Announcement
Collapse
No announcement yet.
Political Articles
Collapse
X
-
اين اظهار نظر و ارزيابی که جنگ لبنان در واقع حاشيه ای است بر جنگ اصلی با ايران و سوريه به طرز گسترده و خطرناکی رو به عموميت نهاده است و اين عموميت هم تصادفی نيست. ارتباط بين اسراييل و آمريکا از يک طرف و رژيم اسلامی و حزب الله از طرف ديگر واقعيتی انکار ناپذير است. لبنان کانون تصادم نقشه های آنان است. برای جمهوری اسلامی جنگ در لبنان دور نگه داشتن جنگ از ايران است و برای آمريکا جنگ در لبنان وسيله ای برای کشاندن ايران به دايره جنگ. بر متن چنين ارتباطی, از سوی غرب و آمريکا فضاسازی های روانی گسترده ای صورت می گيرد تا هر چه بيشتر پای ايران به جنگ کشيده شود و تبليغات خود رژيم هم به اين موضوع کمک می کند.
در وضعيت کنونی شايد تنها جرقه ای کوچک کافی باشد تا پای ايران به جنگ کشيده شود. اين جرقه می تواند هر بهانه ای باشد. به عنوان نمونه روزنامه معاريو چاپ اسراييل نوشته است که ارتش اين کشور خود را برای حمله به سفارت ايران در بيروت آماده می کند, زيرا جاسوسان اسراييلی خبر داده اند که سيد حسن نصرالله در زير زمين سفارت ايران در بيروت پنهان شده است. جنگ طلبان با لذت مخصوصی عواقب احتمالی چنين حمله ای را مورد بحث و بررسی قرار می دهند و آن را زمينه ای برای آغاز رسمی ورود رژيم تهران به جنگ با اسراييل و آمريکا تلقی می کنند.
يکی از هولناک ترين جنبه های جنگ در لبنان دريدن پرده های حقوقی و منشورهای بين المللی مربوط به رعايت حقوق غيرنظاميان در جنگ است. ارتش اسراييل که در جريان بمباران های لبنان تاکنون نه تنها زنان و کودکان و خانه و کاشانه مردم را نابود کرده و به بيمارستان ها و ماشين های امداد رسانی به مجروحان هم رحم نکرده, که آشکارا و عامدانه به مدت شش ساعت با موشک و راکت به مقر نيروهای حافظ صلح سازمان ملل حمله کرد و 4 ناظر برقراری صلح را کشت. در مقابل اين جنايات آشکار, کاندوليزا رايس در کنار المرت در کنفرانس مطبوعاتی مشترک آشکارا از "خاورميانه جديد" سخن گفت. و سازمان ملل حتی نتوانست بمباران های هوايی اسراييل را به خاطر مخالفت آمريکا در قطعنامه ای محکوم کند.
اين است خاورميانه جديد آمريکا و اسراييل: اين خاورميانه جديد بايد با بمب و راکت و موشک و نابودی تمام زيربنای اقتصادی ايران, سوريه و لبنان ساخته شود, با قتل عام زنان و کودکان و آوارگی ميليونی, و دامن زدن به جنگ های خونين داخلی ميان گروه های قومی و ملی و مذهبی. در اين "خاورميانه جديد" هيچ کس تامينی ندارد و حتی به سازمان های بين المللی و روزنامه نگاران و خبرنگاران هم رحم نخواهد شد. در اين خاورميانه جديد هيچ قانونی جز توحش مطلق حاکم نيست و هيچ غير نظامی ار هيچ حقی برخوردار نيست. خاورميانه جديد آمريکا و اسراييل يعنی جاری کردن رود خون. و خونی که از لبنان می ريزد می تواند همين فردا سرتاسر ايران را در کام خود نيز غرق کند.
در برابر چنين چشم انداز دهشتناکی هيچ انسان آزاده ای نمی تواند سکوت کند و به غلبه عقل سليم بر دو طرف نزاع, يعنی آمريکا و اسراييل از يک سو و حزب الله, ايران, سوريه از سوی ديگر اميد ببندد. چرا که هر دو طرف به جنگی تا نابودی ديگری رو آورده اند و گفتگو و ديپلماسی را هم در خدمت آن قرار داده اند. نابرابری قدرت در اين جنگ و يا تفاوت ها و شباهت های تاکيتک های طرفين نيز نمی تواند ماهيت سياه و ارتجاعی هر دو طرف درگير را پوشيده نگاه دارد. برای جلوگيری از گسترش دايره جنگ در خاورميانه, کارزار گسترده و همه جانبه با هدف توقف فوری جنگ لبنان و آتش بس از سوی صدای سوم لازم است. صدای همه روشنفکران سکولار و آزاديخواه و صلح دوست عرب و ايرانی که برای خاموشی شعله های جنگ لبنان و جلوگيری از سرايت آن به سوريه و ايران تلاش کنند.
اکنون هزارها ايرانی دمکرات و سکولار و انساندوست در غرب به سر می برند که ماهيت هر دوطرف را می شناسند و با نهادهای حقوق بشر و رسانه ها و روشنفکران غرب تماس دارند واز سرکوب رژيم هم در امانند. سوال اين است که آيا آن ها ميتوانند نقش اين صدای سوم را در سطح بين المللی بازی کنند. بويژه که جنگ لبنان بخشی از جنگ ارتجاعی و خطرناک رژيم و دولت آمريکا هم هست که از حاشيه ها شروع شده است. سوال اين است که آيا روشنفکران دمکرات و ليبرال در اين جبهه خارجی که مستقيما به ايران و حمله نظامی به ايران هم مربوط است، ميدان را به دست دو دشمن ايران خواهند داد .
Comment
-
به دعوت برندگان جايزه صلح نوبل دکتر شيرين عبادی و پروفسور جودی ويليامز از سوی "سازمان بين المللی زنان برنده صلح نوبل"، تعدادی از نمايندگان تشکل های زنان و ديگر تشکل های جامعه مدنی ايران و آمريکا در تاريخ ۶ الی ۸ ژوئن ۲۰۰۶ در شهر وين در نشستی تاريخی گرد هم آمده و به توافق های زير دست يافتند:
۱- ما به عنوان افرادی به نمايندگی از تشکل های غير دولتی جامعه مدنی ايران و آمريکا با احترام متقابل به يکديگر، خواهان جلوگيری از هر گونه تنش و درگيری نظامی بين دو حکومت ايران و آمريکا هستيم. هر گونه درگيری نظامی به زيان مردم هر دو کشور به ويژه زنان و کودکان می باشد. هيچ گونه عمليات نظامی نبايد مطرح شود .تهديد آمريکا به خصوص دراستفاده از تسليحات اتمی غير اخلاقی و غير قانونی است.
۲- ازحکومتهای ايران و آمريکا می خواهيم که بودجه نظامی خود را کاهش داده واين منابع را برای بهداشت ،آموزش ورفاه کلی ملتهايمان استفاده نموده و از بلند پروازيهای نظامی و سياسی که منجر به جنگ می شوند، دست بردارند.
۳- ازحکومتهايمان می خواهيم که با احترام به حقوق بشر، مبارزه با تروريسم وحفظ امنيت ملی را دستاويزی برا ی نقض حقوق بشر قرار ندهند و از اعتقادات مذهبی يا نام دموکراسی سو استفاده نکرده و آن را مجوز تخطی به حقوق ملت خود و تجاوز به ساير کشورها قلمداد نکنند .
۴- خشونت يک انتخاب است، از حکومتهای ايران و آمريکا خواهان انتخاب ديگری هستيم ، خواهان مذاکرات مستقيم و علنی حکومتهايمان می باشيم تا اختلافات خود را به طور مسالمت آميز خاتمه دهند. نتيجه اين مذاکرات بايد در راستای حفظ حقوق بشر و ايجاد امنيت برای ملت دو کشورباشد.
