در غرب فعاليت ,صنعت, ها بسيار قانونمند تر و جاافتاده تر است. هتل پاشا يک مدير داخلی دارد به نام آقای توماس بوشسکیTomas Bushski، و مدير کلی به نام Armin Lobscheid که هتل های زنجيره ای در کلن، درسدن، مونيخ را اداره ميکند. اما اين ها چهره های بيرونی هستند، صاحبان اصلی مثل کليه صنايع ديگر چندين سهامدار بزرگ هستند که نام آن ها رانميدانيم و لابد در اجلاس های بزرگ تجاری کنار سرمايه داران معتبری مثل مرداک و برلسکونی يا نمايندگان آنهاکه بزرگ ترين صاحبان خدمات اينترنتي، نشريات تابلوئيد، کلوب های گوناگون و انواع تفريحات هستند، می نشينند. تصميمات آن ها از طريق لابی ها بر تصميمات و سياست های دولت تاثير ميگذارد و در فعاليت اين لابی هاست که ديگر قانون و غير قانون را نمی توان از هم جداکرد. مقاصد لابی يک تجارت غيرقانونی را لابی يک صنعت قانونی پيش می برد، زيرا آن ها هم جهت اند و مهم تر از هرچيز کالای اصلی که تمام اين صنعت عظيم بر پايه آن برآمده يعنی تن آماده به فروش زن بايد توليد و باز توليد شود. چگونه؟ منبع لايزال اين خدمات کجاست؟ آزادی و اختيار زن؟ آيا ادعای جمهوری اسلامی درست است که آزادی و اختيار، فورا زن را به فحشا می کشاند و زن آزاد مساوی است با زن تن فروش؟ يا زن تن فروش يک قربانی است؟ واقعيت اين است که ,صنعت, قانونی تن فروشی به شدت به تن فروشی غيرقانونی برای جمع آوری قربانيان و به کار گرفتن آن ها نياز دارد و اين دو در ترکيب پيچيده ای به توليد و بازتوليد و نقل و انتقال کالا می پردازند. دو شبکه، قربانيان خود را از دو منبع تامين ميکنند. به منبع اصلی و اقتصادی در زير جداگانه می پردازيم. در مورد منبع ديگر فقط به اشاره ميتوان به نقشی که خشکه مقدس ها از يک طرف و صاحبان صنايع تفريجی از طرف ديگر در توليد قربانی بازی ميکنند اشاره کرد. اولی هامثل جمهوری اسلامی با سرکوب گسترده حقوق زن و سرکوب اختيار و حقوق زنان در رابطه جنس مخالف و تعطيل کليه فعاليت هايی که جامعه را شاداب ميکند در توليد قربانی نقش بازی ميکنند، دومی ها انواع فعاليت های اجتماعی را زير هجوم خود قرار ميدهند، فعاليت هايی که از عهد قديم در شهر و روستای کشورها وجود داشت و به بهبود کيفيت زندگی اجتماعي، برقراری پيوند جمعی انسان ها و آشنايی زن و مرد، نشان دادن استعدادهای فردی و جمعی کمک ميکند مثل ورزش، مسافرت، جشن، کارناوال، رقص و آواز و ساير فعاليت های انسانی که تعطيل بسياری از آن ها جامعه مارا اين همه کسل کرده است، زير حمله لشکر entrepreneur های تجارت قانونی و غير قانونی قرار ميگيرد که مثل يک غده سرطانی همه شاخه را در چنگ خود ميگيرند و برای آن ,قربانی, می آفرينند.اما اين ها منابع فرعی است، منبع لايزال جای ديگر قرار دارد.
جهانی شدن و تن فروشی
گسترش تن فروشی در دوره اخير محصول قانونی بودن يا نبودن بازار تن فروشی نيست. محصول شوک تراپی های قوي، ميانه و ضعيف است که از دهه 80 آغاز شد و در همه جا به گسترش شکاف طبقاتی و فقر انجاميد.
