دو استراتژی برای جهانگشائی اسلام وپاسخی به شیمون پرز!
از 1400 سال پیش دین اسلام توانسته است با جنگ های متمادی سرزمینهای نوینی رافتح نماید وساکنین آن سرزمینها را به زور شمشیر وسرنیزه ویا نیرنگ مسلمان نماید.مردمان این سرزمینها برای نجات خویش به ظاهر مسلمان شدند، اما هیچگاه فکر نمی کردند که قدمت حاکمان جبار تازه وارد آنچنان طولانی خواهد شد که دیگر باید تما م فرهنگ وآئین ودین خود را به اجبار وبه مرور تاریخ از دست خواهند داد. توسط همین نومسلمانان که عملا به گروگان گرفته شده بودند تا فقط زنده بمانند، مورد سوء استفاده حاکمان بیگانه قرارمی گرفتند ودر لشگر کشی ها در توسعه اسلام بسیار کار ساز می افتادند.اما در همین انحاء بخشی از ساکنین این سرزمینها با مقاومت بی نظیری با تشکیل جنبش های توده ائی از اسلامی شدن سرزمین نیاکانشان جلوگیری می کردند. یورش های اسلامی گاهی با شمشیرو گاهی با خدعه وریاکاری انجام می گرفت و باکمک های بخشی از اهالی همین سرزمینها بعضی از جنبش های مقاومت جویانه را می توانستند سرکوب نمایند!بخش وسیعی از این رویدادها که بسیار کلیدی هم بودند در گذشته در سرزمین ما ایران رخ داده است.قاره اروپا همواره مورد طمع توسعه طلبان اسلامی قرار داشته است. پیشروی مسلمانان از جانب اسپانیا به سوی اروپا که به شکست انجامید ،اما بعدها همان تلاش از جانب ترکان عثمانی در پائیز سال 1529 میلادی وپیشتر پیگیری شد که همه آنها در ابتدا پیروز وسر انجام شکست خوردند.ترکان عثمانی در تما م جنگها ی پیروزمند خود در بخشی از اروپا تنها باعث گسترش اسلام بودند نه ملیت ترک واقتدارملی ! اعراب به اضمحلال رفته بودند اما صاحبان اندیشه اسلامی آنها توانسته بودند در دستگاه امپراتوری عثمانی نفوذ نمایند و مرجعیت حکومت اسلام را به حاکمان ترک تفویض نمایند تا اسلام رادر پنا ه لشگرکشی ترکان به اقصی نقاط جهان گسترش دهند.همچنانکه رژیم اسلامی حاکم برایران در اندیشه گسترش ناسیونالیست ایرانی نمی باشد ، بلکه در نظر دارد تا امپراتوری شیعه اسلامی هر چه بیشتر وسعت یابد.رهبران اسلامی در استفاده ازملی گرائی کور بعضی ایرانیان بسیار استاد می باشد.این شیوه را ملایان در جنگ هشت ساله جنون آمیز وبی فایده برا ی ملت ایران مورد سوء استفاده قرار دادند که باعث عقب افتادگی وکشته ها وبه هدر رفتن سرمایه های ملی گردید.در جنگ هشت ساله ملایان توانستند نیروی سپاه وبسیج و وزارت اطلاعات را تحکیم بخشند وارتش ملی را منهدم سازند.آخوند ها به ملیت ایرانی اهمیتی نمی دهند و ایران در گرو آنهاست تا اسلام عزیز را توسعه دهند.همچنانکه در شعار پایه ائی خمینی که می گفت " راه قدس از کربلا می گذرد" تنها مراد او گسترش اسلام عزیز در مد نظر گرفته شده بود وایرانیان تنها سربازان گمنام این این لشگرکشی برای به پیروزی رساندن قدرت اسلام در جهان قلمداد می شدند.در ام القرای اسلام سرزمین تاریخی ایران از آنجهت مورد پذیرش آیات عظام می باشد ،چون در خدمت اسلام می باشد وگرنه ایران هیچ ارزشی برای این آقایان ندارد.