايش از هم پاشيد اما پايه ای برای فعاليت گروه های راک در ايران شد. هر کدام از اعضای اين گروه، به طور جداگانه در گروه های ديگری مشغول به فعاليت شدند.

              رامين بهنا گروه راز شب را راه اندازی کرد. او موفق شد چند بار کنسرت برگزار کند. اولين آلبوم گروه دارقالی بود. اين گروه موفق شد تا موسيقی ايرانی را به نوعی با معيارها و پايه های موسيقی راک تلفيق کند و سبکب منحصر به خود را ابداع کند. البته بعدها اعضای گروه راز شب هم از هم جدا شدند. رامين به همراه هومن جاويد که خواننده اين گروه بود، آلبومی با عنوان زی بازی و کنسرتی با همين نام برگزار کرد. اين البوم هم از کارهای موفقی بود که در زمينه موسيقی راک به بازار آمده است.

              اما اين بار باز هم رامين با گروه تازه ای روی صحه می رود و اين بار نام خودش را برای گروه برگزيده است. در اين گروه ماهان ميرعرب (نوازنده گيتار)، کسرا ابراهيمی (نوازنده درامز)، پورنگ پورشيرازی (نوازنده کنترباس) و بهرنگ بقايی (نوازنده تار، دوتار، عود و ديوان) حضور دارند.




              اما اين بار او به سوی تجربه ای تازه تر رفته است. قطعات اين کنسرت در قالب موسيقی جاز (Jazz) انتخاب شده اند که ملودی های ايرانی فضای متفاوتی به آن بخشيده است. حضور سازهای ايرانی در اين گروه به عنوان رنگی متفاوت با هويت ايرانی، موسيقی نوينی را ارائه می کند.

              علاوه بر اين رامين بهنا برای بيش از ۴۰ فيلم سينمايی و سريال تلويزيونی موسيقی ساخته است که موسيقی فيلم های "نسل سوخته" و "کمکم کن" از آثار رسول ملاقلی پور، "داستان های تبعيد" ساخته فريدون حسن پور، "سرزمين پدری" ساخته شهرام شاه حسينی و سريال های تلويزيونی "دوران سرکشی" و "قصه رودخانه" از ساخته های کمال تبريزی، از معروف ترين و مهم ترين ساخته های اوست. بخشی از اين موسيقی های فيلم سال گذشته با عنوان ديدگاه به صورت يک آلبوم موسيقی به بازار آمد.

              ماهان ميرعرب نوازنده گيتار گروه بهنا به عنوان يکی از معدود نوازندگان جاز در ايران فعاليت می کند. وی پيش از اين در آبان ماه گذشته به همراه گروه پيتر سليمانی پور در فرهنگسرای هنر به اجرای برنامه پرداخته بود. وی دوره های تخصصی موسيقی جاز را نزد واهاک هايراپتيان موسيقی دان برجسته ارمنی گذرانده است.

              گروه بهنا در پاييز امسال با هدف ارائه موسيقی تلفيقی با ساختاری مبتنی بر موسيقی جاز و با هويت ايرانی تشکيل شد. اين کنسرت که اولين فعاليت رسمی گروه بهنا به شمار می آيد. اولين کنسرت راکی است در ماه های پايانی امسال با مجوز رسمی و در تهران برگزار می شود. گروه های موسيقی راک امسال و سال گذشته روزهای پر کسالت و آرامی را گذرانده اند.


              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #307
                اين روزها آهنگسازان ايرانی می گويند به مشکلات زيادی چنگ می زنند: عدم حمايت دولت، سياستگذاريهای نامطلوب، نداشتن امنيت شغلی، نقض قانون حق مولف، سودجويی تهيه کنندگان و نداشتن امکانات فنی.
                هرچند برخی کارشناسان می گويند نبايد وضعيت آهنگسازی را جدا از وضع کلی موسيقی در جامعه ايرانی بررسی کرد، ولی شماری از آهنگسازان اين روزها نسبت به آينده تيره و تار حرفه خود هشدار داده اند، حرفه ای که آن را موتور متحرک موسيقی می دانند.

                يکی از گلايه ها، سياستگذاريها و تصميمات نهادهای متولی موسيقی است که به گفته منتقدان، گاه موازی و ضد و نقيض است. عمده اين نهادها عبارتند از: مرکز موسيقی و شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مرکز موسيقی حوزه هنری سازمان تبليغات اسلامی، واحد موسيقی صدا و سيما.


                گزارش

                مثلا در چند سال اخير نهادهای متولی موسيقی به مناسبتهای مذهبی و انقلابی به آهنگسازان سفارش کار (مانند اجرای کنسرت) می دهند که مبلغ آن معمولا قابل توجه است. ولی برخی از آهنگسازان جوان ادعا می کنند اين سفارشها تنها به عده ای خاص از همکارانشان داده می شود.

                عبدالحسن مختاباد، کارشناس موسيقی، درباره گلايه اين گروه می گويد: "آهنگسازان جوان عمدتا معتقدند هيچ دسترسی به بودجه هايی ندارند که مثلا به ساخت قطعه ای برای پيامبر اسلام اختصاص می يابد. اين سفارشها عمدتا به آهنگسازان شناخته شده تر داده می شود و هيچ گونه ساختاری مانند مناقصه وجود ندارد که فراخوانی داده شود، پيشنهادها داوری و پيشنهاد برتر انتخاب شود."