اگرچه فقر و شکاف طبقاتی که شوک تراپی ها بوجود آورد، نقش تعيين کننده ای در افزايش تن فروشان داشت، اما ابعاد تاثير تحول جديد بر تن فروشی از آن فراتر ميرود. ,انقلاب نئوليبرالی, از دو جهت بر تن فروشی تاثير گذاشت: يکي، به لحاظ کميت و افزايش تعداد روسپيان بويژه با توجه به جهانی شدن. دوم، به لحاظ کيفی وتلاش سرمايه گذاران برای تبديل فحشاء به صنعت خدماتی لوکس و بالابردن بهره وری آن و طبقه بندی کردن آن. تحقيقات نشان ميدهد عليرغم جريان نيروی کار ارزان بويژه از اروپای شرقی و از قاره های دور به مراکز ثروت، تاجران تن فروش اجازه نداده اند بهای ,خدماتشان, در همه سطوح به سطح کارهای دستمزدی و موقتی ديگر مثل کار در مک دونالد يا حسابداری پشت صندوق يک فروشگاه تقليل يابد، اگر چه در سطوح ديگر از پائين ترين مشاغل هم ارزان تر شده است. خود قانونی کردن و تبديل شغل پا اندازی و دلالی به رشته ای از هتل داری به لوکس کردن کار و افزايش درآمد آن در سطوحی کمک ميکند. به اين ترتيب ,صنعت, ميتواند از اقشار وسيع تری قربانی بگيرد. مثلا آن دختر دانشجوی فرانسوی که ماهی چند شب در هتل پاشا اتاق کرايه ميکند تا شهريه اش را تامين کند شايد امکان پيدا کردن يک کار موقت را داشته باشد، شرايط تحصيل برای او به شدت دشوار خواهد شد، يا مادر سه فرزند که از شهری ديگر دزدانه به کلن می آيد و در شهر خودش حرفه اش را بروز نمی دهد[ اين ها مواردی از گزارشات واقعی است نه مثال های فرضی]، شايد کاری پاره وقت داشته باشد، اما بدون ,اضافه کار, با درآمدی بسيار جذاب ممکن است خانه اش را از دست بدهد و خودش و کودکانش سرگردان شوند. اين ها در طبقه بندی نيروی کار تن فروشي، طبقه ميانی و متوسط آن را تشکيل ميدهند. طبقه بالاتر داستان جداگانه ای دارد.
اما به هر حال بدنه اصلی و پائين ترين طبقه " نيروی کار" را همچنان زنان فقيرتشکيل ميدهند که هيچ راه ديگری به جز فروش تن خود ندارند: قربانيان فقر، زنان مقروض يا مقروض شده، قربانيان صنايع خواهر اعم از متعارف ويا غير متعارف، مهاجران بی پناه کشوهای فقير و بالاتر از همه و بيش از همه قربانيان مافيای ترانزيت کالا.
در تجارت تن فروشي، برخلاف ساير صنايع، کار به همان سرعت سرمايه و گاه با شتابی بيشتر جهانی شد. نشريه اکونوميست گزارش جالبی در مورد انگلستان دارد: يک نهاد تامين سرپناه برای زنان از 470 محل کار روسپيگری در انگلستان سوال کرد. ترکيب بين المللی نيروی کار اين بود: 25 درصد اروپای شرقي، حدود 13- 12 درصد آسيای جنوب شرقي، کمتر از يک پنجم انگليسي، بقيه از آمريکای جنوبی يا اسکانديناوی. نکته ای که توجه به آن مهم است اين است که بسياری از زنان يا دلالانی که دراين تحقيق به سوالات جواب داده اند، به دلايل روشن فقط ادعا ميکنند انگليسی يا اهل اسکانديناوی يا حتی اهل آمريکای جنوبی هستند در حالی که بسياری از زنان فقط ترانزيت بوده اند يا موطن خود را به دلايلی که نياز به توضيح ندارد مخفی ميکنند.
يک تحقيق ديگر در انگلستان Poppy Project در همان سال از مراکز ماساژ و موسسات مشابه اين عيب را برطرف کرده و بر اساس زادگاه زنان آمار تهيه کرده است.نتيجه: از هر 30 زنی که در هر لحظه در ليست عرضه در اين مراکز وجودداشتند، کمتر از 3 زن متولد انگلستان بودند، يعنی کمتر از يک دهم.
در روسپی خانه مادام در اسپانيا، که ذکر خيرش در بالا رفت، و نيمه بزرگ است يعنی 50 اتاق دارد، گزارشگر گاردين مشاهده کرد زادگاه صدور روسپيان در گستره پهناوری از زمين قرار دارد: از شرق اروپا تا غرب آفريقا و تا جنوب آمريکا يعنی از کشورهايی مثل روماني، نيجريه و کلمبيا، حتی يکی از خود اسپانيا نبود!
