سوال ديگه ای که مرتب مطرح شده به خصوص در جامعه ايرانی، اين است که بودجه اين راديو را دولت هلند تامين کرده و به همين دليل اين جور استنباط می شه که حتما دولت هلند در تعيين سياست های راديو دخيل خواهد بود. در اين مورد چه توضيحی داريد؟
مهدی جامی: من فکر می کنم که دوستانی که از اين پايه نگاه می کنند دوستانی هستند که عمدتا يا ايرانی هستند يعنی از داخل ايران صحبت می کنند يا اگر خارج از ايران هستند هنوز با چهارچوب های ايرانی به مسئله نگاه می کنند. واقعيت اينست که دولت هلند اگر هم به جايی کمک بکند اين مفهومش کمک مثلا به يک گروه معين در داخل کشور يا خارج کشور نيست. رابطه دولت و رسانه در ايران همان رابطه ای که در خارج از ايران هست، نيست، به خصوص در هلند. بنابر اين منتقل کردن آن مفهوم به رابطه ما با دولت هلند نادرست هست. اين يک نکته و نکته دوم اين که از اين نوع بودجه ها که دولت هلند خواه يا ناخواه به جاهای مختلف از جمله به راديو زمانه می دهد و داده، از اين بودجه ها به اپوزيسيون خودش هم می دهد. يعنی گروه های اپوزيسيون هم از اين بودجه ها استفاده می کنند. بنابر اين حالا راديو زمانه را کنار بگذاريم، چرا بايد دولت هلند به اپوزيسيون خودش کمک کند؟ چرا؟ چون مفهوم دولت در اين جا متفاوت است. يک امکاناتی بايد در اختيار همه قرار گرفته شود و يک بخش از آن ها اپوزيسيون هستند. بنابر اين اصلا مسئله اين نيست که هر کس به شما پول می دهد بايد برای شما تعيين کند که چه بگوييد. حالا اگر راديو زمانه را در نظر بگيريم ما اينجا به عنوان ايرانی اين بودجه را نمی گيريم. بلکه به عنوان يکی از شهروندان اروپا از اين بودجه استفاده می کنيم. من مثل هر شهروند اروپايی ديگر مثل خيلی از شهروندان ديگر کشورهای اروپايی از اين امکاناتی که دولت هايمان در اختيارمان می گذارند، استفاده می کنم. ممکن بود يک گروه تئاتر داشته باشم و دولت به من کمک بکند، ممکن بود که يک روزنامه محلی بخواهم ايجاد کنم و دولت به من کمک کند. ممکن بود که يک گروه اپوزيسيون دولت باشم و دولت همچنان به من کمک کند. خوب الآن يک راديو وجود دارد و اين راديو را شهروندان اروپايی می چرخانند که به اصطلاح يک مفاهيمی و يک مسائلی دارند که با همزبانان خودشان مطرح می کنند. فکر می کنند که می شود يک کار رسانه ای با داخل ايران کرد و يا با فارسی زبانان، چون به هر حال خيلی از شنونده ها نيز از داخل هلند و اروپا هستند.
يک نکته ديگر هم هست که می گويند دولت هلند اين پول را داده ولی واقعيت اين است که اين مورد بخصوص به دولت هلند تحميل شد. شما خوب می دانيد که دولت هلند در پارلمان خيلی مخالف اين مسئله بود و اين طور نبود که دولت هلند پيشنهاد داده باشد و يا از وزارت خارجه پيشنهادی داده شده باشد. اين پيشنهاد خانم فرح کريمی نماينده ايرانی تبار در پارلمان هلند بود که توانست حمايت پارلمان هلند را جلب کند و علی رغم ميل دولت تصويب شد. وقتی تصويب شد، قانون بود و دولت می بايستی اجرا می کرد. به همين سادگی.
