بالاخره به نتیجه رسیدیم !
ناصر مستشار
آنقدر جلسات نشست لندن پر بار وپر امید بود که می خواستم تا آخرین لحظه به همه سخنان سروران گوش فرا دهم.در آخرین لحظات در روز سوم آ قای داریوش آشوری پشت تربیون رفتند ودر سخنرانی مبسوطی مسائل گره ائی را تشریح نمود ند.در آخرین لحظه آقای منوچهر ثابتیان از بنیان گذاران کنفدراسیون دانشجوئی هم تقاضای سخنرانی نمودند. عاقبت گرمی سخنرانی های روز آخر مرا از پرواز محروم کرد و با یک ضرر کوچک مادی دوباره بلیط هواپیما برای پرواز تهیه نمودم وروز بعد به سوی برلین پرواز کردم. سه روز مداوم و پر از عشق وعلاقه به نجات میهن همه را فارغ از سلیقه ها ومرام ها در کنار یک دیگر می فشرد! پیام های زیادی از داخل وخارج به اجلاس رسید.پیام احمد باطبی پر از امید بود.پیام دکتر ذر افشان وداراب زند حرکت آفرین بود، چراکه تاکید کرده بودند تنها به مردم اتکا داشته باشیم وبه مردم بیندیشیم وبرای آنها تلاش کنیم! نشست لندن می رود تا یک نهاد ملی را پی ریزی نماید تا سخنگوی اکثریت مخالفان حکومت اسلامی بشود.نشست برلین بخوبی به این راز مهم صحه گذاشت که ، مادامیکه اتحاد وهمبستگی بوجود نیاید مردم از خود هیچ رغبتی برای همکاری ودخالت در باره مسائل سیاسی نشان نخوهند داد. تما م جلسات باحضور همگان به توافقات اصولی رسیدند وهیچ برنامه مخدوش وتصمیم پشت پرده ائی اتخاذ نشد.برای اولین بار دکتر علیرضا نوری زاده به عضویت یک ارگان سیاسی در آمد که این خود نشان از شرایط پر تلاطم و حساس میهن را حکایت می کند. دیگر همگان به این نتیجه رسیده اند که برای کنار زدن رژیم فقها که ایران را به کام نابودی می کشاند می توان به اتحاد رسید و در انتخاب وتعین حکومت آتی می توان اختلاف نظر داشت و الزاما تعین نوع حکومت آینده توسط خود مردم انجام خواهد گرفت. شاید به جرات بتوان گفت که نشست لندن آخرین شانس اتحاد نیروهای سیاسی ایرانی را پی ریزی کرد.هرچقدر امریکا در عرصه سرنگونی رژیم حاکم برایران ضعیف تر می شود مردم بیشتر به قدرت خود پی می برند.تاکنون تضاد های امریکا با حکومت ایران ، مردم را همچون تماشاچیان فوتبال به جایگاه نشیمن استادیوم فوتبال کشاند ه است ومردم تنها به عناصر نظاره گر نبدیل شده اند ورژیم اسلامی هم همواره برای حفظ رژیم خود به این بحران نیاز داشته است. این در حالیست که تضاد اصلی بین مردم زجر کشیده ایران با حکومت اسلامی است و این امریکا است که باید به نظاره گری بپردازد. اگر حکومت فقها در باره مسائل اتمی با امریکا به سازش برسد آیا تضاد مردم با حکومت اسلامی هم حل خواهد شد؟ مطمئنا خیر!! هرچقدر جرج بوش محبوبیت خود را در تمام جهان از دست می دهد اما در ایران بر محبوبیتش افزده می شود چرا که در فقدان یک اپسیوزیون متحد ودمکرات، نامبرده به عنصر نجات بخش برای ملت ایران تبدیل شده است.مردم ایران با داشتن زنان ومردان فریحخته وتوانمند این توانائی را خواهند داشت تا رهبری همه اعتراضات وتنفرات مردم نسبت رژیم را بدست گیرند و هیچ نیازی به نیروی بیگانه نمی باشد واگر حمایت معنوی از آنها بوجود آمد ، استقبال خواهند کرد! همه آنها ئی که به نقش مردم بها نمی دهند و تنها به قدرت ونفوذ امپریالیست ها دل خوش کرده اند دیگر به ورشکستگی فکری وپایانی خود رسیده اند.جلب نظر مردم ایران چشم اسفندیار رمز نجات ایران است.