Announcement

Collapse
No announcement yet.

Political Articles

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • مجله آمريکايی نيويورکر در تازه ترين شماره خود با انتشار گزارشی به موضوع تغيير سياست آمريکا در خاورميانه و همچنين موضع اين کشور در قبال ايران پرداخته و آورده است که آمريکا در نظر دارد برای انجام طرح های جديد خود در اين منطقه از جمله از کمک های مالی عربستان سعودی استفاده کند.
    سيمور هرش، نگارنده اين مقاله می گويد جورج بوش، رييس جمهور آمريکا، به پنتاگون دستور داده بمباران ايران را طوری طراحی کند که با آماده باشی 24 ساعته قابل اجرا باشد.

    به گفته وی اين دستور در دنباله سياست آمريکا در قبال ايران صادر شده است.


    يکی از جنبه های ضد و نقيض در استراتژی جديد آمريکا اين نکته است که اغلب نا آرامی ها و حملات خشونت بار عليه نظاميان آمريکايی در عراق از سوی نيروهای سنی مذهب و نه شيعه بوده است



    سيمور هرش در مقاله خود آورده که يک گروه ويژه از برنامه ريزان آمريکايی، که گروهی از بلندمرتبه ترين مقامات نظامی آمريکا عضو آن هستند، طبق دستور آقای بوش شمار اهداف در نظر گرفته شده برای بمباران در ايران را افزايش داده است.

    به گفته مقاله نويس مجله نيويورکر اين اهداف نه تنها شامل تاسيسات هسته ای ايران بلکه همچنين شامل مکان هايی می شود که (از ديد آمريکا) محل برنامه ريزی و کمک رسانی به شورشيان شيعه در عراق است.

    مجله نيويورکر می نويسد آمريکا با جنگ عليه عراق به طور ناخواسته باعث افزايش قدرت ايران در منطقه شده و اکنون می خواهد با استراتژی جديد خود وضعيت را معکوس کند و از قدرت ايران در منطقه بکاهد.

    سيمور هرش در ادامه به بررسی استراتژی آمريکا در قبال ايران می پردازد و می نويسد: "يکی از جنبه های ضد و نقيض در استراتژی جديد آمريکا اين نکته است که اغلب نا آرامی ها و حملات خشونت بار عليه نظاميان آمريکايی در عراق از سوی نيروهای سنی مذهب و نه شيعه بوده است."

    سيمور هرش پيش بينی می کند که اين استراتژی جديد احتمالا کشورهای منطقه را به نبردی علنی نزديک تر می کند و اين خطر را نيز به همراه دارد که در منطقه آتش جنگ فرقه ای را ميان شيعيان و اهل سنت برافروزد.


    مانورهای نظامی قبلی نشان داده که ناوهايی مانند استنيس نمی توانند به راحتی در تنگه هرمز حرکت کنند و همچنين در مقابل حمله پر تعداد قايق های کوچک آسيب پذير هستند، تکنيکی ايران سالها پيش در آن مهارت پيدا کرده است



    هرش از جمله برخوردهای جديد و شديد آمريکا در قبال ايران را اين گونه دست بندی می کند:

    "- عمليات مخفيانه عليه ايران و سوريه و همچنين جنبش حزب الله لبنان - با اين که اين رويه تقويت افراط گرايان سنی مذهب طرفدار شبکه القاعده را در برخواهد داشت.

    - اعزام نيروهای ويژه آمريکايی به داخل خاک ايران برای رديابی عناصر ايرانی فعال در عراق و همچنين جمع آوری اطلاعات مخفی.

    - برخی هزينه های عمليات مخفی آمريکا در منطقه توسط عربستان سعودی تامين خواهد شد تا لزومی به بررسی اين عمليات در کنگره نباشد."

    سيمور هرش به اعزام ناوهای آيزنهاور و استنيس به منطقه اشاره دارد و می نويسد مانورهای نظامی قبلی نشان داده که اين گونه ناوها نمی توانند به راحتی در تنگه هرمز حرکت کنند و همچنين در مقابل حمله پر تعداد قايق های کوچک آسيب پذير هستند، تکنيکی که ايران سالها پيش در آن مهارت پيدا کرده است.

    اين خبرنگار آمريکايی می نويسد ديک چنی، معاون رييس جمهور آمريکا، اليوت آبرامز، معاون مشاور امنيت ملی، و زلمی خليلزاد، سفير فعلی اين کشور در بغداد و شاهزاده بندر بن سلطان، مشاور امنيت ملی عربستان سعودی، بازيگران اصلی تغيير استراتژی آمريکا در خاورميانه هستند.

    هرش معتقد است شاهزاده بندر در تلاش دولت آمريکا برای مهار قدرت ايران در خاورميانه به شدت نفوذ دارد. وی برای 22 سال (تا سال 2005) سفير عربستان در آمريکا بود و دوستی خود با جورج بوش و ديک چنی را همچنان حفظ کرده است.


    ترس از ايران، انگيزه سعودی ها از همکاری با آمريکاست. عربستان نگران است ايران توازن قدرت را نه تنها در خاورميانه بلکه همچنين در داخل اين کشور برهم زند. نفوذ اقليت شيعه در شرق عربستان، نفت خيزترين منطقه اين کشور، قابل توجه است



    اين خبرنگار آمريکايی همچنين می گويد ترس از ايران، انگيزه سعودی ها از همکاری با آمريکاست. عربستان نگران است ايران توازن قدرت را نه تنها در خاورميانه بلکه همچنين در داخل اين کشور برهم زند. نفوذ اقليت شيعه در شرق عربستان، نفت خيزترين منطقه اين کشور، قابل توجه است.

    سيمور هرش در ادامه مقاله بلند خود در نيويورکر می نويسد: "در يک سال گذشته سعودی ها، اسرائيلی ها و دولت آمريکا دست کم در مورد چهار موضوع اتفاق نظر پيدا کرده اند:

    - به اسرائيل اطمينان داده شود که امنيت اين کشور برای آمريکا و عربستان سعودی و ديگر کشورهای سنی مذهب که از قدرت گرفتن ايران بيم دارند، اهميت زيادی دارد.

    - سعودی ها مصرانه از حماس، گروه فلسطينی که از سوی ايران حمايت می شود، می خواهد که خصومت و خشونت عليه اسرائيل را متوقف کند و به طور جدی برای تشکيل دولت وحدت ملی با جنبش فتح وارد گفتگو شود.

    - دولت آمريکا برای مقابله با افزايش قدرت شيعيان در منطقه خاورميانه به طور مستقيم با کشورهای سنی مذهب همکاری خواهد کرد.

    - دولت سعودی با تائيد آمريکا به طرح های تضعيف دولت بشار اسد، در سوريه، کمک مالی و لجيستيکی خواهد کرد.


    برخی رويکردهای اساسی برای تغيير جهت آمريکا در خاورميانه علنی نشده اند. انجام عمليات مخفی با کمک مالی عربستان سعودی طراحی شده اند تا در کنگره آمريکا مطرح و برملاء نشوند



    سيمور هرش در ادامه می نويسد: "ابعاد کلی سياست جديد آمريکا در خاورميانه به طور علنی به بحث گذاشته شده است. کاندوليزا رايس، وزير خارجه اين کشور، در ماه ژانويه در سنا گفت طبق طرح جديد خاورميانه، "اصلاح طلبان" و "افراط گرايان" تفکيک شده و کشورهای سنی به عنوان محور ميانه رو و ايران و سوريه و حزب الله لبنان در طرف ديگر اين تفکيک قرار دارند."

    وی در ادامه آورده: "اما برخی رويکردهای اساسی برای تغيير جهت آمريکا در خاورميانه علنی نشده اند. انجام عمليات مخفی با کمک مالی عربستان سعودی (احتمالا برای اين) طراحی شده اند تا در کنگره آمريکا مطرح و برملاء نشوند."

    سيمور هرش از يک مشاور پنتاگون چنين نقل می کند: "منابع غيرقانونی و پراکنده ای از کمک های مالی وجود دارد که در سراسر جهان برای انواع ماموريت ها مورد استفاده قرار می گيرند."

    هرش در پايان گزارش خود ادعا می کند که دليل استعفای "جان نگروپونته" از پست مدير اطلاعات ملی آمريکا ناراضی بودن وی از پا گذاشتن در راهی بوده که می تواند به نتيجه ای مشابه رسوايی دهه هشتاد ميلادی موسوم به "ايران کنترا" منتهی شود.

    سيمور هرش با افشاگری قتل عام "مای لی" در جريان جنگ ويتنام شهرت يافت. وی از جمله اولين خبرنگاران آمريکايی بود که از رسوايی سوءرفتارها در زندان ابوغريب بغداد گزارش داد.

    ناظران می گويند با اين که جالب ترين بخشهای گزارش وی در مجله نيويورکر براساس اطلاعات کسب شده از منابع ناشناس است، شهرت و اعتبار سيمور هرش در رسانه های آمريکا باعث شد روز گذشته (25 فوريه) شبکه های تلويزيونی آمريکا به طور گسترده به اين گزارش بپردازند.

    بنابه گزارش ها، پنتاگون انکار کرده که فعالانه سرگرم برنامه ريزی برای حمله نظامی به ايران است.

    Comment


    • در حالی که نمايندگان پنج عضو ثابت شورای امنيت سازمان ملل و آلمان در اجلاس پشت پرده روز دوشنبه خود در لندن در مورد تهيه پيش نويس قطعنامه ديگری برای تشديد تحريم عليه ايران توافق کردند، نگرانی برخی از کشورها از احتمال رويارويی نظامی آمريکا با ايران افزايش يافته است.
      روسيه و قطر به طور مشخص دو کشوری هستند که نگرانی خود را از احتماع وقوع جنگ ديگری در منطقه خليج فارس پنهان نکرده اند.

      نگرانی اين دو کشور بيشتر مربوط به سخنانی است که ديک چنی، معاون رئيس جمهور آمريکا، در جريان ديدارش از استراليا بيان کرد. آقای چنی با تاکيد بر اينکه "ايران از هر راه ممکن بايد متوقف شود"، احتمال حمله نظامی به ايران را برای متوقف کردن برنامه هسته ای اين کشور رد نکرد.إ

      اظهارات آقای چنی البته نکته تازه ای نداشت و در واقع تکرار مواضع رسمی آمريکا در مورد برنامه هسته ای ايران بود، اما اظهار نظر وی به لحاظ زمانی، حائز اهميت بسيار بود.

      در هفته های اخير، مقام های کاخ سفيد به طور مکرر گزارش های رسانه ای و اظهارات رقبای خود در حزب دموکرات آمريکا را مبنی بر آماده شدن پنتاگون برای حمله به ايران رد کرده اند و ديپلماسی را نخستين گزينه خود برای حل بحران هسته ای ايران دانسته اند.


      به نظر می رسد عملکرد دولت آقای احمدی نژاد، بيش از هميشه قدرت های بزرگ جهانی را عليه ايران متحده کرده است، و احتمالا در آستانه سال نو خورشيدی در ايران، جمهوری اسلامی بايد در انتظار موج فزاينده ای از فشارهای سياسی و اقتصادی چه در چارچوب سازمان ملل و چه خارج از آن باشد



      جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، حتی بحث حمله نظامی به ايران را "سر و صدای" مخالفان دولت خود خواند و وجود هر گونه طرحی برای حمله به ايران را تکذيب کرد.

      تاکيد مقام های کاخ سفيد بر نبود برنامه ای برای حمله به ايران، هر چند که برخی از محافل سياسی در داخل و خارج آمريکا را قانع نکرد، اما برخی ديگر را به اين نتيجه رساند که آمريکا گزينه حمله به ايران را به کلی از دستور کار خود خارج کرده است.

      سخنان آقای چنی اما نشانگر آن بود که دولت آمريکا گزينه نظامی را به عنوان "آخرين راه حل" همچنان برای خود محفوظ داشته و در واقع، تغييری در سياست آمريکا در برابر بحران هسته ای ايران رخ نداده است.

      نگرانی ها و نقش روسیه

      در بين قدرت های بزرگ جهانی به نظر می رسد روسيه بيش از هر کشور ديگری از وقوع جنگ تازه ای در خاورميانه بيمناک است و از همين رو با نشان دادن حساسيت نسبت به گرايش های جنگ طلبانه، می کوشد تا بحران هسته ای ايران به جنگ کشيده نشود.

      تلاش روسيه برای جلوگيری از جنگ به معنای جانبداری اين کشور از موضع هسته ای ايران نيست، حتی به عکس، روسيه علاقه مند است که فشارهای ديپلماتيک و اقتصادی، ايران را به رها کردن برنامه اتمی خود وادار سازد چرا که دستيابی ايران به تکنولوژی اتمی قابل استفاده در زمينه های نظامی، با منافع روسيه تعارض دارد.


      تلاش روسيه برای جلوگيری از جنگ به معنای جانبداری اين کشور از مواضع ايران نيست، حتی به عکس، روسيه علاقه مند است که فشارهای ديپلماتيک و اقتصادی، ايران را به رها کردن برنامه اتمی خود وادار سازد چرا که دستيابی ايران به تکنولوژی اتمی قابل استفاده در زمينه های نظامی، با منافع روسيه تعارض دارد



      بر همين اساس، روسيه ضمن آنکه از حداکثر چانه زنی با غرب بر سر برنامه هسته ای ايران استفاده می کند، اما در سر بزنگاه با کشورهای غربی برای تحت فشار قرار دادن ايران همراه می شود.

      اين نوع حرکت های روسيه نيز به معنای جانبداری آن از آمريکا و متحدان اروپايی اش نيست، بلکه اقدامی به منظور پيشگيری از وقوع جنگ است.

      ظاهرا روس ها پی برده اند که ادامه برنامه هسته ای ايران، به طور اجتناب ناپذير به جنگ منجر می شود و از همين رو بی علاقه نيستند که فشارهای سياسی و اقتصادی عليه ايران تا حد وادار ساختن اين کشور به پذيرش قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنيت سازمان ملل افزايش يابد.

      'اجماع در برابر قطار بدون ترمز'

      اين موضوع در واقع پارادوکسی است که آمريکا برای حفظ اجماع بين المللی عليه ايران به خوبی از آن بهره می برد.

      آمريکا در مذاکرات خود با قدرت های جهانی و منطقه ای در مورد برنامه اتمی ايران استدلال ساده ای دارد. استدلال آمريکا اين است که اگر می خواهيد جنگ ديگری با همه پيامدهای هولناک آن در خاورميانه رخ ندهد، پس با تشديد فشار و تحريم عليه ايران همراه شويد.


      استدلال آمريکا اين است که اگر می خواهيد جنگ ديگری با همه پيامدهای هولناک آن در خاورميانه رخ ندهد، با تشديد فشار و تحريم عليه ايران همراه شويد



      در واقع همين منطق ساده است که بسياری از کشورهای دارای منافع متفاوت را عليه برنامه هسته ای ايران متحد کرده و سبب تصويب قطعنامه ای با اجماع آرای اعضای شورای امنيت سازمان ملل برای تعليق فعاليت های حساس اتمی جمهوری اسلامی شده است.

      با توجه به نکات فوق و نيز با توجه به اظهارات ستيزه جويانه محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران مبنی بر اينکه "قطار هسته ای ايران ترمز و دنده عقب ندارد" احتمال اينکه اعضای ثابت شورای امنيت سازمان ملل و آلمان در مورد پيش نويس قطعنامه ديگری عليه ايران در زمانی نه چندان طولانی به توافق برسند، کم نيست.

