Announcement

Collapse
No announcement yet.

Political Articles

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • در غرب فعاليت ,صنعت, ها بسيار قانونمند تر و جاافتاده تر است. هتل پاشا يک مدير داخلی دارد به نام آقای توماس بوشسکیTomas Bushski، و مدير کلی به نام Armin Lobscheid که هتل های زنجيره ای در کلن، درسدن، مونيخ را اداره ميکند. اما اين ها چهره های بيرونی هستند، صاحبان اصلی مثل کليه صنايع ديگر چندين سهامدار بزرگ هستند که نام آن ها رانميدانيم و لابد در اجلاس های بزرگ تجاری کنار سرمايه داران معتبری مثل مرداک و برلسکونی يا نمايندگان آنهاکه بزرگ ترين صاحبان خدمات اينترنتي، نشريات تابلوئيد، کلوب های گوناگون و انواع تفريحات هستند، می نشينند. تصميمات آن ها از طريق لابی ها بر تصميمات و سياست های دولت تاثير ميگذارد و در فعاليت اين لابی هاست که ديگر قانون و غير قانون را نمی توان از هم جداکرد. مقاصد لابی يک تجارت غيرقانونی را لابی يک صنعت قانونی پيش می برد، زيرا آن ها هم جهت اند و مهم تر از هرچيز کالای اصلی که تمام اين صنعت عظيم بر پايه آن برآمده يعنی تن آماده به فروش زن بايد توليد و باز توليد شود. چگونه؟ منبع لايزال اين خدمات کجاست؟ آزادی و اختيار زن؟ آيا ادعای جمهوری اسلامی درست است که آزادی و اختيار، فورا زن را به فحشا می کشاند و زن آزاد مساوی است با زن تن فروش؟ يا زن تن فروش يک قربانی است؟ واقعيت اين است که ,صنعت, قانونی تن فروشی به شدت به تن فروشی غيرقانونی برای جمع آوری قربانيان و به کار گرفتن آن ها نياز دارد و اين دو در ترکيب پيچيده ای به توليد و بازتوليد و نقل و انتقال کالا می پردازند. دو شبکه، قربانيان خود را از دو منبع تامين ميکنند. به منبع اصلی و اقتصادی در زير جداگانه می پردازيم. در مورد منبع ديگر فقط به اشاره ميتوان به نقشی که خشکه مقدس ها از يک طرف و صاحبان صنايع تفريجی از طرف ديگر در توليد قربانی بازی ميکنند اشاره کرد. اولی هامثل جمهوری اسلامی با سرکوب گسترده حقوق زن و سرکوب اختيار و حقوق زنان در رابطه جنس مخالف و تعطيل کليه فعاليت هايی که جامعه را شاداب ميکند در توليد قربانی نقش بازی ميکنند، دومی ها انواع فعاليت های اجتماعی را زير هجوم خود قرار ميدهند، فعاليت هايی که از عهد قديم در شهر و روستای کشورها وجود داشت و به بهبود کيفيت زندگی اجتماعي، برقراری پيوند جمعی انسان ها و آشنايی زن و مرد، نشان دادن استعدادهای فردی و جمعی کمک ميکند مثل ورزش، مسافرت، جشن، کارناوال، رقص و آواز و ساير فعاليت های انسانی که تعطيل بسياری از آن ها جامعه مارا اين همه کسل کرده است، زير حمله لشکر entrepreneur های تجارت قانونی و غير قانونی قرار ميگيرد که مثل يک غده سرطانی همه شاخه را در چنگ خود ميگيرند و برای آن ,قربانی, می آفرينند.اما اين ها منابع فرعی است، منبع لايزال جای ديگر قرار دارد.

    جهانی شدن و تن فروشی
    گسترش تن فروشی در دوره اخير محصول قانونی بودن يا نبودن بازار تن فروشی نيست. محصول شوک تراپی های قوي، ميانه و ضعيف است که از دهه 80 آغاز شد و در همه جا به گسترش شکاف طبقاتی و فقر انجاميد.
    اگرچه فقر و شکاف طبقاتی که شوک تراپی ها بوجود آورد، نقش تعيين کننده ای در افزايش تن فروشان داشت، اما ابعاد تاثير تحول جديد بر تن فروشی از آن فراتر ميرود. ,انقلاب نئوليبرالی, از دو جهت بر تن فروشی تاثير گذاشت: يکي، به لحاظ کميت و افزايش تعداد روسپيان بويژه با توجه به جهانی شدن. دوم، به لحاظ کيفی وتلاش سرمايه گذاران برای تبديل فحشاء به صنعت خدماتی لوکس و بالابردن بهره وری آن و طبقه بندی کردن آن. تحقيقات نشان ميدهد عليرغم جريان نيروی کار ارزان بويژه از اروپای شرقی و از قاره های دور به مراکز ثروت، تاجران تن فروش اجازه نداده اند بهای ,خدماتشان, در همه سطوح به سطح کارهای دستمزدی و موقتی ديگر مثل کار در مک دونالد يا حسابداری پشت صندوق يک فروشگاه تقليل يابد، اگر چه در سطوح ديگر از پائين ترين مشاغل هم ارزان تر شده است. خود قانونی کردن و تبديل شغل پا اندازی و دلالی به رشته ای از هتل داری به لوکس کردن کار و افزايش درآمد آن در سطوحی کمک ميکند. به اين ترتيب ,صنعت, ميتواند از اقشار وسيع تری قربانی بگيرد. مثلا آن دختر دانشجوی فرانسوی که ماهی چند شب در هتل پاشا اتاق کرايه ميکند تا شهريه اش را تامين کند شايد امکان پيدا کردن يک کار موقت را داشته باشد، شرايط تحصيل برای او به شدت دشوار خواهد شد، يا مادر سه فرزند که از شهری ديگر دزدانه به کلن می آيد و در شهر خودش حرفه اش را بروز نمی دهد[ اين ها مواردی از گزارشات واقعی است نه مثال های فرضی]، شايد کاری پاره وقت داشته باشد، اما بدون ,اضافه کار, با درآمدی بسيار جذاب ممکن است خانه اش را از دست بدهد و خودش و کودکانش سرگردان شوند. اين ها در طبقه بندی نيروی کار تن فروشي، طبقه ميانی و متوسط آن را تشکيل ميدهند. طبقه بالاتر داستان جداگانه ای دارد.
    اما به هر حال بدنه اصلی و پائين ترين طبقه " نيروی کار" را همچنان زنان فقيرتشکيل ميدهند که هيچ راه ديگری به جز فروش تن خود ندارند: قربانيان فقر، زنان مقروض يا مقروض شده، قربانيان صنايع خواهر اعم از متعارف ويا غير متعارف، مهاجران بی پناه کشوهای فقير و بالاتر از همه و بيش از همه قربانيان مافيای ترانزيت کالا.

