دانى آلايون، سفير اسرائيل در واشينگتن، اخيرا اظهار داشت که حتى اگر ارتش ما به ,کشتار جمعى, در لبنان دست زند، ايالات متحده به پشتيبانى از ما ادامه خواهد داد. دولت احود اولمرت از پشتيبانى کامل دولت جورج دبليو بوش برخوردار است. هدف روشن است. نابودى حزب الله حتى به بهاى ويرانى لبنان و مجبور ساختن اين کشور به امضاى صلح جداگانه با اسرائيل. صلحى که به دولت عبرى اجازه دهد تا به سياست استعماری اش در فلسطين ادامه دهد*.فرانسه به نوبه خود، دخالتش را به زمينه انساندوستانه محدود کرده است.
در عراق ميليشياى شيعه ده ها شهروند را با خونسردى به قتل رساندند، زيرا ,سنى, بودند. اين جنايت از زمان جنگ داخلى لبنان ، در سال هاى ١٩٧٦- ١٩٧٥ تا کنون ، بى سابقه است. در آن زمان، جنگجويان فالانژيست مسلمانان را تنها بخاطر مسلمان بودن به رگبار گلوله مى بستند. بنا بر گزارش سازمان ملل متحد، فقط در ماه هاى مه و ژوئن ٢٠٠٦، در حدود ٦٠٠٠ عراقى کشته شده اند. بار ديگراما اين بار در افغانستان، صدها غيرنظامى ، ,قربانى جنبى, تهاجم نيروهاى ائتلاف به رهبرى ايالات متحد شدند. هدف از اين عمليات جلوگيرى از ,بازگشت, طالبان است. سوء قصدهاى انتحارى که تا بحال در اين کشور رخ نداده بود، در حال افزايش است.
در غزه، يک و نيم ميليون فلسطينى در تله اى ميان تهاجم ارتش اسرائيل و تصميم آمريکا و اتحاديه اروپا در مورد قطع کمک مستقيم به اهالى گرفتار شده اند. و دردرگيرى هاى لبنان، بمباران هاى بدون مجازات، شهرها و روستاها و تاسيسات کشور را به خاک و خون کشيده و اوضاع اين کشور درحال محاصره ، ممکن است منطقه را به سوى جنگى سوق دهد که ايران وسوريه نيز به آن کشيده شوند. در حالى که شمال اسرائيل در اثر موشک هاى حزب الله فلج شده است. بالاخره، بحران هسته اى ايران همچنان ادامه دارد و تهران تهديد مى کند که از پيمان منع گسترش سلاحهاى کشتار جمعی خارج شود.
ماه ژوئيه اى عادي، سه سال پس از اعلام پايان نبرد در عراق از سوى جورج دبليو بوش بر روى يک ناو هواپيمابر با جمله کوبنده ,ماموريت پايان يافت,. در اين تابستان ٢٠٠٦، خيمه شب بازى شعبده بازان شياد برق از چشمان مى پراند. از سال ١٩٦٧ به اين طرف، خاور نزديک، هرگز به اين اندازه با بحران هاى داغ و همزمان روبرو نبوده است. اگر چه هرکدام از اين بحران ها منطق ويژه خود را دارند، ولى آن ها با هزار و يک رشته به هم مربوطند و در نتيجه موجب ميگردند که راه حل هاى نسبى خروج از آن مشکل تر شده و بر سرعت مسابقه براى اضمحلال سراسرمنطقه افزوده شود.
چه کسى آغاز کرده است؟ گويا شمارى از ناظرين، قضيه را درک کرده اند. اين حزب الله است که نه تنها نابودى اسرائيل را در سر مى پروراند، بلکه ,فراتر از آن، بى ثباتى اردوگاه غرب را هدف قرار داده است,. اين سازمان و پشتيبانانش هدفى جز ,استقرار ديکتاتورى اسلامى جهانى, (١) ندارند. چنين تحليلى که از اين پس در جهان رسانه اى و سياسى غالب است، با نظريه نو محافظه کاران آمريکا همخوانى دارد. به اين معنى که يک جنگ جهانى ديگر آغاز شده است.
