يک سئوال کلیتر میپرسم. اصلاً شما چه تحليلی از شرايط فعلی داريد؟ با پذيرش اين قطعنامه بهنظر شما اسرائيل و حزبالله در چه موقعيتی قرار میگيرند؟
احتياجی نيست که يک پاسخ مفصل به اين سئوال بدهيم؛ نتيجه روشن است. هنگامی که دشمن ما يعنی اسرائيل در شروع جنگ چند هدف را برای خودش تعيين کرد و به اين اهداف هم نرسيد و اکنون خودش هم اعلام میکند که ما به هيچ هدف نظامی يا سياسیای نرسيديم، روشن است که آنها شکست خوردهاند. حزبالله هم همين که از مواضع خودش دفاع کرده و امتيازی به دشمن نداده، به پيروزی رسيده است.
*ولی چه دستاوردهای مشخصی شما در اين جنگ داشتهايد؟
به هر حال ما کل توطئههای اسرائيل عليه حزبالله را ناکام گذاشتيم.
*حتی اگر قرار باشد که حزبالله خلعسلاح شود؟
ما به خلعسلاح نرسيديم و در قطعنامه هم خلعسلاح حزبالله خواسته نشده است. در قطعنامه آمده است که ارتش لبنان بايد در جنوب کشور مستقر شود و اين هم از نظر ما بیاشکال است. اما حزبالله در هر شرايطی وظيفه خود میداند که از لبنان و سرزمين خودش دفاع کند. ما از يک وجب زمين خودمان هم دفاع میکنيم و در صورت تغيير شرايط و استقرار ارتش لبنان بهجای حزبالله مطمئناً روشی ديگر برای دفاع از لبنان انتخاب میکنيم تا مشکلی پيش نيايد.
*بله، مثلاً برخی از کارشناسان معتقدند که حزبالله میتواند توان نظامی خود را در خدمت ارتش لبنان دربياورد و دفاع خود از خاک لبنان را در اين راستا کاناليزه کند.
بله، اما درخصوص خلعسلاح بايد بگويم که به فرض آنها گفتهاند که حزبالله در فلان منطقه نبايد سلاح داشته باشد ولی آيا اين بدان معنی است که ما در ديگر نقاط لبنان هم نمیتوانيم اسلحه داشته باشيم؟ مسلماً اينطور نيست. بحث قطعنامه ۱۵۹۵ و خلعسلاح حزبالله هم يک بحث ميان ما و دولت لبنان و يک موضوع داخلی است. الان هم اين بحث روی ميز مذاکره ما با دولت لبنان قرار دارد.
*يعنی از نظر شما اين موضوع ربطی به شورای امنيت و سازمان ملل ندارد؟
ما اعتقاد داريم که اين يک مسئله داخلی است و آنها هم قبول کردهاند. هيچکس نمیتواند با زور، حزبالله را خلعسلاح کند.
*در روزهای گذشته برخی جريانات تندرو در ايران مدعی شدهاند که اسرائيل آنچه را که نتوانست از طريق جنگ بر لبنان تحميل کند، از طريق اين قطعنامه تحميل کرد. آيا شما به چنين چيزی اعتقاد داريد؟ چون اعتقاد به چنين سخنی در حالی که حزبالله اين قطعنامه را پذيرفته، به نوعی انتقاد از حزبالله هم هست.
وقتی که دشمن به شما حمله میکند و به دنبال نابودی شما است و شما از همان روز اول به دنبال آتشبس هستيد و سرانجام هم دشمن شما اين آتشبس را میپذيرد، آيا شما شکست خوردهايد يا دشمنتان؟ ما از روز اول میگفتيم که آتشبس به نفع کل منطقه است و حالا اسرائيلیها اين را پذيرفته و عقبنشينی کردهاند. من سخن آنهايی را که از حزبالله به خاطر پذيرش اين قطعنامه انتقاد میکنند، قبول ندارم.
*اسرائيل طی حملات خود به لبنان بسياری از تاسيسات زيربنايی را از بين برده و اين در حالی است که قطعنامه شورای امنيت، در برابر اين اتفاقات، راهحلی ارائه نکرده است. تحليل شما چيست؟
مرتکب اين جنايات، رژيم صهيونيستی بوده است. اين اتفاقات ظلمی بوده از ناحيه رژيم صهيونيستی عليه لبنان. اينها ظلمی به مردم لبنان بوده است. ولی پذيرش اين ظلم به مفهوم شکست مظلوم نيست. مظلوم میتواند پيروز هم باشد.