                در مقابل ناصر چشم آذر، آهنگساز کهنه کار و عضو هيات مديره کانون آهنگسازان خانه موسيقی، عقيده دارد نهادهای سفارش دهنده تنها به اعتبار و سابقه کار سفارش گيرندگان توجه می کند.

                وی می گويد: "فرض کنيد آهنگسازی مثل آقای پژمان، آقای چکناواريان و آقای فخرالدينی که سوابق درخشانی دارند، ممکن است اول (سفارش دهنده) به سراغ آنها برود."

                منتقدان همچنين می گويند کيفيت هنری اين گونه آثار سفارشی قابل توجه نيست، ولی نهادهای سفارش دهنده در پاسخ می گويند بسياری از تصميماتشان را به توصيه کارشناسانی می گيرند که خود موسيقيدان هستند.

                آقای مختاباد با يادآوری خاطره ای می گويد: "حدودا سه چهار سال قبل که مدير مرکز موسيقی صدا و سيما آمده بود خانه موسيقی و هنرمندان اعتراض می کردند که صدا و سيما به موسيقی توجه ندارد و امکانات نمی دهد و غيره، او پاسخ داد در شورای عالی موسيقی خود شما حضور داريد و تصميم می گيريد چه کاری صورت بگيرد يا نگيرد، چه اثری ساخته شود يا نشود. اين مساله در مرکز موسيقی وزارت ارشاد و حوزه هنری نيز وجود دارد."

                به گفته اين کارشناس موسيقی، اکثر اعضای اين گونه شوراها، اعضای اصلی خانه موسيقی هستند که نهادی صنفی است، "ولی چون سازوکار تصميم گيری آنها، دموکراتيک و منطقی نيست، باز رويه به گونه ای است که بودجه های ساخت آثار موسيقی به دست عده ای خاص می افتد."

                کيخسرو پورناظری، آهنگساز، به نقش رابطه در انتخاب اين گونه کارشناسان از سوی نهادهای متولی موسيقی انتقاد دارد.

                وی می گويد: "افرادی که در شوراهای موسيقی ايران هستند، هفتاد درصدشان مشترک اند. پس طبيعتا سياستگذاری و نگاه آنها چندجانبه نيست. يک نگاه کاملا تک بعدی است."

                جای خالی بخش خصوصی


                لوريس چکناواريان

                کارشناسان می گويند اگر صنعت موسيقی سالم بود، ديگر نيازی به حمايتهای دولتی پيدا نمی کرد و در دست بخش خصوصی قرار می گرفت.

                لوريس چکناواريان، از آهنگسازان و رهبران برجسته ارکستر، عقيده دارد حضور دولت در هنر تنها در محدوده سياستگذاريهای کلان و حمايت از بخش خصوصی به عنوان پشتوانه مالی هنرمند قابل پذيرش است، و گرنه "دخالت سالارمدارانه" دولت قابل قبول نيست.

                آقای چکناواريان می گويد: "فرهنگ مال مردم است و مردم بايد از آن حمايت کنند. در حاشيه آن اگر دولت کمک کند، خيلی موثر خواهد بود. مثلا کسی که می خواهد از هنر حمايت مالی کند، از تخفيف مالياتی برخوردار شود. يا مجوزها را زود بدهند. به موسيقيدانان جوان کمک کنند که بتوانند بورسيه بگيرند و برای تحصيل و کسب تجربه به خارج بروند. بهر حال دولت، در هر جای دنيا، وقتی کمک می کند، می خواهد حرف خود را بزند و اين آزادی هنرمند را می گيرد."

                آهنگسازان می گويند سرمايه گذاران بخش خصوصی برای تقويت چشم انداز بازگشت سود به دنبال آثاری می روند که نمی توان آن را "موسيقی فاخر" ناميد. البته شهريار کهن زاد می گويد گروهی سرمايه گذار شيفته هنر و فرهنگ ايرانی نيز هستند که سرمايه خود را فدا می کنند.

                او می گويد: "دولت بايد بخش خصوصی را متقاعد کند که بازده سرمايه گذاری در بخش موسيقی، نه در حد بازده سرمايه گذاريهای ديگر ولی در حدی قابل اعتنا، تضمين شده است. در شرايط فعلی، بخش خصوصی قدری از اين ماجرا ترسان است."

                جدال با تهيه کننده


                ناصر چشم آذر

                آهنگسازان همچنين می گويند آشفتگی بازار موسيقی سبب می شود که در بسياری از موارد تهيه کنندگان برای کاهش هزينه، از کيفيت توليد می کاهند.

                کيخسرو پورناظری، آهنگساز، که تازه ترين اثرش "پنهان چو دل" نام دارد، می گويد: "الان خيلی کارها هست که در نهايت بی انصافی حاصل سالها تلاش هنرمندان ما با نازل ترين کيفيت منتشر می شود و هربار که از نو انتشار می يابد، مطالب مربوط به معرفی هنرمند و اثر، بخاطر صرفه جويی در کاغذ، کمتر می شود، بخاطر نوار ارزانتر، کيفيت اثر پايين تر می آيد. با دستگاه های خيلی قديمی تکثير می کنند که کيفيت صدا افت می کند."