۵- مذاکرات بايد فراتر از سران حکومتها انجام پذيرد. پارلمانهای دو کشور وجامعه مدنی ، سازمانهای غير دولتی و جامعه دانشگاهی بايد نقش سازنده ای نه فقط در مذاکرات صلح بلکه در مراودات متقابل بين دو جامعه ،جهت دستيابی به هدف نهائی ايجاد روابط عادی بين دو کشور ايفا کنند.
۶- صلح و امنيت با تساوی حقوق زنان مرتبط است. طبق مفاد قطعنامه ۱۳۲۵ شورای امنيت سازمان ملل متحد ، تصميم گيری موفقيت آميزدر تمامی مسائل مربوط به صلح و امنيت ،از جمله مذاکراتی برای جلوگيری از تنشهای مابين دو حکومت ،نيازمند مشارکت کامل زنان است.
۷- بحران جاری بايد برای جامعه بين المللی هشداری باشد جهت ادامه مذاکرات منع استفاده از سلاح اتمی و ارتقا فرهنگ صلح در جهان.
۸- ازدولت ايالات متحده می خواهيم که از مداخله در امور داخلی ايران پرهيز نمايد وازحکومت ايران می خواهيم که با رعايت حقوق بشر و به ويژه حقوق زنان وبا پاسخ گوئی به نيازهای گروه های متنوع فرهنگي،قومی و مذهبی مردم خود ، اجازه ندهد که نارضايتی مردم دستاويزی برای مداخله در امور ايران گردد.
۹- از شورای امنيت سازمان ملل متحد خواهان طرح برنامه منطبق با ماده ۲۶منشور سازمان ملل متحد هستيم که از منابع جهان به نفع جهانيان استفاده شودو نه برای تسليح بيشتر جهان.
دکتر شيرين عبادی ، برنده جايزه صلح نوبل، ايران-۲۰۰۳
پروفسور جودی ويليامز، برنده جايزه صلح نوبل ،آمريکا-۱۹۹۷
بهنوش عامری ،انجمن حمايت از حقوق کودکان
ليز برنشتين ، سازمان بين المللی زنان برنده صلح نوبل
فليسيتی هيل ، صلح سبزجهانی وسازمان بين المللی صلح وآزادی زنان
ماری الن مک نيش ،کميته خدمات دوستی
کانون مشارکت پاکسازی مين
خديجه مقدم ،فعال مستقل محيط زيست
مری اولسن ،مرکز تحقيقات و مطالعات هسته ای
سروش روشن ، شبکه جهانی اطلاعات بهداشتی
عاطفه اکبری شهميرزادی ،مسئول دفتر دکتر شيرين عبادی
منصوره شجاعی ،مرکز فرهنگی زنان
اميرا وودز ، موسسه مطالاعات سياسی / سياست خارجی
دکتر زينا زاتاری ،صندوق جهانی زنان
Comment
-
حملات هوايی و توپخانه اسرائيل به لبنان ادامه داشته و خسارات و تلفات سنگينی وارد کرده است
اسرائيل می گويد اعتقاد دارد اجلاس روز چهارشنبه رم در مورد بحران خاورميانه، چراغ سبز بيرون راندن چريک های حزب الله از جنوب لبنان را به اسرائيل داده است.
شرکت کنندگان اين اجلاس موفق نشدند در مورد برقراری يک آتش بس فوری به توافق برسند.
حييم رامون، وزير دادگستری اسرائيل در گفتگو با راديو ارتش اين کشور گفته است دولت او نتيجه گفتگوهای رم را چراغ سبزی برای ادامه تهاجم به جنوب لبنان تا زمان پايان يافتن حضور حزب الله در اين منطقه تلقی می کند.
اظهارات آقای رامون در آستانه جلسه کابينه اسرائيل مطرح شده است. کابينه اسرائيل قرار است در اين جلسه در اين مورد تصميم گيری کند که آيا تهاجم به جنوب لبنان بايد گسترده تر شود يا نه.
در همين حال، ارتش اسرائيل همزمان با تشديد حملات در لبنان متحمل تلفاتی سنگين شده و با شکست تلاش برای برقراری آتش بس، استراليا صلحبانان خود را از لبنان خارج کرده است.
از بامداد روز پنجشنبه، 27 ژوئيه، ارتش اسرائيل حملات هوايی و توپخانه خود به نقاط مختلف لبنان را شدت بخشيد و از جمله يک پايگاه ارتش لبنان در شمال بيروت، يک کاروان کاميون های حامل اقلام امدادی و يک ساختمان متعلق به يکی از رهبران حزب الله در شهر صور را هدف قرار داده است و حزب الله نيز يکصد و پنجاه موشک به شمال اسرائيل شليک کرده است.
نيروی زمينی اسرائيل همچنان با نفرات مسلح حزب الله در نزديکی مرز دو کشور درگير است و متحمل سنگين ترين تلفات يک روزه در خلال عمليات اخير شده است.
به گفته منابع ارتش اسرائيل، در حمله غافلگيرانه چريک های حزب الله به يک واحد ارتش اسرائيل در نزديکی شهر بنت جبيل، هفت سرباز اسرائيلی کشته شدند و يک سرباز ديگر نيز در عمليات کمک به محاصره شدگان جان خود را از دست داد.
ارتش اسرائيل شهر بنت جبيل را از مراکز اصلی چريک های حزب الله و يکی از محل های پرتاب موشک به سوی اين کشور توصيف کرده و می کوشد اين شهر را به طور کامل به تصرف خود در آورد.
به گفته خبرنگاران، مقاومت نفرات حزب الله در برابر واحدهای اسرائيلی شديدتر از آن بوده است که فرماندهان اسرائيلی پيش بينی می کرده اند.
همچنين، يک واحد نظامی اسرائيل در نزديکی مارون الراس، که روز شنبه به تصرف ارتش اسرائيل در آمد، هدف حمله قرار گرفت و يک سرباز اسرائيلی کشته شد.
در مورد تلفات جنگ لبنان، که در پی اقدام حزب الله در گروگانگيری دو نظامی اسرائيلی آغاز شد، آماری که انتشار يافته حاکی از آن است که تا کنون دست کم 305 لبناني، که اکثر آنان غيرنظامی بوده اند، کشته شده اند اما از تلفات نفرات حزب الله گزارشی در دست نيست.
در اين جنگ، 51 نظامی و غيرنظامی اسرائيلی نيز در برخورد با حزب الله و موشک پرانی اين گروه به شهرهای اسرائيل جان خود را از دست داده اند.
ناکامی در استقرار آتش بس
سرلشگر اوی آدام، فرمانده نيروهای اسرائيل در منطقه عملياتی شمال، گفته است که انتظار دارد عمليات نظامی در لبنان تا چند هفته ديگر ادامه داشته باشد.
دولت اسرائيل برای پذيرفتن آتش بس در جنگ فعلي، شرايطی شامل خروج حزب الله از جنوب لبنان و استقرار ارتش ملی لبنان در اين منطقه، خلع سلاح حزب الله، تحويل بدون قيد وشرط نظاميان اسير اسرائيلی و سپس اعزام واحدهای بين المللی را مطرح کرده و گفته است آتش بس همراه با بازگشت به شرايط قبل از جنگ کنونی و ادامه حضور چريک های حزب الله را قبول نمی کند.
مقاومت حزب الله به باعث بروز تلفات سنگين ارتش اسرائيل شده است
برخی از ناظران گفته اند که اسرائيل از فرصتی که گروگانگيری دو نظامی اين کشور ايجاد کرده بهره برداری می کند و در نظر دارد با تعلل در قبول آتش بس، هدف های بلند مدت خود در جنوب لبنان به خصوص حذف تهديد ناشی از حضور چريک های حزب الله در اين منطقه را تحقق بخشد.