از دوره محمد بعنوان موسس دین اسلام همواره یک استراتژی بنیادی پیگیری می شده است: ای ملتها ،ای امپراتوری های جهان به دین مبین اسلام مشرف شوید تا در آتش جهنم گرفتار نشوید ودرامان بمانید واز انتقام الله در هراس باشید!!نامه محمد به خسرو پرویز مبین همین پیام تاریخی بود.همه جانشینانان محمد تا کنون این پیام تاریخی را دنبال می کنند. سلطان سلیمان عثمانی در پشت دیوار های بلند شهر وین پایتخت اتریش، ابتدا پیامی به ساکنین قلعه نفوذ ناپذیرارسال داشت مبنی براینکه اگر مردم شهر وین به اسلام روی بیاورند در امان خواهند ماند در غیر اینصورت از بین خواهند رفت ، اما او وسربازانش به بارانهای سرد پائیزی ومقاومت جانه شهر وین گرفتار آمدند وبا برجای گذاشتن کشته ها وزخمی های فراوان به شهر اسلامبول باز گشتند.( بعد از تسخیرشهرکنستانتین نوپل پایتخت روم شرقی بدست ترکان عثمانی این شهر بخاطر پیروزی مسلمانان به اسلام بول که ترکیبی از کلمه اسلام و بول به ترکی یعنی فراوانی و رونق نامیده شد که منظور بیشتر ظفرمندی اسلام را حکایت می کند)اینک آقای احمدی نژاد هم در نامه اش به جرج بوش وجهان غرب پیام دعوت به راه انبیاء را داده است که آنها به نصایح انبیاء گوش فرا دهند ومطمئا به آخرین آن انبیاء یعنی محمد باید بیشترین دقت را بعمل آورد ، چون دین ایشان ناسخ ادیان قبل ازاو می باشد.اگر استراتژی اسامه بن لادن رهبرالقاعده براین محور متمرکز شده بود که باید به قلب دشمن شلیک نماید واین کار در 11سپتامبر جامه عمل به خود پوشید، امااستراتژی رژیم اسلامی این است که پای دشمن را به سرزمینهای اسلامی بکشانندتا بتوانند باحمایت توده ائی اورا شکست دهند. بعضی رقبا ومخالفین امریکا هم طرفدار شکست ابرقدرتی امریکا در منطقه وجهان می باشند اما به زبان نمی آورند ومنتظر شعله ور شدن آتشند وحاضرند در حمایت های ضمنی از حاکمان اسلامی بالاخره امریکا را در میهنمان یعنی ایران زمین گیر کنند که برای آنها ایران مهم نیست بلکه تصفیه حساب های گذشته وحال وآینده مهم است و قراربراین منوال است که اینبارهمه آن تصفیه حساب های تاریخی در میهن ما که به قلب جهان تبدیل گردیده صورت پذیرد وگرنه بقول آقای جواد اسدایان "ایران در عرصه جهانی طرف دعوا نمی باشد بلکه موضوع ومحل برخورد قدرتهای جهانی قرار گرفته است" !! بعد از آنکه امریکا در حمله غیر موجه نظامی خود باعث سرنگونی صدام گردید ، رهبران رژیم اسلامی بلافاصله این پیروزی را تبریک گفتند.اما اینک همین رهبران حضور امریکا در عراق را نمی پذیرند وخواستار خروج آنها می باشند تا خود جای آنها را بگیرند.اگر احمدی نژاد بطور هفتگی علیه اسرائیل وامریکا شعارهای تحریک آمیز میدهد، نخست باید دانست از کدام ناحیه جهانی پشتیبانی می شود ودوم اینکه او در سایه همین سیاست جنگ را هم اکنون می طلبد چراکه بعد از تحریم های اقتصادی نارضایتی مردم بالاخواهد رفت وقدرت اقتصادی کاهش خواهد یافت ودر نتیجه از حمایت توده ائی چندانی برخوردار نخواهد شد!!