                آهنگسازان اتفاق نظر دارند که تهيه کننده حق دارد در قبال سرمايه گذاری خود، سود ببرد، و بنابراين می تواند فقط روی آثار موسوم به "بفروش" سرمايه گذاری کند، ولی حق ندارد حقوق مولف اثر را پايمال کند.

                ناصر چشم آذر در سال ۱۳۷۲ برای آلبوم "باران عشق" مجوز گرفت و با تهيه کننده ای قرارداد مشارکتی پنجاه پنجاه برای توزيع امضا کرد.

                ولی وی درباره مشکلاتش با تهيه کننده می گويد: "عکس العمل مردم را من بسيار عالی می ديدم. ولی با شرکت توليد کننده آلبوم که صحبت می کردم، می گفت: ناصر جان، فقط دو هزار کاست فروش رفته است."

                آهنگسازان می گويند نهادهای متولی بايد بر شبکه توزيع و پخش نظارت کنند و از آنها آمار رسمی بخواهند.


                سيستم پخش يک مافيای پيچيده و منسجم و در دست سه چهار تهيه کننده است و نظارت درستی نيز در حوزه توليد نيز وجود ندارد


                محسن شهنازدار کارشناس موسيقی در ايران

                محسن شهنازدار کارشناس موسيقی می گويد: "هيچ آمار رسمی در مورد توليد و عرضه وجود ندارد، مگر اين که يک پخش کننده سنتی در لاله زار تهران بتواند بر اساس ميزان فروش خود به شما آمار بدهد. سيستم پخش يک مافيای پيچيده و منسجم و در دست سه چهار تهيه کننده است و نظارت درستی نيز در حوزه توليد نيز وجود ندارد."


                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #308
                  افقهای تازه

                  نبود امکانات و نيروهای فنی حرفه ای يکی از دلايل است که در ساليان اخير شماری از آهنگسازان ايرانی را به جمهوريهای شوروی سابق کشانده است.

                  شهريار کهن زاد در شرف ضبط کار تازه اش "عشق" با ارکستر فيل هارمونيک اوکراين در کيف است. اين اثر يک سمفونی است که به گفته آقای کهن زاد مکمل اثر نخستش، نغمه های صلح، است که می کوشيد "به شکلی کاملا جهان فهم و قالبی، جهان پسند، صلح را تبليغ و جنگ را تقبيح کند."

                  "عشق" آميزه ای از الهام آقای کهن زاد از "گوژپشت نتردام"، نوشته ويکتور هوگو، رمان نويس فرانسوی، و مثنوی مولوی، "به عنوان سمبل عشق ورزی و عرفان خاص ما شرقی هاست."

                  اين آهنگ ساز علت ساخت آثارش در کشورهای خارج می گويد: "بدون آن که ممنوعيتی يا معذورتی برای توليد اين کار در ايران داشته باشم، چون اوکراينی ها خيلی حرفه ای تر از ما (در توليد موسيقی) هستند، احساس کردم اين کار سريع تر، آسان تر و منسجم تر توليد خواهد شد."

                  تهديد زيرزمينی


                  موسیقی

                  در ساليان اخير همزمان با گسترش نرم افزارهای ارزان توليد موسيقی، شاهد رونق موسيقی زيرزمينی بوده ايم که محصولات آنها را شماری از آهنگسازان سبک قديم موجب "هرزگی گوش" مردم می دانند.

                  تورج ملقب به پارازيت عضو يکی از اين گروه های زيرزمينی موسوم به ۱۳ است که برخلاف باور عموم، در يکی از آهنگهای خود می گويد ۱۳ "تا ابد عددی مقدس است."

                  پارازيت اين گروه را يک سال پيش همراه "فانوس" و "وتو" راه اندازی کرد و آنها يک آلبوم به نام "سرنوشت سياه" را با بودجه شخصی توليد کردند. اين آهنگ از سه ماه پيش در اينترنت توزيع شده است.

                  پارازيت می گويد از کودکی سرگرم فراگيری موسيقی بوده و حالا با نرم افزار و کيبورد آهنگ می سازد.

                  اين عضو گروه ۱۳ به منتقدان اين سبک آهنگها چنين پاسخ می دهد: "بالاخره هرکسی علاقه ای دارد و آنها نبايد به علاقه ما توهين کنند. اين سبکی جديد است و آنها به اين سبک آشنايی ندارند. سازهای سنتی خيلی قديمی شده و نمی شود که همه به اين سازها علاقه داشته باشند و به اين سبک کار کنند."

                  در مقابل شهريار کهن زاد، آهنگساز، عقيده دارد اهل فرهنگ در هر ملت "می توانند سره را از ناسره تشخيص دهند، ولی بايد ذائقه مردم را تربيت کرد."

                  آقای کهن زاد درباره هزينه های توليد اولين اثرش، نغمه های صلح، می گويد: "هزينه های تا رسيدن به ضبط اثر، حدود ۳۰ هزار دلار شد و اين تازه با تمهيداتی بود که من به عنوان هنرمند مولف اثر انديشيده بودم و نوازندگی حداقل چهار ساز را برعهده داشتم، ولی در بهترين شرايط انتظار نداشتم هزينه توليد بازگردانده شود."