حزب الله لبنان خروج از جنوب اين کشور را مردود دانسته و در برابر تحويل دو نظامی اسرائيلی که به گروگان گرفته، خواستار آزادی افراد زندانی خود در اسرائيل شده است.
روز چهارشنبه، 26 ژوئيه، اجلاس بين المللی بررسی وضعيت لبنان که با حضور چند کشور اروپايی و عرب، آمريکا، روسيه و کانادا و همچنين سازمان ملل در رم تشکيل شده بود نتوانست در مورد اقدامی عملی برای برقراری آتش بس به نتيجه برسد.
کشورهای عرب، تعدادی از کشورهای اروپايی و سازمان ملل خواستار برقراری فوری آتش بس شده اند اما ايالات متحده و بريتانيا از موضع اسرائيل حمايت کرده و برقراری آتش بس را به تحولاتی در شرايط قبل از جنگ اخير مشروط کرده اند.
اجلاس رم با صدور بيانيه ای از "ضرورت مبرم" برقراری آتش بس سخن گفته اما در همانحال، موضع ايالات متحده را نيز منعکس کرده و افزوده است که اين آتش بس بايد "با دوام، دايمی و پايدار" باشد.
اين بيانيه همچنين خواستار اقدامات بين المللی برای کمک به جنگ زدگان لبنان شده است.
خروج ناظران استراليايی
در تحولی ديگر، دولت استراليا اعلام داشته است که به ماموريت صلح بانی نظاميان استراليايی عضو واحد ناظران صلح سازمان ملل در لبنان خاتمه می دهد.
اين تصميم پس از آن گرفته شد که چهار صلح بان سازمان ملل در اثر حمله هوايی روز سه شنبه اسرائيل به پاسگاه آنان در جنوب لبنان کشته شدند.
حضور صلح بانان سازمان ملل مانع از بروز درگيری در جنوب لبنان نشده است
برندان نلسون، وزير دفاع استراليا، گفته است که دوازده صلح بان استراليايی از منطقه جنگی خارج می شوند و به بيروت انتقال می يابند.
الکساندر داونينگ، وزير خارجه استراليا، گفته است که قبل از اعزام نفرات سازمان ملل به جنوب لبنان لازم است توافق صلح با مشارکت اسرائيل و گروه حزب الله به دست آيد.
وی گفته است که در غير اينصورت، استقرار صلح بانان در نزديکی مرز دو کشور به منزله فرستادن آنان به ماموريتی انتحاری است.
در پی حمله اسرائيل به پاسگاه صلح بانی سازمان ملل، شورای امنيت برای رسيدگی به شکايت لبنان در اين مورد تشکيل جلسه داد اما پس از چندين ساعت مذاکره، اعضای شورا نتوانستند در مورد متن بيانيه ای در اين زمينه به توافق برسند.
واحد صلح بانی سازمان ملل متحد در سال 1978 و پس از خروج نظامی اسرائيل از جنوب لبنان در اين منطقه مستقر شد و قرار بود تا تحکيم اقتدار نظامی دولت مرکزی در اين منطقه، به ماموريت خود ادامه دهد اما به دليل ناکارآيی در حفظ صلح در مرز دو کشور مورد انتقاد بوده است.
حضور صلح بانان مانع از عمليات نظامی اسرائيل عليه لبنان و فعاليت گروه های مختلف مسلح در مرز دو کشور نشده است و از جمله در سال 1982، ارتش اسرائيل با عبور از پاسگاه های صلح بانی مناطقی از لبنان را به تصرف خود در آورد
Comment
-
با توجه به تحولات سياسى اخير مطالب مهمى است كه بايد با شما در ميان بگذارم و در اين قضايا موضعگيريهاى شفاف و مشخصى را از نظر سياسى داشته باشيم؛ ما بايد واقعيت اين جنگ را روشن كنيم كه چرا اين جنگ در لبنان شكل گرفت؟ استدلالهاى زيادى نزد ماست كه حقيقت جنگ را مشخص ميكند. رهبران آمريكا واسرائيل خيلى از حقايق را براى ما مشخص ميكند و با توجه به اين مواضع ما ميتوانيم ادامه مسير بدهيم.
برادران و خواهران عزيز، يكى از اين موارد صحبت خانم رايس (وزير امور خارجه آمريكا) در مورد خاورميانه جديد است. آيا اين طرح بزرگ بدنبال اسارت دو نظامى اسرائيلى شروع شد يا اينكه يك طرح از قبل طراحى شده بود؟ اينها ميخواهند خودشان به امور خاورميانه مسلط باشند و فقط و فقط اسرائيل شريكشان باشد. در طرح خاورميانه جديد هر چه شارون و اولمرت ميگويند را بايد بپذيرند و مانع اصلى در خاورميانه جديد حزب الله است بعد ايران و سپس سوريه، لذا آنها ميخواهند بر اين موانع غلبه كنند، انتخابات حماس آنها را غافلگير كرد و دچار تنگنا نمود زيرا به نظر آنها حماس يك گروه تروريست بود كه آنها بايد نابودش ميكردند!! آنها را محاصره كردند بين آنها اختلاف ايجاد نمودند و بعد آنها يك سرباز صهيونيست را اسير ميكنند و اين باعث شد اختلافات داخلى كم شود و بعد آمدن سراغ لبنان، در طى يك سال گذشته آنها تلاش بسيارى به صورت مستقيم و غيرمستقيم در لبنان انجام دادند و اوضاع لبنان را بشدت پيگيرى مينمودند.
اما وقتى از مسائل داخلى (پيش آمده) نااميد گشته فهميدند در داخل نميتوانند به مقاومت اسلامى لبنان غلبه كنند زيرا مردم با حزب الله بودند، بعد رفتند سراغ ارتش لبنان، متوجه شدند كه از اين طريق هم نميتوانند عليه ما اقدام كنند، زيرا ارتش لبنان يك ارتش ملى است و خود را قربانى توطئه اسرائيلى عليه حزب الله نميكند.
در مرحله بعد طرحى دادند كه حزب الله را داخل حكومت دخيل كنند تا شايد به اين طريق حزب الله از راه خودش با درگيرى در كار ، مناصب و مشاغل غافل كنند ولى از اين طريق هم موفق نشدند و ديدند در داخل نميتوانند به حزب الله غلبه كنند بالاخره ديدند كه تمامى توطئههاى آنها بر عليه حزب الله كارساز نيست و حزبالله از سر راه برداشته نميشود.