مايکل لدين، پژوهشگر American Enterprise Institute، اين ديدگاه را چنين خلاصه ميکند: ,اين جنگى است که از غزه تا اسرائيل ، در لبنان و از آن جا تا عراق با گذشتن از سوريه جريان دارد. از حماس در غزه تا حزب الله درسوريه و لبنان شيوه جنگ متفاوت است، و در عراق نيز به صورت ,قيام , چند چهره ظاهر ميشود. اما رهبر ارکستر پشت سرهمه اين ها يکى است و عبارت است از ملاکراسي، دولت فاشيست و انقلابى ايران که ٢٧ سال پيش، به ما اعلام جنگ کرده است و اکنون بايد حساب پس دهد. (٢),
ويليام کريستول، يکى از نظريه پردازان اصلى نو محافظه کاران (٣) با غرور ميگويد : "It's our war" (,اين جنگ ماست,). در مقابل آن چه ,کارزار عمومى بى ثبات سازى جهان غرب, تلقى ميشود، حکومت اسرائيلى اهود اولمرت در ,اردوگاه خوب, ها قرار دارد. دربيانيه سران ٨ کشور بزرگ دنيا موسوم به G8 در پايان نشست سن پترزبورگ، درست هنگامى که لبنان در زير بمب ها ويران مى شد، آمده است که اسرائيل,حق دفاع از خود را دارد,. فرانسه نيز آن را امضا کرده است(٤).
چه کسى شروع کرده است؟ در روز ١٢ ژوئيه، حزب الله در عملياتى عليه يک گشتى اسرائيل که شش سرباز اسرائيلى در آن کشته شدند، دو سرباز ديگر را به اسارت گرفت. آيا اين عمل بمثابه صاعقه اى در آسمان آبى بود؟ يادآورى کنيم که جنگ و گريز ازجمله در حول وحوش مزارع شبعا فراوان اتفاق ميافتد که همه اعضاى دولت لبنان آنرا به عنوان سرزمين اشغال شده [ازسوى اسرائيل] تلقى ميکنند . و نيز اضافه شود که هواپيماهاى اسرائيل دائما و بطور روزانه قلمرو هوائى لبنان را مورد تجاوز قرار ميدهند ؛ و همچنين در ٢٦ ماه مه جاري، اسرائيل يک رهبر جهاد اسلامى را در کشور سدرها به قتل رساند؛ و نيز يادآورى شود که اسرائيل مبارزان لبنانى از جمله سمير القنطار را از سال ١٩٧٨، نسيم نصر و يحيى سکاف را از سال ١٩٨٢ در اسارت خود نگهداشته است.