ما مظلوم بوديم و در عين حال پيروزيم چون که دشمن ما به هدف خود نرسيد.
*در قطعنامه شورای امنيت که مورد پذيرش حزبالله نيز واقع شده است، با تاکيد بر پيشنهاد سنيوره نخستوزير لبنان بر ضرورت اجرايی شدن پيشنهادات سنيوره تصريح شده است. حال سئوال من اين است که چرا حزبالله پيشتر از اين پيشنهادات سنيوره را نپذيرفت؟
رئوس آن پيشنهادات زياد روشن نبود. اما بعد از آن ما مذاکره کرديم و پذيرفتيم. البته همان زمان هم ما آن پيشنهادات را رد نکرده بوديم. ولی اين را هم بگويم که اسرائيلیها کار خودشان را میکنند. دو روز پس از پذيرش قطعنامه، اسرائيلیها حملات سنگينی عليه لبنان و تاسيسات زيربنايی ما داشتند و همين هم نشان میدهد که اگر ما پيشتر از اين پيشنهادات سينوره را میپذيرفتيم، تضمينی نبود که اسرائيلیها کوتاه بيايند.
*ولی چرا در حالی که شما هنوز پاسخ مثبت به پيشنهادات سنيوره نداده بوديد، اين پيشنهادات با اجماع در کابينه لبنان و رای مثبت نمايندگان حزبالله در آن کابينه تصويب شد؟
بالاخره حزبالله بعد از مذاکره به اين نتيجه رسيد که لبنان به وحدت احتياج دارد.
*ولی من میگويم که چرا قبل از مذاکره، نمايندگان شما در کابينه رای منفی به پيشنهادات سنيوره نداده بودند؟
نه، حمايت اعضای ما در کابينه از پيشنهاد سنيوره مربوط به بعد از مذاکره بود.
*اگر شما زودتر از اين، پيشنهادات سنيوره را پذيرفته بوديد، چرا جنگ پايان نيافت؟
اين را از اسرائيلیها بپرسيد. ما که حمله نمیکرديم بلکه از خودمان دفاع میکرديم.
*يعنی شما خلعسلاح حزبالله را مطابق پيشنهادات سنيوره، پذيرفته بوديد؟
در آن پيشنهادات سنيوره اصلاً بحثی از خلعسلاح نبود. اصلاً سنيوره چنين بحثی را مطرح نکرده بود.
*حالا که بحث دولت لبنان و رابطه شما با آنها شد، يک سئوال ديگر هم بپرسم. آيا دولت شما هيچ مشکلی با ارتباطات خارجی حزبالله ندارد؟ مثلاً آيا آنها مشکلی ندارند که حزبالله با برخی کشورها مثل ايران ارتباط داشته باشد. اين را از اين نظر پرسيدم که در برخی کشورها، ارتباط احزاب با کشورهای خارجی به هيچوجه قابل پذيرش نيست.
نوع ارتباط مهم است. بايد ديد که نوع ارتباط ميان حزبالله با ايران و سوريه چگونه است.
رابطه احزاب با کشورهای خارجی بالذات دارای اشکال نيست، فقط اين رابطه نبايد مخالف منافع ملی باشد. وگرنه اگر يک حزبی به يک کشور خارجی علاقه داشته و بنابر آن علاقه، با آن کشور ارتباط هم داشته باشد اما اين ارتباط با مصالح ملی کشوری که آن حزب به آن تعلق دارد در تضاد نباشد، چه اشکالی دارد؟ من فکر نمیکنم که هيچکس بتواند اين ارتباط را قابل نقد بداند. آنچه که در کشور شما درخصوص ارتباط احزاب با کشورهای خارجی وجود دارد، به ما ربطی ندارد. البته اگر يک حزب در ارتباط با کشوری خارجی مصالح ملی خود را رعايت نکند، عملی غيراخلاقی انجام داده است. اما ارتباط ما با سوريه و ايران، يک ارتباط دوستانه است. اين ارتباط را هيچکس هم به ما ديکته نمیکند، نه ايران و نه لبنان.