روشهاى سياسي، داخلي، ارتش و مردم در لبنان عليه حزب الله جواب نميدهد. در عرصه بينالمللى هم اقدامات زيادى انجام دادند، به سوريه فشار آورند، به ايران فشار آورند، ديدند نه ايران نه سوريه حاضر نيستند بر سر حزبالله معامله كنند و نهايتاً به آخرين گزينه روى آوردند كه آن هم راه نظامى بود تا به اين وسيله حزب الله را از سر راه بردارند كه در نتيجه به اين ترتيب هم به سوريه و هم به ايران فشار بياورند و آنها را كنار بزنند، لذا به گزينه جنگ روى آوردند؛ ما شاهد مانورهاى اسرائيل در شمال و جنوب اين كشور بوديم ميدانستيم كه اينها دارند آمادگى كسب ميكنند بر عليه ما و همچنين كار اطلاعاتى را عليه ما شروع كردند و زمان بندى آنها براى آغاز عمليات نظامى سپتامبر سال جارى (دو ماه آينده) بود و بدنبال بهانه ميگشتند تا يك حمله زمينى گسترده را عليه لبنان آغاز كنند و اساساً ميخواستند پايگاههاى كاتيوشاى ما را بزنند و نيروى هوايى آنها ارتش را فلج كند و سپس زير ساختهاى لبنان را از بين ببرند تا به اين ترتيب حزب الله را از بين ببرند البته اين ترتيبى بود كه آنها اتخاذ كردند شايد عدهاى گويند چرا شما دو اسير را گرفتيد؟ ولى آنها اين سناريو را در سپتامبر اجرا ميكردند و از ما ميپرسند شما انتظار اين حجم واكنش اسرائيليها را داشتهايد يا نه؟
بله بعد اسارات دو نظامى اسرائيلى سناريوى آنها آغاز شد و الان شاهد اجراى اين سناريو از پيش طراحى شده هستيم، يعنى عمليات گسترده عليه لبنان، لذا آنها جنگ را به جلو انداختند زوتر از سپتامبر و البته آنها عنصر غافلگيرى را در اين عجله از دست دادند، ولى آنها فكر ميكردند ما غافلگير ميشويم و آمادگى اين جنگ گسترده را نداريم و فكر ميكردند ما را فلج ميكنند و آنها با كمترين و حداقل خسارتها بر ما غلبه ميكنند. اما مقاومت ما سناريوى آنها را ناكام كرد، زيرا دشمن مجبور شد قبل از تكميل اطلاعات (ميدانى) خود دست به اين اقدام بزند. آنها اسم اين جنگ را جنگ گشوده و بازگذاشتند و ما هم اين نبرد را مفتوح ميدانيم و بايد مقاومت كنيم. خطاب من به مردم لبنان و همه ملتها و دولتهايى است كه از ما حمايت ميكنند، ما بايد اهداف اين جنگ را مشخص كنيم، آيا حزب الله به اسرائيل بهانه اين جنگ گسترده را داد؟ خير به نظر ما اين (جنگ) لطف الهى بود به هر حال جنگ آغاز شد و ما كاملاً آماده بوديم و با گرفتن دو اسير آماده اين نبرد بوديم برادران عزيز نقشه آنها اين است كه لبنان را برگردانند زيرا چتر خودشان يعنى حالتى بدتر از قبل سال 1982 ، يعنى لبنان را آمريكايى و اسرائيلى كنند و فقط اوامر آنها را _(مردم و دولت و احزاب) گردن نهند ما با اين طرح شوم مقابله ميكنيم و وارد معركهاى ميشويم كه بقيه اراضى اشغالى خود را نيز آزاد ميكنيم انشاء الله. سيادت خود را مجدداً پيدا ميكنيم و با مقاومت شما ميبينيم حركتهاى سياسى شروع شده قبل از رايس (وزير امور خارجه آمريكا) هياتهاى بينالمللى به لبنان آمدن و شروط آمريكا و اسرائيل را به ما ديكته كردند و راه حلهايى را نيز ارائه نمودند. من نميخواهم حالا وارد ريز جزئيات اين شروط و راهحلها بشوم ولى نماينده ما اين پرونده را پيگيرى ميكند ما هيچ شرطى را كه خوار و ذليل كننده باشد نميپذيريم، مردم شما اين همه قربانى و شهيد داديد، شعار واقعى ما كرامت است. خانهها ويران شد اما اينها دوباره آباد ميشود اما نبايد بگذاريم كرامت ما را پايمال كنند ما البته آماده قبول راه حلهاى سياسى (منصفانه) هستيم، انعطاف هم نشان دهيم تا جايى كه خطوط قرمز ما مورد تعدى و تجاوز قرار نگيرد.
رايس به اسرائيل يك فرصت جديد داد تا جنگ عليه ما را ادامه دهد، الان روزهاى سرنوشتسازى برابر (روبروى) لبنان قرار داد ما هم نياز به همبستگى و صبر بيشتر داريم. ما در مقابل آنها و جنگ ، با مقاومت ادامه خواهيم داد بعد از ادامه اين جنگ از طرف اسرائيل ما شروع كرديم به زدن (موشك باران) حيفا و تصميم به بعد از حيفا هم هست و البته دشمن اين را (زدن حيفا) بر ما تحميل كرد و موشك باران خود را محدود نخواهيم كرد و انشاءالله بعد از حيفا ميرويم البته منتظر زمان مناسب هستيم.
در درگيريهاى زمين مجاهدين ما راه دشمن را سد كردند و ما درگيريها سختى را با دشمن داشتيم تانكهاى آنها را منهدم كرديم ما الان در بنت جبيل درگير هستيم ما هر شهر و روستايى را بخواهند بگيرند و به آن تجاوز كنند با اينها اينچنين برخورد ميكنيم و جلوى آنها را ميگيريم ، ما ارتش كلاسيك نيستيم (خود را محدود به قوانين و خطوط درگيرى نميكنيم) ما با جنگهاى نامنظم و چريكى جلوى آنها را سد ميكنيم و هدف ما گرفتن حداكثر تلفات از دشمن است هر چند دشمن امكانات زيادى دارد و هدف او ممانعت از بمباران شهركهاى شمال فلسطين اشغالى است آنها در صددند اين كار را انجام دهند و اين دليل تجاوز آنها و مقاومت ماست و اگر اين روش آنها ادامه پيدا كند ما از آنها تلفات زيادى ميگيريم سربازانشان، افسرانشان و تانكهايشان را نابود ميكنيم و آنها را مجبور ميكنيم به مرزها برگردند.
ما در درگيرى زمينى دستمان باز است و شما نميتوانيد مقابله كنيد و تلفات زيادى را بايد تحمل كنيد و البته ما در اين راه به خدا توكل داريم و متكى هستيم به بازوان پرتوان مجاهدانمان كه براى معرفت به خداوند و عاشق به لقا الله هستند و دل از دنيا بريدهاند و به آن پشت پا زدهاند.
اما در مورد جنگ روانى ما با شما مردم كاملاً شفاف هستيم كه اگر كسى از فرماندهان و مجاهدين ما شهيد شد به آنها افتخار ميكنيم و چه مجروح و چه اسير شوند ما آنها را اعلام ميكنيم ما در مارون الراس درگير بوديم و جنگيديم وقتى آنها مارون الراس را گرفتند ما گفتيم آنها گرفتند ولى اسرائيل دروغ گفت.
بعضى از رسانههاى عربى و غيرعربى با آنها هستند متاسفانه الان بنت جبيل در دست مجاهدين است و دارند ميجنگند، اسرائيل ادعا دارد كه صدها نفر از ما را كشته و بيست نفر اسير گرفتند! خير آنها فقط در مارون دو نفر را اسير كردند و وقتى فهميدند آنها از حزب الله نيستند آنها را آزاد كردند زيرا آنها از حزبالله نبودند آنها حالا از مكانهاى ديگرى براى تصرف و تجاوز صحبت ميكنند و شما اين دروغها را باور نكنيد ما اگر شهيد بدهيم، اعلام ميكنيم اگر زمينى را از دست بدهيم نيز اعلام ميكنيم. دشمن حقيقت را نميپذيرد و اين نشانه ضعف آنهاست و ماحقيقت را ميپذيريم و آنرا اعلام ميكنيم و راهى را برگزيديم كه به آن افتخار ميكنيم زيرا منتهى به شهادت است و بر پايدارى و مقاومت خود اصرار داريم تا كشورمان را آزاد كنيم و البته امور اين چنين باقى نخواهد ماند و ما پيروز ميشويم كما اينكه اين چنين شد و آينده اين را نشان ميدهد.
كوشش آمريكا هم كارساز نيست، زيرا خونهاى پاكى كه از مردم بر زمين ميريزد چه از حزب الله چه ارتش و چه از مردم، اين خونها حتماً به شمشير ظالمان به اذن خدا پيروز ميشود.