                  اين هزينه ها برای گروه های زيرزمينی به مراتب کمتر است. پارازيت از گروه ۱۳ می گويد: "آهنگها را خودمان نوشتيم و برای همين خرجی از اين لحاظ نداشتيم. فقط هزينه استوديو بود که معمولا ساعتی ده هزار تومان است."

                  از آنجا که اين گروه ها حرفه خود را بيشتر تفننی آغاز می کنند، در ابتدا چشم داشتی به درآمد ندارند و حتی آثار خود را در سايتهای اينترنتی به رايگان منتشر می کنند.

                  اين يک اصل است که هنرمند بايد با نگاهی فارغ از ماديات فعاليت کند ولی بسياری از آهنگسازان می گويند شرايط کنونی چنين امکانی نمی دهد، زيرا انگيزه ای برای کار ندارند.

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #309
                    دومین آلبوم رضا صادقی، "وایسا دنیها" دو هفته ای است که در ایران به بازار آمده است. این آلبوم کلکسیونی است از انواع سبک های موسیقی. در آن ردپای موسیقی بنیامین، سبک ترنس، موسیقی امریکای لاتین و جنوبی ایران (بندری) دیده می شود.





                    در یکی از قطعات این آلبوم هم از ملودی ترانه مشهور سلطان قلب ها استفاده شده ولی در این آلبوم هیچگونه ذکری از نام انوشیروان روحانی سازنده این قطعه وجود ندارد.

                    به نظر می آید فروش و استقبالی که از این آلبوم شده است، کمتر از استقبالی است که از آهنگ های غیر مجاز اوست که پیشتر به بازار آمده بود.

                    آهنگسازی خوب سیروان

                    ترانه های این آلبوم را صادقی و مرجان زنگنه سروده اند. ملودی ها هم اکثرا از رضا صادقی است و بیشترش را هم خودش تنظیم کرده. اما بهترین قطعه آلبوم که قطعه اول است و نام آلبوم هم، از آن گرفته شده، تنظیم سیروان خسروی، خواننده و آهنگساز جوانی است که در سبک راک و ترنس فعالیت می کند.

                    سیروان با اینکه بیشتر از یک آلبوم به نام "تو خیال کردی بری" به بازار نفرستاده توانسته استعداد و هوشمندی اش را ثابت کند این کار او تا مدت ها از شبکه های ماهواره ای ایران پخش می شد و مورد توجه قرار گرفته بود.




                    قطعه ای از بهترین موسیقی های ایران

                    از نکته های جالب دیگر این آلبوم می توان به اجرای دوباره یک قطعه بندری (به نام هیچ جا بندر نابو) اشاره کرد که سال گذشته در آلبوم منتخب موسیقی ایرانی the rough guide to the music of iran منتشر شده. این آلبوم توسط یک شرکت انگلیسی منتشر شده بود و حالا رضا صادقی در آلبوم تازه اش از آن قطعه که با صدای استاد موسیقی بندری قنبر راستگو اجرا شده بود استفاده کرده است. استاد قنبر راستگو خواننده اصلی این قطعه هم در این آهنگ رضا صادقی را همراهی کرده و بخش هایی از شروه خوانی جنوبی را اجرا کرده است.

                    این آلبوم 14 آهنگ دارد. یک سی دی تصویری هم شامل دو کلیپ و مصاحبه رضا صادقی به همراه بخش هایی از پشت صحنه ساخت کلیپ است، در این آلبوم وجود دارد.

                    فعلا از کنسرت خبری نیست

                    رضا صادقی تابستان امسال در تهران کنسرت موفقی برگزار کرد که البته هرج و مرج و نابسامانی های زیادی داشت. او قرار بود به دلیل استقبال زیاد کنسرت دیگری هم در تهران اجرا کند که برگزار نشد. در عوض کنسرت موفق دیگری در دبی داشت. بعد از بازگشت از این برنامه در داخل ایران با مشکلاتی مواجه شد که کار انتشار آلبوم و برگزاری کنسرت او را با مشکلاتی مواجه کرد. اگر چه آلبوم او منتشر شده است اما هنوز اجرای مجدد کنسرت های او در تهران زیاد مشخص نیست.


                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #310
                      یک هنرمند از «محور شرارت» به*ندرت نامزد دریافت جایزه*ای از «شیطان بزرگ» می*شود. این اصطلاحات را دو کشور دشمن، به**ترتیب، ایالات متحده امریکا و ایران، برای یکدیگر استفاده می*کنند.
                      این موضوع زمانی عجیب و غریب*تر می شود که یک موسیقی*دان از جمهوری اسلامی ایران، کشوری که حاکمان روحانی در آن به همه چیز جز موسیقی علاقه دارند، نامزد جایزه معتبر گرمی (Grammy) بشود.
                      بااینهمه، حسین علیزاده، موسیقی*دان باسابقه ایرانی، توانست با آلبوم تازه*اش «تصویر بی*پایان» [به تماشای آب*های سپید] موسیقی خود را در صدر رده یک تا پنج موسیقی جهان برساند. این آلبوم محصولی از کمپانی ایرانی هرمس ریکوردز (Hermes Records) و پخش*کنندهء آن در آمریکا شرکت ویلج/هارمونیا ماندی (World Village/Harmonia Mundi) است.