    در تجارت تن فروشي، برخلاف ساير صنايع، کار به همان سرعت سرمايه و گاه با شتابی بيشتر جهانی شد. نشريه اکونوميست گزارش جالبی در مورد انگلستان دارد: يک نهاد تامين سرپناه برای زنان از 470 محل کار روسپيگری در انگلستان سوال کرد. ترکيب بين المللی نيروی کار اين بود: 25 درصد اروپای شرقي، حدود 13- 12 درصد آسيای جنوب شرقي، کمتر از يک پنجم انگليسي، بقيه از آمريکای جنوبی يا اسکانديناوی. نکته ای که توجه به آن مهم است اين است که بسياری از زنان يا دلالانی که دراين تحقيق به سوالات جواب داده اند، به دلايل روشن فقط ادعا ميکنند انگليسی يا اهل اسکانديناوی يا حتی اهل آمريکای جنوبی هستند در حالی که بسياری از زنان فقط ترانزيت بوده اند يا موطن خود را به دلايلی که نياز به توضيح ندارد مخفی ميکنند.
    يک تحقيق ديگر در انگلستان Poppy Project در همان سال از مراکز ماساژ و موسسات مشابه اين عيب را برطرف کرده و بر اساس زادگاه زنان آمار تهيه کرده است.نتيجه: از هر 30 زنی که در هر لحظه در ليست عرضه در اين مراکز وجودداشتند، کمتر از 3 زن متولد انگلستان بودند، يعنی کمتر از يک دهم.

    در روسپی خانه مادام در اسپانيا، که ذکر خيرش در بالا رفت، و نيمه بزرگ است يعنی 50 اتاق دارد، گزارشگر گاردين مشاهده کرد زادگاه صدور روسپيان در گستره پهناوری از زمين قرار دارد: از شرق اروپا تا غرب آفريقا و تا جنوب آمريکا يعنی از کشورهايی مثل روماني، نيجريه و کلمبيا، حتی يکی از خود اسپانيا نبود!
    به قول نويسنده اکونوميست ,رنگين کمانی از نيروی کار,! در اين دوره جهانی شدن وقتی مرزها در برابر سرمايه بيش از پيش و بطور شتابان فرو ميريخت، همه جا در مقابل نيروی کار ديوارها سربرکشيد، مگر در برابر ,رنگين کمان نيروی کار,- تماما فيزيک، فاقد هر نوع روح- و فراوان، خيلی فراوان. در جريان اجرای شوک نوليبرالی حتی در نيمه لوکس تررنگين کمان هم نيروی کار فراوان شد. فقط به نسبتی کمتراز نيمه عقب مانده. اگر روسپی انگليسی در محل کار انگليسی ناياب شده، اما در عوض ميتوان آن را در جزاير قناري، لوردمار، مالورکا، کوستا براوو و يا جای های ديگر سراغ گرفت و بنا بر قاعده با دستمزد و حال و روزی بهتر ازنيروی کار جهان سومی. بنا بر گزارش اکونوميست هجوم نيروی کار، عمدتا از اروپای شرقي، مزد واقعی نيروی کار را در اروپای غربی به شدت پائين آورد. بويژه که نيروی کار جديد جوانتر و بنا بر عقيده عموم ,مقاطعه کاران, ? حالا ديگر الفاظی مثل پا انداز و دلال و بدتر از اين ها را نبايد بکار برد- زيباتر بودند و مهم تر از آن کم توقع تر.در گزارش نشريه اکونوميست مارک، يکی از اين مقاطعه کاران اينترنتي، مدير Cherry Girls آن ها را اين طور توصيف کرد: ,زنان اروپای شرقی که عکس های خوشگلی دارند، بر فراز کارگران بومی قرار گرفته اند., و يک مقاطعه کار با زبان ,حرفه ای تر,:, همه آژانس ها به تو می گند به کارگرهای انگليسی نميشه اعتماد داشت، واسه اينه که رفتند ته ليست.,