      به نظر می رسد عملکرد دولت آقای احمدی نژاد، بيش از هميشه قدرت های بزرگ جهانی را عليه ايران متحده کرده است، و احتمالا در آستانه سال نو خورشيدی در ايران، جمهوری اسلامی بايد در انتظار موج فزاينده ای از فشارهای سياسی و اقتصادی چه در چارچوب سازمان ملل و چه خارج از آن باشد.

      Comment


      • در باره شرکت جمهوری اسلامی و آمريکا در کنفرانس عراق

        *مساله شرکت رژيم اسلامی و آمريکا در کنفرانس عراق در شرايطی مطرح می شود که شورای امنيت مشغول بحث و گفتگو در باره تشديد تحريم هاست, آمريکا به تدارک حمله نظامی به ايران ادامه می دهد و سياست بی ثبات سازی اش, به شکل درگيری های مسلحانه در کردستان و عمليات تروريستی و گروگانگيری در سيستان و بلوچستان درآمده است.


        روشنگری: به گزارش رسانه ها در کنفرانسی که قرار است در نيمه اول ماه مارس در عراق برگزار شود, امکان شرکت جمهوری اسلامی و آمريکا وجود دارد. علی لاريجانی دبير شورای عالی امنيت ملی رژيم در اين مورد ضمن تاييد "دعوت شفاعی" از رژيم اسلامی از طريق گفتگوی تلفنی هوشيار زيباری وزير خارجه عراق با منوچهر متکی برای شرکت در اين کنفرانس در مورد پاسخ رژيم به حضور در کنفرانسی که آمريکا نيز در آن شرکت دارد, گفت:"اگر مصلحت ملت عراق در اين باشد که در اين کنفرانس شرکت کنيم، در آن شرکت خواهيم کرد."
        در اين کنفرانس قرار است مسايل مربوط به امنيت عراق مورد بحث قرار گيرد و پنج عضو دائم شورای امنيت و اعضای اتحاديه عرب در آن شرکت خواهند کرد.

        سياست آمريکا: بازی با کارت های مختلف
        احتمال شرکت جمهوری اسلامی در مذاکرات مربوط به عراق مورد توجه رسانه ها قرار گرفته است. بويژه از اين جهت که آمريکا پس از رد طرح بيکر در مورد عراق که در آن از جمله بر لزوم مذاکره با همسايگان عراق تاکيد شده بود, از زبان بوش تشديد بحران و وخامت اوضاع امنيتی در عراق را با دخالت کشورهای همسايه و بويژه ايران و سوريه گره زده بود و در واقع حل بحران را به خنثی کردن اين دخالت مشروط ساخته بود. حمله به يک مرکز رژيم در اربيل و دستگيری تعدادی از نمايندگان رژيم, در چهارچوب همين سياست صورت گرفت. با اين حال همان زمان کاندوليزا رايس بر ديدار و مذاکره با همتای ايرانی اش در صورت موافقت رژيم با تعليق غنی سازی اورانيوم تاکيد کرده بود. البته کاندوليزا رايس بخش علنی سياست خارجی آمريکا را نمايندگی می کند, و بخش اصلی اين سياست بی ثبات کردن ايران و تشديد درگيری های مرزی و منطقه ای است و اين سياست را ديک چنی در هفته اخير با تهديد به حمله نظامی به ايران تکميل کرد.

        اين واقعيت که بی ثبات سازی ايران سياست اصلی آمريکا برای مقابله با رژيم اسلامی است حالا ديگر در خبرها و حتی گزارش های خود منابع غربی نيز به شکل واضح مورد تاکيد قرار می گيرد. سياست آمريکا حمايت آمريکا از گروههای مسلح و ايجاد درگيری های مرزی و عمليات تروريستی و خرابکاری در مناطق مرزی ايران است. درگيری های مسلحانه هفته اخير پاسداران رژيم اسلامی با پژاک در مرزهای شمال غرب ايران که همچنان ادامه دارد, و درگيری جديد مسلحانه در منطقه نيکور در سيستان و بلوچستان که با کشته شدن 2 تن از افراد نيروی انتظامی رژيم و ربوده شدن 4 تن ديگر همراه بود و خبر آن روز چهارشنبه 9 اسفند منتشر شد, نمونه های تازه از اين سياست است.

        بخش هايی از جزئيات اين سياست را روزنامه ديلی تلگراف در هفته اخير منتشر کرده است. اين روزنامه با اشاره به "حمايت مخفيانه" آمريکا "از گروه*‏هايی که آنها را "گروههای قومى جدايي*‏ طلب ايران" خوانده, آورده است:"مقامات آژانس اطلاعات مركزى آمريكا(سيا) در اقدامى كه منعكس*‏ كننده نگرانى فزاينده واشنگتن از شكست اقدامات ديپلماتيك است، به شبه نظاميان اپوزيسيون در ميان گروه*‏هاى اقليت قومى در منطقه*‏هاى مرزى كمك مي*‏كنند."
        به نوشته ديلی تلگراف "اين عمليات، جنجال*‏بر*‏انگيز هستند زيرا شامل پرداختن به جنبش*‏هايى است كه عليه دولت ايران به روش*‏هاى تروريستى متوسل مي*‏شوند. در طول سال گذشته، موجى از ناآرامي*‏ها در مناطق مرزى اقليت*‏هاى قومى ايران وجود داشته است كه با بمباران و ترور سربازان و مقامات دولتى همراه بوده است."

        يک مقام بلندپايه سيا به اين روزنامه گفته است:"حمايت مالى از جدايي*‏ طلب*‏ها مستقيماً از سوى بودجه محرمانه سيا تأمين مي*‏شود اما اين امر اكنون ديگر "سر بزرگى" نيست."
        "فرد برتون"، مامور ضدتروريسم سابق وزارت خارجه آمريكا با تاييد اظهارات مقام مذكور به ديلی تلگراف گفت:"حملات اخير در داخل ايران با تلاش*‏هاى آمريكا براى حمايت و آموزش اقليت*‏هاى قومى ايران به منظور بى *‏ثبات كردن دولت ايران، هماهنگ است."

        البته وضعيت عراق چنان بحرانی و خطرناک است که و رژيم اسلامی نيز با سياست هايش, کشور را در چنان موقعيت خطيری قرار داده است که هيچ آينده ای را در روابط آمريکا و جمهوری اسلامی پيش بينی نمی توان کرد. با اين حال نقدا مساله شرکت رژيم اسلامی و آمريکا در کنفرانس عراق در شرايطی مطرح می شود که اعضای شورای امنيت مشغول بحث و گفتگو در باره تشديد مجازات های اقتصادی ايران به خاطر تمرد رژيم اسلامی از قطعنامه اين شورا در باره تعليق غنی سازی اورانيوم هستند؛ آمريکا به تدارک حمله نظامی به ايران ادامه می دهد و رسما ثمرات سياستش در (به نوشته ديلی تلگراف) "بی ثبات کردن دولت ايران" به شکل درگيری های مسلحانه در کردستان و عمليات تروريستی و گروگانگيری در سيستان و بلوچستان درآمده است. در کنار همه اين ها فشار مخالفان جنگ با ايران در داخل آمريکا به دولت اين کشور, با نمايش تبليغاتی در فاصله گيری دولت بوش از سياست امتناع از هر نوع گفتگو و مذاکره با ايران نيز تا حدودی موثر است و جنبه مهم تر اين که, شکست سياست آمريکا در عراق چنان ابعادی يافته است که دولت آمريکا برای چاره انديشی به هر اقدامی و هر مجموعه اقدامات متنافری برای کاهش عوارض و پيامدهای آن دست می زند. با همه اين ها, برخی مقامات آمريکايی صراحت می دهند که حضور ايران و آمريکا در کنفرانس عراق به معنای تغيير سياست واشنگتن در برابر تهران نيست.
        تونی اسنو سخنگوی کاخ سفيد روز چهارشنبه 9 اسفند در اين زمينه گفت:"حضور آمريکا در مذاکرات چند جانبه درباره عراق که ايران نيز در آن شرکت می کند، به معنی تغيير سياست واشينگتن در رابطه با تهران نيست."
        اسنو گفت:"ما در تلاش برقرای مذاکرات دوجانبه با ايران نيستيم."
        با توجه به اين موضع واشنگتن و پاسخ محتاطانه و مشروط لاريجانی به مساله شرکت رژيم اسلامی در اين کنفرانس و همچنين موضع ماجراجويانه رژيم در مخالفت با "توقف" در پرونده هسته ای است که بايد در مورد جايگاه کنفرانس عراق در روابط آمريکا با ايران قضاوت کرد.

        Comment


        • تصميم دولت آمريکا برای شرکت در کنفرانسی در بغداد که ايران و سوريه در آن حضور خواهند داشت آنچه را که بسياری از ناظران احساس می کردند "حلقه گم شده" سياست آمريکا در منطقه است را سر جايش قرار می دهد.
          کاندوليزا رايس، وزير خارجه آمريکا، گفت که علاوه بر ملاقات در سطوح رسمی در بغداد، وزرای خارجه کشورهای حاضر در کنفرانس "تا همين نيمه اول آوريل" ملاقات خواهند کرد.

          وی نگفت اين ديدار کجا انجام خواهد شد اما گفته می شود احتمالا در استانبول خواهد بود.

          همچنين او نگفت که آيا به طور جداگانه با منوچهر متکی، وزير خارجه ايران، ديدار خواهد کرد يا نه.

          به هر شکل، دولت آمريکا که ابتدا توصيه های گروه مطالعه عراق برای گفتگو با ايران و سوريه را با قوت رد می کرد، اکنون دقيقا سرگرم همان کار است.

          نشست بغداد نخستين تماس ايران و آمريکا در بالاترين سطح طی دو سال گذشته خواهد بود.

          به علاوه اين ديدار ممکن است مثمره ثمرتر از ملاقات سال 2004 ميان کالين پاول و کمال خرازی، وزرای خارجه وقت آمريکا و ايران، باشد. آن دو در يک مراسم شام در شرم الشيخ مصر کنار يکديگر نشانده شدند اما گفتگوهايشان از گپی غيرجدی فراتر نرفت.

          سوالات

          دو پرسش فورا به ذهن می آيد: چرا آمريکا چنين تصميمی گرفته و چه تاثيری بر مساله فعاليت های اتمی ايران خواهد داشت؟

          بخشی از پاسخ سوال اول را خانم رايس خود در بيانيه اش در سنا داد. او در اساس گفت که دولت بوش نظرش را عوض کرده است.


          از آن زمان دولت آمريکا کارت های ديپلماتيکش را مرتب کرده و اکنون احساس می کند می تواند اين حرکت (گفتگو با ايران و سوريه در چارچوب کنفرانس عراق) را از موضعی قوی تر انجام دهد و نه از موضع تمنا. واشنگتن درخواست خواهد کرد که ايران بيشتر به دولت عراق کمک کند



          او با اشاره مستقيم به گروه مطالعه عراق و فشارهای کنگره، علنا به درخواست های آنها اذعان کرد و گفت: "من مباحثات خيلی مفيدی داشته ام."

          اما دليل ديگر آن را مقام های کاخ سفيد توضيح دادند و آن اينکه استراتژی اخير آمريکا افزايش نقاط فشار بر ايران بوده است. از نقطه نظر واشنگتن، اين فشارها لازم بود زيرا آمريکا در پايان سال گذشته در موضعی بسيار ضعيف قرار داشت.

          در اين مدت دولت آمريکا کارت های ديپلماتيکش را مرتب کرده و اکنون احساس می کند می تواند اين حرکت (گفتگو با ايران و سوريه در چارچوب کنفرانس عراق) را از موضعی قوی تر انجام دهد و نه از موضع تمنا. واشنگتن درخواست خواهد کرد که ايران بيشتر به دولت عراق کمک کند.

          فشار آمريکا بر ايران از چند جهت افزايش يافته است: افزايش نيروها در بغداد را طراحی و آغاز کرده؛ فشار بر تهران را - با ارائه شواهدی که به ادعای واشنگتن ايران را به وسايل منفجره ای که در حمله به نيروهای آمريکا به کار رفته پيوند می زند - افزايش داده؛ و دومين ناو هواپيمابر و کشتی های جنگی همراه آن را به خليج فارس فرستاده است.

          واشنگتن همچنين با استفاده از حکم آژانس بين المللی انرژی اتمی داير بر اينکه ايران از مهلت شورای امنيت برای تعليق غنی سازی اورانيوم سرپيچی کرده، سرگرم گفتگو برای تشديد تحريم ها عليه آن کشور است.

          به علاوه واشنگتن هدف خود برای تقويت دولت عراق را از طريق ترغيب آن به خانه تکانی گسترش داده است.


          آمريکا اکنون دو ناو عظيم هواپيمابر در خليج فارس دارد

          برای مثال، دولت عراق بر سر قانون تازه در مورد نحوه اعطای قراردادهای توسعه نفتی به شرکت های خارجی و تقسيم درآمد نفت ميان عراقی ها به طور اصولی توافق کرده است.

          بنابراين آمريکا می تواند اين تغيير در سياستش نسبت به ايران را به عنوان چيزی که دولت عراق را تقويت خواهد کرد عرضه کند.

          از سوی ديگر ايران ممکن است اين حرکت را نشانه ضعف آمريکا و مرحله ديگری در رشد نفوذ خود در عراق و منطقه تعبير کند.

          عنصر ديگری هم اينجا در کار است يعنی نفوذ شخص وزير خارجه آمريکا. در همان لحظه ای که ديک چنی معاون رئيس جمهور در سفری به خارج صداهای تهديدآميزی عليه ايران در آورد، اين ابتکار عمل اعلام شد.

          هسته ای

          در مورد مساله هسته ای، موضوع همچنان حل نشده باقی مانده است و می تواند هر تلاشی برای آشتی ايران و آمريکا در مورد عراق را از خط خارج کند.

          هر گفتگويی ميان ايران و آمريکا اتفاق بيافتد، انتظار نمی رود که ملاقات برنامه ريزی شده شامل مساله هسته ای باشد.

          دولت آمريکا اميدوار است که فشار ذره ذره بر ايران نهايتا يا به تغيير سياستش در قبال غنی سازی اورانيوم منجر شود - که بعيد است - يا تغيير دولت.

          در همين حال، تهديد اقدام نظامی چنانکه آقای چنی گفت "هنوز روی ميز است."

          در ديپلماسی دو ريلی آمريکا در قبال ايران، تنش روی يک ريل کاهش داده می شود اما روی ريل ديگر همچنان بالاست.

          Comment


          • عملياتی که به ايجاد القاعده انجاميد بارديگر از سر گرفته شده است. اما اين بار مرکز اجرايی عمليات لبنان و هدف ايران است. به همين جهت در مقاله اخير سيمور هرش سرنخ توطئه های تروريستی جديد در خاورميانه را ميتوان از لبنان دنبال کرد. مقاله جديد هرش با توطئه سکوت رسانه های انحصاری روبرو شده است، زيرا برخلاف مقاله های قبلی حتی تکذيب آن هم نميتواند اثر اطلاعات مقاله را خنثی کند. اطلاعات به روشنی نشان ميدهد عمليات مخفی مرتبط با پخش ميلياردها دلار پول سعودی ها و پول های غارت شده از عراق و پول های اعطايی به دولت سينيوره در ميان بنيادگرايان سنی برای انجام عمليات تروريستی در ايران و لبنان و ديگر نقاط خاورميانه، مستقيما از دفتر ديک چنی اداره ميشود و مهره های اصلی ايران کنترا يعنی پرنس بندر عربستان سعودی و اليوت آدامز، نومحافظه کار افراطی با درس آموزی از طرح افشا شده ی ايران کنترا، آنرا در خدمت راه حل سالوادوری به کار گرفته اند. چکيده خلاصه شده ای از مقاله سيمورهرش را در زير ميخوانيد. عنوان بندی ها به جز آنها که در ميان ,, گذاشته شده از روشنگری است. هرش در مصاحبه های بعدی جزييات بازهم انزجارآورتر و تکان دهنده تری از استراتژی جديد بويژه در رابطه با ايران را افشا کرده است که مستقلا در اختيار خوانندگان روشنگری گذاشته خواهد شد.