حقوق بين المللى چه ميگويد؟
از سوى ديگر، اگر عمليات حزب اله غيرقانونى تلقى شود، در آن صورت نابودى سازمان يافته لبنان را که هدفش ساختارهاى مدنى ، شهرها و روستاهاى آن کشوربوده و بيش از ششصدهزار نفر را مجبور به ترک خانه هايشان کرده است، چگونه بايد ارزيابى کرد؟ در حقوق بين الملل که جامعه بين المللى مرتبا قرقره اش ميکند، اين اعمال تنها يک نام دارد و آن ,جنايت جنگى, است. پروتکل الحاقى I سال ١٩٧٧ به کنوانسيون ژنو به روشنى اصل تناسب را بيان کرده است. حملاتى که , بطور تصادفى موجب تلفات جانى اهالى غيرنظامي، زخمى شدن اشخاص غيرنظامى يا موجب خسارت به اموال غير نظامى گردند ممنوع اند اگر ميزان خسارت حاصل از آن ها نسبت به برترى نظامى مشخص طرف مقابل زياده روى محسوب شود., ( ٥) چه کسى ميتواند لحظه اى تصور کند که هدف تعيين شده يعنى نجات دو سرباز ارزش ويرانى هاى متعدد و مرگ افراد در اثر بمباران هاى اسرائيل را دارد؟ آيا جان يک عرب، يک لبنانى کم ارزش تر از جان يک اسرائيلى است؟
موفقيت اين تهاجم اسرائيل زير سوال است. حزب اله مهم ترين حزب لبنان است و در عمده ترين گروه قومى - مذهبى در کشور يعنى شيعيان ريشه قوى دارد. آنان بخاطر آزادسازى جنوب لبنان در سال ٢٠٠٠ مورد تمجيد همه اهالى هستند و داراى ١٢ نماينده در پارلمان ميباشند. اين نيرو همچنين با نيروهاى مهم سياسى نظير ژنرال ميشل اعون، حزب کمونيست، حزب ناسيونال سوسيال سوريه و نيز شخصيت هاى بارز سنى مثل اوسامه سعد يا عمر کرامى يا مارونيت ها نظير سليمان فرنجيه ائتلاف دارد.
آنتونى اچ کوردسمن يکى از پژوهشگران بانفوذ مرکزمطالعات استراتژيکى و بين المللى واشينگتن که نميتوان به او نسبت نزديکى به اسلام گرا ها داد، اشاره ميکرد ,تحليل گران و روزنامه نگاران بايد محتاط بوده و در مورد صحبت از نقش ايران در بحران کنونى واقعيت ها را در نظر گيرند. منابع متعددى از جمله افسران و مقامات رسمى اسرائيلى درصدند که از بحران لبنان براى يافتن دلايل جديدى جهت حمله به ايران استفاده کنند (...). نتيجه اين است که سوء ظن ها و حقايق محدود به صورت نظريه هاى توطئه چينى ظاهر ميشود. سرويس هاى اطلاعاتى آمريکا هيچ مدرکى دال بر سلطه ايران بر حزب اله يا نظارت ايران بر اين نيرو ندارند و فقط مدارکى دارند که نشان ميدهد که ايران منبع اساسى مالى و تسليحاتى اين حزب است., (٦)
يکى از اولين هدف هاى ,دفاع از خود, اسرائيل فرودگاه غيرنظامى بيروت بود. تاريخ تکرار ميشود. در اواخر سال ١٩٦٨، در حالى که خاورميانه هنوز اثرات جنگ ژوئن ١٩٦٧ را تحمل ميکرد، مقاومت فلسطين در حال تجديد سازماندهى بود. جبهه خلق براى آزادى فلسطين (FPLP)، که گروه راديکالى بود در روز ٢٦ دسامبر ١٩٦٨، در روى باند فرودگاه آتن به يک هواپيماى شرکت اسرائيلى ال آل حمله کرده و يک افسر بازنشسته کشته شد. يکى از اعضاى کماندو اهل لبنان بود و اعلام مسئوليت انجام اين عمليات در اين کشور صورت گرفت. دو روز بعد، يک کماندوى اسرائيلى سيزده فروند هواپيماى مسافربرى را درفرودگاه بين المللى بيروت نابود ساخت.