    اين زنان اروپای شرقی بودند که مزد واقعی شان کاهش می يافت. مقاطعه کاران اجازه نمی دادند قيمت صوری در مورد آن ها هم کاهش يابد، اما آن ها را مجبور ميکردند گاه تا دو برابر کار کنند. زنان انگليسی از اين کا رامتناع می کرد، ,واسه اين بود که قابل اعتماد نبودند و ميرفتند ته ليست,.[ اين هم يک دليل ,موجه, برای مدافعان قانونی کردن فحشاء!]. , کارگران انگليسی, نگران از وضع شغلی خود از ,مقاطعه کاران, می پرسيدند چه کنند؟ و آن ها مراکزی را نشان ميدادند که هنوز بازار کار اشباع نشده بود.
    اگرچه نيروی کار تن فروشی از کليه قاره های فقير می آيند، اما اروپای شرقی منبع اصلی و لايزال نيروی کار ارزان است. ارقام زنانی که در تجارت غير قانونی مجبور به فروش تن خود ميشوند، بهتر واقعيت را نشان ميدهد. سازمان ملل تعداد آن ها در دورن اتحاديه اروپا را بين 500000 ? 200000 ذکر کرده است که دو سوم آن ها از اروپای شرقی و مرکزی و بقيه از کشورهای در حال توسعه در آفريقا، آسيا و آمريکای جنوبی می آيند.
    انفجار تن فروشی در اروپای شرقی را شايد بتوان برجسته ترين نماد تحول ساختاری آغاز شده از دهه 80 سده ی پيش دانست .,رنگين کمان نيروی کار, برجسته ترين نماد انقلاب نوليبرالی است که چون داغی ننگين بر پيشانی دوران پر افتخار , پايان تاريخ, آقای فوکوياما نقش بسته است. با اصلی ترين مشخصه آن : قربانی شدن زنان و کودکان در صف مقدم. تفاوت اروپای شرقی با ساير نقاط جهان سوم تنها در موقعيت جغرافيايی کشورهای اروپای شرقی نيست که زنان آن را برای تن فروشی تا قاره آمريکا هم منتقل کردند. تفاوت اصلی در اين است که در اين کشورها ,ارتش فاتح, با مقاطعه کاران، مشاوران، و عوامل اجرايی به شيوه ای ,ظفرمندانه, به کشور های فتح شده هجوم بردند و دولت ها در مسکو يا کيف به عنوان نماينده لشکر پيروز عمل کردند نه ,دولت ملی, در مفهوم عام آن و آنچه را هم که مردم در ساختارهای متروکه و مخروبه و عقب افتاده دولت های سابق داشتند غارت کردند. کودکانی که در خيابان ها حشيش می کشند و زنانی که در بازارهای جهان به حراج گذاشته ميشوند، قربانيان صف مقدم اين لشکر ظفرمند پايان تاريخ هستند.
    و به اين خبر که در بحبو حه مسابقات جهانی فوتبال در رسانه های اروپا منتشر شد توجه کنيد:
    ,,در فرودگاه هيترو لندن، دلالان ترافيک ماهی يک بار زنان را به حراج ميگذارند. آن ها زنان را با هواپيما از اروپای شرقی می آورند. حراج چند ساعت ادامه دارد. گفته ميشود در ساير فرودگاه ها نيز همين نوع بازار موقت تن فروشی در فواصل معين برگزار می گردد,,.

    به اين ترتيب است که بازار تن فروشی جهانی از مراکز سنتی آن در کشورهايی مثل ترکيه، امارات، اسرائيل به وسط اروپا منتقل شد. جای تعجب نيست که آلمان به يکی از مراکز مهم تن فروشی اروپا تبديل شد. ابر قدرت پهناور و ثروتمند اتحاديه اروپا در وسط قاره و مرزهای دراز با مراکز نيروی کارارزان: جمهوری چک و لهستان. زمان درازی طولی نکشيد که يک همزيستی معقول بين دو بخش قانونی و غير قانونی ,صنعت, در مرکز اروپا بوجود آمد: آلمان بهشت تن فروشی قانونی و جمهوری چک بهشت تن فروشی غير قانونی. بقيه کشورها هم به سهم خود و متناسب با جغرافيا و تاريخ خود اين تعادل را به نحوی برقرار کرده اند.

    Comment


    • تجربه سوئدی و دولت کوچک
      نقد چپ به فحشا فقط اخلاقی نيست، بر اصول ,علم اقتصاد, متکی نيست، بر اقتصاد سياسی فحشا متمرکز است که به ناگزير يک چهره سياسی هم دارد. اما نوليبراليسم چهره ندارد. وقتی به اقتصاد می پردازد، سياست و اخلاق يک باره ناپديد ميشود و فقط با چرتکه سر وکار دارد، و وقتی به مسايل اجتماعی می پردازد، اقتصاد ناگهان به هويتی تقليل پيدا ميکند به قد و قواره يک نخود که در کنار ساير هويت ها: جنسي، قومي، علايق شکمی و يا زير شکمی در معرض ,انتخاب آزاد,افرادی قرار ميگيرد که "همينطور شکمی "ميکنيم برابرند. به اين ترتيب نوليبرال محافظه کار و راست ميتواند به عنوان قهرمان اخلاق و آزادی مقابل شما بايستد و بگويد به احدی اجازه نمی دهم به انتخاب آزاد عضوی از رنگين کمان نيروی کار و آنچه در اتاق خصوصی اش می گذرد دست بزنيد.

      نقش پولی که رد و بدل ميشود چيست؟ نوليبرال آگاهانه از روی نقش موحشی که پول در اينجا بازی ميکند، می پرد. برای نمونه به گزارشی ديگر در باره راه حل مبارزه با تن فروشی در سوئد در همين نشريه مراجعه می کنيم:
      ,در سوئد هرگز تعداد روسپی ها زياد نبوده است,..

      چرا؟ جواب خود نشريه نوليبرال اين است:
      ,عمدتا به شکرانه يک سيستم بسيار گسترده رفاه اجتماعی,!
      پس فقر و نياز نقش مهمی در ,انتخاب, زن بازی ميکند.پس انتخاب، آزادنه نيست و بدترين جبار زمانه ما، پول، انتخاب زن را تعيين ميکند.
      اما اين تنها رياکاری نيست، هرچند مهم ترين آن است. در ادامه مقاله به سياست سوئد در کنترل فحشاء می پردازد:
      ,سوئد در رابطه با فحشا، سخت گيرانه ترين سياست ها را در اروپا دارد. اين بايد عجيب باشد، زيرا اين کشور به خاطر برخورد ليبرالش به سقط جنين، انتخاب همزي، و آموزش جنسي، نامدار است., بنابراين ميتوان ليبرال ترين و آزادانه ترين برخورد به روابط زن و مرد و اخلاقی صد درجه مخالف با اخلاق خشکه مقدس های محافظه کار در جمهوری اسلامی يا کنگره آمريکا را داشت و در عين حال سخت گيرانه ترين قوانين را در مورد فحشا به اجرا در آورد. زيرا سخت گيری در مورد جنبه تجاری قضيه است که انتخاب جنسی و انتخاب زن را آزاد ميکند.به گزارش اکونوميست برگرديم:
      ,قانون [ممنوعيت تجارت جنسی] در 1999 تغيير کرد. وزرا متقاعد شدند که تجارت جنسی توازن قدرت بين دو جنس را بر هم ميزند,. و از قول وزير برابرجنسی نقل می کند:,ما به اين نتيجه رسيديم خريد زنان توسط مردان شکلی از خشونت است و هيچ ارتباطی با مساله سکس ندارد,.
      بنا بر همين گزارش، تجربه بعد از 5 سال نتايج خود را به نمايش گذاشت. در استکهلم قبل از 1999، حدود 250 زن به خودفروشی اشتغال داشتند، در سال 2004 اين تعداد به رقمی بين 50 تا 100 کاهش يافته بود و البته به حقوق و آزادی های زنان هم تجاوز نشد، بلکه مرتب اين حقوق بهبود يافت.