نکته ديگر اين که، بسيار خوب، من استدلالی دارم در مقابل اين چيزی که دوستان می گويند. فرض کنيم که راديو زمانه يک راديوی ايرانی است که در آمستردام می خواهد پا بگيرد، حالا منبع مالیاش از کجا می تواند بيايد؟ فرض کنيم که وزارت خارجه هلند يا پارلمان هلند اين پول را تصويب نکرده بود، راديو زمانه با همين طرح و ايده و همين افراد وجود داشت، کی می خواست دست ما را از نظر مالی بگيرد؟ دولت ايران؟ خوب اگر دولت ايران بود که همين بحث ها می شد که اين ها پول از دولت ايران می گيرند. بسيار خوب. اتحاديه اروپا؟ که باز هم همين بحث ها بود. امريکا؟ که باز هم همين بحث ها بود. کی؟ سرمايه گذاران ايرانی در دوبی؟ باز هم همين بود. سرمايه داران پول می دهند و شما می خواهيد که در اختيارشون باشيد. ديگر کی؟ احزاب اصلاح طلب در داخل ايران؟ احزاب محافظه کار در داخل ايران؟ يا حزب سبزها در آلمان؟ بالاخره يک جايی منبع مالی بايد می بود. خوب اگر ما می توانستيم که شرکتی ايجاد بکنيم و ۱۰ هزار ايرانی سهم می خريدند تا يک راديو ايجاد کنند، خيلی کار خوبی است و خيلی هم فکر خوبی است و حتما جزو طرح های ما هم هست. ولی چند تا طرح شبيه به اين قبلا بود و نتوانستند به بودجه ای برسند که راديويی را ايجاد کنند و حتی روزنامه ای را هم نتوانستند ايجاد کنند. شما ببنيد شيوه کاری که شماری از روزنامه های اصلاح طلب در ايران داشتند و شرکت هايشان ناموفق از کار در آمد و آن ها هم بخشی با حمايت های آشکار و پنهان دولت عملا سر پا ماندند. حالا اگر از طرح راديو زمانه دولت ايران حمايت نکرد، بالاخره يک کسی بايد حمايت کند. اگر اين طرح يک طرح خوبی ست، بايد از جايی حمايت مالی شود. حالا اين بار پارلمان هلند شده. يک بودجهای ما داريم که تا يکی دو سال امور را اداره کنيم با اين شرط که بايد روی پای خودمان بايستيم. اگر کسانی به ما ايراد می گيرند خوب بعد از يکی دو سال بيايند و بگويند ما حاضريم کمک کنيم. از آن گذشته، هر کس جايی پيدا کرد که راديو زمانه اهداف دولت هلند را پيش می برد، بيايد نشان بدهد و جايزه بگيرد. ببينيد از هر طرف که اين بحث را نگاه کنيم واقعا بحثی نيست که معتبر باشد. صدها کار ديگر فرهنگی رسانه ای و غير رسانهای در دنيا انجام می شود و دولتها و "ان جی او"ها به آن ها کمک می کنند و هيچ کس نمی گويد چرا؟ ولی تا به بحث يک راديو فارسی زبان می رسد، همه نگران استقلالش می شوند. من که اين جا نشستهام از همه بيشتر نگران استقلال اين دستگاه هستم و آن را طوری اداره می کنم که اين استقلال حفظ شود. بحث دوم اين است که شما پول را گرفتيد عالی ست ولی چطور می خواهيد خرجش بکنيد؟ مسئله مهم برای من اين جاست از آن جايی که پول می آيد استقلال مرا حفظ کند که به نظر من تا بحال هيچ مشکلی نداشته ايم. هيچ نوع فشاری روی من نبوده، روی مجموعه اين جا هم نبوده که فلان کار خاص را بکنند يا نکنند و از اين به بعد هم نخواهد بود. خوب، اگه از اين ماجرا بگذريم نکته بعد اين است که کجا ممکن است که ما استقلال مان به خطر بيفتد و کجا ممکن است کاری انجام بدهيم که به نظر بيايد که ژوزناليستی نيست و کجا ممکن است که ما اين بودجه را به ۴ يا ۵ نفر و يا يک گروه معين اختصاص داده باشيم. سياست مالی راديو زمانه اين است که هر کس که گزارشی تهيه کرد و يا هر کس که ايده ای داشت که ارزشمند است پول در اختيارش قرار بگيرد. بنابر اين از اين جهت هم هيچ نوع بر چسبی به راديو زمانه نمی خورد. برای اين که اين پولی است برای رسانه و ما هم برای رسانه خرجش می کنيم و برای من و يا برای دوستان من و يا گروه معين نيست. بنابر اين از هر طرف که نگاه بکنی می بينی که هم کوشيده ايم که استقلال خودمان را حفظ بکنيم و هم اين نوع استدلال ها را ضعيف نشان بدهيم و نشان بدهيم که از اين مسير نگاه کردن و قضاوت کردن نسبت به کار ما نادرست است. اميدوارم تا آخر هم به همين ترتيب جلو برويم. بالاخره امروز شروع کرديم و بعد از يکی دو سال می شود به راحتی قضاوت کرد که آيا آن چيزی را که ما در آغاز می گفتيم درست می گفتيم يا برای اين که چيزی را بپوشانيم گفتيم.