Comment
-
بقا در اردوگاه هاى پناهندگان
فلسطينى هاى لبنان، فراموش شدگان تاريخ
نوشته Marina DA SILVA
ارتش اسرائيل، غزه را که در تابستان گذشته ترک کرده بود، هر روز بمباران ميکند. در حالى که غيرنظاميان کشته ميشوند، ايالات متحده و اتحاديه اروپا به محاصره اقتصادى مردم فلسطين ادامه ميدهند. در همين حال، ميليون ها فلسطينى ساکن کشورهاى ديگر، از جمله لبنان در اردوگاه ها زندگى ميکنند. با وجود بهبود نسبى اخير در چند زمينه، وضعيت آنان همچنان نامطلوب است.
با سوءقصد محمود المجذوب، از مسئولين جهاد اسلامى فلسطين و برادر وى در صيدا مرکز لبنان جنوبى در روز ٢٧ مه، روند بى ثباتى که لبنان گرفتارش است ، تندتر شد. بويژه که فرداى آن روز، ارتش اسرائيل نوار مرزي، دشت بقاع و حوالى بيروت را بمباران کرد. اين بمباران ها که شدت بى سابفه اى داشت، عملى بود تلافى جويانه در مقابل راکت هائى که گفته ميشود فعالان حزب الله و جبهه خلق براى آزادى فلسطين – فرماندهى عمومى FPLP-CG(منسوب به احمد جبرئيل) پرتاب کرده اند. اين امر بحث خلع سلاح حزب الله و فلسطينى ها را دوباره زنده کرد. فلسطينى هاى لبنان که تاريخ و روند مذاکرات، آن ها را به فراموشى سپرده است و عمدتا در اردوگاه ها به سر ميبرند ، دوباره به جلو صحنه سياسى پرتاپ شده اند. آنان تلاش ميکنند که اتفاقا در همين صحنه سياسي، حق بازگشت را که هرگز نفى نکرده اند، به کرسى بنشانند.
خده، زنى فلسطينى بدون اينکه خشم خود را مخفى کند، تعريف ميکند: , مطبوعات ملى و بين المللي، همواره اردوگاه هاى پناهندگان، و بويژه عين الحلوه (١) را به عنوان ناکجا آبادى معرفى کرده اند که ماواى جنايتکاران و افراطيون اسلام گرا ست. ولى ما در اردوگاه ، بيش از چهل وپنج هزار نفرهستيم که با هويت و تاريخ خود پيوند داريم؛ ما را با چند نفر غيرقابل کنترل نبايد يکى گرفت. آنان حداکثر دويست نفرند و محصول اوضاع ناپايدار و بن بست سياسى,. او بيش از همه، از تنش ها و کشمکش هاى مسلحانه اى که بزرگترين اردوگاه لبنان واقع در حاشيه صيدا را به حد انفجار رسانده، نگران است. ولى او بالاخره تصميم گرفت که در خارج از اردوگاه مسکن گزيند. اين کار، تعادل خانواده او را بر هم زده است، زيرا شوهر او که مغازه کوچکى در اردوگاه دارد، در همان جا مانده است و فرزندان شان آخر هفته ها را در اردوگاه ميگذرانند. اما آن چه بيش از درگيرى ها موجب خستگى خده گشته ، رکود اقتصادى عين الحلوه و فقرى است که آشکارا در کوچه هاى تنگ و باريک و غيربهداشتى و نيز در خانه هاى درب و داغان اردوگاه به چشم ميخورد. اين شرايط، محيط مناسبى براى رشد در اختيار اسلاميست هاى تندرو ميگذارد.
تجاوز اسرائيل در سال ١٩٨٢ [به لبنان] و خروج اجبارى سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) و رزمندگان آن را ميتوان نقطه عطفى به حساب آورد. در واقع، ساف به ٦٥ درصد فلسطينى ها کار عرضه ميکرد و بنيه مالى ضرورى براى ساختار بهداشتى و آموزشى آن ها را تامين ميکرد، ساختارهائى که درب آنها به روى لبنانى هاى بى بضاعت نيز باز بود. علاوه برآن، فلسطينيان لبنان احساس کردند که فراموش شدگان پيمان هاى اسلو در سال ١٩٩٣ هستند چرا که ساف تلاش هاى ديپلماتيک خود را متوجه کرانه باخترى و نوار غزه کرد. بالاخره، اعتبارات کشورهاى اروپائى به سوى سرزمين ها روانه شد واز کمک هاى اداره سازمان ملل متحد براى پناهندگان فلسطينى UNRWA، (٢) بنگاه هاى وابسته به سازمان ملل و سازمان هاى غير دولتى NGO بين المللى که به لبنان اختصاص داشت، بطور موثرى کاسته شد. به اين ترتيب، در اثر پيامدهاى جنگ و مشکلات اقتصادي، اردوگاه ها به مکان هاى عقب مانده اى تبديل شدند.
سازمان هاى اسلام گرا و بطورعمده جهاد اسلامى و حرکت مقاومت اسلامى (حماس) توانستند با توجه ويژه به فقيرترين اقشار مردم ، مساعدت مالى ومادى که جايش بطور اسفناکى خالى بود به آنان عرضه کنند. حماس توانست از خشم ناشى از اخراج چهارصد وپانزده فلسطينى نزديک به آن سازمان در دسامبر ١٩٩٢از جنوب لبنان و سپس اثرات سياست , قتل هاى فرا قانونى, اسرائيل ، بويژه قتل شيخ احمد ياسين در مارس ٢٠٠٤ و قتل عبدالعزيز الرنتيسى در آوريل همان سال، بهره گيرى نمايد. تصاوير اين دو را در همه جا ميتوان ديد. پيروزى حماس در انتخابات مجلس فلسطين در ژانويه ٢٠٠٦ مايه تقويت آن سازمان در لبنان نيز گرديد.
ام فضه از وابستگان به جبهه خلق براى آزادى فلسطين FPLP که ,مثل همه, دچار حيرت شده ، از نتيجه انتخابات زياد ناراضى نيست . او فکر ميکند که اين انتخاب ,عليه فساد و براى مطالبات حقوق فلسطينى ها از جمله حق بازگشت, صورت گرفته است. مثل بسيارى ديگر، براى اوعين الحلوه که درضمن زادگاه فرزندان اش نيز ميباشد، بسيار تغيير کرده است. در هنگام تولد آنان اين اردوگاه نماد فعاليت سياسى و ايجاد جامعه فلسطين در تبعيد بود. او ميگويد: ,امروز، اهالى گروگان جناح هاى سياسى اند که مشغول تصفيه حساب بين خود ميباشند. ما مرتبا شاهد مرگ افراد هستيم و مردم مى ترسند. ولى آن ها نميخواهند که اينجا را ترک کنند، زيرا اردوگاه مکانى عمومى است که همواره نماد انتظار بازگشت و مبارزه براى حقوق مان ميباشد, . روز اول ماه مه يکى از اعضاى الفتح بدست يک اسلام گراى اسباط الانصار کشته شد ( جامعه پارتيزان ها – گمان ميرود که اين گروه سلفى با القاعده ارتباط دارد(٣)). اين درگيرى ها هم ابعاد سياسى و هم جنائى دارند و اغلب از مسائل درونى فراتر رفته و در چارچوب استراتژى ايجاد تنش قرار ميگيرند. اين تنش ها از سوى سرويس هاى اطلاعاتى مخفى دامن زده شده و ايجاد سردرگمى ميکند. عين الحلوه نماد اردوگاه سياسى است که در آن جا همه احزاب فلسطينى حضور سياسى دارند و پايتخت واقعى فلسطينى هاى در تبعيد ميباشد.