      چرا نوليبرال ها مايل نيستند به اين تجربه نگاه کنند و هنگام دفاع از قانونی کردن فحشا دور آن را خط می کشند؟ و چرا حاضر نيستند نتايج قانونی کردن فحشاء در سراسر اروپا را به عنوان شواهد مورد مطالعه قرار دهند. اگر تجربه سوئد به خاطر کوچکی اش قابل صرفنظر کردن باشد، تجربه يک قاره در طول يک دهه تمام و در مساله ای با اين ابعاد انسانی امری نيست که بتوان روی آن با بی مبالاتی و بدون توضيح کافی خط کشيد؟ آيا با دور زدن و ناديده گرفتن تجربه ای در اين مقياس، قضاوت در اين حوزه ديگر شباهتی به علم خواهد داشت؟

      سوئد تمام انواع تجارت با پيکر زن را ممنوع کرد، نه فقط خريد مستقيم بلکه درست همان بهانه هايی که در تجارت قانونی به پوششی برای دلالی تبديل شده است، يعنی استفاده از هر نوع مسکن و کسب و کاربه منظور تجارت جنسی. اما قانون چشم خود را بر زمينه تاريخی پيدايش فحشا نبست. در فحشاء زنی که خود را می فروشد قربانی است و مردی که که او را ميخرد يا کرايه ميکند مجرم. از اين روقانون مقرر کرد که مردان خاطی و مجرم بايد جريمه بپردازند نه زنان قربانی.
      زنان نبايد جريمه بپردازند، بلکه بايد تحت حمايت اجتماعی قرار بگيرند. حمايت اجتماعي، کمک بهداشتی و مقابله با تن فروشی اجباری وظايفی است که بايد ترکيبی از موسسات مردمی و دولتی بايد برعهده بگيرند. اين همه سخن پراکنی طرفداران قانونی کردن تن فروشی مبنی بر نظارت بهداشتي، کنترل بهتر تن فروشی غير قانونی و امثال آن فقط به منظور ,انطباق ساختاری, تجارت تن فروشی و دولت است. دولت مورد نظر آن ها در اين رابطه بايد ازنقش رسمی خود يعنی نقش ملی - و نه فقط دمکراتيک ? بکلی جدا شده و در قالب ,مدرن, جهانی شده به عنوان کارگزار سرمايه و دلال آن نقش بازی کند. چون مضمون انقلاب نوليبرالی وانطباق ساختاری منضم به آن در يک کلام چيزی نيست به جز خصوصی کردن، نه فقط خصوصی کردن دارايی ها، بلکه خصوصی کردن همه چيز و خصوصی کردن وظايف اجتماعی دولت و تبديل خود دولت به دفتر خصوصی سرمايه داران بين المللی.

      در اين قالب مدرن است که دولت نوليبرال با پديده نوين گسترش فحشاء برخورد ميکند.از يک طرف آن را يک ,منبع توليد, خدمات اجتماعی و در نتيجه منبعی برای اخذ ماليات، تلقی ميکند و از طرف ديگر وظايفی مثل تامين بهداشت تن فروشان و مشتريان را به بخش خصوصی واگذار می کند. از زاويه ,علم اقتصاد, از هرطرف که نگاه کنيم برای دولت سود به همراه دارد، هم خزانه آن را پر ميکند، هم از هزينه هايی که قاعدتا بايد متقبل شود ميکاهد.
      چيزی که ميماند همان مبارزه با تن فروشی غير قانونی است که آن را هم ميشود به بخش خصوصی سپرد همانطور که حالا در مورد انواع آسيب های اجتماعی ديگر عمل ميشود و فعاليت های امنيتي، زندان ها، بازداشت گاه ها و حتی مبارزه با تروريسم، بازجويی و شکنجه و بخشی از جنگ به مقاطعه کاران خصوصی واگذار ميشود.,دولت کوچک, حداقل به لحاظ نظری تحقق پيدا ميکند.هرچند در عمل اداره تن فروشی قانونی يا غيرقانونی در شرايط جديد چنددستگاه عريض و طويل تر در دولت ايجاد ميکند، اما به نفع سرمايه. و کار هم به مردم سپرده نميشود. مگر اين که مردم همان صاحبان هتل پاشا و مادام باشند.

      سوئد هم با همه تلاش های سازمان های فمينست از حملات هجوم انقلاب نوليبرالی در امان نماند. زيرا هم بازار تن فروشی جهانی است، و هم دولت رفاه اجتماعی سوئد زير ضربات تحولات ساختاری نئوليبرالي، و اين هردو مساله تن فروشی را دراين کشور نيز در بدترين شکل آن، يعنی ترافيک زنان بازسازی ميکند، مضافا اين که کشور مزبور از نزديک ترين همسايگان جمهوری های بالتيک و ساير کشورهای اروپای شرقی است.
      و سخنی با فمينيست های طرفدار قانونی کردن تجارت تن فروشی: خريداران را به نمايش بگذاريد!

      بگذاريد سرراست باشيم. ما هنوز در نظمی مردسالار زندگی ميکنيم، هم در عقب مانده ترين زير شاخه آن نظام اسلامی حاکم بر ايران، هم در پيشرفته ترين شاخه آن در آلمان پيشرفته. اين ادعاها در مورد حقوق فردی زن، تامين امنيت و بهداشت زن، جلوگيری از تجارت برده وار زن و غيره که حاکمان اين نظام ها سر ميکنند همه رياکارانه است، اين گردونه هرطور مى چرخد عاقبت به نفع مرد به زمين می نشيند.