اينجا ما هيچ چيزی برای پوشاندن نخواهيم نداشت ما يک رسانه حرفه ای هستيم و تا آخر هم به همين اصول باقی خواهيم بود و مسلما هم کمتر از بی بی سی و راديو فردا تحت تاثير سياست های دولت ها هستيم. هيچ شکی نداشته باشيد.
- شما در جايی گفته ايد که اگر رسانه نتواند آيينه درست نمای جامعه باشد رسانه نيست. آينه زنگار گرفته ای است. در جايی ديگر گفته ايد که همه می خواهند حرف بزنند همه رای و نظر دارند، همه می خواهند حضور داشته باشند همين اصل اصيل دمکراسی است. شما چگونه می خواهيد در کارتان در راديو به اين اصول پای بند باشيد و نشان بدهيد؟
مهدی جامی: خوب اين جنبه های مختلف دارد، چيزهای ساده و فرموله شده اش تا امروز همان هايی است که گفتم. يعنی ما هر قدر که توليد کننده هايمان را گسترش بدهيم بهتر با متن جامعه ارتباط داريم اگر ما ۱۰ نفر باشيم که از آمستردام کار می کنند و ۱۰ سال هم هست که ايران را نديده اند، طبعا رابطه مان با ايران دورتر و فاصله ام بيشتر است. ولی اگر کسانی که برای من مطلب می نويسند از سراسر دنيا باشند و داخل ايران باشند، مطلبی که می فرستند به واقعيت نزديک تر و تماسش با واقعيت بيشتر است. بنابر اين گسترده کردن کار به اين معنا که ما شهروندان را تبديل به ژورناليست بکنيم يا از شهروندانی که ژورناليست هستند استفاده کنيم، تماس ما را با واقعيت بيشتر می کند. اين رسانه درست نما خواهد شد. ما از پيش شروع کرديم با شبکه وبلاگستان کار کردن چرا که به نظر من وبلاگ نويسان خودشان پيشاپيش شهروندان ژورناليست شده و هستند. کسانی که هر کدام يک روزنامه شخصی برای خودشان درست کرده اند و سرمقاله ای می نويسند و نظر می دهند، خبر می نويسند، خبر درج می کنند عکس می گذارند، و کارهای مختلف. ما از اين ها استفاده می کنيم و آن ها هم خيلی گرم از کار ما استقبال کردند. ما اين کار را گسترش می دهيم و فقط به وبلاگ نويسان اتکا نمی کنيم. ما يک سری از دوستان داريم که وبلاگ هم ندارند ولی برای ما کار می کنند، ترجمه می کنند، گزارش می فرستند، عکس می فرستند.