            ,تغيير مسير,
            آيا سياست جديد دولت آمريکا در خدمت دشمنان ما در جنگ با تروريسم است؟
            سيمور هرش
            نيويورکر. 26 فوريه 2007
            ,تحول استراتژيک,
            در چند ماه گذشته همراه با رو به وخامت رفتن اوضاع عراق، دولت آمريکا تحول قابل توجهی در استراتژی خاورميانه ای خود، هم در ديپلوماسی علنی و هم در عمليات سری به عمل آورده است: اين استراتژی که برخی از دورنی های کاخ سفيد آن را تحت عنوان ,تغيير مسير REDIRECTION, ميخوانند، ايالات متحده را به رويارويی علنی با ايران کشيده و در بخشی از خاورميانه شکاف فرقه ای بين شيعه و سنی را گسترش داده است. دولت بوش برای تضعيف ايران، تصميم گرفته است اولويت های خود در خاورميانه را تغيير دهد. در لبنان با همکاری مخفيانه عربستان سعودی به تضعيف حزب الله پرداخته است. ايالات متحده همچنين در عمليات سری در ايران و سوريه شرکت ميکند. اين اقدامات به شکوفايی گروه های سنی افراطی که ديدی ميليتانت از اسلام دارند و هوادار القاعده و دشمن آمريکا هستند، انجاميده است.

            به گفته مقامات کنونی و سابق که رابطه نزديکی با دولت بوش دارند، برخی از تاکتيک های محوری اين ,تغيير مسير,، علنی نيست. عمليات مخفی ، سری نگاهداشته شده و در برخی موارد اجرا و تامين مالی آن به سعودی ها سپرده شده است و يا به طرقی مسيرهای عادی تحت نظر کنگره را دور ميزند.

            بازيگران اصلی ,تغيير مسير, عبارتند از: ديک چنی معاون رئيس جمهور، اليوت آبرامز مشاور امنيت ملي، زلمای خليل زاد سفير کنونی آمريکا در عراق و نماينده آتی آمريکا در سازمان ملل و پرنس بندر بن سلطان، مشاور امنيت ملی سعودی. رايس بخش علنی و ديک چنی عمليات مخفی را هدايت ميکنند.

            اين تحول سياسي، باعث شده عربستان سعودی و اسرائيل، که هردو ايران را يک تهديد استراتژيک برای خود ميدانند، به يک مرحله نوين هماغوشی استراتژيک وارد شوند. يک مشاور دولتی آمريکا که روابط نزديکی با اسرائيل دارد ميگويد دولت های سنی از برآمد شيعه ها وحشت زده اند و از قمار ما روی شيعه های ميانه روی عراق به خشم آمده اند. ما نمی توانيم دستاوردهای شيعه ها را در عراق پس بگيريم ولی ميتوانيم آنرا مهار کنيم.

            مارک اينديک سفير سابق آمريکا در اسرائيل و مدير مرکز سابان در انستيتوی بروکلين به من گفت: ,خاورميانه بطور جدی وارد يک جنگ سرد سنی – شيعه ميشود,.او اضافه کرد کاخ سفيد از عواقب استراتژيک اين سياست جديد آگاه نيست. او گفت آمريکا نه فقط در عراق نيست بلکه در سراسر خاورميانه به قماری مضاعف روی آورده است. اين ميتواند خيلی پيچيده شود. همه چيز زير و رو شده است.,

            سياست جديد برای مهار ايران به نظر ميرسد استراتژی آمريکا برای پيروزی در جنگ عراق را پيچيده کرده است. پاتريک کلاوسون از انستيتوی خاورنزديک به من گفت نزديکی روابط ايالات متحده با دولت های ميانه روی سنی ميتواند مالکی را بترساند که سنی ها در جنگ داخلی برنده شوند و اين امر او را وادار کند برای سرکوب شيعه های راديکال مثل مقتدا صدر بيشتر با آمريکا همکاری کند. اما عليرغم اين ايالات متحده تاکنون به همکاری رهبران شيعه وابسته است. ارتش مهدی ممکن است عملا با منافع آمريکا خصومت بورزد، ولی ميليشاهای شيعه متحد عراق محسوب ميشوند. هم مقتدا صدر و هم کاخ سفيد از دولت مالکی حمايت ميکنند.

            استفان هادلی مشاور امنيت ملی در يادداشتی در سال گذشته پيشنهاد کرد برای جدا کردن مالکی از متحدين شيعه راديکالش، پايه حکومت او در ميان سنی ها و کردها را تقويت کنند. ولی تاکنون اوضاع در جهت عکس پيش رفته است. در حاليکه ارتش عراق به تقابل با شورشيان می افزايد، قدرت ميليشياهای شيعه به آرامی افزايش می يابد.

            آمريکا مشتاق واکنش تند رژيم ايران
            فلينت لورت از مقامات سابق شورای امنيت ملی به من گفت ,هيچ چيز اتفاقی يا طنز آميز در اين نيست. دولت بوش دارد يک پرونده بر اين مبنا درست ميکند که ايران برای منافع آمريکا در عراق خطرناک تر و تحريک آميز تر از شورشيان سنی است، در حاليکه اگر شما به شمار واقعی تلفات نگاه کنيد، به لحاظ کمی بيشتر صدمات آمريکا ناشی از شورشيان سنی است. همه اينها بخشی از گام های تحريک آميز برای افزايش فشار بر ايران است. عقيده بر اين است که ايرانی ها در يک نقطه ای واکنش نشان خواهند داد و دولت بوش خواهد توانست در را بروی حمله به ايران باز کند.,

            پرزيدنت بوش در سخنرانی 10 ژانويه خود بخشا در راه همين هدف نقش بازی کرد. او گفت:, ايران و سوريه به تروريست ها و شورشيان اجازه ميدهند از قلمرو آنها استفاده کرده به عراق وارد و از آن خارج شود. ايران مصالح لازم برای حمله به سربازان آمريکايی را فراهم ميکند.,

            در 11 فوريه به خبرنگاران وسايل پيچيده انفجاری نشان داده شد که در عراق ضبط شده و دولت آمريکا ادعا کرد که از ايران آمده است. پيام اساسی دولت آمريکااين بود که اوضاع فاجعه بار عراق نتيجه شکست برنامه ريزی ها و اقدامات خود آمريکا نيست بلکه ناشی از دخالت ايران است.

            ارتش آمريکا نيز صدها ايرانی را در عراق بازداشت و بازجويی کرد. مقام ارشد امنيتی سابق به من گفت: ,در ماه اوت گذشته دستور داده شد که نظاميان در عراق هرچند ايرانی را که ميتوانند بگيرند. يک بار پانصد نفر را توقيف کردند. ما داريم با اين ها کار ميکنيم و از آن ها اطلاعات ميگيريم. هدف کاخ سفيد اين است که پرونده ای درست کند مبنی بر اين که ايرانی ها شورش را ايجاد ميکنند و تمام مدت اين کار را کرده اند،يعنی در واقع ايران دارد از قتل آمريکايی ها پشتيبانی ميکند.,

            رابرت گيتس وزير دفاع در دوم فوريه گفت ,ما جنگ با ايران را برنامه ريزی نمی کنيم., ولی رويارويی تعميق يافته است. بنا بر گفته مقامات امنيتی و نظامی سابق و کنونی عمليات سری در لبنان بوسيله عمليات سری برای هدف گرفتن ايران تکميل شده است. ارتش آمريکا و تيم های عملياتی ويژه فعاليت خود را در ايران تشديد کرده اند تا اطلاعات جمع آوری کنند. آنها همچنين از مرز ايران عبور کرده اند تا عاملان ايرانی را از عراق تعقيب کنند.,

            تمرکز روی برنامه هسته ای رژيم
            در 14 ژانويه ديک چنی در فاکس نيوز هشدار داد: , يک ايران هسته ای تامين نفت جهان را فلج خواهد کرد، ميتواند تاثير مخربی بر اقتصاد جهان داشته باشد و سازمان های تروريستی يا سلاح هسته ايش را برای تهديد همسايگانش و سايرين در جهان به کار ببرد. اگر شما نزد دولت های خليج [ فارس] برويد يا با سعودی ها يا با اسرائيلی ها يا اردنی ها صحبت کنيد تمام منطقه نگرانند. تهديد ايران رو به افزايش است.,

            دولت آمريکا اکنون بررسی گروه جديدی از اطلاعات در مورد برنامه هسته ای ايران را در دستورکار گذاشته است. مقامات کنونی و سابق آمريکا به من گفتند اين اطلاعات که توسط ماموران اسرائيل که در داخل ايران عمل ميکنند، ارائه شده است، شامل ادعايی است مبنی بر اين که ايران يک موشک بين قاره ای با سوخت سنگين و سه مرحله ای توليد کرده است که هريک با دقت محدود ميتواند چند کلاهک را به داخل اروپا پرتاب کند. ارزش اين گونه اطلاعات که از طريق ماموران می آيد مورد بحث است.

            بحثی مشابه در مورد تهديد سلاح های کشتار جمعی عراق، و ترديدها در مورد اطلاعاتی که بر مبنای آن پرونده مزبور ساخته شد، مقدمه حمله به عراق بود. در کنگره بسياری با اين ادعاها با احتياط برخورد کردند. هيلاری کلينتون در 14 فوريه گفت:,همه ما از عراق درس گرفته ايم و بايد آن درس ها را در مورد همه اتهاماتی که در مورد ايران وارد ميشود به کار بگيريم. زيرا آقای رئيس جمهوری چيزهايی که اکنون می شنويم چيزی آشنا دارد و ما بايد مواظب باشيم که هرگز بارديگر بر پايه اطلاعاتی تصميم نگيريم که نادرست از آب در بيايند.,

            دستور جديد: آمادگی برای حمله در ظرف 24 ساعت
            علاوه بر اين پنتاگون بطور فشرده طرح های بمباران احتمالی را به اجرا گذاشته است.اين کار از سال گذشته به دستور رئيس جمهور آغاز شد. يک مقام سابق اطلاعاتی به من گفت در ماه های اخيريک گروه برنامه ريزی ويژه در ستاد مشترک ارتش مامور شده که برنامه بمباران های غيرمنتظره [contingency] ايران را پيش ببرد، بطوريکه با دستور رئيس جمهور بمباران در عرض 24 ساعت ميتواند آغاز شود.

            يک مشاور هدف گيری نيروی هوايی و مشاور مسايل تروريسم پنتاگون به من گفتند در ماه گذشته به گروه برنامه ريزی ايران يک ماموريت جديد واگذار شد: مشخص کردن هدف هايی در داخل ايران که ممکن است در تامين و پشتيبانی از شورشيان عراق دخالت داشته باشند. قبلا تمرکز روی نابود کردن تاسيسات هسته ای ايران و ,تغيير رژيم, بود...
            يک مقام ارشد اطلاعاتی سابق به من گفت طرح بمباران غيرمنتظره حمله را در بهار امسال ممکن ميکند. اما او اضافه کرد افسران ارشد ستاد مشترک روی اين حساب ميکنند که کاخ سفيد آنقدر ابله نباشد که با توجه به مساله عراق و مشکلاتی که اين کار در انتخابات 2008 برای جمهوری خواهان به بار می آورد، به آن دست بزند.

            Comment


            • CARACAS, Venezuela, March 2 — Iran is already Venezuela’s closest ally outside Latin America, with ventures to produce oil and build cars and tractors together. Now, travelers between the countries can also take a weekly flight between Caracas and Tehran.

              The flight, which was inaugurated here on Friday and includes a stop in Damascus, Syria, is operated in a code-share agreement by the Venezuelan state-controlled airline Conviasa and Iran’s national carrier, Iran Air.

              Officials at Conviasa said that the company would use a Boeing 747 on the route and that soon it would also make available a European-made Airbus 340.

              Under President Hugo Chávez, Venezuela has tightened relations with Iran and expressed explicit support for its uranium enrichment program.

              Mr. Chávez has also reached out to Syria, making plans to build a $1.5 billion oil refining complex there. He sees relations with Iran and Syria, both under United States sanctions, as a centerpiece of a foreign policy aimed at countering American influence around the world.

              Mr. Chávez “is much loved in our country, and our people want to come here to get to know this land,” Abdullah Zifan, Iran’s ambassador to Venezuela, said when plans for the flight were announced last month.

              Venezuela is considering extending its economic cooperation agreements to the military sphere. It is discussing a venture with Iran to produce remotely piloted aircraft that could be used for surveillance along the border with Colombia.

              Iranian officials are already a staple of state television shows here, invited to discuss the country’s array of agreements in Venezuela, including one to produce Peugeot-inspired Semand sedans at a plant that is expected to start commercial output near Caracas this month.

              For Conviasa, the Tehran route will raise its international profile. The airline said in a statement that it would “offer excellent service at solidarity prices,” although no one at Conviasa could immediately say what a ticket to Tehran would cost.

              Comment


              • يك ديپلمات سابق وزارت خارجه كه چندى پيش يك عمل جراحى مغز و اعصاب نيز انجام داده بود، درددل*هايى براى روزنامه*نگاران انگليسى كرده كه به شدت موجب شگفتى آنان شده است.

                به گزارش خبرنگار ,بازتاب,، عادل اسدي*نيا كه چهار سال پيش كنسول ايران در دبى بوده، پس از آن*كه در اواخر دوره كمال خرازي، از پست خود كنار گذاشته شده، به شدت دلگير مي*شود و از جمله با مشكلات به وجود آمده،*جراحى مغز و اعصاب مي*كند.
                اما اكنون كه گويا او در انگلستان به سر مي*برد، براى خبرنگاران اين كشور مهمل*بافي*هايى كرده كه به شدت موجب شگفتى آنان شده است.

                روزنامه ,ديلي*تلگراف, نوشت: به گفته يك ديپلمات سابق ايراني، ايران مجموعه*اى از شبكه*هاى مخفى را در كشورهاى حوزه خليج فارس آموزش داده تا در صورت حمله نظامى به برنامه اتمى خود، منابع *آمريكا را در اين كشورها مورد حمله قرار داده باعث ايجاد ناآرامى در اين كشورها شود.

                او ادعا مي*كند، جاسوسانى كه به عنوان معلم، دكتر و پرستار در مدارس و بيمارستان*هاى ايرانى اين كشورها كار مي*كنند، سلول*هايى را تشكيل داده*اند كه در صورت بروز نخستين نشانه تهديدات جدى عليه ايران، وارد عمل شوند.

                آنان كه در سرويس*هاى اطلاعاتى ايران آزمايش شده*اند، در جذب شيعيان اين منطقه نيز كه به طور سنتى توسط خاندان*هاى عرب سنى حاكم بر كشورهاى خليج فارس به حاشيه رانده شده*اند، فعاليت دارند.

                در صورت حمله آمريكا يا اسرائيل به ايران، اين سلول*ها با ايجاد تنش*هاى قومى طولانى و حمله به منافع تجارى مهم آمريكا و اروپا در كشورهاى ثروتمندى مانند امارات و عربستان سعودي، دستورها را اجرا كنند؛ اين سناريو مي*تواند منجر به هرج و مرج بسيارى در خليج فارس، شود.