*اگر ممکن است در مورد ارتباطتان با ايران توضيح بيشتری بدهيد. آقای محتشمیپور در مصاحبهشان با روزنامه شرق گفته بودند که حزبالله فرزند معنوی امام خمينی، جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی ايران است. میخواستم شما توضيح بيشتری درباره اين توصيف آقای محتشمیپور بدهيد.
امام خمينی يک نظريهای داشتند و ما آن نظريه را میپسنديم و قبول داريم. ارتباط ما با ايران هم بر چنين اساسی استوار است. منظور آقای محتشمیپور هم به گمان من همين بوده است.
*آيا منظورتان اين است که شما به نظريه سياسی امام خمينی اعتقاد داريد و به دنبال پياده کردن آن در کشور لبنان هستيد؟
من چنين چيزی نگفتم. شرايط لبنان با شرايط ايران متفاوت است و فرق دارد. هر کشوری خصوصيات خود را دارد. حکومت در لبنان نمیتواند از جنس حکومت در ايران باشد. لبنان يک کشور با طوايف و اديان متکثر و متفاوت است. ما هيچگاه به شرايطی از جنس ايران نمیرسيم تا حکومتی مثل ايران بخواهيم داشته باشيم. اين را شما در نظر بگيريد که در لبنان ۱۸ طايفه وجود دارد و هر طايفهای سهمی در لبنان دارد. حزبالله در صورتی میتواند در لبنان يک حکومت يکپارچه داشته باشد که خدای ناکرده کل مسيحيان لبنان کشته شوند و اين ممکن نيست.
اما اگر حزبالله اکثريت را داشته باشد چطور؟
بالاخره شما نمیتوانيد به صورت فرضی يک سئوال را بپرسيد. فرضيهها بايد مطابق با واقعيات باشد. واقعيتهای لبنان متفاوت از واقعيتهای ايران يا کشورهای ديگر است و بنابراين ساختار حکومت هم متفاوت خواهد بود.
*يک سئوال ديگر هم درباره ارتباط حزبالله با ايران داشتم. آقای محتشمیپور به آموزشهای سپاه ايران به نيروهای حزبالله در لبنان اشاره کرده بودند. میخواستم بدانم که اين ارتباط اکنون در چه موقعيتی است؟
ارتباط ما با ايران، ارتباط سياسی است و نه نظامی. ايران هم همچون ما اعتقاد دارد که فلسطين بايد آزاد باشد و بنابراين حمايت سياسی ايران از حزبالله را من تاييد میکنم. هرکسی هم که به حرکت مقاومت اعتقاد داشته باشد، ما با او رابطه برقرار میکنيم. مسئله رابطه سپاه ايران و حزبالله هم يک مسئله قديمی و مربوط به گذشته است. زمانی سپاه به فرمايش حضرت امام به لبنان آمدند و نيروهای ما را آموزش میدادند اما الان دو سال، سهسال و چهارسال است که نقش سپاه در لبنان تمام شده است. فکر نمیکنم الان لبنانیها به آموزش از سوی هيچکس و هيچ کشوری نياز داشته باشند.
*يعنی حزبالله لبنان به لحاظ نظامی اکنون به يک استقلال نسبی رسيده است؟
بله، ما مستقل هستيم و در بحث آموزش نظامی يا تجهيزات نظامی به هيچکس احتياج نداريم.
*بنابر اين آيا شما تسليحاتتان را هم خودتان میسازيد؟ آيا موشک زلزال ۲ را که آقای محتشمیپور گفته بودند هم خودتان میسازيد؟
من اين موشک زلزال۲ را نه تاييد میکنم و نه تکذيب. اما اين را بدانيد که لبنان کشور بازی است و اگرچه مساحتش شايد زياد نباشد، اما به لحاظ جغرافيايی در موقعيتی قرار دارد که با تمام دنيا در ارتباط است. بنابراين ورود سلاح به لبنان و خريد و فروش آن در کشور، امر معمولی است. امکان رسيدن سلاح به لبنان آسان است. بنابراين ما به هيچکس نيازی نداريم.
*اما مطابق با قطعنامه شورای امنيت، دولت لبنان وظيفه دارد که از ورود سلاح و تجهيزات نظامی به لبنان جلوگيری کند و بنابراين آيا کار شما سختتر نمیشود؟
ما انشاءالله از اين جهت مشکلی نخواهيم داشت.
*از کدام جهت؟
بالاخره هر کسی که میخواهد مقاومت کند به هر حال اگر نياز باشد به دنبال خريد سلاح است. اگر نياز باشد میشود اسلحه وارد کرد. البته شايد هم نياز نباشد.