                      به گفته علیزاده: «موسیقی مرز نمی*شناسد و زبان مشترک همه مردم دنیاست و خواهد ماند. چنانچه ارتباطات جهانی توسط موسیقی صورت می گرفت، شاهد هیچ جنگی نبودیم.»
                      علیزاده، ۵۵ سال دارد و استاد بزرگ تار و سه*تار است. موسیقی وی ریشه در موسیقی سنتی ایران دارد و برای موسیقی فیلم*های گوناگون ایرانی که برنده جوایزی شده*اند مورد کاربرد قرار گرفته است.
                      موسیقی*دانان در ایرانٍ اسلامی، زندگی راحتی ندارند، چراکه همه می دانند حاکمان روحانی این کشور هیچ اشتیاقی به موسیقی و هنر ندارند. گرچه حاکمان، چندین ژانر مانند موسیقی سنتی ایرانی، کلاسیک و انواع خاصی از موسیقی جاز را تحمل کرده*اند ولی همه موسیقی*دانان باید روند وقتگیر تقاضای اجباری مجوز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را برای تهیه و پخش آلبوم*شان طی کنند.

                      حسین علیزاده
                      علیزاده می گوید: «هنگامی که آنها از من پرسیدند، شغل شما چیست؟ پاسخ دادم که موسیقی*دان هستم. آنها گفتند: نه، منظورمان کار واقعی شماست. من دوباره تکرار کردم که موسیقی*دان هستم و آنها گفتند: این که یک شغل واقعی نیست.»
                      به*دلیل محدودیت*های گوناگون در ایران، به*ویژه محدودیت*های دهه*های نخست و دوم انقلاب اسلامی، علیزاده در سالهای دهه ۱۹۸۰ [میلادی] کشورش را ترک کرد؛ به برلین رفت و در آنجا به تحصیل رشته موسیقی در دانشگاه آزاد و آهنگسازی پرداخت. او در زمینه انتقال حوزه کارش از موسیقی ایرانی به موسیقی جهانی می*گوید: «دیدن جهان مهم است. این تجربه به انسان کمک می*کند تا به عرصه گسترده*تری در ماورای مرزهای فکری خود دست یابد.»


                      علیزاده در ایران هنوز با محدودیت هایی مواجه بود هرچند که در دوران هشت سالهء رییس جمهور اصلاح*طلب، محمد خاتمی (۱۹۹۷-۲۰۰۵) مسئولان فرهنگی گرایش بیشتری دست*کم برای بحث در زمینه ترویج موسیقی از خود نشان دادند.
                      علیزاده خاطرنشان می*سازد: «درحالی*که موسیقی در ایران حضور دارد، حتا بحث و گفتگو درباره ضرورت موسیقی احمقانه است. موسیقی مانند نفس کشیدن است. هر ملتی که زبان دارد موسیقی خود را نیز دارد. هرکس که از موسیقی نفرت دارد بیمار است و باید به پزشک مراجعه کند.»
                      وزارت فرهنگ معیار مشخصی برای صدور مجوز ندارد و هر چهارسال یک*بار، هنرمندان نگران ضوابط جدید رییس*جمهور تازه و دولت وی هستند. اگر هنرمند خوش*شانس باشد می*تواند مجوز را در عرض سه هفته دریافت کند، ولی تقاضا ممکن است که تا سه ماه یا بیشتر به*طول بیانجامد. برخی از هنرمندان هم علیرغم سرمایه*گذاری*های خود ممکن است نتوانند مجوز بگیرند.
                      علیزاده می*گوید: «یک بار به مسئولان گفتم: درحالیکه من و موسیقی*ام حتا پس از مرگم برجای خواهیم ماند، شما تا چه زمانی در مقام*تان باقی خواهید ماند.»
                      او بر این باور است که انسان*ها باید در گوش دادن به موسیقی مورد علاقه خود آزاد باشند و تنها خودشان باید در انتخاب*شان داوری کنند. هرگونه دخالت دولتی، بی فایده و محکوم به شکست است.
                      هرچند بیشتر ژانرهای موسیقی غربی در ایران ممنوع هستند و علاقه*مندان به آن با حکم*های جزایی روبرو می*شوند ولی باز دستیابی به آخرین محصولات موسیقی در بازار سیاه با قیمتی کمتر از یک یورو بسیار آسان است. تهیه*کنندگان موسیقی در تهران می گویند: «هر چه کنترل دولتی افزایش می یابد، بازار غیرقانونی هم خلاق*تر می شود.» یک تهیه*کننده موسیقی در تهران می گوید: «دولت هرگز موفق نخواهد شد که تشنگی مردم به موسیقی را محدود کند.»
                      حکومت ایران تارنماهای موسیقی فراوانی را فیلتر یا مسدود کرده است تا آنچه «هجوم فرهنگی غرب» گفته می*شود را مهار کند. در پاسخ به این عمل، چند سایت مستقل ایرانی برنامه فیلترشکن ساخته*اند تا بازدید کنندگان تارنما (سایت)ها را برای دستیابی به تارنماهای ممنوع یاری دهند.
                      «تصویر ناپایان» قطعه ای است که علیزاده با استاد بزرگ ارمنی، ژیوان گاسپاریان ساخته تا تصویرصوتی*ای از دو دنیای متفاوت موسیقی باشد. سه*تار علیزاده و دودوک گاسپاریان سفری در یک موسیقی سحرآمیز و رویایی است. نامزدی برای این جایزه، موفقیتی عظیم برای این موسیقی*دان و موسیقی ایران محسوب می شود، ولی علیزاده به*دلیل خصومت*های سیاسی بین ایران و آمریکا در بیست و پنج سال اخیر قادر به شرکت در مراسم اعطای جایزه نخواهد بود. علیزاده می*گوید: «گرفتن ویزا بسیار بغرنج است و واقعاً حوصله پیمودن مراحل تقاضای ویزا را ندارم».