ابو على حسن، از رهبران پيشين عين الحلوه که اکنون مسئول ارتباط با احزاب سياسى لبنان در مارالياس (اردوگاه کوچکى در بيروت با اکثريت مسيحى ) است ، با سادگى ميگويد ,شرايط حساس است. خلع سلاح سازمان هاى فلسطينى که قطع نامه ١٥٥٩ مصوب سپتامبر ٢٠٠٤شوراى امنيت سازمان ملل (به ابتکار آمريکا و فرانسه) خواهان آن است، يکى از پرونده هاى زندگى سياسى لبنان مى باشد (٤) . دولت اتحاد ملى لبنان کميته اى را مامور مذاکره در مورد خلع سلاح پايگاه هاى خارج از اردوگاه ها و قانونمندى حمل سلاح در داخل اردوگاه ها نموده است. ما بر روى گزينش کميته مشترک واحدى کار ميکنيم و ميخواهيم که اين پرونده تنها از زاويه امنيتى بررسى نگشته بلکه نتايج حاصل موجب پيشبرد حقوق سياسى ما و بهبود شرايط انسانى در اردوگاه ها هم بشود,. بازگشائى نمايندگى ساف در جنح واقع در حومه جنوبى بيروت در ١٦ مه ٢٠٠٦ از نگاه آقاى حسن داراى مفهوم سياسى قوى است. , دولت لبنان نميخواهد در اين ماجرا به زور متوسل شود و امرى که مسئله ساز است ، عمدتا حضور مسلحانه فلسطينى ها در دوازده پايگاه پراکنده در دشت بقاع و مناطق ساحلى نهمه در ١٥ کيلومترى جنوب بيروت ميباشد,.
در چنين اوضاع آشفته اي، اظهارات محمود عباس رئيس تشکيلات خودگردان فلسطين در هنگام بازديد از پاريس در اکتبر ٢٠٠٥ مبنى بر ,لزوم تبعيت فلسطينى هاى مقيم لبنان از قانون , و اين که آنان وضعيت ,مهمان, را دارند، اثر خوبى نداشت.
روزنامه هاى لبنان دائما از نفوذ رزمندگان فلسطينى مقيم سوريه در بخش شرقى بقاع خبر ميدهند که ارتش لبنان را وادار به مسدود کردن چهل گذرگاه غيرقانونى بين دو کشور کرده است . اين ارتش همچنين موقعيت خود گرداگرد مواضع فلسطينى هاى وابسته به سازمان هاى هوادار سوريه مقيم دمشق نظير جبهه خلق – فرماندهى عمومى و الفتح – انتفاضه ( انشعابى از الفتح به سرکردگى ابو موسى) و الصاعقه (شاخه فلسطينى حزب حاکم بعث سوريه) را تنگ تر ساخته است.
نبيل مسئول کميته مردمى اردوگاه بداوي، واقع درنزديکى طرابلس در شمال لبنان، ميگويد , ما به دليل پيشبردن مقاومت مسلحانه عليه اسرائيل ، تحرک و نفوذ خود را حفظ کرده ايم و به همين دليل است که ما را به ديده مانعى براى صلح مى بينند.,. بداوي، با خانه هاى تو در تو و کوچه ها و لوله کشى هاى جديد آب ، از نواحى کشمکش دورمانده و ممکن است مکانى امن ومفرح بنظر آيد ولى براى نيبل، تهديد جنگ وجود دارد: , هواپيماهاى اسرائيلى دائما بر فراز لبنان از جنوب تا شمال، بدون ترس از هيچ مجازاتى پرواز ميکنند. و سپس مى افزايد ,صبرا وشاتيلا تا ابد در حافظه هاى ما باقى خواهد ماند زيرا ما را به رغم حفاظت نيروهاى بين المللى قتل عام کردند. سلاح هاى موجود در اردوگاه ها براى تضمين امنيت خود ماست, (٥).
اما، مسئله اسلحه هاى اردوگاه ها پرده ساترى است براى پوشاندن شرايط زندگى و تبعيد فلسطينى ها. بر طبق اسناد UNRWA ، تعداد پناهندگان فلسطينى در لبنان در مارس ٢٠٠٦ حدود چهارصد وچهارهزار نفر است که دويست هزار نفرشان در دوازده اردوگاه پراکنده در کشور زندگى ميکنند. اين اردوگاه ها عبارتند از: در بيروت: مار الياس، برج البراجنه، صبرا و شتيلا، دبيه؛ در جنوب و نزذيک صيدا : عين الحلوه و ميه ميه؛ و در صور: البص، رشيديه، برج الشمالي؛ در طرابلس، در شمال: نهرالبارد و بداوى. و در شرق در بقاع: واويل. همچنين بايد اردوگاه هاى گتو مانند کوچک غير قانونى را که ,تجمع, ناميده ميشود، بر آن ها افزود. UNRWA اين گتو ها را به رسميت نشناخته و اين موسسه به آن ها کمک نميکند. ارتش لبنان فشار خود پيرامون اردوگاه ها و بويژه در جنوب را حفظ کرده است. در اين ناحيه قريب به صدهزار پناهنده زندگى مى کنند که ارتش ورود و خروج آنان را کنترل کرده و نياز به داشتن جوازعبور دارند. الفتح نيرومندترين سازمان در اين اردوگاه هاست در حالى که در اردوگاه هاى بيروت ، شمال لبنان و دشت بقاع ، سازمان هاى هوادار سوريه هنوز نفوذ چشمگيرى داشته و پيشرفت سازمان هاى اسلامى در همه جا چشمگير است. ناظرين، نفوذ دو سازمان الفتح و حماس را هم طراز ميدانند.
ممنوعيت اشتغال به پزشکى ، معمارى و ...
بر طبق آمار UNRWA ، ٦٠ درصد پناهندگان فلسطينى در زير خط فقر زندگى ميکنند و ميزان بيکارى در ميان آن ها به ٧٠ درصد ميرسد. پناهندگان فلسطينى حق اشتغال به هفتاد و دو حرفه را در بيرون اردوگاه ها نداشته و تا اطلاع ثانوي، آنان اجازه حمل مواد ساختمانى به درون اردوگاه ها را هم ندارند. آنان نميتوانند خاک لبنان را ترک يا بدون ويزا مجددا وارد آن شوند. مدت اعتبار اين ويزا شش ماه است.
طراد حماده، وزير کار لبنان، نزديک به حزب الله در ژوئن ٢٠٠٥ بخشنامه اى به سود فلسطينيان متولد لبنان که اسامى شان در دفاتر وزارت کشور به ثبت رسيده، امضا کرد که قسمتى از ممنوعيت اشتغال براى فلسطينى ها را لغو کرد. ولى اين بخشنامه شامل تحصيل کردگان فلسطينى نميشود. آنان همچنان نميتوانند در زمينه هاى پزشکي، آرشيتکت، حقوق ... مشغول کار شوند. حتى کلمه اى در مورد رفرم سال ٢٠٠١ به گوش نميرسد ، رفرمى که بر طبق آن خريد خانه و مستغلات در لبنان براى فلسطينى ها ممنوع شده بود. اين رفرم آشفتگى قضائى واقعى از جمله در زمينه ارث ايجاد کرد.
سميره صلاح مدير بخش امور پناهندگان فلسطين در ساف و هماهنگ کننده کارزار براى حقوق پناهندگان فلسطينى در لبنان وحق بازگشت آنان است ، حقى که در قطع نامه ١٩٤ سازمان ملل متحد پيش بينى شده است. از ديدگاه وي، اقدامات وزير کار لبنان هر چند پيشرفتى محسوب ميشود ولى بطور روشن چيزى را تغيير نميدهد. او عقيده دارد , در سال ١٩٩٥، پيشنهاداتى شده بود که بر طبق آن يک فلسطينى متولد لبنان حق کارکردن دارد، به شرطى که داراى جواز کار باشد. اما وصول چنين جوازى عملا غير ممکن بود و پيشنهاد وزير کار شامل استفاده از خدمات تامين اجتماعى و بيمه ها نيز نميشد
اين کارزار در اوايل آوريل ٢٠٠٥ از سوى گروهى مرکب از بيست و پنج انجمن فلسطيني، شوراى ملى فلسطين، بخش امور پناهندگان ساف و اعضاى ,جامعه مدنى, فلسطين شروع شد.