احتياجی نيست که يک پاسخ مفصل به اين سئوال بدهيم؛ نتيجه روشن است. هنگامی که دشمن ما يعنی اسرائيل در شروع جنگ چند هدف را برای خودش تعيين کرد و به اين اهداف هم نرسيد و اکنون خودش هم اعلام میکند که ما به هيچ هدف نظامی يا سياسیای نرسيديم، روشن است که آنها شکست خوردهاند. حزبالله هم همين که از مواضع خودش دفاع کرده و امتيازی به دشمن نداده، به پيروزی رسيده است.
*ولی چه دستاوردهای مشخصی شما در اين جنگ داشتهايد؟
به هر حال ما کل توطئههای اسرائيل عليه حزبالله را ناکام گذاشتيم.
*حتی اگر قرار باشد که حزبالله خلعسلاح شود؟
ما به خلعسلاح نرسيديم و در قطعنامه هم خلعسلاح حزبالله خواسته نشده است. در قطعنامه آمده است که ارتش لبنان بايد در جنوب کشور مستقر شود و اين هم از نظر ما بیاشکال است. اما حزبالله در هر شرايطی وظيفه خود میداند که از لبنان و سرزمين خودش دفاع کند. ما از يک وجب زمين خودمان هم دفاع میکنيم و در صورت تغيير شرايط و استقرار ارتش لبنان بهجای حزبالله مطمئناً روشی ديگر برای دفاع از لبنان انتخاب میکنيم تا مشکلی پيش نيايد.
*بله، مثلاً برخی از کارشناسان معتقدند که حزبالله میتواند توان نظامی خود را در خدمت ارتش لبنان دربياورد و دفاع خود از خاک لبنان را در اين راستا کاناليزه کند.
بله، اما درخصوص خلعسلاح بايد بگويم که به فرض آنها گفتهاند که حزبالله در فلان منطقه نبايد سلاح داشته باشد ولی آيا اين بدان معنی است که ما در ديگر نقاط لبنان هم نمیتوانيم اسلحه داشته باشيم؟ مسلماً اينطور نيست. بحث قطعنامه ۱۵۹۵ و خلعسلاح حزبالله هم يک بحث ميان ما و دولت لبنان و يک موضوع داخلی است. الان هم اين بحث روی ميز مذاکره ما با دولت لبنان قرار دارد.
*يعنی از نظر شما اين موضوع ربطی به شورای امنيت و سازمان ملل ندارد؟
ما اعتقاد داريم که اين يک مسئله داخلی است و آنها هم قبول کردهاند. هيچکس نمیتواند با زور، حزبالله را خلعسلاح کند.
*در روزهای گذشته برخی جريانات تندرو در ايران مدعی شدهاند که اسرائيل آنچه را که نتوانست از طريق جنگ بر لبنان تحميل کند، از طريق اين قطعنامه تحميل کرد. آيا شما به چنين چيزی اعتقاد داريد؟ چون اعتقاد به چنين سخنی در حالی که حزبالله اين قطعنامه را پذيرفته، به نوعی انتقاد از حزبالله هم هست.
وقتی که دشمن به شما حمله میکند و به دنبال نابودی شما است و شما از همان روز اول به دنبال آتشبس هستيد و سرانجام هم دشمن شما اين آتشبس را میپذيرد، آيا شما شکست خوردهايد يا دشمنتان؟ ما از روز اول میگفتيم که آتشبس به نفع کل منطقه است و حالا اسرائيلیها اين را پذيرفته و عقبنشينی کردهاند. من سخن آنهايی را که از حزبالله به خاطر پذيرش اين قطعنامه انتقاد میکنند، قبول ندارم.
*اسرائيل طی حملات خود به لبنان بسياری از تاسيسات زيربنايی را از بين برده و اين در حالی است که قطعنامه شورای امنيت، در برابر اين اتفاقات، راهحلی ارائه نکرده است. تحليل شما چيست؟
مرتکب اين جنايات، رژيم صهيونيستی بوده است. اين اتفاقات ظلمی بوده از ناحيه رژيم صهيونيستی عليه لبنان. اينها ظلمی به مردم لبنان بوده است. ولی پذيرش اين ظلم به مفهوم شکست مظلوم نيست. مظلوم میتواند پيروز هم باشد.