                اين ادعاها از سوى عادل اسدي*نيا، ديپلمات سابق ايران، هم*زمان با سفر احمدي*نژاد به عربستان مطرح شده كه سركنسول ايران در دبى و مشاور وزارت امور خارجه ايران بوده است.

                اسدي*نيا به اين روزنامه گفته، پس از مبارزه با فساد مالى در ميان مسئولان* قدرتمند ايران از كشور خارج شده است، مي*افزايد: ,دولت ايران بر اين باور است كه براى ثبات، نيازمند پايگاه*هايى در خاورميانه است. هركس ايران را تهديد كند يا مورد تجاوز قرار دهد، با فعاليت*هاى اين شبكه*ها روبه*رو خواهد شد,.

                اسدي*نيا پنجاه ساله كه دو سال در كنسولگرى ايران در دبى حضور داشته، مي*گويد: از اين كنسولگرى به عنوان مجرايى براى تأمين مالى حزب*الله نيز استفاده مي*شده است.
                نمايندگان وزارت امور خارجه ايران به طور متناوب با چمدان*هايى كه حدود يازده ميليون پوند پول را در بر دارد، به اين كنسولگرى مي*آيند كه با استفاده از امتيازهاى بارى ديپلماتيك گمركى نيز براى آن پرداخت نمي*كند.

                اسدي*نيا مي*گويد: ,حجم پول*ها متفاوت است ولى معمولا دو ماه يك بار منتقل مي*شده كه من خود شاهد آن بوده*ام و تا آنجايى هم كه اطلاع دارم، *اين پول*ها به حزب*الله فرستاده مي*شده است,.

                وى مي*گويد: كنسولگرى او محل مناسبى براى عمليات*هاى اطلاعاتى محلى و منطقه*اى بوده است، چراكه عده بسيارى از ايرانيان در دوبى كار مي*كنند؛ يعنى مهم*ترين بندر تجارى خاورميانه. آسمانخراش*ها و املاك صنعتى دبي، مسكن حدود چهار هزار ايرانى است كه پوشش خوبى را براى جاسوسى و جمع*آورى اطلاعات فراهم مي*كند.

                ديگر فعاليت*هاى اطلاعاتى عبارت از اداره كلوپ*هاى شبانه و شبكه*هاى فاحشه*گرى است كه مقامات و ديپلمات*ها براى رشا و ارتشاء اين ,دام عسلى, را پهن مي*كنند و مهاجران ايرانى را سازمان مي*دهند تا به عنوان يك جاسوس دوجانبه عمل كنند؛ حدود پانصد هزار مهاجر ايرانى در كشورهاى حوزه خليج فارس هستند.

                اسدي*نيا مي*گويد: ,مردم تشويق مي*شدند به اروپايي*ها بگويند ايران خواستار روابط خوبى با آنهاست، در حالى كه درواقع ايران در تروريسم دست دارد.
                وى در پاسخ اين پرسش كه آيا اين كارها با هدف منحرف كردن توجهات از برنامه اتمى ايران است، گفت: ,دقيقا,.

                اما مهم*ترين نگرانى ما ادعاهاى وى درباره تأسيس شبكه*اى براى اتحاد با شيعيان حوزه خليج فارس، به ويژه با شيعيان بحرين، ابوظبي، شارجه و عربستان سعودى است.

                ايران كه پس از انقلاب 1979 از اين شيعيان حمايت مي*كرده، هم*اكنون مي*تواند با انگيزش آنان، به نوعى اسباب آزار حاكمان سنى خليج فارس را فراهم آورد تا از حمايت از تلاش*هاى آمريكا براى توقف برنامه اتمى ايران، دست بردارند.
                اسدي*نيا بيمارستانى را در دبى نام برد كه پزشكان و پرستاران آن براى اطلاعات ايران كار مي*كنند، ولى ,ساندي*تلگراف, به دلايل حقوقى! از ذکر آن معذور است.

                وى در سال 2002 سمت خود را ترك كرده و يك سال پس از بازجويي*هاى پى در پى اطلاعات در تهران، موفق به گرفتن پناهندگى در اروپا مي*شود. او هم*اكنون مي*خواهد، در جلسه*اى در همين ماه، جزييات ادعاهايش را به جامعه انگليسى ,دوستى اوهازى, بدهد كه در پارلمان، اتحاديه اروپا و سازمان ملل، داراى لابى است. اسدي*نيا اميدوار است تا افشاگري*هاى او ديگر مقامات ايرانى را هم به ارايه اين كار تشويق كند.

                سخنگوى سفارت ايران در لندن، ادعاهاى اسدي*نيا را كاملا بي*پايه و جعلى خواند. وى حضور ديپلماتيك ايران در خليج فارس را كاملا مشروع دانسته و جامعه دوستى را سازمانى غيرقانونى براى ايجاد اختلاف بين ايران و همسايگانش دانست.

                در همين حال، ,نيوزويك, هم گزارش داد: افزايش تنش*ها بين واشنگتن و تهران، باعث شده است تا پليس نيويورك، نگران فعاليت نمايندگان ايران براى انجام حملات تروريستى در اين شهر شود. هدف اين حملات مي*تواند پل*ها و تونل*ها، سازمان هاى يهودى و Wall street باشد. يكى از مقامات سازمان پليس نيويورك ضمن اين*كه به علت حساسيت موضوع و محرمانه بودن آن، نخواست نامش فاش شود، گفت: اين سخنان را بنا بر دسترسى به اسناد محرمانه مي*گويد.

                سازمان پليس نيويورك (NYPD) پس از مجموعه*اى از وقايع مربوط به هيأت نمايندگى ايران و سازمان ملل، نگران اين حملات شد. در نوامبر 2003، احمد صفرى و عليرضا صفي، دو نفر از پرسنل امنيتى هيأت ايرانيان، به خاطر فيلمبردارى از مسيرهاى مترو از ايستگاه Queens تا منهتن، در ساعت 1:10 دقيقه بامداد دستگير شدند كه البته بعدها نيويورك را ترك كردند.

                Comment


                • یک سی دی تصویری ( وی سی دی) که گفته می شود در برگیرنده تصاویری از بازداشت 8 "کماندوی ویژه نیروی دریایی ارتش بریتانیا" توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اروند رود است، اخیرا در ایران منتشر شده است.
                  این فیلم مستند که "شکست هیمنه" نام دارد در خرداد ماه 83 در جریان یک عملیات نیروی دریایی سپاه پاسداران تصویر برداری شده است که در طی آن ادعا شده است که چند "کماندوی بریتانیایی" در حین "نفوذ" به آبهای ایران بازداشت شده اند.

                  در 21 ژوئن 2004( اول تیرماه 83) ، هشت ملوان بریتانیایی سرنشین سه قایق در اروند رود توسط نیروهای ایرانی بازداشت شدند. علت بازداشت اين افراد عبور از مرز آبی ايران و عراق و حدود يک کيلومتر نفوذ به داخل آبهای سرزمينی ايران عنوان شده بود.

                  در حالی که در ابتدا برخی از مقامات ایران از پیگیری قضایی این موضوع سخن می رانند، به دنبال بالا گرفتن تنش بین ایران و بریتانیا و پس از گذشت چند روز ملوانان بریتانیایی آزاد شدند.

                  اینک پس از نزدیک به سه سال فیلمی از بازداشت این گروه از ملوانان که گفته می شد در حال تمرین های عادی نظامی بودند، در ایران توزیع شده است.

                  این فیلم قبلا توسط بسیج دانشجویی در دانشگاه های مختلف به نمایش در آمده بود ولی گفته می شود شورایعالی امنیت ملی کشور از پخش آن ازتوسط تلویزیون جمهوری اسلامی جلوگیری کرده است.

                  "موسسه فرهنگی نرم افزاری آرمان" در مشهد تولید و پخش این سی دی تصویری را از طریق سفارش و به قیمت 990 تومان برعهده گرفته است.

                  این موسسه در سایت خود در باره این فیلم نوشته است که "پخش این فیلم بنا به خواست وزارت امور خارجه از صدا و سیما ممنوع شده است." اما ظاهرا اکنون این موسسه راساً تصمیم به انتشار آن گرفته است.

                  علاوه بر سهیل کریمی که کارگردان این فیلم 72 دقیقه ای بوده است، از دو نفر دیگر به نام های "دکتر حسن عباسی و حاج سعید قاسمی" نیز به عنوان همکاران تولید آن نام برده شده است.


                  ملوانان بریتانیایی ناچار به حضور در تلویزیون ایران و اعتراف به اشتباه شده بودند

                  در تیتراژ ابتدایی فیلم آمده است که گروه تصویربرداری که برای موضوع دیگری در این منطقه حضور داشته اجازه یافته است تا از همه جزئیات دستگیری ملوانان بریتانیایی تصویربرداری کند.

                  در ادامه تیتراژ آمده: "با اتمام ماجرای پیش آمده، کلیه عوامل سازنده فیلم مصمم می شوند موضوع را از جوانب دیگر نیز بررسی نمایند که نتیجه آن دست یافتن به اطلاعات قابل توجه و عرضه به همه کسانی می شود که در طول ربع قرن پس از پیروزی انقلاب وقایع گوناگونی را شاهد بوده اند که حادث شدن آن بر ابهت اسلامی این سرزمین افزوده است."

                  سهیل کریمی، کارگردان این فیلم، در باره این مستند به سایت فارسی بی بی سی گفت : "نیروهای رویال مارینز انگلیس تعریف خاصی در دنیا دارند و حتی تفنگداران دریایی آمریکا هم برای تکمیل دوره های نظامی خود زیر نظر نیروهای انگلیسی قرار می گیرند، به همین خاطر تا آنجا که من اطلاع داشتم این اتفاق برای اولین بار بود که در سطح جهان رخ می داد و آنها توسط سپاه پاسداران دستگیر می شدند، همچنین موضوعات بعد از آن نیز برای من جالب بود؛ نظیر عکس العمل انگلیس و یا احتمال عکس العمل نظامی و بازتاب های آن."

                  به نظر می رسد که افزایش تنش بین دولت ایران و کشورهای غربی بر سر برنامه اتمی این کشور در هفته های اخیر سبب ساز پخش گسترده تر این فیلم و ناچیز جلوه دادن خطر قدرت نظامی نیروهای غربی باشد، زیرا به زعم خبرگزاری فارس: "پخش صحنه های خلع سلاح این نیروها در این مستند، شکست پذیری و ضعف نظامیان غربی و تسلیحات آنان را به نمایش" می گذارد.

                  بهمن هدایتی، روزنامه نگار در تهران در باره این فیلم می گوید: "در شرایط دلزدگی دولتمردان خاتمی از مذاکره با غرب در باره مسائل اتمی، ورود نظامیان انگلیسی به آبهای ساحلی ایران باعث شد که یک تک (حمله) رسانه ای علیه غرب در آن شرایط ایجاد شود ولی پخش این فیلم در شرایط کنونی می تواند منجر به افزایش حساسیت هایی بین دو طرف درگیر شود."


                  تلویزیون ایران تصاویری از ملوانان بازداشت شده بریتانیایی پخش کرده بود

                  این روزنامه نگار در باره دلیل پخش این فیلم در این برهه از زمان می گوید به نظر می رسد در هفته های اخیر گرایش برای پخش رسمی این فیلم که قبلا در برخی دانشگاه ها به نمایش در آمده است، افزایش یافته باشد. اما فیلم نمی تواند چندان کمکی به شکل دهی افکار عمومی برای کوچک جلوه دادن خطر حمله نیروهای نظامی بنماید زیرا ساختار کیفی فیلم ضعیف است و با استفاده از گفتار و مصاحبه های پیاپی با افرادی چون آقایان الهام، عباسی و شریعتمداری و فیلم های آرشیوی و صحنه های ضبط شده سعی در بیان کشدار و خسته کننده ماجرا دارد.

                  آقای هدایتی می گوید با این که فیلم خسته کننده از آب در آمده است، اما این نخستین بار است که چنین فیلمی با چنین سوژه ای و با چنین حمایتی تولید می شود که آن را به اثری خاص و قابل تامل بدل می سازد.

                  با این حال ورود قایق ها وشناورهای نیروهای نظامی حاضر در منطقه به آبهای اروند رود امری است که در سالهای گذشته بارها رخ داده است و اغلب با تذکر گارد ساحلی ایران یا توقیف کوتاه مدت این شناورها خاتمه یافته است.