Comment
-
دويچه وله: آقاى آجودانى، حالا كمى برگرديم به وضعيت كنونى در ايران. به نظر شما جامعه ى ايران در كل خودش چگونه جامعه اى ست. آيا هنوز جامعه اى سنتى و مذهبى است؟
ماشااله آجودانى: نه. من مطمئنم كه نه جامعه ى سنتى ست و نه جامعه ى مذهبى. ايران برزخى يا دوزخى ست از سنت و مدرنيزم. ما اكنون در جهان مدرن زندگى مى كنيم، ولى با ذهنيت سنتى. آنچه كه در ايران بسيار واضح و آشكار است، آن مقاومت سرسختى ست كه بخشهاى سنتى و ذهنيت سنتى انجام مى دهد. بنابراين ايران جامعه ى سنتى نيست. ما همين الان كه از جامعه ايران صحبت مى كنيم، ابعاد مدرنيزم را در بخشهاى مختلف در جامعه مى بينيم. براى اينكه اين تحليل مدرنيزم جهانى ست، براى اينكه واقعيت جهانى ست و غير از اين راهى وجود ندارد و به همين دليل سرنوشت كشورهايى كه در برزخ سنت و مدرنيزم دست و پا مى زنند و بايد تكليف شان روشن شود، تاريخ متفاوتى دارد و نگاه متفاوتى مى خواهد.
ما بايد اين شرايط بحرانى را كه در واقع شرايطى ست كه كشورهايى مانند ايران در برزخ سنت و مدرنيزم دست و پا مى زنند، براى آنها بيان تازه اى بيابيم تا بتوانيم مشكلاتشان را تفسير كنيم تا بتوانيم راه برون رفتى از اين قضايا پيدا كنيم. به اعتقاد من يكى از راههاى برون رفت ها اين است كه بزرگترين بدفهمى اى كه در مورد سنت پيش آمده است، در همين تجدد ما اتفاق افتاد. يعنى در تجدد ما بود كه تاريخ ايران تكه پاره خوانده شد. هر كسى يك سمتى را گرفت. ماركسيست هاى ما تمام تاريخ ايران را تاريخ ستمشاهى قلمداد كردند و در سراسر تاريخ ايران به دنبال نهضت هاى روستايى رفتند و يا به دنبال مزدك رفتند و يا خواستند از نظر طبقاتى بخشهايى از جامعه ايران را بررسى كنند و آرمانشان هم ايجاد يك جامعه ى سوسياليستى بود كه اصلا معلوم نبود با ايران چه مناسبتى دارد. ناسيوناليست هاى ما ۱۴۰۰ سال تاريخ ايران اسلامى را به كلى كنار گذاشتند و فقط چسبيدند به ايران باستان و در راس آن به اصل شكوهمند و درخشان حكومت ساسانى. مذهبيون ما تاريخ باستانى و ايران باستانى ما را ناديده گرفتند و فقط به دوران اسلامى پرداختند و در مقاطع مختلف به بخشهايى از دوران اسلامى اهميت دادند.
ما ملتى هستيم كه وجدان تكه پاره اى نسبت به تاريخمان داريم. هنوز ما نتوانسته ايم يك نگاه معتدل كه استمرار تاريخى ايران را، از ايران باستان تا به امروز بنگرد را به وجود بياوريم و به همين دليل اگر نتوانيم اين تجدد خودمان را نقد بكنيم و بدفهمى هاى خودمان را نقد بكنيم، نمى توانيم راه را بر نقد سنت بازگذاريم. اين درست است كه در غرب تجدد با نقد سنت آغاز شد. ولى من اعتقاد دارم در كشورهايى مانند ايران، اگر امكان اين باشد كه تجدد باز و روشن شود، در درجه ى اول با نقد همين تجدد كژدار و مريز ما بايد آغاز گردد. براى اينكه اين تاريخ ما تاريخ جديد است و از درون سنت ما بيرون نيامده، بلكه از درون برخورد ما با تمدن جديد بيرون آمده و اينجاست كه به عقيده ى من در كشورهايى مانند ايران، آنچه كه بيشتر اهميت دارد همين نقد تجدد كژدار و مريز است و بعد با نقد اين تجدد بايد راه را باز كرد بر نقد سنتى كه همچنان حضور دارد و متأسفانه امروز نه تنها حضور دارد، بلكه قدرت نظامى و سياسى را هم در اختيار دارد.
دويچه وله: تا آنجايى كه من اطلاع دارم روشنفكران دينى امروز ايران معتقدند كه نخست بايد نقد سنت كرد و بعد نقد تجدد. آنها معتقدند كه از آنجا كه ما برخاسته از همين جامعه سنتى و مذهبى هستيم، بنابراين دين را بهتر مى شناسيم و به همين خاطر بهتر مى توانيم آن را اصلاح كنيم و نه انديشه ى روشنفكران عرفى و بدينگونه مى خواهيم پروژه ى مشروطه را ادامه دهيم. آيا فكر مى كنيد اين نظر واقع بينانه است؟
ماشااله آجودانى: اين بحثى كه اين افراد مطرح مى كنند كه چون ما روشنفكران مذهبى هستيم، ما مى توانيم بهتر نقد سنت كنيم، خوب اگر واقعا اينطور است كه بفرماييد و انجام دهيد. يعنى فهم اين كه، در واقع اين نحوه ى تفكر كه نقد سنت را فقط بايد روشنفكران مذهبى بكنند، اين تفكر، تفكرى ست از اساس غلط. نقد در يك جامعه جنبه ى فرهنگى _ عمومى دارد. فرد در آن اهميت ندارد، معتقدات شخصى فرد در آن مهم نيستند. نقد سنت آن زمانى مى تواند در جامعه ى ما شكل بگيرد كه به طور بنيادى در همه ى بخشهاى مختلف جامعه بتوانند اين سنت را نقد كنند. نه اينكه چهارتا روشنفكر مذهبى بخواهند اين سنت را نقد كنند. اين حرفهايى كه اين افراد مى زنند، عمدتا به اعتقاد من اصلا بدفهمى قضايا است.
مهمتر از همه، اين روشنفكر به اصطلاح مذهبى تناقضى را با خود حمل مى كند. او خود محصول همين برزخ تجدد و سنت است. خود او با صحبت هايى كه مى كند محصول تجدد است و خود او اول بايد تكليف خود را با اين تجدد روشن كند و اگر نتواند بيان آشكار و روشنى از اين تجدد داشته باشد، دوباره آنها در چنبره ى همان قضيه اى مى غلطند كه من از آن به عنوان تقليل در تاريخ ۱۵۰ ساله ى ايران ياد كردم. ما مرتب در حال تقليل دادن هستيم. مشاهده كنيد، آقاى خاتمى نمونه ى آن است. آقاى خاتمى اول گفته است، جامعه ى مدنى. بعد از مدتى كه روحانيون به او فشار آوردند و با او برخورد كردند، گفت منظور من از جامعه ى مدنى، مدينته النبى ست. آخر كجاى دنيا ممكن است يك آدمى، يك روشنفكر در پايان قرن بيستم و اوايل قرن بيست و يكم بگويد، جامعه ى مدنى، مدينته النبى است. معنايش اين است كه ايشان نه مدينه النبى را درست مى شناسد، نه جامعه ى مدنى را. اين تعارف بردار نيست و ما بايد اينها را با صداى بلند به وجدان جامعه ايران برسانيم. تا كى مى خواهيم سر خود را با اين حرفها كلاه بگذاريم كه جامعه مدنى همان مدينته النبى است. يا حرفهايى كه امروز در ايران زده مى شود تحت عنوان دموكراسى دينى، اين نه بنياد تاريخى در جهان دارد، نه بنياد جامعه شناختى دارد.