به قول نويسنده اکونوميست ,رنگين کمانی از نيروی کار,! در اين دوره جهانی شدن وقتی مرزها در برابر سرمايه بيش از پيش و بطور شتابان فرو ميريخت، همه جا در مقابل نيروی کار ديوارها سربرکشيد، مگر در برابر ,رنگين کمان نيروی کار,- تماما فيزيک، فاقد هر نوع روح- و فراوان، خيلی فراوان. در جريان اجرای شوک نوليبرالی حتی در نيمه لوکس تررنگين کمان هم نيروی کار فراوان شد. فقط به نسبتی کمتراز نيمه عقب مانده. اگر روسپی انگليسی در محل کار انگليسی ناياب شده، اما در عوض ميتوان آن را در جزاير قناري، لوردمار، مالورکا، کوستا براوو و يا جای های ديگر سراغ گرفت و بنا بر قاعده با دستمزد و حال و روزی بهتر ازنيروی کار جهان سومی. بنا بر گزارش اکونوميست هجوم نيروی کار، عمدتا از اروپای شرقي، مزد واقعی نيروی کار را در اروپای غربی به شدت پائين آورد. بويژه که نيروی کار جديد جوانتر و بنا بر عقيده عموم ,مقاطعه کاران, ? حالا ديگر الفاظی مثل پا انداز و دلال و بدتر از اين ها را نبايد بکار برد- زيباتر بودند و مهم تر از آن کم توقع تر.در گزارش نشريه اکونوميست مارک، يکی از اين مقاطعه کاران اينترنتي، مدير Cherry Girls آن ها را اين طور توصيف کرد: ,زنان اروپای شرقی که عکس های خوشگلی دارند، بر فراز کارگران بومی قرار گرفته اند., و يک مقاطعه کار با زبان ,حرفه ای تر,:, همه آژانس ها به تو می گند به کارگرهای انگليسی نميشه اعتماد داشت، واسه اينه که رفتند ته ليست.,
اين زنان اروپای شرقی بودند که مزد واقعی شان کاهش می يافت. مقاطعه کاران اجازه نمی دادند قيمت صوری در مورد آن ها هم کاهش يابد، اما آن ها را مجبور ميکردند گاه تا دو برابر کار کنند. زنان انگليسی از اين کا رامتناع می کرد، ,واسه اين بود که قابل اعتماد نبودند و ميرفتند ته ليست,.[ اين هم يک دليل ,موجه, برای مدافعان قانونی کردن فحشاء!]. , کارگران انگليسی, نگران از وضع شغلی خود از ,مقاطعه کاران, می پرسيدند چه کنند؟ و آن ها مراکزی را نشان ميدادند که هنوز بازار کار اشباع نشده بود.
اگرچه نيروی کار تن فروشی از کليه قاره های فقير می آيند، اما اروپای شرقی منبع اصلی و لايزال نيروی کار ارزان است. ارقام زنانی که در تجارت غير قانونی مجبور به فروش تن خود ميشوند، بهتر واقعيت را نشان ميدهد. سازمان ملل تعداد آن ها در دورن اتحاديه اروپا را بين 500000 ? 200000 ذکر کرده است که دو سوم آن ها از اروپای شرقی و مرکزی و بقيه از کشورهای در حال توسعه در آفريقا، آسيا و آمريکای جنوبی می آيند.
انفجار تن فروشی در اروپای شرقی را شايد بتوان برجسته ترين نماد تحول ساختاری آغاز شده از دهه 80 سده ی پيش دانست .,رنگين کمان نيروی کار, برجسته ترين نماد انقلاب نوليبرالی است که چون داغی ننگين بر پيشانی دوران پر افتخار , پايان تاريخ, آقای فوکوياما نقش بسته است. با اصلی ترين مشخصه آن : قربانی شدن زنان و کودکان در صف مقدم. تفاوت اروپای شرقی با ساير نقاط جهان سوم تنها در موقعيت جغرافيايی کشورهای اروپای شرقی نيست که زنان آن را برای تن فروشی تا قاره آمريکا هم منتقل کردند. تفاوت اصلی در اين است که در اين کشورها ,ارتش فاتح, با مقاطعه کاران، مشاوران، و عوامل اجرايی به شيوه ای ,ظفرمندانه, به کشور های فتح شده هجوم بردند و دولت ها در مسکو يا کيف به عنوان نماينده لشکر پيروز عمل کردند نه ,دولت ملی, در مفهوم عام آن و آنچه را هم که مردم در ساختارهای متروکه و مخروبه و عقب افتاده دولت های سابق داشتند غارت کردند. کودکانی که در خيابان ها حشيش می کشند و زنانی که در بازارهای جهان به حراج گذاشته ميشوند، قربانيان صف مقدم اين لشکر ظفرمند پايان تاريخ هستند.