من وقتی می گويم آيينه درست نما، يعنی اين که فراموش نکنيم که همه چيز در سياست خلاصه نمی شود، همه چيز در گفتار رهبران سياسی خلاصه نمی شود، و همه چيز در قراردادها و کنوانسيون ها و پيمان های سياسی خلاصه نمی شود. مردم هم وجود دارند، جامعه هم وجود دارد، نيازهای جامعه وجود دارد، پس اگر می خواهيم درست نما باشيم بايد به مردم نزديک باشيم، به بطن مردم، به نيازهای مردم و به علايق مردم توجه داشته باشيم. آن چه که من در رسانه های ديگر می بينم، من چندين سال در رسانه های خارج از کشور کار کردم و از نزديک مونيتور کردم، خواندم و ديدم. بيشتر اين رسانه ها رفتار ايران و ايرانی ها را در چارچوب های معينی محدود می کنند و برای همين است که بسيار جاها دچار شگفتی می شوند. چون تماسشان با واقعيت قطع می شود و بعد چيزی از توی آن کشور درمی آيد که اين ها متعجب می شوند. وقتی متعجب می شوند معنی اش اين است که در واقع، واقعيت را درست نسنجيده بودند وقتی ما می گوييم آيينه درست نما باشيم يعنی که طوری نزديک به جامعه باشيم که تحولات جامعه در رسانه منعکس بشود و طوری نباشد که رسانه راه خودش را برود و جامعه هم راه خودش را. من به اين نکته اشاره دارم که نزديک به جامعه باشيم، به آحاد جامعه و همان آحاد را به کار بگيريم که توی رسانه خودشان را بيان بکنند . چه جوری؟ راه های عملی متعددی را ما رفتيم. يکيش در واقع ارتباط داشتن با آن چيزی است که من به آن رسانه خودمونی می گويم. به مردمی که در اين طرف و آن طرف می نويسند اجازه بدهيم که بيايند و در رسانه مطرح شوند. همين ديروز يادداشت مجتبی سميعی نژاد را در سايت گذاشتم. شايد کسان ديگر اين کار را نکنند ولی من اين کار را می کنم. سه روز آخر زندانش را شرح داده. در زندان چی شد. سه روزی که قرار بوده آزاد شود و نشد. شرح اين و اين که توی زندان چی بر او گذشته و اين که زندان ايران چطور است يک گزارش بی نظيرست که کريستين امان پور هم نمی تواند تهيه کند. حالا وقتی مجتبی سميعی نژاد تهيه کرده ما معمولا نمی بينيمش ولی من سعی می کنم که آن را ببينم. سعی می کنم که روايت های شخصی را ببينم. فرد و افراد برای من مهم باشند. به اين ترتيب من فکر می کنم که نزديک تر می شويم. باز هم می گويم اين يک روش اکتشافی ست روز به روز برای خودش راه های تازه پيدا می کند که ما چگونه می توانيم اين ارتباط نزديک را حفظ بکنيم.
مهدی جامی: من فکر می کنم که دوستانی که از اين پايه نگاه می کنند دوستانی هستند که عمدتا يا ايرانی هستند يعنی از داخل ايران صحبت می کنند يا اگر خارج از ايران هستند هنوز با چهارچوب های ايرانی به مسئله نگاه می کنند. واقعيت اينست که دولت هلند اگر هم به جايی کمک بکند اين مفهومش کمک مثلا به يک گروه معين در داخل کشور يا خارج کشور نيست. رابطه دولت و رسانه در ايران همان رابطه ای که در خارج از ايران هست، نيست، به خصوص در هلند. بنابر اين منتقل کردن آن مفهوم به رابطه ما با دولت هلند نادرست هست. اين يک نکته و نکته دوم اين که از اين نوع بودجه ها که دولت هلند خواه يا ناخواه به جاهای مختلف از جمله به راديو زمانه می دهد و داده، از اين بودجه ها به اپوزيسيون خودش هم می دهد. يعنی گروه های اپوزيسيون هم از اين بودجه ها استفاده می کنند. بنابر اين حالا راديو زمانه را کنار بگذاريم، چرا بايد دولت هلند به اپوزيسيون خودش کمک کند؟ چرا؟ چون مفهوم دولت در اين جا متفاوت است. يک امکاناتی بايد در اختيار همه قرار گرفته شود و يک بخش از آن ها اپوزيسيون هستند. بنابر اين اصلا مسئله اين نيست که هر کس به شما پول می دهد بايد برای شما تعيين کند که چه بگوييد. حالا اگر راديو زمانه را در نظر بگيريم ما اينجا به عنوان ايرانی اين بودجه را نمی گيريم. بلکه به عنوان يکی از شهروندان اروپا از اين بودجه استفاده می کنيم. من مثل هر شهروند اروپايی ديگر مثل خيلی از شهروندان ديگر کشورهای اروپايی از اين امکاناتی که دولت هايمان در اختيارمان می گذارند، استفاده می کنم. ممکن بود يک گروه تئاتر داشته باشم و دولت به من کمک بکند، ممکن بود که يک روزنامه محلی بخواهم ايجاد کنم و دولت به من کمک کند. ممکن بود که يک گروه اپوزيسيون دولت باشم و دولت همچنان به من کمک کند. خوب الآن يک راديو وجود دارد و اين راديو را شهروندان اروپايی می چرخانند که به اصطلاح يک مفاهيمی و يک مسائلی دارند که با همزبانان خودشان مطرح می کنند. فکر می کنند که می شود يک کار رسانه ای با داخل ايران کرد و يا با فارسی زبانان، چون به هر حال خيلی از شنونده ها نيز از داخل هلند و اروپا هستند.