ما مظلوم بوديم و در عين حال پيروزيم چون که دشمن ما به هدف خود نرسيد.
*در قطعنامه شورای امنيت که مورد پذيرش حزبالله نيز واقع شده است، با تاکيد بر پيشنهاد سنيوره نخستوزير لبنان بر ضرورت اجرايی شدن پيشنهادات سنيوره تصريح شده است. حال سئوال من اين است که چرا حزبالله پيشتر از اين پيشنهادات سنيوره را نپذيرفت؟
رئوس آن پيشنهادات زياد روشن نبود. اما بعد از آن ما مذاکره کرديم و پذيرفتيم. البته همان زمان هم ما آن پيشنهادات را رد نکرده بوديم. ولی اين را هم بگويم که اسرائيلیها کار خودشان را میکنند. دو روز پس از پذيرش قطعنامه، اسرائيلیها حملات سنگينی عليه لبنان و تاسيسات زيربنايی ما داشتند و همين هم نشان میدهد که اگر ما پيشتر از اين پيشنهادات سينوره را میپذيرفتيم، تضمينی نبود که اسرائيلیها کوتاه بيايند.
*ولی چرا در حالی که شما هنوز پاسخ مثبت به پيشنهادات سنيوره نداده بوديد، اين پيشنهادات با اجماع در کابينه لبنان و رای مثبت نمايندگان حزبالله در آن کابينه تصويب شد؟
بالاخره حزبالله بعد از مذاکره به اين نتيجه رسيد که لبنان به وحدت احتياج دارد.
*ولی من میگويم که چرا قبل از مذاکره، نمايندگان شما در کابينه رای منفی به پيشنهادات سنيوره نداده بودند؟
نه، حمايت اعضای ما در کابينه از پيشنهاد سنيوره مربوط به بعد از مذاکره بود.
*اگر شما زودتر از اين، پيشنهادات سنيوره را پذيرفته بوديد، چرا جنگ پايان نيافت؟
اين را از اسرائيلیها بپرسيد. ما که حمله نمیکرديم بلکه از خودمان دفاع میکرديم.
*يعنی شما خلعسلاح حزبالله را مطابق پيشنهادات سنيوره، پذيرفته بوديد؟
در آن پيشنهادات سنيوره اصلاً بحثی از خلعسلاح نبود. اصلاً سنيوره چنين بحثی را مطرح نکرده بود.
*حالا که بحث دولت لبنان و رابطه شما با آنها شد، يک سئوال ديگر هم بپرسم. آيا دولت شما هيچ مشکلی با ارتباطات خارجی حزبالله ندارد؟ مثلاً آيا آنها مشکلی ندارند که حزبالله با برخی کشورها مثل ايران ارتباط داشته باشد. اين را از اين نظر پرسيدم که در برخی کشورها، ارتباط احزاب با کشورهای خارجی به هيچوجه قابل پذيرش نيست.
نوع ارتباط مهم است. بايد ديد که نوع ارتباط ميان حزبالله با ايران و سوريه چگونه است.
رابطه احزاب با کشورهای خارجی بالذات دارای اشکال نيست، فقط اين رابطه نبايد مخالف منافع ملی باشد. وگرنه اگر يک حزبی به يک کشور خارجی علاقه داشته و بنابر آن علاقه، با آن کشور ارتباط هم داشته باشد اما اين ارتباط با مصالح ملی کشوری که آن حزب به آن تعلق دارد در تضاد نباشد، چه اشکالی دارد؟ من فکر نمیکنم که هيچکس بتواند اين ارتباط را قابل نقد بداند. آنچه که در کشور شما درخصوص ارتباط احزاب با کشورهای خارجی وجود دارد، به ما ربطی ندارد. البته اگر يک حزب در ارتباط با کشوری خارجی مصالح ملی خود را رعايت نکند، عملی غيراخلاقی انجام داده است. اما ارتباط ما با سوريه و ايران، يک ارتباط دوستانه است. اين ارتباط را هيچکس هم به ما ديکته نمیکند، نه ايران و نه لبنان.
*اگر ممکن است در مورد ارتباطتان با ايران توضيح بيشتری بدهيد. آقای محتشمیپور در مصاحبهشان با روزنامه شرق گفته بودند که حزبالله فرزند معنوی امام خمينی، جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی ايران است. میخواستم شما توضيح بيشتری درباره اين توصيف آقای محتشمیپور بدهيد.