و به اين خبر که در بحبو حه مسابقات جهانی فوتبال در رسانه های اروپا منتشر شد توجه کنيد:
,,در فرودگاه هيترو لندن، دلالان ترافيک ماهی يک بار زنان را به حراج ميگذارند. آن ها زنان را با هواپيما از اروپای شرقی می آورند. حراج چند ساعت ادامه دارد. گفته ميشود در ساير فرودگاه ها نيز همين نوع بازار موقت تن فروشی در فواصل معين برگزار می گردد,,.
به اين ترتيب است که بازار تن فروشی جهانی از مراکز سنتی آن در کشورهايی مثل ترکيه، امارات، اسرائيل به وسط اروپا منتقل شد. جای تعجب نيست که آلمان به يکی از مراکز مهم تن فروشی اروپا تبديل شد. ابر قدرت پهناور و ثروتمند اتحاديه اروپا در وسط قاره و مرزهای دراز با مراکز نيروی کارارزان: جمهوری چک و لهستان. زمان درازی طولی نکشيد که يک همزيستی معقول بين دو بخش قانونی و غير قانونی ,صنعت, در مرکز اروپا بوجود آمد: آلمان بهشت تن فروشی قانونی و جمهوری چک بهشت تن فروشی غير قانونی. بقيه کشورها هم به سهم خود و متناسب با جغرافيا و تاريخ خود اين تعادل را به نحوی برقرار کرده اند.
جهانی شدن و تن فروشی
گسترش تن فروشی در دوره اخير محصول قانونی بودن يا نبودن بازار تن فروشی نيست. محصول شوک تراپی های قوي، ميانه و ضعيف است که از دهه 80 آغاز شد و در همه جا به گسترش شکاف طبقاتی و فقر انجاميد.
اگرچه فقر و شکاف طبقاتی که شوک تراپی ها بوجود آورد، نقش تعيين کننده ای در افزايش تن فروشان داشت، اما ابعاد تاثير تحول جديد بر تن فروشی از آن فراتر ميرود. ,انقلاب نئوليبرالی, از دو جهت بر تن فروشی تاثير گذاشت: يکي، به لحاظ کميت و افزايش تعداد روسپيان بويژه با توجه به جهانی شدن. دوم، به لحاظ کيفی وتلاش سرمايه گذاران برای تبديل فحشاء به صنعت خدماتی لوکس و بالابردن بهره وری آن و طبقه بندی کردن آن. تحقيقات نشان ميدهد عليرغم جريان نيروی کار ارزان بويژه از اروپای شرقی و از قاره های دور به مراکز ثروت، تاجران تن فروش اجازه نداده اند بهای ,خدماتشان, در همه سطوح به سطح کارهای دستمزدی و موقتی ديگر مثل کار در مک دونالد يا حسابداری پشت صندوق يک فروشگاه تقليل يابد، اگر چه در سطوح ديگر از پائين ترين مشاغل هم ارزان تر شده است. خود قانونی کردن و تبديل شغل پا اندازی و دلالی به رشته ای از هتل داری به لوکس کردن کار و افزايش درآمد آن در سطوحی کمک ميکند. به اين ترتيب ,صنعت, ميتواند از اقشار وسيع تری قربانی بگيرد. مثلا آن دختر دانشجوی فرانسوی که ماهی چند شب در هتل پاشا اتاق کرايه ميکند تا شهريه اش را تامين کند شايد امکان پيدا کردن يک کار موقت را داشته باشد، شرايط تحصيل برای او به شدت دشوار خواهد شد، يا مادر سه فرزند که از شهری ديگر دزدانه به کلن می آيد و در شهر خودش حرفه اش را بروز نمی دهد[ اين ها مواردی از گزارشات واقعی است نه مثال های فرضی]، شايد کاری پاره وقت داشته باشد، اما بدون ,اضافه کار, با درآمدی بسيار جذاب ممکن است خانه اش را از دست بدهد و خودش و کودکانش سرگردان شوند. اين ها در طبقه بندی نيروی کار تن فروشي، طبقه ميانی و متوسط آن را تشکيل ميدهند. طبقه بالاتر داستان جداگانه ای دارد.