يک نکته ديگر هم هست که می گويند دولت هلند اين پول را داده ولی واقعيت اين است که اين مورد بخصوص به دولت هلند تحميل شد. شما خوب می دانيد که دولت هلند در پارلمان خيلی مخالف اين مسئله بود و اين طور نبود که دولت هلند پيشنهاد داده باشد و يا از وزارت خارجه پيشنهادی داده شده باشد. اين پيشنهاد خانم فرح کريمی نماينده ايرانی تبار در پارلمان هلند بود که توانست حمايت پارلمان هلند را جلب کند و علی رغم ميل دولت تصويب شد. وقتی تصويب شد، قانون بود و دولت می بايستی اجرا می کرد. به همين سادگی.
نکته ديگر اين که، بسيار خوب، من استدلالی دارم در مقابل اين چيزی که دوستان می گويند. فرض کنيم که راديو زمانه يک راديوی ايرانی است که در آمستردام می خواهد پا بگيرد، حالا منبع مالیاش از کجا می تواند بيايد؟ فرض کنيم که وزارت خارجه هلند يا پارلمان هلند اين پول را تصويب نکرده بود، راديو زمانه با همين طرح و ايده و همين افراد وجود داشت، کی می خواست دست ما را از نظر مالی بگيرد؟ دولت ايران؟ خوب اگر دولت ايران بود که همين بحث ها می شد که اين ها پول از دولت ايران می گيرند. بسيار خوب. اتحاديه اروپا؟ که باز هم همين بحث ها بود. امريکا؟ که باز هم همين بحث ها بود. کی؟ سرمايه گذاران ايرانی در دوبی؟ باز هم همين بود. سرمايه داران پول می دهند و شما می خواهيد که در اختيارشون باشيد. ديگر کی؟ احزاب اصلاح طلب در داخل ايران؟ احزاب محافظه کار در داخل ايران؟ يا حزب سبزها در آلمان؟ بالاخره يک جايی منبع مالی بايد می بود. خوب اگر ما می توانستيم که شرکتی ايجاد بکنيم و ۱۰ هزار ايرانی سهم می خريدند تا يک راديو ايجاد کنند، خيلی کار خوبی است و خيلی هم فکر خوبی است و حتما جزو طرح های ما هم هست. ولی چند تا طرح شبيه به اين قبلا بود و نتوانستند به بودجه ای برسند که راديويی را ايجاد کنند و حتی روزنامه ای را هم نتوانستند ايجاد کنند. شما ببنيد شيوه کاری که شماری از روزنامه های اصلاح طلب در ايران داشتند و شرکت هايشان ناموفق از کار در آمد و آن ها هم بخشی با حمايت های آشکار و پنهان دولت عملا سر پا ماندند. حالا اگر از طرح راديو زمانه دولت ايران حمايت نکرد، بالاخره يک کسی بايد حمايت کند. اگر اين طرح يک طرح خوبی ست، بايد از جايی حمايت مالی شود. حالا اين بار پارلمان هلند شده. يک بودجهای ما داريم که تا يکی دو سال امور را اداره کنيم با اين شرط که بايد روی پای خودمان بايستيم. اگر کسانی به ما ايراد می