      توماس بوشسکی مدير هتل پاشا در مصاحبه با يک خبرنگار اصل ماجرا را بهتر بيان کرد. او در دفاع از خدمات هتل گفت:
      " اين برای همه خوب است. قبلا کشمکش بود.. کدام کلمه است که دنبالش می گردم؟..آها. هارمونی. مردها مى توانند خود را ايمن حس کنند. مردها به جای اين که دزدانه به گوشه خيابان های تاريک و خطرناک بروند، ميتوانند به اينجا بيايند. به اين ترتيب خيلی بهتر تمدد اعصاب ميکنند. پاشا يک هتل مدرن است و من واقعا معتقدم که ما يک خدمت اجتماعی مهم عرضه می کنيم. چه ميشد اگر زن ها برای اينکار ابراز آمادگی نمی کردند؟ اين فيلتری است که ازتجاوز خشن جلوگيری می کند. حس عدم ارضا تمايلات [ جنسی ] در مردها کمتر ميشود."

      و توماس بوشسکی ميتوانست به اين ها بيفزايد مردها کمتر ممکن است به بيماری های مقاربتی دچار شوند، هتل ميتواند با تنظيم قواعد برای مشتريان اتاق های خود، شرايط بهتری برای پذيرايی از مردها فراهم آورد، مردها هرگز با پليس سر وکار نخواهند داشت..

      در مسابقات جهانی فوتبال، همچنان که گفته شد فدراسيون در اثر فشار زنان پذيرفت به کارزار مبارزه باتن فروشی اجباری و ترافيک زنان متمرکز شود. بخش عمده ای از کارزار به خود مردان خريدار سپرده شده بود! به اين منظور سايتی هم باز کرده بودند با اين شعار:,صرفنظر از اين که پنيس تو چه اندازه است، تنها تو هستی که ميتوانی بفهمی که زن به اجبار به فحشاء تن در داده است, !

      به ياد برقراری نظم و امنيت به کمک داش مشتی ها و لوطی ها نمی افتيد؟ اول محله ها را قرق کرده و ثابت ميکردند که توانايی اعمال زور دارند، بعد شايسته تر بود که ,جوانمرد قصاب, باشند! سرمايه داری بعد از دويست سال فرمانراوايی دور زده و به آنجا برگشته است که رژيم کهنه گرای ما از آن آمد. رفاه اجتماعی شهروندان به دست های نيکوکار بيل گيت بزرگ و اپرا وينفری و ملکه ها و شاهزاده های خوشبخت سپرده ميشود مثل صندوق مهر رضای ما، حل مشکل عدم ارضاء جنسی مرد به شکل مدرن صيغه، و جلوگيری از تن فروشی اجباري، به لوطی های جوانمرد که خود برای خريد تن زن به روسپی خانه رفته اند!
      جای خوشبختی است که درايران ماهيت صيغه بر اکثر فعالين زنان روشن است و جای تاسف است که بخشی از فمينيست های رفرميست در غرب و از جمله فمينيست های ايرانی به اين راه حل ها باور آورده اند. اما حالا که چنين ميکنند، حداقل خوب است همان ملاحظه ای را که در مورد خريد و فروش سيگار در اتحاديه اروپا در نظر گرفته شده در کارزارهای خود رعايت کنند و بر دولت ها فشار بياوردند که هتل ها و مراکز فحشا و سايت ها و غيره را مجبور کنند يک علامت خطربزنند و به جای اين که روی تابلوی خود مثل پاشا بنويسند: Frei Korper Kultur [فرهنگ تن آزاد] در کنار علامت خطر بنويسند:,,اينجا زنان شما را حيواناتی تلقی ميکنند که بدن آن ها را ميگيريد و مصرف ميکنيد,,،و به جای تصاوير هوس انگيز از پيکر زنان تن فروش عکس مردانی را نصب کنند که به قول توماس صاحب هتل پاشا در ايمنی کامل و بعد از استفاده از يک پيکر بازرسی شده و بهداشتی تمدد اعصاب ميکنند

      Comment


      • نقل است که روز ی کریم خان زند در ایوان مظالم نشسته بود که مردی اجازه حضور طلبید و کریم خان اجازه داد و پرسید : کیستی؟
        مرد گفت : مردی بازرگانم که آنچه داشتم ، سارقین از من دزدیدند.
        کریم خان گفت : وقتی مالت را دزدیدند تو چه می کردی و کجا بودی ؟
        مرد گفت : در خواب بودم
        کریمخان پرسید : چرا خواب بودی؟
        مرد گفت : چنین می پنداشتم که تو بیداری

        یکی از خصیصه های ما ایرانیان ، غفلت و خواب زدگی است که همواره در طول تاریخ خود غفلت و خواب رفتگی اش را از قبول زمامداری حاکمانی می داند که اگر نه بر انتخاب ، اما بی رضایت او هم زمامدار امور زادگاهش نبودند ، که در هر دو صورت باز هم به امید ی باطل بر چشمی بیدار ، همیشه در خواب بوده است .


        به شهادت تاریخ از زمانی که مته حفاری مهندس رینولدز در نزدیکی مسجد سلیمان ،نفت ، این طلای سیاه را از دل زمین این کهنه دیار بیرون کشید ، تا پی بردن ملت خواب زده ایران از راز این کنج خدادادی ، 45 سال طول کشید ، آنچنانکه امروز هم با داشتن تجارب تاریخی از به تاراج رفتن ثروت ملی خود بی خبر است و در خواب .

        اگر سری به سایت وزارت نفت زده باشید در صفحه اول آن مطلب کوتاهی با عنوان خوشامد گویی به بازدید کنندگان می بینید که در واقع چیزی جز مبالغه در عملکرد مدیران این وزارت خانه ، از ابتدای انقلاب تا به امروز نیست ، در این سایت با تعریف و تمجید های بی اساس نه تنها برای عملکرد مسئولین این وزارتخانه كارنامه ای ممتازو در خشان قائل است ، بلکه ادعای پیش رفت در هدف گذاری و برنامه ريزی طرحهای توسعه، آن هم با اقتدار کامل را دارد .