شوراى امنيت باتفاق آراء اين عمليات را محکوم و از اسرائيل خواست که خسارت بپردازد که اين کشور هرگز به آن تن نداد.فرانسه اعلام کرد که اصل ,تلافى جوئى, غيرقابل قبول بوده و ژنرال دوگل تصميم به تحريم فروش اسلحه به اسرائيل گرفت و از تحويل ٥٠ فروند هواپيماى ميراژ که اسرائيل بهايش را پرداخته بود، امتناع کرد. (٧)
در اطلاعيه شوراى وزيران فرانسه در روز ٨ ژانويه [١٩٦٩] آمده است که ,ما سوءقصد آتن عليه يک هواپيماى اسرائيلى را با عمليات عليه فرودگاه بيروت مقايسه کرديم. در حقيقت، اين دو عمليات قابل مقايسه با هم نبودند. در آتن، ما يا يک ضرب شست سازمان يافته از سوى مردانى روبرو بوديم که به يک سازمان مخفى تعلق داشتند. دربيروت، عمليات عليه تاسيسات غيرنظامى يک دولت ديگر از سوى دولتى سازماندهى شده بود که ازتجهيزات نظامى و بويژه هواپيماهاى سوپر- فرلون و آلوئت ساخت فرانسه بهره مند بود, (٨). و پاريس بدون هيچ ترديدي، نفوذ اسرائيل در محافل اطلاعاتى خودى را افشا کرد. در آن زمان، گليسم رک گو نيز بود.
ما وارد چهلمين سالگرد اشغال غزه، کرانه باخترى و بيت المقدس شرقى شده ايم. البته نبايد جولان سوريه را فراموش کرد. به رغم قطعنامه هاى بيشمار شوراى امنيت سازمان ملل متحد، به رغم بيانات تسکين دهنده - ,نقشه راه, مصوبه ايالات متحده، روسيه، اتحاديه اروپا و سازمان ملل که بر ايجاد دولت فلسطين پيش از پايان سال ٢٠٠٥ تاکيد ميکرد - ، همه چيز در فلسطين رو به وخامت گذاشته است.
در سال ٢٠٠٥، هيچ واقعه مثبتى رخ نداد. در حالى که دولتمردان تل آويو دائما تکرار ميکردند که ياسر عرفات ,مانعى براى صلح, است، درگذشت او و جايگزينى اش توسط محمود عباس (ابو ماذن) مانع شارون در اجراى سياست ,يک جانبه, اش نشد.عقب نشينى از غزه، در تابستان ٢٠٠٥ که مسئولان سياسى و رسانه ها از آن به عنوان ,يک عمل شجاعانه, ياد کردند، ضربه کارى بر آن چه از پيمان اسلو باقى مانده بود، وارد کرد: . اصلى که بنا بر آن، صلح از مذاکرات دوجانبه حاصل ميشود. براى فلسطينى ها، تخليه غزه نه تنها وضع زندگى آنان را بهبود نبخشيد بلکه نتيجه عکس داد. ( به مقاله , در غزه، جهان بر روى ما بسته ميشود, در همين شماره لوموند ديپلماتيک، مراجعه کنيد)
در حالى که ايجاد شهرک هاى يهودى نشين استعماری در کرانه باخترى به شدت ادامه دارد (به مقاله ,کرانه باختري، ,شرق وحشى, سرمايه دارى اسرائيل, نوشته الغازى مراجعه کنيد) و در حالى که ,روند صلح, به جمله اى در اطلاعيه هاى ,جامعه بين المللى, محدود شده است، در ژانويه ٢٠٠٦، حماس در انتخابات پيروز شد. واقعا بايد دچار حيرت شد؟ اما، مردم فلسطين بخاطر دادن ,راى بد, مجازات شدند و از جمله از سوى اتحاديه اروپا که با تائيد فرانسه، تشکيلات خودگردان فلسطين را از کمک هاى مستقيم محروم ساخت و از اين طريق موجب فروپاشى بيش از پيش شرايط مادى مردم و موسسات فلسطينى گرديد.