اگر خواهان این هستیم که ایران به عراق تبدیل نشود باید هرچه سریعتر به مردم روی آوریم و آنها را به صحنه بکشانیم. هیچ نیروئی در مقابل قدرت بیکران مردم توان مقاومت نخواهد داشت.تنها دمکرات های واقعی خواستار به میدان آمدن مردم هستند ، چون به خواسته اساسی مردم تن خواهند داد.عصر تصمسم گیریهای پشت پرده در باره مردم دیگر به پایان رسیده است. مردم می خواهند خود سرنوشت مملکت خود را تعین کنند. به یک کلام ساده مردم وسیله نیستند بلکه هدف غائی هستند که بوسیله دمکراسی توسط خود مردم می توان به آنها خد مت کرد تا در سعادت وآسایش به زندگی بپردازند. بدین لحاظ هیچ نیروئی حق تعین نظام سیاسی آینده ایران را ندارد. هیچ پیش فرضی قابل پذیرش نمی باشد.اگر مرتجعان شیعه، زمینه سازان ظهور مهدی ععج می باشند اما دمکرات های واقعی ومعتقد به مردم سالاری تنها زمینه سازان ظهور حاکمیت ملی در پی یک انتخابات سالم وبدون تقلب می باشند.عصر حکومت های الهی و مورثی گذشته است .حتی در صورت انتخاب نظام مشروطه سلطنتی ، مردم همواره این حق را نسبت به خود محفوظ خواهند داشت تا سلطنت را با نظام سیاسی بهتری تعویض نمایند.هیچ حکومت ابدی وغیر قابل تغییر در نزد مردم ارزش واعتباری نخواهد داشت. همه امور ازمردم ناشی خواهد شد. قوانین مندرج در حقوق بشر ناظر بر همین اصل اساسی استوار گردیده است. از امروز تا جلسه آتی که در آینده نزدیک تشکیل خواهد شد، برگردن شورای هماهنگی منتخب وظایفی محول شده است که در جلسه بعدی از آنها باز خواست خواهد شد.نشست لندن هیچ پیامی جزء اتحاد برای دمکراسی واجرای قوانین حقوق بشر ندارد و پیوستن بدان آزاد است وهر نیروئی چه سازمانی و شخصیت مستقل ومنفرد می توانند همکاری خود را آغاز نمایند. به امید موفقیت های بیشتر در آینده نزدیک
ناصر مستشار
آنقدر جلسات نشست لندن پر بار وپر امید بود که می خواستم تا آخرین لحظه به همه سخنان سروران گوش فرا دهم.در آخرین لحظات در روز سوم آ قای داریوش آشوری پشت تربیون رفتند ودر سخنرانی مبسوطی مسائل گره ائی را تشریح نمود ند.در آخرین لحظه آقای منوچهر ثابتیان از بنیان گذاران کنفدراسیون دانشجوئی هم تقاضای سخنرانی نمودند. عاقبت گرمی سخنرانی های روز آخر مرا از پرواز محروم کرد و با یک ضرر کوچک مادی دوباره بلیط هواپیما برای پرواز تهیه نمودم وروز بعد به سوی برلین پرواز کردم. سه روز مداوم و پر از عشق وعلاقه به نجات میهن همه را فارغ از سلیقه ها ومرام ها در کنار یک دیگر می فشرد! پیام های زیادی از داخل وخارج به اجلاس رسید.پیام احمد باطبی پر از امید بود.پیام دکتر ذر افشان وداراب زند حرکت آفرین بود، چراکه تاکید کرده بودند تنها به مردم اتکا داشته باشیم وبه مردم بیندیشیم وبرای آنها تلاش کنیم! نشست لندن می رود تا یک نهاد ملی را پی ریزی نماید تا سخنگوی اکثریت مخالفان حکومت اسلامی بشود.نشست برلین بخوبی به این راز مهم صحه گذاشت که ، مادامیکه اتحاد وهمبستگی بوجود نیاید مردم از خود هیچ رغبتی برای همکاری ودخالت در باره مسائل سیاسی نشان نخوهند داد. تما م جلسات باحضور همگان به توافقات اصولی رسیدند وهیچ برنامه مخدوش وتصمیم پشت پرده ائی اتخاذ نشد.برای اولین بار دکتر علیرضا نوری زاده به عضویت یک ارگان سیاسی در آمد که این خود نشان از شرایط پر تلاطم و حساس میهن را حکایت می کند. دیگر همگان به این نتیجه رسیده اند که برای کنار زدن رژیم فقها که ایران را به کام نابودی می کشاند می توان به اتحاد رسید و در انتخاب وتعین حکومت آتی می توان اختلاف نظر داشت و الزاما تعین نوع حکومت آینده توسط خود مردم انجام خواهد گرفت. شاید به جرات بتوان گفت که نشست لندن آخرین شانس اتحاد نیروهای سیاسی ایرانی را پی ریزی کرد.