        آنچه در بین حاکمان امروزاین کهنه دیار ، بازار پر رونقی دارد ، اطلاع رسانی های غلط و بی پایه و اساس در باب سیاست ، اقتصاد و فرهنگ ، به مردم است که هر کدام ازحضرات برای گفتن دورغ بزرگتر با یکدیگر در رقابت و کورس بسر می برند ، مثل آمار های بی پایه و اساسی که تا کنون درباره تورم ، معضل بیکاری و گرانی ها ویا در مورد در آمد های حاصل از تاراج ثروت ملی چون نفت و گاز و مس و....، منتشر شده است ،به دیگر سخن شفاف نبودن نوع عملکرد مسئولین در حوزه های مختلف از جمله ، روند چرخه ی اقتصادی کشور و یا وبازدهی منابع ثروت ملی ، سرچشمه همه بی اطلاعی ها و بی خبری مردم به خواب رفته این کهنه دیار است ، طرفه آنکه در عصر ارتباطات که دیگرهیچ خبری از چشم و گوشی در جهان پنهان نمی ماند ، حضرات زمامدار مردم را در عصر پارینه سنگی فرض کرده و تلاش دارند به ضرب و زور هم که شده ، دورغ هایشان را در باور ها بگنجانند ، اگر چه بقول رندی که می گفت ، وقتی ملتی با نگاه در ماه عکس رخ یار دیده است ، حکما زمامداران هم از چنین ملتی ، باور چنین دورغ های شاخداری را غیر ممکن نمی دانند .

        آنچه صاحب این قلم را به نوشتن چنین شقشقه ای وا داشته ، خواندن و شنیدن خزعبلاتی از قبیله همین مطلب اشاره شده در سایت وزارت نفت و یا اخبار کذبی که از سوی مسئولین و ایضا ازسوی بنگاه های خبر پراکنی دولتی منتشر می گردد، است ، که هر ایرانی آزاده ای با شنیدن چنین اخباری با توجه به دیدن و لمس کردن واقعیات های ملموس در جامعه ، به این گمان می رسد که در نگاه سردمداران امروزه این کهنه دیار ،مردم از گروه درازگوشانند و نه انسان صاحب تفکر و اندیشه، خاصه وقتی در خبرها می خوانیم که میزان شکوفایی اقتصاد آین آب و خاک به همت حضرات مسئولین کشور به 5.8 در صد رسیده و عنوان سی‌امین اقتصاد بزرگ جهان را یدک می کشیم .

        صرف نظر از اخباردست یابی به انرژی هسته ای که ملت همیشه در صحنه ،از چند و چون واقعیت پشت پرده آن بی خبر است ، اخبار مرتبط با معضل گران شدن بنزین ، برای قشر فقیر و پابرهنه ای که به یمن فروش اتومبیل های لیزنکی و اقساطی دولت ، به ملتی مسافر کش تبدیل شده است ، از مهمترین اخبار حاذز اهمیت به شمار می آید ، که این خود دلیلی بر رد ادعای خزعبلات سایت وزارت نفت وایضا اخبار کذب مربوط به رشد اقتصادی این آب و خاک است .

        در خبر ها آمده است که رئیس مجلس هفتم برای تاخیر دولت در سهمیه بندی بنزین، یقه درانده و گله کرده است ، غافل از آنکه سال گذشته مجلس قانونگذاری تحت ریاستشان ، لایحه تصبیت قیمت ها به تصویب رسیده است و تغیر قیمت بنزین با آن قانون مصوب شده مغایرت خواهد داشت ، خاصه وقتی تولید خودرو در این کشور به مرز یک میلیون دستگاه رسیده باشد و در شش ماه اول سال آینده، دست کم 500 هزار خودرو به جمع 5/6 میلیون خودروی موجود کشور افزوده می شود که اين امر خود به معنای افزایش مصرف بنزین است. چگونه می توان مصرف سوخت بنزین در چنین کشوری را کنترل کرد ؟ که حکما جناب رئیس مجلس هفتم در این باره اندیشیده اند ، اما با این همه همین جناب حداد عادل که اززمره خودی ها و دلسوز امور مردم نیز هستند پرسشی را نیز در ارتباط با عملکرد مسئولین وزارتخانه نفت مطرح کرده اند که قابل تعمق است ، او در جمع خبرنگاران گفت " وقتی چرخ بسیاری از صنایع دنیا با نفت ما مي‌چرخد، چگونه باید به مردم دنیا بگوییم که ما بزرگ ترین واردکننده بنزین هستیم.؟ " آیا براستی مسئولین و مدیران کار آمد صنعت نفت ایران ، برای چنین پرسشی پاسخی دارند ؟

        آیا سهمیه بندی بنزین برای کشوری مانند ایران که دارای دریایی از ذخائر نفت است، می تواند برای توانایی دولت مهروزی و مسئولین وزارتخانه متولی ثروت خدادادی این ملت ، کارنامه ای در خشان به حساب آید؟ براستی دولت دینداری که دورغگو را دشمن خدا می داند و با شعارهایی از قبیل، آوردن پول نفت بر سر سفره ها، بر مال و جان وثروت ملتی حاکم میشود، چگونه است که از تامین سوخت مردم آن هم در آستانه ی سیاهی زمستان، عاجز و درمانده می شود، آیا منطق عقل، و حکم شرع دلالت بر، کناری گیری چنین دولتی، ندارد؟ آیا این پرسش را پاسخی هست؟

        مشگلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس
        توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

        Comment


        • Comment


          • Comment


            • Comment


              • Comment


                • Comment


                  • Comment


                    • Comment


                      • Comment


                        • Comment


                          • Comment


                            • همانطوری که همگان شاهد بوديم تمام تهديدها و حتی قطع نامه شورای امنيت سازمان ملل عليه حکومت اسلامی برخلاف پيش بينی های کارشناسان سياسی عليه حاکمان ايران کار ساز نيافتاده است وهمچنان سران چموش وريا کار رژيم اسلامی ميهن مارا به آستانه پرتگاه سوق می دهند.

                              ۲- کشور های غربی پس از عدم عقب نشينی سران حکومت اسلامی در برابر قطعنامه شورای امنيت به جای فشار بيشتر به ملايان در عوض به مذاکرات پراکنده وجداگانه روی آورده اند که همه اينها از حساس بودن موقعيت ژئوپلوتيک ايران در منطقه وجهان و منافع هريک از قدرت های امپرياليستی در برابر ايران حکايت می کند.