اما راکت هائى که از غزه بسوى سدروت پرتاپ ميشود؟ گيدئون لوى روزنامه نگار اسرائيلى در روزنامه هآرتص سوال ميکند: , اگر فلسطينى ها موشک قسام پرتاب نکرده بودند، چه اتفاقى ميافتاد؟ آيا اسرائيل محاصره اقتصادى غزه را مى شکست؟ آيا اسرائيل زندانيان را آزاد ميکرد؟ آيا اسرائيل با رهبران منتخب فلسطينى ملاقات ميکرد و مذاکره را از سر ميگرفت؟ اين عين بلاهت است ... اگر اهالى غزه برطبق اميال اسرائيل آرام ميماندند، آرمان آنان از تقويم زدوده ميشد هم در اينجا و هم در بقيه جهان. (...) اگر آنان به خشونت دست نميزدند هيچکس نگران سرنوشت مردم غزه نميشد. (٩),
در عراق ميليشياى شيعه ده ها شهروند را با خونسردى به قتل رساندند، زيرا ,سنى, بودند. اين جنايت از زمان جنگ داخلى لبنان ، در سال هاى ١٩٧٦- ١٩٧٥ تا کنون ، بى سابقه است. در آن زمان، جنگجويان فالانژيست مسلمانان را تنها بخاطر مسلمان بودن به رگبار گلوله مى بستند. بنا بر گزارش سازمان ملل متحد، فقط در ماه هاى مه و ژوئن ٢٠٠٦، در حدود ٦٠٠٠ عراقى کشته شده اند. بار ديگراما اين بار در افغانستان، صدها غيرنظامى ، ,قربانى جنبى, تهاجم نيروهاى ائتلاف به رهبرى ايالات متحد شدند. هدف از اين عمليات جلوگيرى از ,بازگشت, طالبان است. سوء قصدهاى انتحارى که تا بحال در اين کشور رخ نداده بود، در حال افزايش است.
در غزه، يک و نيم ميليون فلسطينى در تله اى ميان تهاجم ارتش اسرائيل و تصميم آمريکا و اتحاديه اروپا در مورد قطع کمک مستقيم به اهالى گرفتار شده اند. و دردرگيرى هاى لبنان، بمباران هاى بدون مجازات، شهرها و روستاها و تاسيسات کشور را به خاک و خون کشيده و اوضاع اين کشور درحال محاصره ، ممکن است منطقه را به سوى جنگى سوق دهد که ايران وسوريه نيز به آن کشيده شوند. در حالى که شمال اسرائيل در اثر موشک هاى حزب الله فلج شده است. بالاخره، بحران هسته اى ايران همچنان ادامه دارد و تهران تهديد مى کند که از پيمان منع گسترش سلاحهاى کشتار جمعی خارج شود.
ماه ژوئيه اى عادي، سه سال پس از اعلام پايان نبرد در عراق از سوى جورج دبليو بوش بر روى يک ناو هواپيمابر با جمله کوبنده ,ماموريت پايان يافت,. در اين تابستان ٢٠٠٦، خيمه شب بازى شعبده بازان شياد برق از چشمان مى پراند. از سال ١٩٦٧ به اين طرف، خاور نزديک، هرگز به اين اندازه با بحران هاى داغ و همزمان روبرو نبوده است. اگر چه هرکدام از اين بحران ها منطق ويژه خود را دارند، ولى آن ها با هزار و يک رشته به هم مربوطند و در نتيجه موجب ميگردند که راه حل هاى نسبى خروج از آن مشکل تر شده و بر سرعت مسابقه براى اضمحلال سراسرمنطقه افزوده شود.
چه کسى آغاز کرده است؟ گويا شمارى از ناظرين، قضيه را درک کرده اند. اين حزب الله است که نه تنها نابودى اسرائيل را در سر مى پروراند، بلکه ,فراتر از آن، بى ثباتى اردوگاه غرب را هدف قرار داده است,. اين سازمان و پشتيبانانش هدفى جز ,استقرار ديکتاتورى اسلامى جهانى, (١) ندارند. چنين تحليلى که از اين پس در جهان رسانه اى و سياسى غالب است، با نظريه نو محافظه کاران آمريکا همخوانى دارد. به اين معنى که يک جنگ جهانى ديگر آغاز شده است.