                  Comment


                  • در همه بحث های مربوط به بودجه سال 86 کشور که کليات آن پس از اظهارنظرهای موافقين و مخالفين در مجلس به تصويب رسيده, و اکنون بحث بر سر بندها و تبصره ها جريان دارد, محور اصلی عبارت است از جهت گيری بودجه و رابطه آن با طبقات و قشرهای اجتماعی. کدام قشرها و طبقات اجتماعی از اين بودجه نفع می برند و کدام متضرر می شوند؟ در کنکاش برای يافتن درکی روشن در اين رابطه مباحثات درونی مجلس و مواضع دولت به خودی خود کمک زيادی نمی کند. فضای مباحث مجلس بشدت آلوده است و بسياری از انتقادات يا مدافعات از بودجه پيشنهادی دولت پايه اصولی ندارد. مثلا آنان که در دو سال اخير بارها و بارها مخالفت خود را با طرح تثبيت قيمت ها اعلام کرده و خودداری از گران کردن کالاهای اساسی را مغاير "بازار آزاد" و قانون "عرضه و تقاضا" خوانده اند, حالا در مجلس درست در حالی که طرح افزايش قيمت بنزين را مطرح می کنند, در نتيجه پيش بينی افزايش قيمت ها و کنار گذاشته شدن عملی طرح تثبيت قيمت ها برای وضع طبقات فقير هم ابراز نگرانی می کنند. يعنی هم از توبره می خورند هم از آخور. هم با بدتر شدن شرايط معيشتی مردم تحت عنوان "هدفمند کردن رايانه ها" موافقند و هم چون می خواهند از نيروی اعتراض آنها که زندگی شان در اثر تصميات آنها قرار است بدتر و سخت تر شود به سود مصالح باندی و جناحی خود استفاده کنند, ادعای حمايت از محرومان را مطرح می کنند. معلوم است که در چنين ادعاهايی سر سوزنی صداقت وجود ندارد.
                    وضع مدافعان بودجه هم بهتر نيست. مثلا برخی از مدافعان در بحث های مجلس در حالی که توجه به طبقات فقير و کاهش فاصله دهک های درآمدی را به عنوان اصلی ترين محور بودجه سال 86 مورد ستايش قرار دادند, در عين حال کنار گذاشتن سياست دو سال اخير در تنطيم بازار و تثبيت قيمت کالاها و خدمات اساسی را هم تاييد کردند. و اصلا گويا متوجه تناقضات خود هم نشده اند.
                    عليرغم همه اين ها در جريان بحث های مجلس و مهم تر از آن, اعتراضات بيرون از مجلس, چند نکته اساسی روشن شده است: در لايحه بودجه سال 86 سرانه بهداشت 2 درصد کاهش يافته است, در عوض اعتبارات کمک به نهادهای دينی 5/5 درصد افزايش داده شده است, برای افزايش حقوق پايه بازنشستگان در بودجه هيچ رديف اعتباری پيش بينی نشده است, و اين در حالی است که بازنشستگان تاکنون بارها نسبت به وضعيت فاجعه بار خود از جمله در برابر مجلس دست به اعتراض زده اند. برای اجرای نظام هماهنگ پرداخت که يکی از خواسته های محوری معلمان کشور است در بودجه سال 86 هيچ اعتباری در نظر گرفته نشده است. ميزان افزايش حقوق کارگران نيز منطبق با سطح تورم نيست. علاوه بر اين ها در بودجه دولت حتی برای از کار افتادگان و خسارت ديدگان جنگ موسوم به "ايثارگران" و خدمات رسانی به کسانی که زمانی همين رژيم را با "ايثار" خود سرپا نگه داشته اند, اعتباری اختصاص نيافته و با آنها به عنوان موجودات بی مصرف برخورد شده است. بودجه مناطق محروم نيز به ميزان يک و نيم درصد کاهش داده شده است. همه اين ها در حالی است که در برخی حوزه های حياتی, نظير انرژی, و حمل و نقل درون شهری تثبيت قيمت ها زير فشار طرفداران "عرضه و تقاضا" و "بازار آزاد" رسما معلق شده و اختلاف مجلس و دولت بر سر حد و مرز تعليق است و اين فشار مضاعفی قبل از همه بر اقشار ضعيف و دهک های پائين درآمدی در جامعه ما وارد خواهد ساخت.
                    البته در حد طرح و ادعا بر تلاش برای جهت دادن سوبسيدها به شکل پلکانی برای دهک های پائين درآمدی تاکيد شده است, اما هم طراحان, هم مخالفان دوآتشه هر نوع اختصاص سوبسيد به خوبی می دانند که مقدمات اجرای چنين طرح هايی در کشور به هيچ وجه فراهم نيست. ناگفته روشن است که وقتی حتی دست اندرکاران رژيم در حوزه "رفاه اجتماعی" خودشان معترف اند که نمی دانند تعداد واقعی نيازمندان کشور چقدر است و معترفند که آمارهای دقيقی ندارند و دهک های نيازمند اصولا در جهت تامين اجتماعی ساماندهی و رتبه بندی و شناسايی نشده اند, معنای واقعی عبارت دهن پرکن و پر زرق و برق "هدفمند کردن رايانه ها" حذف تسهيلات است نه پايان دادن به توزيع ناعادلانه از طريق ترجيحی و پلکانی بر اساس محاسبه ميزان درآمدهای آحاد شهروندان دهک های مختلف درآمدی.
                    آن چه باقی می ماند بخش پيش بينی های بودجه 86 است که در واقع فعلا محل مشاجرات مجلس است و از آنجا که تحقق نايافته بودن خصلت پيش بينی است, گروهبندی های مجلس هر کدام تصورات و برداشت ها و پيش فرض های خود را اعم از بدبينانه يا خوشبينانه مطرح می کنند. البته در همين حوزه هم موانع واقعی سياسی, اجتماعی, فرهنگی و اقتصادی نقدا موجود که مغايرت جهت گيری آنها با پيش بينی های بودجه ترديد ناپذير است جلو کشيده نمی شود, بلکه فقط مشتی ادعاهای بی پايه در مورد تحقق يا عدم تحقق پيش بينی ها به شکلی پوک و سطحی و آلوده به اغراض و دسته بندی های جناحی و منافع باندی و گروهی در مباحث مجلس رد و بدل شده است. به طور نمونه در گزارش سازمان مديريت و برنامه ريزی و اضافات کميسيون تلفيق مجلس پيش بينی شده است که " 604 هزار فرصت شغلی در سال آينده ايجاد شود." می دانيم که بخش عمده ايجاد اشتغال در چهارچوب سياست دولت احمدی نژاد بر عهده طرح کارگاههای کوچک زودبازده گذاشته شده است, ولی در بحث های مجلس بررسی موانع موجود بر سر تحقق اين طرح, و مثلا مقاومت سيستم بانکی در برابر پرداخت تسهيلات به جويندگان کار به عنوان محور بحث غائب بوده است.
                    در مجموع و بيرون از قيل و قال های جناحی, چنين به نظر می رسد که لايحه بودجه سال 86 برخلاف تبليغات طرفداران افراطی "بازار آزاد" از بودجه های دولت های "سازندگی" و "اصلاحات" فجيع تر و يا حتی نامعقول تر نيست, اما اين بودجه حتی اگر پيش بينی هايش تا حدودی هم متحقق شود, منجر به بهبود مورد انتظار وضع معيشتی طبقات زحمتکش نخواهد شد زيرا از سطح جاری مطالبات بلاواسطه و فوری آنها عقب تر و نسبت به نحوه رفع آنها فاقد راهکار است.

                    Comment


                    • در آستانه روز جهانی زن ( هشتم مارس)، از دو زن جوان ایرانی سوالاتی در باره وضعیت زنان در ایران و چشم اندازهای پیش رو پرسیده ایم. فاطمه محرابی ۲۳ ساله دانشجوی علوم تربیتی دانشگاه الزهرا و دلارام علی ۲۴ ساله، مددکار اجتماعی در تهران از دو دیدگاه متفاوت به سوالات ما پاسخ داده اند:
                      بطور کلی وضعیت زن در جمهوری اسلامی را چگونه می بینید؛ زن در این نظام از جایگاه مناسبی برخوردار است؟

                      فاطمه محرابی: با توجه به سبقه مذهبی در کشور ما، وضعیت زن در نظام جمهوری اسلامی باید مطابق با موازین اسلامی باشد. بنا بر آنچه شرع مشخص کرده و تفاسیر مراجع از مسائل دینی، وضعیت زن در جمهوری اسلامی باید مطابق با شرایط، مورد بحث قرار گیرد ولی بطور کلی من تصور می کنم ما چندان از وضعیت ایده آل دور نیستیم، چون زنان در این نظام از ارج و قرب بیشتری برخوردار هستند.

                      دلارام علی: من اصولا معتقدم که سرزمین ما مثل بسیاری نقاط دیگر در جهان از سرمایه داری و پدر سالاری رنج می برد و کشوری که هر دو خصوصیت را دارد، نمی تواند جای خوبی برای زنان باشد.

                      در کشوری که قوانین، آداب و رسوم و سنت هایش همه ریشه در مردسالاری دارند چطور میشود از آزادی زنان حرف زد؟

                      زنی که در قوانین ایران حتی از دیه برابر برخوردار نیست و حتی حق حضانت و ولایت بچه اش را ندارد، چطور احساس برابری و امنیت داشته باشد؟

                      آیا زنان پس از بیست و هفت سال توانسته اند به مطالبات خود دست یابند؟

                      فاطمه محرابی: خواسته های زنان ایرانی یا اکثریت آنها عمل به احکام اسلامی در زمینه های مختلف و جاری شدن آنها در سیستم قضایی و اجرایی کشور است، خوشبختانه در دو دهه گذشته به پیشرفت های خوبی دست یافته ایم و تصور می کنم تحقق اهداف زنان مسلمان ایرانی در سال های بعدی چندان به درازا نکشد و زنان ایرانی ضمن حضور در کلیه عرصه های علمی، اجرایی و تصمیم گیری در کشور پیگیر اجرای کامل قوانین اسلامی نیز باشند.

                      زنان ایرانی با آگاهی و تشکل بیشتری برای دستیابی به حقوق خود به مبارزه ادامه می دهند، دلارام علی

                      دلارام علی: من فکر می کنم این بحث محدود به یک حکومت نیست، مگر وضعیت زنان در حکومت قبلی الزاما وضعِ خوبی بود؟

                      من معتقدم که ریشه این معضلات بسیاربنیادی تر و عمیق تر از بحث یک حکومت است. یک حکومت فقط می تواند این ریشه ها را بخشکاند یا تقویت کند که متاسفانه ما می بینم که این فقط فرهنگ ما نیست که به ما ظلم می کند بلکه قانون ما هم دارد آن را تایید می کند، رسانه های ما هم دارند آن را تبلیغ می کنند و این یعنی آب دادن به ریشه های نهال مرد سالاری و زن ستیزی.

                      ما وقتی بحث از قانون می کنیم یعنی از قانونگذار حرف می زنیم و وقتی می گویم قوانین نابرابر است یعنی قانونگذار عادل نبود یا عدالت را در این مورد لحاظ نکرده است. اینجا منظور از قانونگذار حکومت است، چرا که این مردم نیستند که قانون را می نویسند و مسئولیت قانون با قانونگذار است.

                      کوتاه اینکه اکنون من معتقدم که متاسفانه وضعیت زنان در ایران وضعیت بسیار نامطلوبی است و زنان همه روزه از ابتدایی ترین حقوق خود نیز محروم می شوند و این بدین معنی ست که مدام به حاشیه رانده می شوند.

                      چه شواهدی از بهتر شدن و یا بدتر شدن وضع زن در سالهای گذشته در ایران دارید؟

                      فاطمه محرابی: در سال های اخیر پیشرفت های خوبی صورت گرفته است، قوانین خوبی برای حمایت از زنان تصویب شده است و زنان بدون هیچ منعی در تمام عرصه های علمی حضور دارند ، تشویق به حضور زنان در این عرصه ها حتی سبب افزایش تعداد زنان دانشجو نسبت به مردان نیز شده است. قوانینی مثل حق حضانت و اصلاح قوانین مربوط به ازدواج و طلاق و همچنین افزایش تعداد زنان در مجلس، پست های اجرایی و تصمیم گیری دولتی و توجه جدی تر به مسائل زنان از پیشرفت های قابل ذکر هستند.


                      من تصور می کنم ما چندان از وضعیت ایده آل دور نیستیم، چون زنان در این نظام از ارج و قرب بیشتری برخوردار هستند


                      فاطمه محرابی
                      سرزمین ما مثل بسیاری نقاط دیگر در جهان از سرمایه داری و پدر سالاری رنج می برد... نمی تواند جای خوبی برای زنان باشد


                      دلارام علی

                      دلارام علی: من معتقدم که زنان ایرانی روند رو به رشدی را در پیش گرفته اند. شاید نتوان گفت که در طول این سالها مطالباتشان را کاملا به دست آورده اند اما به جرات می توان گفت که آگاه تر شده اند و قدم در راهی گذشته اند که رو به فردایی روشن است.

                      مقدمه هر حرکت و هر حق خواهی آگاهی ست و زنان ایران امروز رفته رفته به این آگاهی رسیدند. من فکر می کنم این راهی ست که باید پیموده می شد تا زنان ایران اکنون اینجا ایستاده باشند. مطالبات یک شبه ایجاد نمی شوند و یک شبه نیزمحقق نمی شوند.

                      در رابطه با وضعیت زنان من معتقدم که جنبش زنان در ایران رشد چشمگیری داشته و به دلیل پایگاه واقعی که در بین مخاطبانش دارد توانسته خیلی خوب جای خودش را پیدا کند.

                      خوشبختانه موفق بوده که خاصیت جنبشی خودش را حفظ کند و شکل حزب هم به خودش نگیرد، در سالهای اخیر این روند تا جایی سریع پیش رفته که اکنون جنبش زنان یکی از مطرح ترین جنبش های داخلی شده و با وجود قدرتی که دارد هرگز به سمت اقتدارطلبی و وارد شدن به بازیهای حزبی و دست بندی ها نرفته و استقلال خودش را حفظ کرده است.

                      اما در مورد وضعِ زنان ایران حرف های بسیاری هست. من فکر می کنم در مورد آزادیهای ظاهری وضع زنان نسبت به گذشته بهتر شده است. به طور مثال در مورد حجاب من معتقدم که اکنون نسبت به "دوران سازندگی" ( سالهای پس از پایان جنگ هشت ساله) ما در وضعیت بهتری هستیم .


                      زنان به پیشرفت های مهمی در همه زمینه ها با رعایت احکام اسلامی رسیده اند، فاطمه محرابی

                      اما در رابط با آزادیهای مدنی وضع به گونه دیگریست و این آزادیها مدام محدودتر میشود.امکان فعالیت زنان در سالهای گذشته با این دوران قابل مقایسه نیست.

                      اما در زمینه وضعیت زنان روستایی نیز من معتقدم که رشد نسبتأ خوبی داشتیم، به لحاظ آگاهی و نیز حداقل امکانات بهداشتی و.. ما نسبت به دوران گذشته وضعیت مطلوب تری داریم.

                      اما به طور کلی با روند پیش رو و با عدم ثبات اقتصادی در ایران و وجود اختلاف فاحش طبقاتی در میان مردم، بر کسی پوشیده نیست که زنان در وضعیت بدتری هستند چون در ظلم مضاعف واقع شده اند : ظلم طبقاتی وجنسیتی.

                      قابلیت ها و یا ظرفیت های زنان ایرانی برای بهبود جایگاه خود را چه می دانید و پایه های آن کدام ها هستند؟

                      فاطمه محرابی: قابلیت های زنان ایرانی در همه عرصه ها در بهترین وجهی خود را نشان داده است، ما اکنون در همه زمینه های علمی، فرهنگی و سیاسی زنانی داریم که در عرصه های بین المللی شاخص و سرآمد هستند و این نشانگر آن است که زمینه های رشد خوبی برای زنان در ایران فراهم شده است.

                      دلارام علی: من قابلیت و ظرفیت زنان را در آگاهی می بینم و معتقدم که زنان به میزان زیادی به آن دست یافته و با پیشبرد طرح هایی مثل کمپین یک میلیون امضا باز هم بر میزان این آگاهی افزوده خواهد شد.


                      بر کسی پوشیده نیست که زنان در وضعیت بدتری هستند چون در ظلم مضاعف واقع شده اند : ظلم طبقاتی وجنسیتی


                      دلارام علی
                      پیشرفت های خوبی صورت گرفته است، قوانین خوبی برای حمایت از زنان تصویب شده است و زنان بدون هیچ منعی در تمام عرصه های علمی حضور دارند


                      فاطمه محرابی

                      من نقطه قوت جنبش زنان را در ترویج می بینم و فکر می کنم گسترش دامنه جنبش زنان و ریشه دار شدن آن در تمام شهرها و روستاها از اصلی ترین نقاط قوت آن است.

                      چه چشم اندازی برای وضعیت زنان در ایران در آینده نزدیک (مثلا سه چهار سال آینده) دارید؟

                      فاطمه محرابی: مشخص کردن آینده کار آسانی نیست، چون جامعه ما جامعه ای در حال تغییر است ولی تصور می کنم اهداف و برنامه های توسعه مشخص شده اند و اگر به همان طریق با توجه دقیق به احکام اسلامی مسیر طی شود، وضعیت زنان در پنج سال آینده نه تنها در بین کشورهای اسلامی و منطقه که همین حالا هم بهترین وضعیت است بلکه در سطح جهانی با این سطح از رشد علمی و فرهنگی و جایگاه اجتماعی در میان کشورهای پیشرفته جهان خواهد بود.

                      دلارام علی: جواب این سوال آسان نیست. به طور کلی من وضعیت زنان ایرانی را بسیار بهتر از قبل می بینم، نه به لحاظ آزادیهایی که حکومت به آنها خواهد داد، بلکه به لحاظ مبارزاتی که آنها برای احقاق حقوق خود خواهند کرد. من فکر می کنم روز به روز بر تعداد مبارزان حقوق زنان افزوده خواهد شد و این جنبش علی رغم تمام مشکلات پشت سر و پیش رو، آینده روشنی خواهد داشت.

                      Comment


                      • گزارش , فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و آمريکای شمالی,

                        (از اسفند 1384 تا بهمن 1385 )
                        بمناسبت 8 مارس روز جهانی زن و در راستای انعکاس نقض گسترده، مستمر و برنامه ريزی شده حقوق بشر در ايران، فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالي، گزارش سالانه خود را از وضعيت زنان در ايران به شرح زير به اطلاع مى رساند.