                      به این جهت که واشینگتن در ایران هیچ نمایندگی ای ندارد، متقاضیان ایرانی ویزا باید نخست به کشور سومی رفته و در آنجا تقاضای روادید کنند و مدت چهل روز در انتظار بمانند؛ سپس با نمایندگی آمریکا در آن کشور تماس بگیرند تا متوجه شوند آیا تقاضایشان پذیرفته شده یا خیر.
                      برای علیزاده مهمترین جنبه جایزه تصدیق و قدردانی موسیقی وی است. او می*گوید: «موسیقی، جهانی است و هر قطعه موسیقی برخلاف سیاست، پیامی برای عشق و صلح جهانی است. مهم تنها این است که این پیام منتقل شده و بدون در نظر گرفتن ملاحظات سیاسی فهمیده شود.»

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #311
                        "پاکو دولوچیا"، سلطان گیتار فلامنکوی جهان، طی روزهای چهارشنبه وپنج شنبه (31 ژانویه واول فوریه) درسالن زلرباخ دانشگاه برکلی کالیفرنیا به اجرای برنامه پرداخت. دراین برنامه ها که هر شب بیش از دوهزار نفر به صدای اعجاز انگیز گیتار او گوش فرا می دادند، یک گیتارباس، فلامنکو، ساز الکترونیکی، سازدهنی، جاز و دو خواننده زن نیز وی را همراهی می کردند.
                        این برنامه که دردو بخش اجرا شد، ابتدا به بداهه نوازی های پاکو اختصاص داشت که در برخی قسمت ها از جاز وسازهای کوبه ای نیز بهره می برد. پاکو دولوچیا که در ایران نیز چهره ای شناخته شده به شمار می رود ونوارهای کاست وسی دی او سالها مورد استفاده علاقه مندان به موسیقی بوده است، همواره به خاطر توجه اش به ریشه های موسیقی و تلفیق آن با وسایل جاز و آواز وسازهای کوبه ای وهمچنین Cajon مورد تحسین قرارگرفته است.

                        دولوچیا متولد 1947 دریکی ازشهرهای جنوبی اسپانیا، ازسالگی به اجرای گیتار می پردازد. پدروبراد وهمچنین استادش "نینوریکاردو" اولین کسانی هستند که در زندگی هنری او نفوذ چشمگیری داشته اند.
                        در دوازده سالگی به همراه بردارش در یک گروه به نوازندگی مشغول شد وهنگامی که پانزده ساله بود درجشنواره بین المللی گیتار فلامنکو در Jerez موفق به دریافت جایزه شد بعد ازآن او وبرادرش توسط شرکت "خوزه گرسو" استخدام شدند تا برای اجرای برنامه شان راهی سراسر جهان شوند وهنر خود را به معرض دید همگان بگذارند.

                        درسال 2004 آلبوم Cotitas Buenas او کاندیدای جایزه گرامی دررشته بهترین آلبوم موسیقی معاصر جهان شد ودرهمان سال جایزه گرامی را در بخش بهترین آلبوم گیتارفلامنکو برای او به ارمغان آورد.



                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #312
                          Dixie Chicks earn Grammys triumph

                          Country act The Dixie Chicks have swept the board at the Grammy Awards, sealing a triumphant comeback after causing uproar by attacking US policy in Iraq.

                          The trio won five awards including best song, record and album. In 2003, they were heavily criticised for saying they were "ashamed" of US President Bush.

                          Mary J Blige and the Red Hot Chili Peppers won three prizes each.

                          The ceremony was opened by reformed pop group The Police - but it was a bad night for other Brits like James Blunt.

                          The singer was up for five awards but went home empty-handed. Other British nominees like Corinne Bailey Rae, KT Tunstall and the Arctic Moneys also lost out.


                          The Police opened the ceremony with their 1979 hit Roxanne
                          The Dixie Chicks' victory in the main categories represents vindication for a group who were banned from many US radio stations and received death threats after making their controversial comments.

                          At a concert in London in 2003, singer Natalie Maines told the crowd she was "ashamed" that Mr Bush came from her home state, Texas.

                          At the Grammy ceremony on Sunday, their single Not Ready to Make Nice - including lyrics like "I'm not ready to back down, I'm still mad as hell" - was named song of the year and record of the year.