مايکل لدين، پژوهشگر American Enterprise Institute، اين ديدگاه را چنين خلاصه ميکند: ,اين جنگى است که از غزه تا اسرائيل ، در لبنان و از آن جا تا عراق با گذشتن از سوريه جريان دارد. از حماس در غزه تا حزب الله درسوريه و لبنان شيوه جنگ متفاوت است، و در عراق نيز به صورت ,قيام , چند چهره ظاهر ميشود. اما رهبر ارکستر پشت سرهمه اين ها يکى است و عبارت است از ملاکراسي، دولت فاشيست و انقلابى ايران که ٢٧ سال پيش، به ما اعلام جنگ کرده است و اکنون بايد حساب پس دهد. (٢),
ويليام کريستول، يکى از نظريه پردازان اصلى نو محافظه کاران (٣) با غرور ميگويد : "It's our war" (,اين جنگ ماست,). در مقابل آن چه ,کارزار عمومى بى ثبات سازى جهان غرب, تلقى ميشود، حکومت اسرائيلى اهود اولمرت در ,اردوگاه خوب, ها قرار دارد. دربيانيه سران ٨ کشور بزرگ دنيا موسوم به G8 در پايان نشست سن پترزبورگ، درست هنگامى که لبنان در زير بمب ها ويران مى شد، آمده است که اسرائيل,حق دفاع از خود را دارد,. فرانسه نيز آن را امضا کرده است(٤).
چه کسى شروع کرده است؟ در روز ١٢ ژوئيه، حزب الله در عملياتى عليه يک گشتى اسرائيل که شش سرباز اسرائيلى در آن کشته شدند، دو سرباز ديگر را به اسارت گرفت. آيا اين عمل بمثابه صاعقه اى در آسمان آبى بود؟ يادآورى کنيم که جنگ و گريز ازجمله در حول وحوش مزارع شبعا فراوان اتفاق ميافتد که همه اعضاى دولت لبنان آنرا به عنوان سرزمين اشغال شده [ازسوى اسرائيل] تلقى ميکنند . و نيز اضافه شود که هواپيماهاى اسرائيل دائما و بطور روزانه قلمرو هوائى لبنان را مورد تجاوز قرار ميدهند ؛ و همچنين در ٢٦ ماه مه جاري، اسرائيل يک رهبر جهاد اسلامى را در کشور سدرها به قتل رساند؛ و نيز يادآورى شود که اسرائيل مبارزان لبنانى از جمله سمير القنطار را از سال ١٩٧٨، نسيم نصر و يحيى سکاف را از سال ١٩٨٢ در اسارت خود نگهداشته است.
حقوق بين المللى چه ميگويد؟
از سوى ديگر، اگر عمليات حزب اله غيرقانونى تلقى شود، در آن صورت نابودى سازمان يافته لبنان را که هدفش ساختارهاى مدنى ، شهرها و روستاهاى آن کشوربوده و بيش از ششصدهزار نفر را مجبور به ترک خانه هايشان کرده است، چگونه بايد ارزيابى کرد؟ در حقوق بين الملل که جامعه بين المللى مرتبا قرقره اش ميکند، اين اعمال تنها يک نام دارد و آن ,جنايت جنگى, است. پروتکل الحاقى I سال ١٩٧٧ به کنوانسيون ژنو به روشنى اصل تناسب را بيان کرده است. حملاتى که , بطور تصادفى موجب تلفات جانى اهالى غيرنظامي، زخمى شدن اشخاص غيرنظامى يا موجب خسارت به اموال غير نظامى گردند ممنوع اند اگر ميزان خسارت حاصل از آن ها نسبت به برترى نظامى مشخص طرف مقابل زياده روى محسوب شود., ( ٥) چه کسى ميتواند لحظه اى تصور کند که هدف تعيين شده يعنى نجات دو سرباز ارزش ويرانى هاى متعدد و مرگ افراد در اثر بمباران هاى اسرائيل را دارد؟ آيا جان يک عرب، يک لبنانى کم ارزش تر از جان يک اسرائيلى است؟
موفقيت اين تهاجم اسرائيل زير سوال است. حزب اله مهم ترين حزب لبنان است و در عمده ترين گروه قومى - مذهبى در کشور يعنى شيعيان ريشه قوى دارد. آنان بخاطر آزادسازى جنوب لبنان در سال ٢٠٠٠ مورد تمجيد همه اهالى هستند و داراى ١٢ نماينده در پارلمان ميباشند. اين نيرو همچنين با نيروهاى مهم سياسى نظير ژنرال ميشل اعون، حزب کمونيست، حزب ناسيونال سوسيال سوريه و نيز شخصيت هاى بارز سنى مثل اوسامه سعد يا عمر کرامى يا مارونيت ها نظير سليمان فرنجيه ائتلاف دارد.