هرچقدر امریکا در عرصه سرنگونی رژیم حاکم برایران ضعیف تر می شود مردم بیشتر به قدرت خود پی می برند.تاکنون تضاد های امریکا با حکومت ایران ، مردم را همچون تماشاچیان فوتبال به جایگاه نشیمن استادیوم فوتبال کشاند ه است ومردم تنها به عناصر نظاره گر نبدیل شده اند ورژیم اسلامی هم همواره برای حفظ رژیم خود به این بحران نیاز داشته است. این در حالیست که تضاد اصلی بین مردم زجر کشیده ایران با حکومت اسلامی است و این امریکا است که باید به نظاره گری بپردازد. اگر حکومت فقها در باره مسائل اتمی با امریکا به سازش برسد آیا تضاد مردم با حکومت اسلامی هم حل خواهد شد؟ مطمئنا خیر!! هرچقدر جرج بوش محبوبیت خود را در تمام جهان از دست می دهد اما در ایران بر محبوبیتش افزده می شود چرا که در فقدان یک اپسیوزیون متحد ودمکرات، نامبرده به عنصر نجات بخش برای ملت ایران تبدیل شده است.مردم ایران با داشتن زنان ومردان فریحخته وتوانمند این توانائی را خواهند داشت تا رهبری همه اعتراضات وتنفرات مردم نسبت رژیم را بدست گیرند و هیچ نیازی به نیروی بیگانه نمی باشد واگر حمایت معنوی از آنها بوجود آمد ، استقبال خواهند کرد! همه آنها ئی که به نقش مردم بها نمی دهند و تنها به قدرت ونفوذ امپریالیست ها دل خوش کرده اند دیگر به ورشکستگی فکری وپایانی خود رسیده اند.جلب نظر مردم ایران چشم اسفندیار رمز نجات ایران است.اگر خواهان این هستیم که ایران به عراق تبدیل نشود باید هرچه سریعتر به مردم روی آوریم و آنها را به صحنه بکشانیم. هیچ نیروئی در مقابل قدرت بیکران مردم توان مقاومت نخواهد داشت.تنها دمکرات های واقعی خواستار به میدان آمدن مردم هستند ، چون به خواسته اساسی مردم تن خواهند داد.عصر تصمسم گیریهای پشت پرده در باره مردم دیگر به پایان رسیده است. مردم می خواهند خود سرنوشت مملکت خود را تعین کنند. به یک کلام ساده مردم وسیله نیستند بلکه هدف غائی هستند که بوسیله دمکراسی توسط خود مردم می توان به آنها خد مت کرد تا در سعادت وآسایش به زندگی بپردازند. بدین لحاظ هیچ نیروئی حق تعین نظام سیاسی آینده ایران را ندارد. هیچ پیش فرضی قابل پذیرش نمی باشد.اگر مرتجعان شیعه، زمینه سازان ظهور مهدی ععج می باشند اما دمکرات های واقعی ومعتقد به مردم سالاری تنها زمینه سازان ظهور حاکمیت ملی در پی یک انتخابات سالم وبدون تقلب می باشند.عصر حکومت های الهی و مورثی گذشته است .حتی در صورت انتخاب نظام مشروطه سلطنتی ، مردم همواره این حق را نسبت به خود محفوظ خواهند داشت تا سلطنت را با نظام سیاسی بهتری تعویض نمایند.هیچ حکومت ابدی وغیر قابل تغییر در نزد مردم ارزش واعتباری نخواهد داشت. همه امور ازمردم ناشی خواهد شد. قوانین مندرج در حقوق بشر ناظر بر همین اصل اساسی استوار گردیده است. از امروز تا جلسه آتی که در آینده نزدیک تشکیل خواهد شد، برگردن شورای هماهنگی منتخب وظایفی محول شده است که در جلسه بعدی از آنها باز خواست خواهد شد.نشست لندن هیچ پیامی جزء اتحاد برای دمکراسی واجرای قوانین حقوق بشر ندارد و پیوستن بدان آزاد است وهر نیروئی چه سازمانی و شخصیت مستقل ومنفرد می توانند همکاری خود را آغاز نمایند. به امید موفقیت های بیشتر در آینده نزدیک




Comment