همه آنهائی که حمله نظامی را بدون سرنگونی حکومت اسلامی محکوم می نمایند وجنگ طلبی ملایان را نمی بینند وهمه آنهائی که حمایت معنوی ومادی غرب از اپسیوزیون را که باعث به رسمیت درآمدن مبارزات مردم میهن مامی شود را محکوم می نمایند ،عملا مدتهاست که مبارزه علیه رژیم را تعطیل کرده اند وتنها مشغول جمع آوری امضاء برای صلحی می باشند که به نفع رژیم کارساز می افتد وخواست ملایان را بر آورده می سازندوبار دیگر باعث تحکیم حکومت اسلامی می گردند.ملایان بارها گفته اند که امریکا دو حکومت دشمن در همسایگی ما را ازبین برده است، اینک کافی است که ما خود امریکا را از منطقه اخراج نمائیم ، آنگاه تمام منطقه به ولایت فقیه تعلق خواهد یافت.فراموش نگردد که رژیم قویتر نشده است بلکه امریکا ضعیف شده است وبناچار رژیم خود را قوی جلوه می دهد.اگر روزگاری نیروهای ملی مذهبی وموسوم به اصلاح طلبان می توانستند با اندکی عقلانیت جلودار ماجراجوئی های حکومت باشند امااینک همان نیروهای یاد شده چنان به حاشیه رانده شده اند که تنها نظاره گر زیاده خواهی ها وجنون حکومت گران نشسته اند ،کوچکترین اعتراض وانتقاد آنها با انواع واقسام مشقات آنان را روبرو می سازد. در همین جا به شیمون پرز باید یاد آوری کرد که شما حق دارید شعار نابودی رژیم تحمیلی برمردم ایران را سر بدهید اما حق ندارید شعار نابودی ایران را برزبان بیاورید. ایران به معنای رژیم اسلامی فعلی حاکم بر ایران نمی باشد ، بلکه ایران بخش مهم ووسیعی ازفرهنگ تاریخ بشری جهان می باشد که جاودانه خواهد ماند ونابود شدنی نیست!!
زنده باد ایران
از 1400 سال پیش دین اسلام توانسته است با جنگ های متمادی سرزمینهای نوینی رافتح نماید وساکنین آن سرزمینها را به زور شمشیر وسرنیزه ویا نیرنگ مسلمان نماید.مردمان این سرزمینها برای نجات خویش به ظاهر مسلمان شدند، اما هیچگاه فکر نمی کردند که قدمت حاکمان جبار تازه وارد آنچنان طولانی خواهد شد که دیگر باید تما م فرهنگ وآئین ودین خود را به اجبار وبه مرور تاریخ از دست خواهند داد. توسط همین نومسلمانان که عملا به گروگان گرفته شده بودند تا فقط زنده بمانند، مورد سوء استفاده حاکمان بیگانه قرارمی گرفتند ودر لشگر کشی ها در توسعه اسلام بسیار کار ساز می افتادند.اما در همین انحاء بخشی از ساکنین این سرزمینها با مقاومت بی نظیری با تشکیل جنبش های توده ائی از اسلامی شدن سرزمین نیاکانشان جلوگیری می کردند. یورش های اسلامی گاهی با شمشیرو گاهی با خدعه وریاکاری انجام می گرفت و باکمک های بخشی از اهالی همین سرزمینها بعضی از جنبش های مقاومت جویانه را می توانستند سرکوب نمایند!بخش وسیعی از این رویدادها که بسیار کلیدی هم بودند در گذشته در سرزمین ما ایران رخ داده است.قاره اروپا همواره مورد طمع توسعه طلبان اسلامی قرار داشته است. پیشروی مسلمانان از جانب اسپانیا به سوی اروپا که به شکست انجامید ،اما بعدها همان تلاش از جانب ترکان عثمانی در پائیز سال 1529 میلادی وپیشتر پیگیری شد که همه آنها در ابتدا پیروز وسر انجام شکست خوردند.