آنتونى اچ کوردسمن يکى از پژوهشگران بانفوذ مرکزمطالعات استراتژيکى و بين المللى واشينگتن که نميتوان به او نسبت نزديکى به اسلام گرا ها داد، اشاره ميکرد ,تحليل گران و روزنامه نگاران بايد محتاط بوده و در مورد صحبت از نقش ايران در بحران کنونى واقعيت ها را در نظر گيرند. منابع متعددى از جمله افسران و مقامات رسمى اسرائيلى درصدند که از بحران لبنان براى يافتن دلايل جديدى جهت حمله به ايران استفاده کنند (...). نتيجه اين است که سوء ظن ها و حقايق محدود به صورت نظريه هاى توطئه چينى ظاهر ميشود. سرويس هاى اطلاعاتى آمريکا هيچ مدرکى دال بر سلطه ايران بر حزب اله يا نظارت ايران بر اين نيرو ندارند و فقط مدارکى دارند که نشان ميدهد که ايران منبع اساسى مالى و تسليحاتى اين حزب است., (٦)
يکى از اولين هدف هاى ,دفاع از خود, اسرائيل فرودگاه غيرنظامى بيروت بود. تاريخ تکرار ميشود. در اواخر سال ١٩٦٨، در حالى که خاورميانه هنوز اثرات جنگ ژوئن ١٩٦٧ را تحمل ميکرد، مقاومت فلسطين در حال تجديد سازماندهى بود. جبهه خلق براى آزادى فلسطين (FPLP)، که گروه راديکالى بود در روز ٢٦ دسامبر ١٩٦٨، در روى باند فرودگاه آتن به يک هواپيماى شرکت اسرائيلى ال آل حمله کرده و يک افسر بازنشسته کشته شد. يکى از اعضاى کماندو اهل لبنان بود و اعلام مسئوليت انجام اين عمليات در اين کشور صورت گرفت. دو روز بعد، يک کماندوى اسرائيلى سيزده فروند هواپيماى مسافربرى را درفرودگاه بين المللى بيروت نابود ساخت.
شوراى امنيت باتفاق آراء اين عمليات را محکوم و از اسرائيل خواست که خسارت بپردازد که اين کشور هرگز به آن تن نداد.فرانسه اعلام کرد که اصل ,تلافى جوئى, غيرقابل قبول بوده و ژنرال دوگل تصميم به تحريم فروش اسلحه به اسرائيل گرفت و از تحويل ٥٠ فروند هواپيماى ميراژ که اسرائيل بهايش را پرداخته بود، امتناع کرد. (٧)
در اطلاعيه شوراى وزيران فرانسه در روز ٨ ژانويه [١٩٦٩] آمده است که ,ما سوءقصد آتن عليه يک هواپيماى اسرائيلى را با عمليات عليه فرودگاه بيروت مقايسه کرديم. در حقيقت، اين دو عمليات قابل مقايسه با هم نبودند. در آتن، ما يا يک ضرب شست سازمان يافته از سوى مردانى روبرو بوديم که به يک سازمان مخفى تعلق داشتند. دربيروت، عمليات عليه تاسيسات غيرنظامى يک دولت ديگر از سوى دولتى سازماندهى شده بود که ازتجهيزات نظامى و بويژه هواپيماهاى سوپر- فرلون و آلوئت ساخت فرانسه بهره مند بود, (٨). و پاريس بدون هيچ ترديدي، نفوذ اسرائيل در محافل اطلاعاتى خودى را افشا کرد. در آن زمان، گليسم رک گو نيز بود.