                        منابع اين گزارش مبتنی بر اخباری است که توسط مطبوعات رسمی و نهادهای فعال و موجود در ايران منتشر گرديده است.
                        ضمنآ قابل ذکر است که به علت عدم امکان فعاليت آزاد نهادهای مدنی و وجود سانسور خبري، اين گزارش تنها بخش کوچکی از موارد نقض حقوق زنان در ايران را شامل می گردد.

                        موارد متعدد خودکشي، خودسوزي، خودفروشی ، قاچاق دختران و شيوع بيماريهای روانی و استفاده بی رويه از داروهای آرام بخش و . . . در ميان زنان در ايران، بيانگر بخش ديگری از وضعيت زنان در ايران است که آمارش در اين گزارش موجود نيست.

                        خلاصه موارد نقض حقوق زنان:
                        احضارروزنامه نگاران زن: 1 مورد
                        بازجويی روزنامه نگاران زن : 2 مورد
                        محاکمه روزنامه نگاران زن : 6 مورد
                        احکام صادره از سوی دادگاهها عليه روزنامه نگاران زن: 6 مورد
                        توقيف کتابهای مربوط به زنان: 5 مورد
                        فيلترينگ سايت های مربوط به زنان: 2 مورد
                        مطبوعات توقيف شده ی زنان: 3 مورد
                        احضار فعالين زن: 10 مورد
                        بازجويی فعالين زن: 5 مورد
                        بازداشت فعالين زن: 25 مورد
                        احکام صادره از سوی دادگاهها عليه فعالين زن: 3 مورد
                        حمله به تشکل های زنان : 2مورد
                        ضرب و شتم فعالين زن : 3 مورد
                        جلوگيری از اجرای مراسم زنان : 2 مورد
                        اخراج فعالين زن از کار: 2 مورد
                        احضار دانشجويان زن به نهادهای امنيتی : 39 مورد
                        بازجويی دانشجويان زن: 1 مورد
                        محاکمه دانشجويان زن : 2 مورد
                        جلوگيری از فعاليت تشکلهای دانشجويی زنان: 3 مورد
                        احکام صادره از سوی کميته های انضباطی عليه دانشجويان زن: 3 نفر
                        بازداشت دانشجويان زن: 125 نفر
                        زنان محکوم به اعدام و سنگسار:: 10 نفر
                        زنان اعدام و سنگسار شده : 2نفر

                        متن کامل گزارش


                        احضار روزنامه نگاران زن:
                        1 ـ ثريا عزيزپناه مدير مسئول نشريه ,راسان, به اتهام نشر اکاذيب به قصد تشويق اذهان عمومی و اقدام عليه امنيت کشور جهت محاکمه به دادگستری شهرستان مريوان احضارشد. ( ايسنا 12/2/85)

                        بازجويی روزنامه نگاران زن:
                        2- ليلا مدنی مدير مسئول هفته نامه اجتماعي، فرهنگی و اقتصادی"کرفتو" با شکايت دانشگاه علوم پزشکی کردستان در شعبه 4 بازپرسی دادگاه سنندج مورد بازجويی قرار گرفت. و با قرار وثيقه 3 ميليون تومانی آزاد شد. (ايلنا 29/9/85(

                        3 ـ فرزانه خرقانی مدير مسئول روزنامه توقيف شده , روزگار , جهت بازجويی به شعبه پنجم دادسرای کارکنان دولت احضار شد. ( ايلنا 17/11/85 )

                        محاکمه روزنامه نگاران زن:
                        4 ـ اعظم ملاسعيدی مدير مسئول نشريه ,هدف, به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع، توهين و افتراء با شکايت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی محمدرضا صارمی محاکمه شد. ( ايلنا 14 /12/84(

                        5 ـ مهناز مظاهری مدير مسئول نشريه ,نيلوفر آبی, به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع، با شکايت شهرداری چهاردانگه در شعبه 76 دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی محمدرضا صارمی محاکمه شد. ( ايلنا 14 /12/84(

                        6 ـ پروانه فرقانی مدير مسئول روزنامه ,جهان اقتصاد, به اتهام انتشار مطالب خلاف واقع، با شکايت شرکت کارگزاری بانک سپه در شعبه 76 دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی صارمی محاکمه شد. ( ايلنا20/1/1385)

                        7 ـ رويا طلوعی سردبير نشريه توقيف شده ,راسان , غيابا در شعبه اول دادگاه انقلاب سنندج به اتهام اقدام عليه امنيت ملی محاکمه شد . (ايلنا 26/4/1385)

                        8 - آزاده ضياء، از اعضای انجمن دانشجويان جمهوريخواه دانشگاه يزد، به اتهام توهين به خامنه ای در شعبه 5 دادگاه تجديد نظر استان يزد محاکمه شدند.(ايلنا 21/4/1385)

                        9 ـ فاطمه کمالی احمدسرايی مدير مسئول ماهنامه لغو امتياز شده ,جامعه نو, به اتهم تبليغ عليه نظام ،توهين به مقدسات وباورهای دينی مردم ،طرح مطالب خلاف واقع ،اشاعه فحشا ومنکرات وطرح مطالب خلاف عفت عمومی ،عدم انتشار منظم نشريه وتقليد نام يا علامت نشريه ای ديگر با شکايت مدعی العموم در شعبع 1083دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی حسين حسينيان محاکمه شد.(ايلنا1/5/1385)

                        10 ـ ژيلا بنی يعقوب سردبير نشريه اينترنتی ,کانون زنان ايران, و مسئول گروه اجتماعی و زنان روزنامه ,سرمايه, به اتهام اقدام عليه امنيت ملي، تبليغ بر ضد نظام و شرکت در تجمع غير قانونی زنان در شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد.( زنستان 13/10/85)
                        احکام صادره از سوی دادگاهها عليه روزنامه نگاران زن:
                        11 ـ سلاله صدرايی مدير مسئول نشريه ,دنيا, به اتهام استفاده ابزاری از تصاوير افراد در شعبه 76 دادگاه کيفری استان تهران برياست قاضی محمدرضا صارمی به پرداخت 200000 تومان جريمه نقدی محکوم شد. ( ايسنا 12/2/85)

                        12 ـ الهام افروتن عضو تحريريه هفته نامه توقيف شده ,تمدن هرمزگان, به اتهام ترويج مطالب خلاف عفت عمومی در شعبه 26 دادگاه انقلاب تهران به پرداخت 150هزار تومان جزای نقدي، يکسال حبس تعزيری که به مدت 5سال محروميت از حقوق اجتماعی وشغل روزنامه نگاری محکوم شد. (ايسنا18/4/1385)

                        13 ـ زهرا اميری مدير مسئول نشريه ,سينما خانواده ,به اتهام استفاده ابزاری از افراد در تصاوير با شکايت مدعی العموم و معاونت مطبوعاتی و تبليغاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در شعبه 76 دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی محمدرضا صارمی به پرداخت 100000 تومان جزای نقدی محکوم گرديد.(ايلنا 24/5/1385)

                        14 ـ شکوه جيرودی مدير مسئول نشريه ,نقش آفرينان, به اتهام استفاده ابزاری از افراد در تصاوير و اشاعه فحشا و منکرات با شکايت مدعی العلوم در شعبه 76 دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی محمد رضا صارمی به پرداخت 500000 تومان جزای نقدی محکوم گرديد.(ايلنا 24/5/1385)

                        15 ـ نجمه اميد پرور وبلاگ نويس به اتهام توهين به محمد خاتمی رئيس جمهور سابق و تبليغ عليه نظام با شکايت اداره اطلاعات رفسنجان به پرداخت 150 هزار تومان جزای نقدی و توقيف اموال محکوم شد. وی در اسفند 83 به مدت 25 روز در بازداشت بود.
                        (ايلنا 6/12/84)

                        16- ساقی باقری نيا مدير مسئول روزنامه توقيف شده "آسيا" به اتهام تبليغ به نفع گروههای مخالف نظام و ترويج مطالبی که به اساس نظام لطمه می زند، با شکايت مدعی العموم در شعبه 76 دادگاه کيفری استان تهران و با تائيد شعبه 27 ديوان عالی کشور به 6 ماه حبس تعزيری محکوم گرديد. نامبرده جهت اجرای حکم به شعبه اول دايره اجرای احکام احضار شد.(ايلنا 19/7/85(

                        توقيف کتابهای مربوط به زنان:
                        17 ـ کتاب ,در باب هنرسفر کردن, نوشته آلن دوباتن، ترجمه گلی امامی بيش از 7 ماه است که در انتظار مجوز از وزارت فرهنگ ووزارت ارشاد اسلامی بسر می برد.
                        (ميراث فرهنگی 26/4/1385)

                        18- خانم ليلی گلستان مترجم گفت: مرگ کتاب با توجه به شرايطی که از سوی مسئولان وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی بوجود آمده در کشور ما آغاز شده، گويی بايد منتظرمرگ نويسندگان باشيم. وی افزود: شرايط صدور مجوز واعلام وصول در کشور ما بسيار اسفناک است، هر کسی را که می بينی توی صف ايستاده است تا کتابش مجوز بگيرد يا اعلام وصول آن صادر شود بسياری از کتابها هم که سالهاست منتشر شده اند، مجوزآنها باطل می شود. وقتی مجوز يک کتاب پس از 25 سال لغو می شود و کسی پاسخگو نيست، ديگر چه کاری می توان کرد.(ايلنا 27/5/1385)

                        19- مجوز دائم انتشار کتاب "اگر عشق عشق باشد" مشتمل بر گزين گويه های فروغ فرخزاد توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی لغو گرديد. ايليا ديانوش مولف اين اثر گفت: قرار بود اين کتاب را انتشارات مرواريد چاپ کند.(ايلنا 23/7/85(

                        20 - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از انتشار رمان "چراغها را من خاموش می کنم" نوشته زويا پيرزاد جلوگيری بعمل آورد، اين کتاب طی 5 سال اخير 23 بار توسط نشر ,مرکز, چاپ شده بود. (کارگزاران 6/9/85(

                        21- مجوز چاپ رمان "دختری با گوشواره ی مرواريد" نوشته تريسی شواليه، ترجمه گلی امامی توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی لغو گرديد. اين رمان 6 بار تجديد چاپ شده است. (ايسنا 23/8/85(

                        فيلترينگ سايت های زنان:
                        22- هم زمان با محاکمه مجدد دو تن از زنان و يک مرد محکوم به سنگسار بنامهای حاجيه اسماعيلوند در جلفا و پريسا الف و همسرش نجف در شعبه 15 هيات تشخيص ديوان عالی کشور سايت "ميدان زنان" بدستور مقامات قضايی فيلتر شد. (ميدان زنان 18/8/85)

                        23- سايت اطلاع رسانی ,کمپين يک ميليون امضا برای تغيير قوانين تبعيض آميز, بدستور کميته فيلترينگ (متشکل از وزارت اطلاعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صدا و سيما) فيلتر شد. اين کمپين توسط فعالين حقوق زنان در ايران راه اندازی شده است. ( اميرکبير 19/10/85)

                        مطبوعات توقيف شده زنان:
                        24- به گفته اعظم طالقانی پس از توقيف هفته نامه ,پيام هاجر, تقاضای امتياز نشريه ديگری کرديم که پروانه آن صادرشد اما به ما ابلاغ نکردند. ووقتی سئوال کرديم چرا نمی دهيد، گفتند: گفته شده مصلحت نيست، اين در حالی است که نهادهای عضو کميسيون هيئت نظارت برمطبوعات مانند وزارت اطلاعات، قوه قضائيه، نيروی انتظامی وثبت احوال بايد قبل از تصويب مجوز، نظرات خود را بدهند. اعظم طالقانی گفت: بارها با معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد در دولتهای محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد تماس گرفته ام و آنها هر بار گفته اند بايد تعهد بدهی.(ايسنا 13/4/1385)

                        25- روزنامه "روزگار" به مدير مسئولی فرزانه خرقاني، با استناد به بند 2 ماده 33 قانون مطبوعات پس از انتشار 5 شماره بدستور هيات نظارت بر مطبوعات توقيف گرديد.
                        (ايسنا 1/8/85(

                        26- نشريه دانشجويی "زمستان" به مدير مسئولی نيلوفر باغبان به علت چاپ مقاله ای تحت عنوان "شکستن بت بزرگ" به اتهام توهين به مقدسات به حکم کميته ناظر بر نشريات دانشجويی دانشگاه يزد توقيف گرديد.(ايسنا 12/9/85(

                        حمله به مراسم فعالين زن:
                        27- نيروهای انتظامی حاضر در پارک دانشجو به فرماندهی سردار قدرت الله محمودی با حمله به تجمع مراسم روز جهانی زن تعدادی را دستگير کردند.( ايلنا 17/12/84)

                        Comment


                        • ضرب وشتم فعالين زن:
                          28- خانم سيمين بهبهانی عضو کانون نويسندگان ايران، محبوبه عباسقلی زاده از فعالان جنبش زنان، مريم شبانی خبرنگار روزنامه اعتماد ملی و عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت و تعدادی ديگر از شرکت کنندگان در تجمع مراسم روز جهانی زن در پارک دانشجو توسط نيروی انتظامی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.( دويچه وله 17/12/84)

                          جلوگيری از اجرای مراسم فعالين زن:
                          29- مراسم روز جهانی زن در دانشگاه صنعتی سهند تبريز بدستور رئيس دانشگاه، معاون دانشجويی و دبير هيئت نظارت بر فعاليت تشکلهای دانشجويی لغو گرديد. در اين مراسم قرار بود شادی صدر، الهه کولايي، شهلا اهزاری سخنرانی کنند و فيلمهای ,ده, اثرعباس کيا رستمی و ,دايره, اثر جعفر پناهی نمايش داده شود. (تبريز نيوز 17/12/84)

                          30- مراسم روز جهانی زن در دانشگاه آزاد اسلامی مشهد بدستور مستقيم رئيس دانشگاه لغو گرديد. در اين مراسم قرار بود، دکتر هما زنجانی زاده از فعالان جنبش زنان سخنرانی نمايد.( ادوارنيوز 18/12/84)

                          بازداشت فعالين زن:
                          31- شيوا نظر آهاری و نوشين جعفری از اعضای کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر از شرکت کنندگان در تجمع مراسم روز جهانی زن در پارک دانشجو توسط نيروی انتظامی بازداشت شدند.( کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر 18/12/84)

                          32 ـ منصوره شجاعي، فرناز سيفی و طلعت کريم نيا از فعالان جنبش زنان که برای شرکت در يک دوره آموزش روزنامه نگاری عازم کشور هلند بودند در فرودگاه خمينی تهران توسط ماموران امنيتی بازداشت شدند. منازل اين فعالان جنبش زنان توسط ماموران امنيتی مورد بازرسی دقيق قرار گرفت. کامپيوتر، موبايل، کتابها و جزوات شخصی آنها ضبط گرديد.(ايلنا 18/11/85)