ترکان عثمانی در تما م جنگها ی پیروزمند خود در بخشی از اروپا تنها باعث گسترش اسلام بودند نه ملیت ترک واقتدارملی ! اعراب به اضمحلال رفته بودند اما صاحبان اندیشه اسلامی آنها توانسته بودند در دستگاه امپراتوری عثمانی نفوذ نمایند و مرجعیت حکومت اسلام را به حاکمان ترک تفویض نمایند تا اسلام رادر پنا ه لشگرکشی ترکان به اقصی نقاط جهان گسترش دهند.همچنانکه رژیم اسلامی حاکم برایران در اندیشه گسترش ناسیونالیست ایرانی نمی باشد ، بلکه در نظر دارد تا امپراتوری شیعه اسلامی هر چه بیشتر وسعت یابد.رهبران اسلامی در استفاده ازملی گرائی کور بعضی ایرانیان بسیار استاد می باشد.این شیوه را ملایان در جنگ هشت ساله جنون آمیز وبی فایده برا ی ملت ایران مورد سوء استفاده قرار دادند که باعث عقب افتادگی وکشته ها وبه هدر رفتن سرمایه های ملی گردید.در جنگ هشت ساله ملایان توانستند نیروی سپاه وبسیج و وزارت اطلاعات را تحکیم بخشند وارتش ملی را منهدم سازند.آخوند ها به ملیت ایرانی اهمیتی نمی دهند و ایران در گرو آنهاست تا اسلام عزیز را توسعه دهند.همچنانکه در شعار پایه ائی خمینی که می گفت " راه قدس از کربلا می گذرد" تنها مراد او گسترش اسلام عزیز در مد نظر گرفته شده بود وایرانیان تنها سربازان گمنام این این لشگرکشی برای به پیروزی رساندن قدرت اسلام در جهان قلمداد می شدند.در ام القرای اسلام سرزمین تاریخی ایران از آنجهت مورد پذیرش آیات عظام می باشد ،چون در خدمت اسلام می باشد وگرنه ایران هیچ ارزشی برای این آقایان ندارد.از دوره محمد بعنوان موسس دین اسلام همواره یک استراتژی بنیادی پیگیری می شده است: ای ملتها ،ای امپراتوری های جهان به دین مبین اسلام مشرف شوید تا در آتش جهنم گرفتار نشوید ودرامان بمانید واز انتقام الله در هراس باشید!!نامه محمد به خسرو پرویز مبین همین پیام تاریخی بود.همه جانشینانان محمد تا کنون این پیام تاریخی را دنبال می کنند. سلطان سلیمان عثمانی در پشت دیوار های بلند شهر وین پایتخت اتریش، ابتدا پیامی به ساکنین قلعه نفوذ ناپذیرارسال داشت مبنی براینکه اگر مردم شهر وین به اسلام روی بیاورند در امان خواهند ماند در غیر اینصورت از بین خواهند رفت ، اما او وسربازانش به بارانهای سرد پائیزی ومقاومت جانه شهر وین گرفتار آمدند وبا برجای گذاشتن کشته ها وزخمی های فراوان به شهر اسلامبول باز گشتند.( بعد از تسخیرشهرکنستانتین نوپل پایتخت روم شرقی بدست ترکان عثمانی این شهر بخاطر پیروزی مسلمانان به اسلام بول که ترکیبی از کلمه اسلام و بول به ترکی یعنی فراوانی و رونق نامیده شد که منظور بیشتر ظفرمندی اسلام را حکایت می کند)اینک آقای احمدی نژاد هم در نامه اش به جرج بوش وجهان غرب پیام دعوت به راه انبیاء را داده است که آنها به نصایح انبیاء گوش فرا دهند ومطمئا به آخرین آن انبیاء یعنی محمد باید بیشترین دقت را بعمل آورد ، چون دین ایشان ناسخ ادیان قبل ازاو می باشد.