                              ۳- امريکا در عراق مانند الاغ در گل مانده است و برای برون آمدن از مهلکه عراق دست بدامان ج.ا شده است و رهبران رژيم اسلامی با اشراف به همه مسائل جهانی ومنطقه ائی هنوز از مواضع قدرت صحبت می کنند.

                              ۴- اختلافات داخلی رژيم جدی وعميق تر شده است و موقعيت حاکميت به سوی نوعی روياروئی مقطع سال ۱۳۶۰ وکودتای فاشيستی عليه رئيس جمهور سابق دکتر بنی صدر کشيده می شود وبه همين لحاظ شرايط نه جنگ ونه صلح داخلی با شرايط نه صلح وجنگ خارجی با يکديگر گره خورده است و ارکان رژيم را به شدت می لرزاند.سپاه پاسدران انقلاب اسلامی که همواره مورد تائيد همه جنا ح های حاکميت بوده است اينک خود به يک قدرت ونهاد تصميم گيرنده نظامی وسياسی تبديل شده است وتمام سياست های بنيادی رژيم اسلامی را بدست خود هدايت می نمايد وبه هيچ نيروئی پاسخگو نيست به غير از ولی فقيه که در صورت سرپيچی وی از خط سياسی سپاه، در صورت لزوم و شرايط لازم با تعين ولی فقيه برگزيده خود سپاه، حکومت را با رهبری جديد روبرو خواهد کرد. قدرت سپاه پس از انتخابات رياست جمهوری به جائی رسيده است که نيروئی در برابرش يارای مقاومت ندارد.ارتش ملی سالهاست که از بين رفته است وسپاه به مثابه تنها نيروی يکه تاز ميهنمان با سرنوشت مردم ايران بازی خطر ناک می کند.اشتهای به جنگ را باتمام روشنی می توان در سخنان فرماندهان سپاه رويت کرد.برای مثال( نيروی نظامی جمهوری اسلامی از نيروی نظامی ناتو قوی تر است) رحيم صفوی فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ايران.مشابه تاريخی جريانات فوق را به لحاظ تاريخی در ميهنمان در دوره فتحعليشاه قاجار در آغاز سالهای ۱۸۰۰ ميلادی ايران از سر گذرانده است. وعاظ السلاطين در باری عصر قاجار برروی منابر فتوای جنگی می دادند وامپرياليسم روسيه مترصد همان فرامين ضد ميهنی بخش وسيعی از ميهن مارا به خاک و خون کشانيد.نيروهای امپرياليستی در حال قطور شدن بزهکاريهای رژيم به انتظار نشسته اند ، تا در موقعيت مناسب شرايط نه صلح ونه جنگ را به نفع خود پايان دهند.

                              ۵- اسرائيل که همواره مورد تهديد رژيم اسلامی می باشد همچنان بر ايجاد اتحاد جهانی عليه جمهوری اسلامی اصرار می ورزد اما تاکنون در اين راه موفقيت چندانی بدست نياورده است.

                              ۶- بخشی از نيروهای غربی به اين نتيجه رسيده اند که تهديد اتمی ج.ا تنها عليه اسرائيل می باشد وسلاح اتمی حکومت اسلامی غرب را تهديد نمی کند. که همين موضوع باعث وحشت رهبران اسرائيل شده است و در همين راستا اين بخش از کشور های غربی به اتمی شدن ايران رضايت شرمگينانه ائی داده اندو آماده اند تا اسرائيل را در برابر ايران اسلامی واتمی تنها بگذارند.

                              ۷- جرج بوش در روزهای اخير به کرات تاکيد کرده است که حکومت اسلامی بدون سلاح اتمی را حاضر است تحمل نمايد ورسما حاضر شده است که ازپروژه سرنگونی ملايان دست بردارد.

                              ۸-يکی از خواسته های قبلی رژيم اسلامی مبنی بر انصراف امريکا از سرنگونی رژيم تهران بوده است تا حکومت اسلامی از غنی سازی اورانيوم صرف نظر نمايد اما هم اکنون جمهوری اسلامی به نقطه برگشت ناپذيری بدست گيری تکنولوژی اتمی رسيده است وبهيچوجه حاضر نيست از خواسته اتمی شدن خود دست بردارد.

                              ۹- اگر پاپ ژان پل دوم قهرمان سرنگونی اردوگاه سوسياليست بود اما پاپ فعلی رسالت مبارزه با توسعه طلبی اسلاميست ها را بعهده گرفته است.نامبرده در سخنرانی معروف ومهم خود در شهر رگنز بورگ بايرن آلمان هنگام آوردن" سيتات" خود از قول امپراتور بيزانس در قرن چهاردهم ميلادی از يک ايرانی انديشمند ياد می کند که جای سئوالات متعدد را می گشايد و عملا از پيروزی وپذيرش اسلام در گذشته بر مردم ايران را به زير سوال می کشاند. او در اساس از مردم ايران می پرسد که چگونه اسلام بعد از ورود به ايران خشونت رابه جای فرهنگ غنی ودرخشان باستانی وشکوهمند زرتشتی که مملو از مهر پرستی وصلح ودوستی بوده است جايگزين کرده است. پاپ در همين راستا به شيوه فرهنگی ومعنوی به ياری نيروهای جهانی مخالف حکومت اسلامی آمده است تا شر خشونت را که از حکومت اسلامی در ايران سرچشمه می گيرد را به چالش بکشد.

                              هرچند او از گفتار خود معذرت خواهی کرده است اما" تخم لغی" را در جهان به ميان مردم جهان انداخته است که ساليان دراز در رسانه های گروهی ودانشگاهها وانستيوته های بين المللی به بحث وبررسی خواهند گذاشت که همه اينها آغازی خواهد بود برای تفحص وتحقيق بيشتر در واقعيات دين اسلام از گذشته تا به کنون !! تمام تظاهرات ها واعتراضات و به آتش کشيدن های کليسا ها در کشورهای اسلامی بنزينی خواهد بود برروی شعله های انديشه های نوين در مقابله با گسترش اسلام و زنگ خطری خواهد بود نسبت به عواقب رشد بنياد گرائی در ميان مسلمانان مقيم غرب!!