                          It also picked up best country performance by a duo or group.

                          Their haul was completed by best album as well as best country album for Taking The Long Way.

                          "That's interesting," Maines said on accepting one award. "Well, to quote the great Simpsons: 'Heh-heh.'"


                          Mary J Blige's awards included best R&B album
                          Bandmate Emily Robison added: "We wouldn't have done this album without everything we went through, so we have no regrets."

                          The Grammy Awards are the most prestigious honours in the global music calendar, with 108 categories ranging from pop to jazz to gospel to polka.

                          The Police opened the show, playing their 1979 hit Roxanne to a standing ovation from 12,000 fans. "Ladies and gentlemen, we are The Police and we are back," Sting said.

                          The band are expected to confirm a reunion world tour at a press conference on Monday.

                          R&B star Mary J Blige went into the show leading the field with eight nominations, followed by the Red Hot Chili Peppers with six.

                          Blige ended up winning three - best R&B song and best female R&B vocal performance for Be Without You and best R&B album for The Breakthrough.

                          "I thank you so much," she said. "For so many years I have been talked about negatively but this time I'm being talked about positively by so many people. This is a great night for me."


                          Beyonce won best contemporary R&B album for B'Day
                          The Red Hot Chili Peppers' single Dani California scooped both best rock song and best rock performance by a duo or group.

                          American Idol star Carrie Underwood also took home three awards.

                          Underwood, who won the TV talent show in 2005, was named best new artist - beating R&B prodigy Chris Brown and British singers Blunt, Bailey Rae and Imogen Heap.

                          Underwood also took best country song and best female country vocal performance for her song Jesus, Take the Wheel.

                          Justin Timberlake picked up best dance recording for Sexy Back and best rap/sung collaboration for My Love, featuring TI.

                          Alternative sounds

                          TI also won best solo rap performance for What You Know, while best rap song went to Ludacris featuring Pharrell for Money Maker.

                          Gnarls Barkley's smash hit Crazy was named best urban/alternative performance, while their album St Elsewhere was judged best alternative album.

                          Bruce Springsteen also won two awards, scooping best traditional folk album for We Shall Overcome - The Seeger Sessions and best long form video for Wings For Wheels: The Making of Born To Run.

                          Madonna picked up best dance/electronic album for Confessions On A Dance Floor, while Christina Aguilera, John Mayer and The Black Eyed Peas took home pop prizes.

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #313
                            Genesis to play free Rome concert

                            Rock band Genesis will perform their biggest concert ever with a free gig for more than 400,000 fans at an ancient hippodrome in Rome.

                            The concert at the Circo Massimo on 14 July will be the final show of the band's first tour in 15 years.

                            There will be no tickets, and people are being told to turn up on the day on a first come first served basis.

                            Two tour dates in Austria and the Czech Republic have had to be rescheduled as a result of the Rome announcement.

                            The concert in Linz, Austria at the Gugglestadium has been moved to 19 June, while the Prague concert in the Czech Republic at the Strahov football stadium will now take place on 20 June.

                            All tickets will be honoured or refunded.

                            The Circo Massimo has hosted many big events before, including Live8.

                            Tony Banks, Phil Collins and Mike Rutherford announced the Turn It On Again reunion tour last year, which will take in 12 countries. Former member Peter Gabriel will not be joining the tour.

                            It begins on 11 June in Helsinki - over 800,000 tickets have been sold so far. The two UK dates take place on the 7 and 8 July at Old Trafford, Manchester and Twickenham, London.

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #314
                              گروه موسیقی محلی آمریکایی (کانتری) دیکسی چیکز با پنج جایزه در مراسم سالانه جوایز موسیقی آمریکا موسوم به گرمی، به موفقیتی درخشان دست یافت.
                              این گروه سه نفره که درمراسم شامگاه یکشنبه یازدهم فوریه در لس آنجلس به جوایز اصلی دست یافت، چهار سال پیش با این گفته که با وجود ریاست جمهوری جورج بوش، احساس "شرم" می کنند، جنجال بسیاری برانگیخته بودند.

                              این گروه به جایزه های بهترین ترانه، بهترین آلبوم، بهترین ضبط و بهترین گروه محلی و بهترین آلبوم کانتری دست یافت.

                              گروه راک "ردهات چیلی پپرز" به چهار جایزه دست یافت و"مری جی بلایج" ، خواننده سبک ریتم اند بلوز، سه جایزه دریافت کرد.

                              در مراسم امسال گروه راک بریتانیایی "پلیس" ترانه مراسم افتتاحیه را اجرا کرد.

                              همچنین گروه راک جنجالی "دورز" نیز جایزه افتخاری تمام دوران فعالیت خود را در این دوره از مراسم گرمی که به اسکار موسیقی معروف است از آن خود کرد.

                              در مراسم امسال به خوانندگان و گروه های قدیمی چون بان جووی، اسلیر، بروس اسپرینگستین، مدونا و باب دیلن جوایزی تعلق گرفت.