اما به هر حال بدنه اصلی و پائين ترين طبقه " نيروی کار" را همچنان زنان فقيرتشکيل ميدهند که هيچ راه ديگری به جز فروش تن خود ندارند: قربانيان فقر، زنان مقروض يا مقروض شده، قربانيان صنايع خواهر اعم از متعارف ويا غير متعارف، مهاجران بی پناه کشوهای فقير و بالاتر از همه و بيش از همه قربانيان مافيای ترانزيت کالا.
در تجارت تن فروشي، برخلاف ساير صنايع، کار به همان سرعت سرمايه و گاه با شتابی بيشتر جهانی شد. نشريه اکونوميست گزارش جالبی در مورد انگلستان دارد: يک نهاد تامين سرپناه برای زنان از 470 محل کار روسپيگری در انگلستان سوال کرد. ترکيب بين المللی نيروی کار اين بود: 25 درصد اروپای شرقي، حدود 13- 12 درصد آسيای جنوب شرقي، کمتر از يک پنجم انگليسي، بقيه از آمريکای جنوبی يا اسکانديناوی. نکته ای که توجه به آن مهم است اين است که بسياری از زنان يا دلالانی که دراين تحقيق به سوالات جواب داده اند، به دلايل روشن فقط ادعا ميکنند انگليسی يا اهل اسکانديناوی يا حتی اهل آمريکای جنوبی هستند در حالی که بسياری از زنان فقط ترانزيت بوده اند يا موطن خود را به دلايلی که نياز به توضيح ندارد مخفی ميکنند.
يک تحقيق ديگر در انگلستان Poppy Project در همان سال از مراکز ماساژ و موسسات مشابه اين عيب را برطرف کرده و بر اساس زادگاه زنان آمار تهيه کرده است.نتيجه: از هر 30 زنی که در هر لحظه در ليست عرضه در اين مراکز وجودداشتند، کمتر از 3 زن متولد انگلستان بودند، يعنی کمتر از يک دهم.
در روسپی خانه مادام در اسپانيا، که ذکر خيرش در بالا رفت، و نيمه بزرگ است يعنی 50 اتاق دارد، گزارشگر گاردين مشاهده کرد زادگاه صدور روسپيان در گستره پهناوری از زمين قرار دارد: از شرق اروپا تا غرب آفريقا و تا جنوب آمريکا يعنی از کشورهايی مثل روماني، نيجريه و کلمبيا، حتی يکی از خود اسپانيا نبود!
به قول نويسنده اکونوميست ,رنگين کمانی از نيروی کار,! در اين دوره جهانی شدن وقتی مرزها در برابر سرمايه بيش از پيش و بطور شتابان فرو ميريخت، همه جا در مقابل نيروی کار ديوارها سربرکشيد، مگر در برابر ,رنگين کمان نيروی کار,- تماما فيزيک، فاقد هر نوع روح- و فراوان، خيلی فراوان. در جريان اجرای شوک نوليبرالی حتی در نيمه لوکس تررنگين کمان هم نيروی کار فراوان شد. فقط به نسبتی کمتراز نيمه عقب مانده. اگر روسپی انگليسی در محل کار انگليسی ناياب شده، اما در عوض ميتوان آن را در جزاير قناري، لوردمار، مالورکا، کوستا براوو و يا جای های ديگر سراغ گرفت و بنا بر قاعده با دستمزد و حال و روزی بهتر ازنيروی کار جهان سومی. بنا بر گزارش اکونوميست هجوم نيروی کار، عمدتا از اروپای شرقي، مزد واقعی نيروی کار را در اروپای غربی به شدت پائين آورد. بويژه که نيروی کار جديد جوانتر و بنا بر عقيده عموم ,مقاطعه کاران, ? حالا ديگر الفاظی مثل پا انداز و دلال و بدتر از اين ها را نبايد بکار برد- زيباتر بودند و مهم تر از آن کم توقع تر.در گزارش نشريه اکونوميست مارک، يکی از اين مقاطعه کاران اينترنتي، مدير Cherry Girls آن ها را اين طور توصيف کرد: ,زنان اروپای شرقی که عکس های خوشگلی دارند، بر فراز کارگران بومی قرار گرفته اند., و يک مقاطعه کار با زبان ,حرفه ای تر,:, همه آژانس ها به تو می گند به کارگرهای انگليسی نميشه اعتماد داشت، واسه اينه که رفتند ته ليست.,
اين زنان اروپای شرقی بودند که مزد واقعی شان کاهش می يافت. مقاطعه کاران اجازه نمی دادند قيمت صوری در مورد آن ها هم کاهش يابد، اما آن ها را مجبور ميکردند گاه تا دو برابر کار کنند. زنان انگليسی از اين کا رامتناع می کرد، ,واسه اين بود که قابل اعتماد نبودند و ميرفتند ته ليست,.[ اين هم يک دليل ,موجه, برای مدافعان قانونی کردن فحشاء!]. , کارگران انگليسی, نگران از وضع شغلی خود از ,مقاطعه کاران, می پرسيدند چه کنند؟ و آن ها مراکزی را نشان ميدادند که هنوز بازار کار اشباع نشده بود.