                              ۱۰- هرچه به جلو می رويم يکا يکمان بايد به مسئوليت خود بيشتر پی ببريم.ميهنی که خود به شکل ناشيانه ائی بدست ميهن ستيزان تحويل داده ايم بايد باز ستانيم واين رسالت از عهده ملت ايران برمی آيد ولا غير!! منتظر بيگانگان نشستند هيچ فايده ائی ندارد.بيگانگان همچون گرگانی درنده در فکر دريدن ميهن در انتظارند. هر چه سريعتر بايد آشتی ملی در ميان اپسيوزيون بوجود آيد.مراحل پيچده در انتظار همگان است وبه همه اخطار می کند چشم بينا بايد آنر ببيند وگوش شنوا بايد آنرا بشنود وانسان خردمند بايد آنرا درک کند. زمان کج سليقه ائی و بحث های کمال طلبی مطلق نيست ومی توان حول دمکراسی واجرای قوانين حقوق بشر به اتحاد رسيد. به اميد آنروز.

                              Comment


                              • توقيف و تهديد روزنامه ها، فشار بر دانشگاهها و جنبش دانشجويی و تحميل يک انقلاب فرهنگی ديگر، بر شدت بحران خواهد افزود و می تواند کشور را به فاجعه بکشاند.


                                قدرت طلبانی که به ياری انتخابات پادگانی در سه مرحله پی در پی همه ارگانهای کشور را به قبضه خود در آورده اند، به منظور تثبيت موقعيت، به شيوه خاص خود، از يکسو برآنند تا در زمينه سياست خارجی با بهره جستن از شيوه تهديد و چنگ- و- دندان نشان دادن، و درعين حال مذاکرات پشت پرده وامتياز دادن ها، بگونه ای با قدرتهای جهانی کنار آيند و برسر کار بمانند. از سوی ديگر، در برخورد با نارضايتی های گسترده و روز افزون در جامعه درون کشور، برآنند تا به بهانه بحران در سياست خارجی، برشدت فشارها بيافزايند و مردم را واداربه سکوت و تمکين بسازند. در انجام اين مقصود، دو کانون را بيش از همه مورد توجه قرار داده اند.

                                نخست در پی تشديد فشار در دانشگاه ها و بر جنبش دانشجويی، که از زمان بقدرت رسيدن دولت نهم بازآغاز شده، با توجه به بازگشايی دانشگاهها، برآنند تا استادان و دانشجويان را بيش از گذشته در تنگناهای خفه کننده قرار دهند. تغيير رييسان انتخابی دانشگاهها و به کار گماردن مسئولان کم صلاحيت و فرمانبردار، بازنشسته کردن استادان صاحب اعتبار، تهديد صريح مسئول قوه مجريه به برکناری گسترده همه استادان ملی و معتقد به اصل جدايی دين از حکومت، و نويد دادن به دور جديدی از انقلاب فرهنگی ويرانگر همانند رويداد تلخ و دردناک سال شصت، احضار پرشمار دانشجويان به دادگاههای انقلاب و کميته های انضباطی، دستگيری و زندانی کردن شماری از آنها و دلهره آميز ساختن فضای زندانها، همه و همه به اين نيت است که در آغاز سال تحصيلی جديد، از دانشجويان چشم زخم گرفته شود و فضای مرگبار سکوت و سکون بر دانشگاهها حاکم گردد.

                                ديگر اينکه، به منظور بسته تر ساختن هرچه بيشتر فضای جامعه، بار ديگر با بی پروايی چند نشريه غيردولتی بازمانده را که با ترس و لرز و خودسانسوری شديد کوشش داشتند تا با حرکت بر لبه تيغ، همچنان به کار خبررسانی و تحليل مسائل سياسی، تا حدی متفاوت از آنچه که رسانه های دولتی عرضه می کنند، ادامه دهند، مورد حمله قرار دادند و به توقيف کشاندند.

                                توقيف روزنامه شرق و ماهنامه نامه، لغو امتياز ماهنامه حافظ و خاطره و، در پی آن، حمله به دفتر ماهنامه نامه و پرتاب بمبهای آتشزا به درون ساختمان روزنامه اعتماد ملی، همه و همه نشانگر آنست که حاکمان برقدرت نشسته در عمل اعلام کرده اند که هر صدا و قلمی را که در خدمت بی چون و چرای هدفهای آنها و تاييد عملکردهای آنها نباشد، بريده و خواهد شکست.

                                حاکميت موجود، برای تثبيت خود، بر آنست تا راه را بروی هر انديشه و نقد و اظهار نظری که در راستای توجيه عملکردهای نادرست و ويرانگر آنها نباشد، با خشونتی هرچه تمامتر سد سازد و با تهمتهايی چون: لطمه به منافع ملی، توطئه عليه امنيت کشور، همآوايی با رسانه های بيگانه، ارتباط با بيگانگان، تبليع عليه امنيت کشور، تبليغ فرهنگ غرب، توهين به مقامات کشور و امثال آنها، با انديشمندان، نويسندگان، روزنامه نگاران و فعالان سياسی بشدت برخورد کند و سرکوب نمايد.
                                جبهه ملی ايران ضمن اعتراض شديد به ايجاد تنگنا برای روزنامه شرق، ماهنامه نامه و حافظ، اعلام می دارد که واقعيت های جهان امروز و پيشرفتهای گسترده در زمينه اطلاع رسانی، به هيچ حاکميت سلطه گری اجازه آنرا نخواهد داد که فضای بسته و خفقان آور را برای مدت زيادی بر جامعه حاکم کند. ملت هوشمند ايران با شناخت همه جانبه از اوضاع و احوال جهانی و شرايط ميهن خود، روند کنونی رفتار حاکميت را که روز بروز کشور را با بحرانهای ويرانگرتری مواجه ميسازد، برنمی تابد و برای انجام دگرگونيهای بنيادين، برکنار از آشوب و خدشه بر همبستگی ملی و يکپارچگی کشور، فريادهای نارضايتی خود را رساتر خواهد ساخت.

                                جبهه ملی ايران
                                تهران- ۲۸ شهريور ۱۳۸۵

                                Comment

                                Working...
                                X