ما وارد چهلمين سالگرد اشغال غزه، کرانه باخترى و بيت المقدس شرقى شده ايم. البته نبايد جولان سوريه را فراموش کرد. به رغم قطعنامه هاى بيشمار شوراى امنيت سازمان ملل متحد، به رغم بيانات تسکين دهنده - ,نقشه راه, مصوبه ايالات متحده، روسيه، اتحاديه اروپا و سازمان ملل که بر ايجاد دولت فلسطين پيش از پايان سال ٢٠٠٥ تاکيد ميکرد - ، همه چيز در فلسطين رو به وخامت گذاشته است.
در سال ٢٠٠٥، هيچ واقعه مثبتى رخ نداد. در حالى که دولتمردان تل آويو دائما تکرار ميکردند که ياسر عرفات ,مانعى براى صلح, است، درگذشت او و جايگزينى اش توسط محمود عباس (ابو ماذن) مانع شارون در اجراى سياست ,يک جانبه, اش نشد.عقب نشينى از غزه، در تابستان ٢٠٠٥ که مسئولان سياسى و رسانه ها از آن به عنوان ,يک عمل شجاعانه, ياد کردند، ضربه کارى بر آن چه از پيمان اسلو باقى مانده بود، وارد کرد: . اصلى که بنا بر آن، صلح از مذاکرات دوجانبه حاصل ميشود. براى فلسطينى ها، تخليه غزه نه تنها وضع زندگى آنان را بهبود نبخشيد بلکه نتيجه عکس داد. ( به مقاله , در غزه، جهان بر روى ما بسته ميشود, در همين شماره لوموند ديپلماتيک، مراجعه کنيد)
در حالى که ايجاد شهرک هاى يهودى نشين استعماری در کرانه باخترى به شدت ادامه دارد (به مقاله ,کرانه باختري، ,شرق وحشى, سرمايه دارى اسرائيل, نوشته الغازى مراجعه کنيد) و در حالى که ,روند صلح, به جمله اى در اطلاعيه هاى ,جامعه بين المللى, محدود شده است، در ژانويه ٢٠٠٦، حماس در انتخابات پيروز شد. واقعا بايد دچار حيرت شد؟ اما، مردم فلسطين بخاطر دادن ,راى بد, مجازات شدند و از جمله از سوى اتحاديه اروپا که با تائيد فرانسه، تشکيلات خودگردان فلسطين را از کمک هاى مستقيم محروم ساخت و از اين طريق موجب فروپاشى بيش از پيش شرايط مادى مردم و موسسات فلسطينى گرديد.
اما راکت هائى که از غزه بسوى سدروت پرتاپ ميشود؟ گيدئون لوى روزنامه نگار اسرائيلى در روزنامه هآرتص سوال ميکند: , اگر فلسطينى ها موشک قسام پرتاب نکرده بودند، چه اتفاقى ميافتاد؟ آيا اسرائيل محاصره اقتصادى غزه را مى شکست؟ آيا اسرائيل زندانيان را آزاد ميکرد؟ آيا اسرائيل با رهبران منتخب فلسطينى ملاقات ميکرد و مذاکره را از سر ميگرفت؟ اين عين بلاهت است ... اگر اهالى غزه برطبق اميال اسرائيل آرام ميماندند، آرمان آنان از تقويم زدوده ميشد هم در اينجا و هم در بقيه جهان. (...) اگر آنان به خشونت دست نميزدند هيچکس نگران سرنوشت مردم غزه نميشد. (٩),

Comment