امام خمينی يک نظريهای داشتند و ما آن نظريه را میپسنديم و قبول داريم. ارتباط ما با ايران هم بر چنين اساسی استوار است. منظور آقای محتشمیپور هم به گمان من همين بوده است.
*آيا منظورتان اين است که شما به نظريه سياسی امام خمينی اعتقاد داريد و به دنبال پياده کردن آن در کشور لبنان هستيد؟
من چنين چيزی نگفتم. شرايط لبنان با شرايط ايران متفاوت است و فرق دارد. هر کشوری خصوصيات خود را دارد. حکومت در لبنان نمیتواند از جنس حکومت در ايران باشد. لبنان يک کشور با طوايف و اديان متکثر و متفاوت است. ما هيچگاه به شرايطی از جنس ايران نمیرسيم تا حکومتی مثل ايران بخواهيم داشته باشيم. اين را شما در نظر بگيريد که در لبنان ۱۸ طايفه وجود دارد و هر طايفهای سهمی در لبنان دارد. حزبالله در صورتی میتواند در لبنان يک حکومت يکپارچه داشته باشد که خدای ناکرده کل مسيحيان لبنان کشته شوند و اين ممکن نيست.
اما اگر حزبالله اکثريت را داشته باشد چطور؟
بالاخره شما نمیتوانيد به صورت فرضی يک سئوال را بپرسيد. فرضيهها بايد مطابق با واقعيات باشد. واقعيتهای لبنان متفاوت از واقعيتهای ايران يا کشورهای ديگر است و بنابراين ساختار حکومت هم متفاوت خواهد بود.
*يک سئوال ديگر هم درباره ارتباط حزبالله با ايران داشتم. آقای محتشمیپور به آموزشهای سپاه ايران به نيروهای حزبالله در لبنان اشاره کرده بودند. میخواستم بدانم که اين ارتباط اکنون در چه موقعيتی است؟
ارتباط ما با ايران، ارتباط سياسی است و نه نظامی. ايران هم همچون ما اعتقاد دارد که فلسطين بايد آزاد باشد و بنابراين حمايت سياسی ايران از حزبالله را من تاييد میکنم. هرکسی هم که به حرکت مقاومت اعتقاد داشته باشد، ما با او رابطه برقرار میکنيم. مسئله رابطه سپاه ايران و حزبالله هم يک مسئله قديمی و مربوط به گذشته است. زمانی سپاه به فرمايش حضرت امام به لبنان آمدند و نيروهای ما را آموزش میدادند اما الان دو سال، سهسال و چهارسال است که نقش سپاه در لبنان تمام شده است. فکر نمیکنم الان لبنانیها به آموزش از سوی هيچکس و هيچ کشوری نياز داشته باشند.
*يعنی حزبالله لبنان به لحاظ نظامی اکنون به يک استقلال نسبی رسيده است؟
بله، ما مستقل هستيم و در بحث آموزش نظامی يا تجهيزات نظامی به هيچکس احتياج نداريم.
*بنابر اين آيا شما تسليحاتتان را هم خودتان میسازيد؟ آيا موشک زلزال ۲ را که آقای محتشمیپور گفته بودند هم خودتان میسازيد؟
من اين موشک زلزال۲ را نه تاييد میکنم و نه تکذيب. اما اين را بدانيد که لبنان کشور بازی است و اگرچه مساحتش شايد زياد نباشد، اما به لحاظ جغرافيايی در موقعيتی قرار دارد که با تمام دنيا در ارتباط است. بنابراين ورود سلاح به لبنان و خريد و فروش آن در کشور، امر معمولی است. امکان رسيدن سلاح به لبنان آسان است. بنابراين ما به هيچکس نيازی نداريم.
*اما مطابق با قطعنامه شورای امنيت، دولت لبنان وظيفه دارد که از ورود سلاح و تجهيزات نظامی به لبنان جلوگيری کند و بنابراين آيا کار شما سختتر نمیشود؟
ما انشاءالله از اين جهت مشکلی نخواهيم داشت.
*از کدام جهت؟
بالاخره هر کسی که میخواهد مقاومت کند به هر حال اگر نياز باشد به دنبال خريد سلاح است. اگر نياز باشد میشود اسلحه وارد کرد. البته شايد هم نياز نباشد.

Comment