گيرند خوب بعد از يکی دو سال بيايند و بگويند ما حاضريم کمک کنيم. از آن گذشته، هر کس جايی پيدا کرد که راديو زمانه اهداف دولت هلند را پيش می برد، بيايد نشان بدهد و جايزه بگيرد. ببينيد از هر طرف که اين بحث را نگاه کنيم واقعا بحثی نيست که معتبر باشد. صدها کار ديگر فرهنگی رسانه ای و غير رسانهای در دنيا انجام می شود و دولتها و "ان جی او"ها به آن ها کمک می کنند و هيچ کس نمی گويد چرا؟ ولی تا به بحث يک راديو فارسی زبان می رسد، همه نگران استقلالش می شوند. من که اين جا نشستهام از همه بيشتر نگران استقلال اين دستگاه هستم و آن را طوری اداره می کنم که اين استقلال حفظ شود. بحث دوم اين است که شما پول را گرفتيد عالی ست ولی چطور می خواهيد خرجش بکنيد؟ مسئله مهم برای من اين جاست از آن جايی که پول می آيد استقلال مرا حفظ کند که به نظر من تا بحال هيچ مشکلی نداشته ايم. هيچ نوع فشاری روی من نبوده، روی مجموعه اين جا هم نبوده که فلان کار خاص را بکنند يا نکنند و از اين به بعد هم نخواهد بود. خوب، اگه از اين ماجرا بگذريم نکته بعد اين است که کجا ممکن است که ما استقلال مان به خطر بيفتد و کجا ممکن است کاری انجام بدهيم که به نظر بيايد که ژوزناليستی نيست و کجا ممکن است که ما اين بودجه را به ۴ يا ۵ نفر و يا يک گروه معين اختصاص داده باشيم. سياست مالی راديو زمانه اين است که هر کس که گزارشی تهيه کرد و يا هر کس که ايده ای داشت که ارزشمند است پول در اختيارش قرار بگيرد. بنابر اين از اين جهت هم هيچ نوع بر چسبی به راديو زمانه نمی خورد. برای اين که اين پولی است برای رسانه و ما هم برای رسانه خرجش می کنيم و برای من و يا برای دوستان من و يا گروه معين نيست. بنابر اين از هر طرف که نگاه بکنی می بينی که هم کوشيده ايم که استقلال خودمان را حفظ بکنيم و هم اين نوع استدلال ها را ضعيف نشان بدهيم و نشان بدهيم که از اين مسير نگاه کردن و قضاوت کردن نسبت به کار ما نادرست است. اميدوارم تا آخر هم به همين ترتيب جلو برويم. بالاخره امروز شروع کرديم و بعد از يکی دو سال می شود به راحتی قضاوت کرد که آيا آن چيزی را که ما در آغاز می گفتيم درست می گفتيم يا برای اين که چيزی را بپوشانيم گفتيم.
اينجا ما هيچ چيزی برای پوشاندن نخواهيم نداشت ما يک رسانه حرفه ای هستيم و تا آخر هم به همين اصول باقی خواهيم بود و مسلما هم کمتر از بی بی سی و راديو فردا تحت تاثير سياست های دولت ها هستيم. هيچ شکی نداشته باشيد.