                          33 - بيت آيت الله سيد محمد کاظمينی بروجردی توسط نيروهای امنيتی محاصره شده و تعدادی از محافظان و شاگردان او دستگير شده اند. وزارت اطلاعات، دادگاه ويژه روحانيت و نيروی انتظامی طرح جديد تهاجمی را به مرحله اجرا گذاشته اند. هيچ مرجع قضايی مسئوليت بازداشت طرفداران آيت الله کاظمينی بروجردی را به عهده نمی گيرد. اسامی تعدادی از بازداشت شدگان زن به شرح زير است: طاهره کاشفي، مريم عظيمي، فاطمه عبداله وند، نجمه ثامني، فاطمه ثامني، مريم موزن زاده، زينب ابوالفتحي، طيبه کاشفي، زهرا کشاورز حيدري،زهرا راسخي، هاجر سيافي، فريده فياضي، ليلا وکيلي، صغری منتظري، عزت بشيري، نرگس کاظمينی بروجردي، اشرف محمدي، زهرا يونسي، ريحانه ابوالفتحی. (کميته دانشجويی دفاع از زندانيان سياسی 8/7/85(

                          34 - فرشته ديباج 28 ساله از مسئولين يک کليسای مستقل در مشهد توسط ماموران وزارت اطلاعات در تاريخ 4 مهر بازداشت شد. لازم به ياد آوری است که فرشته ديباج دختر کشيش مهدی ديباج 59 ساله از قربانيان قتلهای زنجيره ای که به اتهام ارتداد در سال 1994 توسط مامورين وزارت اطلاعات به طرز فجيعی به قتل رسيد.(روز 13/7/85(

                          35 - ثريا قاسمی از دبيران دبيرستانهای سنندج به اتهام فعاليت سياسی توسط نيروهای امنيتی بازداشت شد. (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 17/8/85)

                          احضار فعالين زن:
                          36 - نجيبه صالح زاده از فعالين کارگری شهر سقز با شکايت يک مامور دستگاه امنيتی جهت محاکمه به دادگاه عمومی شهر سقزاحضار شدند. مامورامنيتی که در روز کارگر سال جاری اين دو نفر را مورد ضرب و شتم قرار داده بودند، شاکی پرونده می باشد. سازمان دفاع از حقوق بشرکردستان 29/6/1385)

                          37 - ديبا عليخانی دبير,جامعه حمايت از زنان, به اتهام اقدام عليه امنيت ملی ،شرکت در تجمع اعتراضی زنان در 22خرداد 84 و85، شرکت در مراسمهای نفی خشونت عليه زنان، روزجهانی زن وروزجهانی کارگر به دادگاه احضار شد.
                          (جامعه حمايت از زنان 5/4/1385)

                          38 - ژيان کامکار اهل شهر نودشه به اتهام هواداری از يک حزب سياسی کرد، جهت محاکمه به شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامی کرمانشاه احضارشد.
                          (سازمان دفاع ازحقوق بشرکردستان 20/6/1385)

                          39- فاطمه کمالی احمد سرايی جهت بازجويی به دادسرای عمومی و انقلاب تهران احضار شدند. (ايسنا 9/8/85(

                          40- فريبا داودی مهاجر رئيس کميته زنان سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی و دبير انجمن روزنامه نگاران جوان، به علت شرکت در تجمع زنان در تاريخ 22 خرداد 85 جهت بازجويی به شعبه 14 بازپرسی دادگاه انقلاب تهران احضار شد. (ايسنا 16/8/85(

                          41- سرور حميدی خواهر دکتر فرزاد حميدی به دادگاه انقلاب تهران احضار شد. دکتر فرزاد حميدی بعنوان سخنگوی پيشين جبهه دمکراتيک ايران از سوی دادگاه انقلاب به 10 سال حبس و تبعيد به زندان برازجان محکوم شده بود، که با قرار وثيقه 50 ميليون تومانی خواهرش از زندان آزاد شد و به ناچار ايران را ترک کرد.
                          (کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر20/9/85 )

                          42 ـ دلارام علی از بازداشت شدگان تجمع روز 22 خرداد ماه سال جاری در تهران ، به اتهام شرکت در تجمع غير قانونی جهت محاکمه به شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران احضار شد.(ايلنا 16/11/85 )
                          43 ـ پروين اردلان و نوشين احمدی از فعالين جنبش زنان و از بازداشت شدگان تجمع روز 22 خرداد ماه سال جاری در تهران ، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی و شرکت در تجمع غير قانونی جهت محاکمه به شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران احضار شدند.
                          (ايلنا 23/11/85 )
                          44 ـ عاليه اقدام دوست از بازداشت شدگان تجمع روز 22 خرداد ماه سال جاری در تهران ، به اتهام شرکت در تجمع غير قانونی و اقدام عليه امنيت ملی جهت محاکمه به شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران احضار شد.(ايلنا 24/11/85)

                          45 ـ ليلا مدنی از اعضای هئيت موسس کانون نويسندگان کرد به اداره اطلاعات کردستان احضار شدند . ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 29/11/85 )

                          اخراج فعالين زن از کار:
                          46 - تعدادی از اساتيد و کارمندان دانشگاه علوم پزشکی کردستان از کار اخراج و يا خارج از شرايط سنی و ضوابط قانونی بازنشسته شدند. خانم ها پروين مناسکی و فراست اردلان از جمله اخراج شدگان و باز نشسته شدگان هستند. (اعتماد ملی 25/10/85)

                          بازجويی فعالين زن:
                          47- فريبا داودی مهاجر و شهلا انتصاری از فعالان جنبش زنان به اتهام تبليغ عليه نظام از طريق نوشتن مقاله در ارتباط با مسايل زنان در سايت های اينترنتي، روزنامه ها و رسانه های خارجي، اقدام عليه امنيت ملی از طريق دعوت به برگزاری تجمع و ايجاد تزلزل در مبانی نظام در دادگاه انقلاب تهران مورد بازجويی قرار گرفته و با قرار کفالت 15 ميليون تومانی آزاد شدند. (يلنا 30/8/85(

                          48 - پروين اردلان، نوشين احمدی خراساني، از فعالان جنبش زنان به اتهام تبليغ عليه نظام از طريق نوشتن مقاله در ارتباط با مسايل زنان در سايت های اينترنتي، روزنامه ها و رسانه های خارجي، اقدام عليه امنيت ملی از طريق دعوت به برگزاری تجمع و ايجاد تزلزل در مبانی نظام در دادگاه انقلاب تهران مورد بازجويی قرار گرفته و با قرار کفالت 15 ميليون تومانی آزاد شدند. (ايلنا 30/8/85(

                          49 ـ ژيلا بنی يعقوب سردبير سايت اينترنتی "کانون زنان ايرانی" و مسئول صفحه "اجتماعی و زنان" روزنامه "سرمايه" به علت شرکت در تجمع زنان در 22 خرداد، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران مورد بازجويی قرار گرفت.
                          (امير کبير 31/6/1385)

                          احکام صادر از سوی دادگاهها عليه فعالين زن:
                          50 - محمود عليزاده طباطبايی وکيل مدافع فهيمه اسماعيلی و هدی هدايتی همسران دو تن از متهمين بمب گذاری در اهواز گفت: موکلين من به اتهام معاونت درجرم در شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز به ترتيب به 15 سال ويکسال زندان محکوم شدند. (ايلنا 1/7/85(

                          51 ـ زهرا عليقلی 62 ساله که برای ديدار با فرزندان خود به عراق سفر کرده بود به اتهام همکاری با سازمان مجاهدين خلق ايران به 3 سال زندان محکوم و در بند نسوان زندان اوين بسر می برد.(پيک ايران 13/11/85 )

                          بازداشت فعالين زن:
                          52 - احضار شبانه فريبا داوودى مهاجر مسئول کميته زنان سازمان دانش آموختگان فريبا داوودى مهاجر مسئول کميته زنان سازمان دانش اموختگان ايران و فعال جنبش زنان به دادگاه انقلاب احضار شد. نيمه شب گذشته ماموران با مراجعه به منزل خانم داوودى برگه احضاريه را به وى تحويل دادند. گفتنى است در روزهاى گذشته و بعد از اعلام فراخوان تجمع زنان در ميدان هفت تير فريبا داوودى و برخى ديگر از فعالان جنبش زنان از سوى نيروهاى امنيتى و انتظامى تحت فشار قرار گرفته و يا تهديد شده اند. (22 خرداد1385)
                          اسامى تعدادى از بازداشت شدگان اين تجمع كه اسامى آنها در اختيار ادوار نيوز قرار گرفته است، به اين شرح است :
                          سميرا صدرى ( عضو شوراى سياستگذارى سازمان)
                          بهاره هدايت (*دبير كميسيون زنان دفتر تحكيم وحدت)
                          ژيلا بنى يعقوب ( روزنامه نگار و فعال زنان)
                          عاطفه يوسفى ( دبير انجمن اسلامى دانشگاه شريف)
                          ليلا محسنى ( فعال دانشجويى دانشگاه پلى تكنيك)
                          معصومه لقمانى ( فعال دانشجويى دانشگاه الزهرا)
                          همچنين در پى تهديدات متعدد تلفنى از سوى نيروهاى امنيتى خانم شهلا انتصارى از فعالان زن دستگير شده اند.


                          53 ـ معصومه کعبی و سکينه نيسی به اتهام اقدام عليه امنيت ملی در شعبه بازپرسی ويژه اهواز محاکمه شدند. اين افراد به مدت يکماه در بازداشت بودند وبا قرار وثيقه 100000000 تومانی از زندان آزاد شدند. (ايلنا 13/5/1385)

                          54 - فرزانه رضوی به علت فعاليت سياسی توسط نيروهای امنيتی در شهرستان بانه بازداشت و به زندان سقز منتقل گرديد.
                          (سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 26/4/1385)

                          احضار دانشجويان زن به نهادهای امنيتی :
                          55 - 9 دانشجوی دختر دانشگاه تهران، به علت شرکت در تحصن صنفی دانشگاه، به کميته انضباطی دانشگاه احضار شدند.(ادوار نيوز31/3/1385(

                          56 - بيش از 40 نفر از فعالان دانشجويی دانشگاه تهران چندين بار به کميته انضباطی احضار ومورد بازجويی قرار گرفته اند. اسامی تعدادی از دانشجويان احضار شده به شرح زير است: سارا سعيدي، سحر رضازاده، پگاه حمزه اي، زينب پيغمبرزاده، نعيمه عليپور، آناهيتا حسيني، سمانه مرادياني، تهمينه مرادي، ساناز فاتح، هدی توحيدي، پريسا نصرآبادي، هستی بزرگ نيا، خانم کبيري، خانم ميرزايي، فاطمه هزار خانی. (انجمن اسلامی دانشجويان دموکراسی خواه دانشگاه تهران وعلوم پزشکی تهران ( 17/6/1385

                          57 - صديقه بيگدلي، وچندی ديگراعضای سابق و فعلی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير به کميته انضباطی احضار شدند. لازم به يادآوری است که تعدادی از اين دانشجويان طی سالهای گذشته بازداشت ومورد بازجويی قرار گرفته اند.
                          (ايلنا 11/6/1385)

                          58 - آزاده فرقانی دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، از مسئولين يک نشريه دانشجويی جهت بازجويی به دادسرای کارکنان دولت احضار شد. (ايلنا 15/7/85(

                          Comment


                          • - نسيبه حاجی لري، سميه ميرآشه وچندی ديگراعضای سابق و فعلی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه امير کبير به کميته انضباطی احضار شدند. لازم به يادآوری است که تعدادی از اين دانشجويان طی سالهای گذشته بازداشت و مورد بازجويی قرار گرفته اند. (ايلنا 11/6/1385)

                            60 - مهسا فوقاني، شيوا دستگير، مريم مهر آذر، اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تربيت معلم سبزوار جهت بازجويی به کميته انضباطی اين دانشگاه احضار شدند. مجوز فعاليت انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه سبزوار ماهها پيش لغو گرديد. (ايلنا 24/8/85(

                            61 ـ آزاده فرقانی دانشجوی دانشگاه تهران از بازداشت شدگان تجمع روز 22 خرداد ماه سال جاری در تهران ، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی جهت محاکمه به شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران احضار شد.(ايلنا 6/11/85 )

                            62 ـ گيتا آذری و نيکی مولانا دانشجويان دانشگاه مازندران به اتهام نشر عقايد مارکسيستی و کمونيستی ، برگزاری کلاسهای تربيون آزاد فلسفی ، شرکت در مراسم روز دانشجو ، توهين به حراست و بسيج دانشجويی جهت بازجويی به کميته انضباطی دانشگاه احضار شدند. (ادوارنيوز 19/11/85 )

                            63 ـ نسرين سلطان بيگی دانشجوی دانشگاه علامه طباطبايی تهران ، از بازداشت شدگان تجمع روز 22 خرداد ماه سال جاری در تهران ، به اتهام اقدام عليه امنيت ملی جهت محاکمه به شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران احضار شد. ( ادوارنيوز 19/11/85 )

                            64 ـ پريسا نصرت آبادی از فعالين دانشجويی دانشگاه تهران به اتهام شرکت در مراسم روز دانشجو به کميته انضباطی دانشگاه تهران احضار شدند. ( ايلنا 20/11/85 )

                            65 ـ مريم مهرآذر، مهسا نقانی از اعضای انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه سبزوار به علت اعتراض به قتل توحيد غفارزاده به اتهام تخريب چهره بسيج و نظام با شکايت مدعی العموم جهت محاکمه به دادگاه احضار شدند.(ايلنا 26/11/85)

                            بازداشت دانشجويان زن :
                            66 - دهها نفر از از فعالين دانشجويی که برای شرکت در مراسم بزرگداشت اکبر محمدی از تهران با دو دستگاه مينی بوس عازم آمل بودند. در بين راه توسط نيروهای امنيتی بازداشت و به تهران بازگردانده شدند. معصومه لقماني، بهاره هدايت، سميرا صدري، از جمله بازداشت شدگان می باشند.
                            (کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر 13/8/1385)

                            احکام صادره از سوی کميته های انضباطی عليه دانشجويان زن :
                            67 - زينب پيغمبرزاده دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، به اتهام توهين به شعائر اسلامی و شرکت در اعتراضات دانشجويی خردادماه، به حکم مرجع تجديد نظر کميته انضباطی دانشگاه تهران به دو ترم محروميت از تحصيل در سال تحصيلی 85 و 86 محکوم گرديد. (ايلنا 18/7/85(

                            68 - سميرا دشتبان و مرضيه محمودی دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايی به اتهام اخلال در نظم دانشگاه و اخلال در خوابگاه به حکم کميته انضباطی به منع موقت از تحصيل محکوم شدند. و خانمها دشتبان و محمودی هرکدام به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شدند. (ايلنا 11/10/85)

                            جلوگيری از اجرای مراسم دانشجويان زن :
                            69 - الهام شهسوار زاده مدير مسئول نشريه دانشجويی "سپبده" اعلام کرد: هيئت نظارت دانشگاه علم وصنعت متشکل از جبل عاملی رئيس دانشگاه، صالح زاده نماينده وزير علوم و نجفی نماينده خامنه ای با سخنرانی اعظم طالقانی در سمينار "بازگشت به قرآن" مخالفت کردند. (ايسنا 11/7/85(

                            70 - هيئت نظارت بر تشکلهای دانشجويی دانشگاه تربيت معلم تهران با سخنرانی اعظم طالقانی و سوسن شريعتی در اردوی سياسی و فرهنگی انجمن اسلامی دانشجويان اين دانشگاه مخالفت کرد. (ايسنا 16/8/85(
                            محاکمه دانشجويان زن :
                            71 ـ سميرا رزاقی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شيراز به اتهام برهم ريختن نظم دانشگاه در کميته انضباطی محاکمه شد. ( ايسنا 4/11/85 )