اگرچه نيروی کار تن فروشی از کليه قاره های فقير می آيند، اما اروپای شرقی منبع اصلی و لايزال نيروی کار ارزان است. ارقام زنانی که در تجارت غير قانونی مجبور به فروش تن خود ميشوند، بهتر واقعيت را نشان ميدهد. سازمان ملل تعداد آن ها در دورن اتحاديه اروپا را بين 500000 ? 200000 ذکر کرده است که دو سوم آن ها از اروپای شرقی و مرکزی و بقيه از کشورهای در حال توسعه در آفريقا، آسيا و آمريکای جنوبی می آيند.
انفجار تن فروشی در اروپای شرقی را شايد بتوان برجسته ترين نماد تحول ساختاری آغاز شده از دهه 80 سده ی پيش دانست .,رنگين کمان نيروی کار, برجسته ترين نماد انقلاب نوليبرالی است که چون داغی ننگين بر پيشانی دوران پر افتخار , پايان تاريخ, آقای فوکوياما نقش بسته است. با اصلی ترين مشخصه آن : قربانی شدن زنان و کودکان در صف مقدم. تفاوت اروپای شرقی با ساير نقاط جهان سوم تنها در موقعيت جغرافيايی کشورهای اروپای شرقی نيست که زنان آن را برای تن فروشی تا قاره آمريکا هم منتقل کردند. تفاوت اصلی در اين است که در اين کشورها ,ارتش فاتح, با مقاطعه کاران، مشاوران، و عوامل اجرايی به شيوه ای ,ظفرمندانه, به کشور های فتح شده هجوم بردند و دولت ها در مسکو يا کيف به عنوان نماينده لشکر پيروز عمل کردند نه ,دولت ملی, در مفهوم عام آن و آنچه را هم که مردم در ساختارهای متروکه و مخروبه و عقب افتاده دولت های سابق داشتند غارت کردند. کودکانی که در خيابان ها حشيش می کشند و زنانی که در بازارهای جهان به حراج گذاشته ميشوند، قربانيان صف مقدم اين لشکر ظفرمند پايان تاريخ هستند.
و به اين خبر که در بحبو حه مسابقات جهانی فوتبال در رسانه های اروپا منتشر شد توجه کنيد:
,,در فرودگاه هيترو لندن، دلالان ترافيک ماهی يک بار زنان را به حراج ميگذارند. آن ها زنان را با هواپيما از اروپای شرقی می آورند. حراج چند ساعت ادامه دارد. گفته ميشود در ساير فرودگاه ها نيز همين نوع بازار موقت تن فروشی در فواصل معين برگزار می گردد,,.
به اين ترتيب است که بازار تن فروشی جهانی از مراکز سنتی آن در کشورهايی مثل ترکيه، امارات، اسرائيل به وسط اروپا منتقل شد. جای تعجب نيست که آلمان به يکی از مراکز مهم تن فروشی اروپا تبديل شد. ابر قدرت پهناور و ثروتمند اتحاديه اروپا در وسط قاره و مرزهای دراز با مراکز نيروی کارارزان: جمهوری چک و لهستان. زمان درازی طولی نکشيد که يک همزيستی معقول بين دو بخش قانونی و غير قانونی ,صنعت, در مرکز اروپا بوجود آمد: آلمان بهشت تن فروشی قانونی و جمهوری چک بهشت تن فروشی غير قانونی. بقيه کشورها هم به سهم خود و متناسب با جغرافيا و تاريخ خود اين تعادل را به نحوی برقرار کرده اند.

Comment