- شما در جايی گفته ايد که اگر رسانه نتواند آيينه درست نمای جامعه باشد رسانه نيست. آينه زنگار گرفته ای است. در جايی ديگر گفته ايد که همه می خواهند حرف بزنند همه رای و نظر دارند، همه می خواهند حضور داشته باشند همين اصل اصيل دمکراسی است. شما چگونه می خواهيد در کارتان در راديو به اين اصول پای بند باشيد و نشان بدهيد؟
مهدی جامی: خوب اين جنبه های مختلف دارد، چيزهای ساده و فرموله شده اش تا امروز همان هايی است که گفتم. يعنی ما هر قدر که توليد کننده هايمان را گسترش بدهيم بهتر با متن جامعه ارتباط داريم اگر ما ۱۰ نفر باشيم که از آمستردام کار می کنند و ۱۰ سال هم هست که ايران را نديده اند، طبعا رابطه مان با ايران دورتر و فاصله ام بيشتر است. ولی اگر کسانی که برای من مطلب می نويسند از سراسر دنيا باشند و داخل ايران باشند، مطلبی که می فرستند به واقعيت نزديک تر و تماسش با واقعيت بيشتر است. بنابر اين گسترده کردن کار به اين معنا که ما شهروندان را تبديل به ژورناليست بکنيم يا از شهروندانی که ژورناليست هستند استفاده کنيم، تماس ما را با واقعيت بيشتر می کند. اين رسانه درست نما خواهد شد. ما از پيش شروع کرديم با شبکه وبلاگستان کار کردن چرا که به نظر من وبلاگ نويسان خودشان پيشاپيش شهروندان ژورناليست شده و هستند. کسانی که هر کدام يک روزنامه شخصی برای خودشان درست کرده اند و سرمقاله ای می نويسند و نظر می دهند، خبر می نويسند، خبر درج می کنند عکس می گذارند، و کارهای مختلف. ما از اين ها استفاده می کنيم و آن ها هم خيلی گرم از کار ما استقبال کردند. ما اين کار را گسترش می دهيم و فقط به وبلاگ نويسان اتکا نمی کنيم. ما يک سری از دوستان داريم که وبلاگ هم ندارند ولی برای ما کار می کنند، ترجمه می کنند، گزارش می فرستند، عکس می فرستند.
من وقتی می گويم آيينه درست نما، يعنی اين که فراموش نکنيم که همه چيز در سياست خلاصه نمی شود، همه چيز در گفتار رهبران سياسی خلاصه نمی شود، و همه چيز در قراردادها و کنوانسيون ها و پيمان های سياسی خلاصه نمی شود. مردم هم وجود دارند، جامعه هم وجود دارد، نيازهای جامعه وجود دارد، پس اگر می خواهيم درست نما باشيم بايد به مردم نزديک باشيم، به بطن مردم، به نيازهای مردم و به علايق مردم توجه داشته باشيم. آن چه که من در رسانه های ديگر می بينم، من چندين سال در رسانه های خارج از کشور کار کردم و از نزديک مونيتور کردم، خواندم و ديدم. بيشتر اين رسانه ها رفتار ايران و ايرانی ها را در چارچوب های معينی محدود می کنند و برای همين است که بسيار جاها دچار شگفتی می شوند. چون تماسشان با واقعيت قطع می شود و بعد چيزی از توی آن کشور درمی آيد که اين ها متعجب می شوند. وقتی متعجب می شوند معنی اش اين است که در واقع، واقعيت را درست نسنجيده بودند وقتی ما می گوييم آيينه درست نما باشيم يعنی که طوری نزديک به جامعه باشيم که تحولات جامعه در رسانه منعکس بشود و طوری نباشد که رسانه راه خودش را برود و جامعه هم راه خودش را. من به اين نکته اشاره دارم که نزديک به جامعه باشيم، به آحاد جامعه و همان آحاد را به کار بگيريم که توی رسانه خودشان را بيان بکنند . چه جوری؟ راه های عملی متعددی را ما رفتيم. يکيش در واقع ارتباط داشتن با آن چيزی است که من به آن رسانه خودمونی می گويم. به مردمی که در اين طرف و آن طرف می نويسند اجازه بدهيم که بيايند و در رسانه مطرح شوند. همين ديروز يادداشت مجتبی سميعی نژاد را در سايت گذاشتم. شايد کسان ديگر اين کار را نکنند ولی من اين کار را می کنم. سه روز آخر زندانش را شرح داده. در زندان چی شد. سه روزی که قرار بوده آزاد شود و نشد. شرح اين و اين که توی زندان چی بر او گذشته و اين که زندان ايران چطور است يک گزارش بی نظيرست که کريستين امان پور هم نمی تواند تهيه کند. حالا وقتی مجتبی سميعی نژاد تهيه کرده ما معمولا نمی بينيمش ولی من سعی می کنم که آن را ببينم. سعی می کنم که روايت های شخصی را ببينم. فرد و افراد برای من مهم باشند. به اين ترتيب من فکر می کنم که نزديک تر می شويم. باز هم می گويم اين يک روش اکتشافی ست روز به روز برای خودش راه های تازه پيدا می کند که ما چگونه می توانيم اين ارتباط نزديک را حفظ بکنيم.

Comment