اگر استراتژی اسامه بن لادن رهبرالقاعده براین محور متمرکز شده بود که باید به قلب دشمن شلیک نماید واین کار در 11سپتامبر جامه عمل به خود پوشید، امااستراتژی رژیم اسلامی این است که پای دشمن را به سرزمینهای اسلامی بکشانندتا بتوانند باحمایت توده ائی اورا شکست دهند. بعضی رقبا ومخالفین امریکا هم طرفدار شکست ابرقدرتی امریکا در منطقه وجهان می باشند اما به زبان نمی آورند ومنتظر شعله ور شدن آتشند وحاضرند در حمایت های ضمنی از حاکمان اسلامی بالاخره امریکا را در میهنمان یعنی ایران زمین گیر کنند که برای آنها ایران مهم نیست بلکه تصفیه حساب های گذشته وحال وآینده مهم است و قراربراین منوال است که اینبارهمه آن تصفیه حساب های تاریخی در میهن ما که به قلب جهان تبدیل گردیده صورت پذیرد وگرنه بقول آقای جواد اسدایان "ایران در عرصه جهانی طرف دعوا نمی باشد بلکه موضوع ومحل برخورد قدرتهای جهانی قرار گرفته است" !! بعد از آنکه امریکا در حمله غیر موجه نظامی خود باعث سرنگونی صدام گردید ، رهبران رژیم اسلامی بلافاصله این پیروزی را تبریک گفتند.اما اینک همین رهبران حضور امریکا در عراق را نمی پذیرند وخواستار خروج آنها می باشند تا خود جای آنها را بگیرند.اگر احمدی نژاد بطور هفتگی علیه اسرائیل وامریکا شعارهای تحریک آمیز میدهد، نخست باید دانست از کدام ناحیه جهانی پشتیبانی می شود ودوم اینکه او در سایه همین سیاست جنگ را هم اکنون می طلبد چراکه بعد از تحریم های اقتصادی نارضایتی مردم بالاخواهد رفت وقدرت اقتصادی کاهش خواهد یافت ودر نتیجه از حمایت توده ائی چندانی برخوردار نخواهد شد!!همه آنهائی که حمله نظامی را بدون سرنگونی حکومت اسلامی محکوم می نمایند وجنگ طلبی ملایان را نمی بینند وهمه آنهائی که حمایت معنوی ومادی غرب از اپسیوزیون را که باعث به رسمیت درآمدن مبارزات مردم میهن مامی شود را محکوم می نمایند ،عملا مدتهاست که مبارزه علیه رژیم را تعطیل کرده اند وتنها مشغول جمع آوری امضاء برای صلحی می باشند که به نفع رژیم کارساز می افتد وخواست ملایان را بر آورده می سازندوبار دیگر باعث تحکیم حکومت اسلامی می گردند.ملایان بارها گفته اند که امریکا دو حکومت دشمن در همسایگی ما را ازبین برده است، اینک کافی است که ما خود امریکا را از منطقه اخراج نمائیم ، آنگاه تمام منطقه به ولایت فقیه تعلق خواهد یافت.فراموش نگردد که رژیم قویتر نشده است بلکه امریکا ضعیف شده است وبناچار رژیم خود را قوی جلوه می دهد.اگر روزگاری نیروهای ملی مذهبی وموسوم به اصلاح طلبان می توانستند با اندکی عقلانیت جلودار ماجراجوئی های حکومت باشند امااینک همان نیروهای یاد شده چنان به حاشیه رانده شده اند که تنها نظاره گر زیاده خواهی ها وجنون حکومت گران نشسته اند ،کوچکترین اعتراض وانتقاد آنها با انواع واقسام مشقات آنان را روبرو می سازد. در همین جا به شیمون پرز باید یاد آوری کرد که شما حق دارید شعار نابودی رژیم تحمیلی برمردم ایران را سر بدهید اما حق ندارید شعار نابودی ایران را برزبان بیاورید. ایران به معنای رژیم اسلامی فعلی حاکم بر ایران نمی باشد ، بلکه ایران بخش مهم ووسیعی ازفرهنگ تاریخ بشری جهان می باشد که جاودانه خواهد ماند ونابود شدنی نیست!!
زنده باد ایران



Comment