                              برندگان شاخه های اصلی

                              برندگان جوایز اصلی چهل ونهمین دوره از مراسم گرمی عبارتند از:

                              خواننده جدید: کری اندروود

                              بهترین خواننده زن پاپ: کریستینا اگیلرا
                              بهترین خواننده مرد پاپ: جان میر
                              بهترین گروه پاپ: بلک اید پیز



                              خوانندگان و گروه های قدیمی مانند مدونا، بروس اسپیرینگستین، بان جوی و باب دیلن در این دوره به جوایزی دست یافتند



                              بهترین ترانه دو صدایی: تونی بننت و استیوی واندر برای ترانه "یک بار در زندگی ام"

                              بهترین آلبوم پاپ: جان میر برای آلبوم "امتداد"

                              بهترین ضبط رقص: جاستین تیمبرلیک و تایم بالند

                              بهترین آلبوم رقص و الکترونیک : مدونا برای آلبوم "اعترافاتی روی پیست رقص"

                              بهترین آلبوم پاپ سنتی: تونی بنت برای آلبوم دوصدایی "کلاسیک آمریکایی"

                              بهترین تک نوازی راک: باب دیلن

                              بهترین گروه راک: رد هات چیلی پپرز و دنی کالیفرنیا

                              بهترین خواننده هارد راک: ولفمادر

                              بهترین خواننده متال: اسلیر

                              بهترین آلبوم سبک ریتم اند بلوز معاصر: بیانسه برای آلبوم "B' Day"

                              بهترین خواننده محلی زن: کری اندروود

                              بهترین خواننده محلی مرد: وینس گیل

                              بهترین ترانه دو صدایی(یا چند صدایی) محلی: بان جووی و جنیفر نتلز برای ترانه "کی می گه تو نمی تونی بری خونه؟ "

                              بهترین موسیقی انتخابی برای یک فیلم: "دست از پا خطا نمی کنم"

                              بهترین موسیقی متن برای یک فیلم : "خاطرات یک گیشا"

                              بهترین موزیک ویدئوی طولانی: بروس اسپرینگستین

                              مراسم اختتامیه

                              شکیرا، نلی فورتادو، کریستینا اگیلرا، بیانسه و جیمز بلانت از جمله کسانی بودند که در این مراسم چند ساعته به اجرای ترانه پرداختند و نیکلاس کیج، ساموئل ال جکسون، پینک، ریحانا، کوئینتین تارانتینو و استیوی واندر از جمله مجریان آن بودند.


                              گروه راک جنجالی دورز جایزه افتخاری یک عمر فعالیت حرفه ای را از آن خود کرد

                              جیمز بلانت خود برای ترانه "تو زیبایی" نامزد جایزه بهترین ضبط سال بود، این جایزه بطور مشترک به خواننده، تهیه کننده و صدابردار تعلق می گیرد.

                              در مراسم اختتامیه این مراسم نیز جون بائز خواننده موسیقی "فولک" (سنتی) که چهره شاخص ضد جنگ ویتنام بود، به عنوان آخرین مجری برنامه به انتقاد از جورج بوش پرداخت و به تمسخرگفت که رئیس جمهور آمریکا بهترین مدیر روابط عمومی بوده که او تا کنون داشته است.

                              وی نیز جایزه یک عمر فعالیت حرفه ای را در این دوره از مراسم گرمی به دست آورد.

                              حسین علیزاده نیز به خاطر کار مشترکش با ژیوان گاسپاریان، نامزد بهترین آلبوم سنتی جهان برای آلبوم "به تماشای آبهای سپید" شده بود که این جایزه به گروه کر سوتو گاسپل از آفریقای جنوبی تعلق گرفت.


                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #315
                                On February 8, 2007 Sam Daghighian, a 34 year old Iranian Composer who grew up in Los Angeles, CA, was announced as one of the winners of ERM Media’s annual Composition Competition, and will be recording his winning composition “Sinfonia” with the legendary Prague Radio Philharmonic Orchestra, on March 4 & 5, 2007.

                                Sam Daghighian, is a student of Iranian Musical Icon, Shardad Rohani. After completing his studies in Piano and Composition at California State University Northridge, Sam composed and performed the Original Musical Score for “Babak and Friends” starring Shohreh Agdashloo and Parviz Sayyad, which brought the story of Nowrooz (Iranian New Year) to youths worldwide. Sam’s blend of Persian and Classical score has been recognized by several animation awards and is currently in the Smithsonian Museum, for its cultural significance. He has also composed for piano, orchestra, and various chamber ensembles.

                                Sam competed against 350 international composers of all ages and his piece entitled, “Sinfonia” was selected as one of 10 to be recorded and released on CD by the 75 member, 120 year old, world class ensemble, which will be led by Robert Ian Winstin, Conductor. Maestro Winstin is a world class international conductor and composer who has performed in La Scala and Carnegie Hall. Sam will be traveling to Prague to eversee the rehearsals and recording sessions on March 4th and 5th of 2007. The CD recording will be released worldwide within the year.




                                This opportunity, for a young member of the Iranian Artistic Community in Los Angeles, to be recognized and heard internationally is an important and exiting event.

                                In summary, Sam Daghighian has been an active member of the Iranian musical community as composer, teacher, and student and is so proud to represent the community of young Iranian Composers and Artists in this worldwide event.

                                iran

                                Comment

                                Working...