                            72 - ماموران پليس فرودگاه مهرآباد با دختر 10 ساله ای که همراه خانواده اش به کرمان می رفته به اتهام کوتاه بودن مانتو برخورد کردند، پدر خانواده از فرط عصبانيت از رفتار ماموران دختر خويش را مورد ضرب و شتم قرار داد. (انتخاب 8/1/1385)

                            73 - در ارتباط با پوشش بانوان، 9 تن از نمايندگان مجلس شورای اسلامی در يک تذکر مکتوب به وزير کشور خواستار برخورد قاطع نيروی انتظامی با پديده بد حجابی شدند. (ادوارنيوز 23/1/1385)

                            74 - به گفته جمال کريمی راد سخنگوی قوه قضائيه بدحجابی يا بی حجابی در جامعه جرم مشهود است و در جرايم مشهود ضابط می تواند برخورد کند. به گفته وی برای برخورد با بدحجابی به حکم قضايی نيازی نيست. (ايسنا 29/2/1385)

                            75 - حکم شلاق 54 زن به علت شرکت کردن در جشن شبانه در دادگستری شهرستان بابل به اجرا در آمد. (ايران 5/2/1385)

                            76 - در همدان مامورين نيروی انتظامی 95 نفر از زنان و دختران جوان را دستگير کردند. پاسدار مهدی زينعلی از معاونان نيروی انتظامی گفت: اين افراد در چارچوب طرح مبارزه با بدحجابی و مظاهر علنی فساد دستگير شدند.(انجمن دفاع از زنان 12/3/1385)

                            77 - درحالی که طی روزهای گذشته حکم اعدام 5 تن از متهمان بمب گذاری در شهر اهواز از سوی ديوانعالی کشور تائيد شده است، تعداد زيادی نيز در زندانهای اهواز بصورت بلاتکليف ويا زير حکم بسر می برند. صغرا خضيراوي، زهرا طرفی و فهيمه اسماعيلی از زندانيان بلاتکليف می باشند ومورد شکنجه قرار گرفته اند.
                            (کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر20/6/1385)

                            78 - کميسيون گزينش وزارت علوم از ثبت نام سمانه اسدخانی دانشجويان کارشناسی ارشد دانشکده علوم سياسی دانشگاه تهران جلوگيری بعمل آورد. کميسيون گزينش وزارت علوم ثبت نام اين دانشجويان را منوط به کسب اجازه از وزارت اطلاعات نموده است.(کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر (22/6/1385)

                            79 - نيروهای امنيتی وانتظامی از برگزاری سمينار معرفی طرح جمع آوری يک ميليون امضاء جهت تغييرقوانين مربوط به زنان جلوگيری کردند. مامورين امنيتی از شرکت کنندگان در مراسم فيلمبرداری و عکسبرداری می کردند. (ادوارنيوز5/6/1385)

                            80 - شيرين عبادی عضو کانون مدافعان حقوق بشرگفت :نامه ای توسط پست دريافت کرده که در آن تهديد به قتل شده است. در نامه ذکر شده 3470نفر از فعالين سياسي، فرهنگی ،اجتماعی دانشجويي، روزنامه نگاران، فعالين کارگري، زنان وحقوق بشری تهديد به قتل شده اند. وی افزود هدف از ارسال چنين نامه هايی ارعاب فعالی حقوق بشراست. عبادی تصريح کرد: ميدانم پيگيری قضايی اين نامه نتيجه ای در بر نخواهدداشت.(ايلنا 8/6/1385)

                            81 - به گفته يک دانشجوی دختر دانشگاه آزاد اسلامی آشتيان، پس از بازداشت وی توسط نيروی انتظامي، در زمان بازجويی توسط بازجويش مورد تجاوز قرار گرفته است. در اعتراض به اين عمل نيروی انتظامي، دانشجويان در مقابل ساختمان فرمانداری و نيروی انتظامی تجمع کردند. (اعتماد ملی 6/4/1385)

                            زنان محکوم به اعدام و سنگسار:
                            82 - فاطمه حقيقت پژوه 35 ساله به جرم قتل همسرش بهمن 30 ساله در شعبه 1601 و با تائيد شعبه 2 ديوان عالی کشور برای دومين بار محکوم به اعدام شد. (اعتماد 24/12/84)

                            83 - سميه 24 ساله به جرم قتل مجيد 22 ساله در شعبه 74 دادگاه کيفری به رياست قاضی کوه کمره ای محکوم به اعدام شد. (همشهری 31/1/135

                            84 - دل آرا دارابی به اتهام قتل مهين 65ساله برای دومين بار در شعبه 107دادگاه ويژه اطفال رشت محکوم به اعدام شد. نامبرده زمان وقوع قتل 17 ساله بوده است .(اعتماد12/4/1385)

                            85 - ملک قربانی به اتهام زنای محصنه در دادگاه اروميه محکوم به سنگسار شد . (سازمان دفاع از حقوق بشرکردستان 5/4/1385)

                            86 - عبدالصمد خرمشاهی وکيل مدافع کبرا رحمانپور گفت : شعبه اجرای احکام دادسرای جنايی تهران به موکلم يکماه فرصت داده است تارضايت اوليای دم مقتول را کسب کند،در صورتی که کبرا دراين مدت موفق به اين کار نشود حکم اعدام وی اجرا می شود. (اعتماد12/6/1385)

                            87 - خديجه جاهد (معروف به شهلا) به اتهام قتل لاله سحرخيزان درشعبه 1154 مجتمع امور جنايی تهران به رياست قاضی فخرالين جعفرزاده با تائيد ديوانعالی کشور محکوم به اعدام شد . (اعتماد ملی 21/6/1385)

                            88 - زهرا معروف به شيرين 40 ساله به جرم قتل همسرش حسين با سيانور در شعبه 71 دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيزمحمدی وبا تائيد شعبه 33ديوانعالی کشور محکوم به اعدام شد (اعتماد27/6/1385)

                            89 - صغری مولايی ،يک زن محکوم به سنگسار است که در زندان ورامين فعلا دورا محکوميت حبس خود را می گذراند وپس از پايان يافتن دوران حبس مطابق حکم قضايی قرار است سنگسار شود. (منبع: ميدان زنان )

                            90 ـ آمنه سلام 21 ساله اهل روستای ميرآباد نقده به اتهام رابطه جنسی خارج از روابط خانوادگی و قتل فرزندش در دادگاه محکوم به اعدام شد. وی از 30 ماه پيش در زندان بسر می برد. ( سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان 4/11/85)

                            91 ـ صغری 26 ساله به جرم قتل مادرش طاهره 55 ساله در شعبه 71دادگاه کيفری استان تهران به رياست قاضی نورالله عزيز محمدی محکوم به اعدام شد .
                            ( اعتماد ملی 16/11/85 )

                            زنان اعدام و سنگسار شده:
                            92 - فرزانه صادقی به جرم قتل فاطمه فرهادی 4 ساله به حکم دادگستری الشتر در ملاعام به دار آويخته شد. (ايران 3/2/1385)

                            93 - آسيه امينی روزنامه نگار وفعال جنبش زنان طی مصاحبه ای اعلام کرد :" محبوبه م" و"عباس ح" به جرم زنای محصنه در تاريخ 17/2/1385 بدستور قوه قضاييه در گورستان بهشت رضا مشهد سنگسار شده اند. (ايران امروز 14/6/1385):

                            "فعالين ايرانی دفاع از حقوق بشر در اروپا و امريکای شمالی"
                            ihrnena@gmail.com 17/11/1385 برابر با 8/03/2007
                            انجمن فعالان حقوق بشر در ايران ـ کانادا : FaalanHRC@yahoo.ca
                            siterahaei@yahoo.com : انجمن مدافعين حقوق بشرو دمکراسی در ايران – فرانسه
                            انجمن مدافعين حقوق بشر در ايران ـ بلژيک : kanon253m@yahoo.com
                            اتحاد برای دفاع ازحقوق بشر در ايران – واشنگتن – آمريکا : adhri1@yahoo.com
                            اتحاديه برای دمکراسی در ايران ـ ايتاليا : updi@libero.it
                            info@vzvmiran.de :کانون دفاع از حقوق بشر در ايران - آلمان
                            shafaei@azadegy.de شبکه فعالان حقوق بشر ايرانی در آلمان :
                            HRIRNL@gmail.com : کانون دفاع ازدمکراسی در ايران– هلند
                            info@komitedefa.org : کميته دفاع از حقوق بشر در ايران – سوئد
                            defendhriran_ca@yahoo.com :کميته دفاع از حقوق بشر در ايران – کاليفرنيا – آمريکا
                            komitenoran@yahoo.noکميته نوران ( کميته دفاع از حقوق بشر در ايران – نروژ) :
                            yebarak@yahoo.ca : سازمان ايرانيان غرب کانادا – ونکور – کانادا
                            kupg_iran@yahoo.de : کميته دفاع از زندانيان سياسی ايران- برلين
                            demokrasi5@yahoo.deکميته دفاع از آزادی و دمکراسی در ايران – اطريش :
                            mnrecht@hotmail.com فعالين ايرانی حقوق بشر- سوئيس:
                            فعالان دفاع از حقوق بشر : Irantestimonyinfo@irantestimony.com


                            Comment


                            • Comment


                              • با آغاز نشستی بين المللی در بغداد که به منظور تلاش برای برقراری ثبات و امنيت در عراق برگزار شده، نمايندگان ايران و آمريکا سرانجام گرد ميز مذاکره نشستند.
                                اين نشست به دعوت دولت عراق و با شرکت نمايندگان سيزده دولت و دو سازمان بين المللی در محل وزارت امورخارجه عراق برگزار شده است و رياست آن را نوری مالکی، نخست وزير عراق به عهده دارد.

                                شرکت کنندگان نشست عبارتند از آمريکا، بريتانيا، روسيه، فرانسه و چين به عنوان اعضای دائم شورای امنيت سازمان ملل متحد، ايران، ترکيه، سوريه، اردن، عربستان سعودی و کويت به عنوان همسايگان عراق، همراه با مصر و بحرين و همچنين نمايندگان اتحاديه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی.

                                ايران، سوريه و عربستان سعودی در سطح معاون وزيرخارجه و ديگر دولتهای شرکت کننده در اجلاس در سطح سفير در اين اجلاس شرکت دارند.

                                نماينده ايران در اين نشست، عباس عراقچی، معاون حقوقی و اموربين الملل وزارت امورخارجه است و نمايندگی آمريکا را زلمی خليلزاد سفير اين کشور در عراق به عهده دارد.

                                گزارشها حاکی از اين است که سفير آمريکا هيئت ايرانی را مورد استقبال و برخوردی دوستانه قرار داده است.

                                سخنان معاون وزير امورخارجه ايران در نشست نيز تکرار موضع کشورش مبنی بر مخالفت با حضور ارتشهای بيگانه در عراق بوده است.

                                وی در عين حال آمادگی ایران را برای کمک در زمینه* های حسن همجواری میان دو کشور ایران و عراق اعلام کرده است.

                                برگزاری چنين نشستی در بغداد بی سابقه است و آگاهان معتقدند که هدف اصلی دولت عراق از آن، جلب حمايت برای خود است، اما تضاد منافع ميان همسايگان عراق چنين امری را دشوار می سازد.


                                ايران از سويی می خواهد آمريکا بهای سنگينی برای بهای اشغال عراق بپردازد و از آن درس بگيرد، از سوی ديگر به هيچ وجه نمی خواهد عراق تجزيه شود


                                کريم سجادپور

                                با اين حال، به نظر می رسد کليه شرکت کنندگان در نشست بغداد دست کم در اين زمينه همعقيده باشند که عراق نبايد تجزيه شود و جنگ داخلی در آن بايد به پايان برسد.

                                همسايگان عراق هر کدام از جناحها و گروههای متفاوتی در عراق حمايت می کنند و دولت عراق با گردآوردن آنان در نشستی واحد می کوشد آنان را متقاعد کند که حمايت خود را به جای گروهها و فرقه های قومی و مذهبی متوجه دولت مرکزی کنند.

                                با توجه به نفوذی که ايران از طريق حمايت ديرينه اش از برخی گروههای سياسی و همچنين اشتراک مذهبی با اکثريت مردم عراق در اين کشور دارد، صاحبنظران معتقدند که يکی از اصلی ترين عوامل تأثيرگذار بر ثبات و امنيت در عراق، رابطه ايران با آمريکاست که در حال حاضر، عراق را تحت تسلط نظامی خود دارد.

                                کريم سجادپور از مؤسسه پژوهشی کارنگی در آمريکا، سياست ايران را در عراق، "بحران تحت کنترل" توصيف می کند و می گويد: "ايران از سويی می خواهد آمريکا بهای سنگينی برای بهای اشغال عراق بپردازد و از آن درس بگيرد، از سوی ديگر به هيچ وجه نمی خواهد عراق تجزيه شود".

                                به گفته آقای سجادپور، اگر رفتار آمريکا با ايران عوض شود، رويکرد ايران نيز نسبت به عراق تغيير پيدا می کند.

                                بارها تلاشهايی صورت گرفته که ايران و آمريکا در مورد عراق به مذاکره بنشينند اما چنين اتفاقی رخ نداد تا اينکه سرانجام، مقامات آمريکايی طی هفته های اخير حتی با وجود توصيه کارشناسان و سياستمداران پيوسته اعلام می کردند.


                                آمريکاييها صرفاً به اين دليل در نشست بغداد شرکت می کنند که انتظار دارند از ايران و سوريه چيزی در اين نشست عايد نشود و آنها بتوانند بگويند: بله، ما به شما می گفتيم که اينها خرابکارند و قصد سازندگی ندارند


                                رابرت اسپرينگبورگ

                                از اين رو، عده ای از آگاهان حضور آمريکا را در نشست مشترکی همراه با ايران نشانه نرمش سياست آمريکا نسبت به ايران ارزيابی می کنند، در حالی که عده ديگر معتقدند آمريکا با شرکت در اين نشست تنها می خواهد نشان دهد به حرف آنهايی که مذاکره با ايران را توصيه می کنند عمل کرده است.

                                رابرت اسپرينگبورگ، رئيس مؤسسه خاورميانه در لندن می گويد: "دولت بوش می خواهد به منتقدانش نشان دهد که ايرانيها و سوريه ايها تمايلی به همکاری ندارند، به عبارت ديگر آمريکاييها صرفاً به اين دليل در نشست بغداد شرکت می کنند که انتظار دارند، از ايران و سوريه چيزی در اين نشست عايد نشود و آنها بتوانند بگويند: بله، ما به شما می گفتيم که اينها خرابکارند و قصد سازندگی ندارند".

                                اقدامات اخير آمريکا در بازداشت شماری از مأموران دولتی ايران در عراق و اعزام ناوهواپيمابر تازه ای به خليج فارس نيز نشانی از نرمش آمريکا ندارد.

                                صاحبنظران وجه اشتراک ايران و آمريکا را در اين می دانند که نه ميان سياستمداران آمريکا درباره نحوه برخورد با ايران اتفاق نظر وجود دارد و نه سياستمداران ايرانی در ارتباط با آمريکا نظر واحدی دارند.

                                آگاهان در مجموع بر اين باورند که نبايد انتظار نتيجه چندان چشمگيری از نشست بغداد داشت و بايد به انتظار نتيجه گفتگوهای ديگری نشست که نشست بغداد می تواند آغازگر آنها باشد.

                                دولتهای شرکت کننده در نشست بغداد قرار است يک ماه بعد نشست ديگری با حضور وزيران خارجه خود در مورد عراق برگزار کنند که طی آن، وزيران خارجه هشت کشور بزرگ صنعتی جهان نيز قرار است شرکت داشته باشند.

                                Comment

                                Working...
                                X