اشتباه نشود، در غرب درست است كه انديشه ى جديد از درون سنت دينى برخاست و با نقد سنت دينى، ولى معنايش اين نيست كه الزاما سرنوشت كشورهايى مثل ما كه در برزخ سنت و مدرنيزم زندگى مى كنيم و در دنيايى زندگى مى كنيم كه تجدد بيان حقوقى در جهان مى يابد، باز بتوانيم از همان راه برگرديم و برويم از اول سنت را به شيوه ى غربى ها نقد كنيم تا بتوانيم به تجدد برسيم. اين درست مثل اين است كه در عصر هواپيما و اختراع هواپيما، شما بخواهيد دوباره دوچرخه را اختراع كنيد. همين است كه من معتقدم اين تناقضات بنياد تاريخى و بنياد فرهنگى دارد و اگر ما نتوانيم همين تجدد را، چون من همين روشنفكران دينى را محصول تجدد خودمان مى دانم، محصول تجدد متناقض خودمان مى دانم، اگر نتوانيم اين تجدد را نقد كنيم، به جايى نمى رسيم و مبناى نقد ما نسبت به تاريخ ايران يا مبناى نقد ما نسبت به سنت بايد با همين نقد تجدد همراه بشود تا اين بدفهمى هاى ما در تجدد براى ملت ما آشكار شود يا براى جامعه ى فكرى ما آشكار بشود تا بتواند راه تازه اى پيدا كند كه جايگاه سنت را در دنياى مدرن مشخص كند.
من نه ضد دين هستم و نه ضد اعتقادات اين مردم هستم. من معتقدم در يك جامعه ى قانونمند دين بهتر از امروز جايگاهش مشخص مى شود. دين امرى ست معنوى و قدسى و كشاندن مسئله ى دين به دنياى سياست و به دنياى مسايل سياسى و انقلابى خودش پديده ى بيمارگونه ى تجدد ما است. ما در سنت چنين چيزهايى را نداريم. يعنى در سنت هرگز دين را به عنوان يك عامل سياسى _ اجتماعى از آن استفاده ى ابزارى نكردند يا اگر كردند بسيار كم بوده است و اين در تجدد ماست كه ما از دين اين طور استفاده ى ابزارى و سياسى مى كنيم. و اين ها بيمارى هاى تجدد ما است كه بايد به طور اصولى و بنيادى مورد نقد و بررسى قرار گيرند.
دويچه وله: آقاى آجودانى متشكرم از اينكه دعوت ما را براى اين گفتگو پذيرفتيد.
ماشاءاله آجودانى: من هم از شما بسيار متشكرم.
Comment
-
سپاه و کار فرهنگی ـ رسانه ای
سپاه به کار فرهنگی ـ رسانه ای اهمیت زیادی قائل است. یحیی صفوی در همایش فرماندهان و مسئولان نیروی زمینی سپاه میگوید: "پویائی و تحول دائمی انقلاب اقتضا میکند سپاه هم همپای انقلاب از تحول و نوشوندگی روز بروز برخوردار باشد و زنده و پویا به نیازهای دفاعی، امنیتی، فرهنگی و سازندگی کشور در ابعاد مختلف پاسخ دهد" (روزنامه اعتماد ـ هفتم ماه زوئیه سال ۲۰۰۵). این گفته نشان میدهد که سپاه کار فرهنگی را جزو یکی از عرصه های چهارگانه فعالیت خود میداند و در آن حوزه هم مانند سه حوزه دیگر فعال است . .
صدا و سیما و وزارت ارشاد در کار فرهنگی ـ رسانه ای از جایگاه ویژه برخوردارند. سپاه همواره در صدد قبضه آندو بود. سپاه در دوره میرسلیم عده ای را به وزارت ارشاد فرستاد که از جمله آنها عزت الله ضرغامی بود. او که مدتی مدیریت یک مجموعه صنعتی نظامی را برعهده داشت، به معاونت سینمایی وزارت ارشاد در آمد .
در همان زمان براثر فشارهای وارده، محمد هاشمی از مقام ریاست صدا و سیما کنار کشید و علی لاریجانی که سابقا جزو فرماندهان سپاه بود، جای او را گرفت. عزت الله ضرغامی هم بعد از روی کار آمدن محمد خاتمی به علی لاریجانی پیوست. بنوشته نیما راشدان در آن سالها: ".. بعدا رادیو وتلویزیون هم تحویل سپاه شد و تنها در یک قلم بیش از ۴۰۰ پاسدار بسوی جام جم پر گشودند" (پل پوت و سردارانش ).
بعد از رفتن علی لاریجانی، صدا و سیما در اختیار ضرغامی قرار گرفت که جزو فرماندهان سپاه بود. احمدی نژاد نیز وزارت ارشاد اسلامی به محمدحسین صفارهرندی (عضو سابق دفتر سیاسی سپاه) سپرد. اکنون در راس بزرگترین و فراگیرترین رسانه کشور و در راس وزارت ارشاد که امور فرهنگی و رسانه ای کشور را در اختیار دارد، فرماندهان سابق سپاه قرار دارند .
سپاه در حوزه های مختلف فرهنگی از جمله سینما به سرمایه گذاری دست زده و در تولید فیلم مشارکت می نماید. سپاه نشریات متعددی را راه انداخته و در محلات هم کار فرهنگی میکند .
سپاه و تکنولوژی
سپاه برای راه اندازی صنایع نظامی و تولید سلاحهای مدرن به تکنولوژی پیشرفته و افراد متخصص نیازمند است. سپاه در این زمینه دانشمندان و متخصصان ایرانی را جلب کرده، به کشورهای غربی دانشجو اعزام کرده، دانشگاه راه انداخته و موسسات تحقیقاتی دایر کرده است. هم اکنون بخش قابل توجهی از دانش تکنولوژیک، موسسات تحقیقاتی و کادرهای متخصص کشور در اختیار سپاه است .
سپاه دارای مجتمع های نظامی ـ صنعتی است که اطلاع چندانی از آنها در دست نیست .
سپاه و پروژه هسته ای
پروژه هسته ای که از چند سال پیش بیک معضل در سطح جهانی تبدیل شده است، در اختیار سپاه قرار دارد. مسئولین آژانس بین المللی میگویند که اگر هدف از پروژه هسته ای بهره گیری از انرژی اتمی است، چرا در اختیار وزارت نیرو قرار ندارد؟ سپاه ارگان نظامی است و سپردن پروژه اتمی به آن میتواند اهداف نظامی را به ذهن متبادر سازد .
گرچه هدایت مذاکرات پیرامون بحران هسته ای با شورای عالی امنیت و دبیر آن علی لاریجانی است، ولی قرار گرفتن پروژه هسته ای در تحت مسئولیت سپاه، موقعیت سپاه را در جمهوری اسلامی بالا برده است .
سپاه قدس و مقاومت بسیج: دو بازوی سپاه در خارج و داخل کشور
سپاه پاسداران بنا بفرمان خمینی در ۲۶ شهریور سال ۱٣۶۴ دارای سه نیروی زمینی، هوائی و دریائی گردید. بعد از جنگ و مرگ خمینی و قرار گرفتن خامنه ای در فرماندهی نیروهای نظامی، دو نیروی دیگر بر ساختار سپاه افزدوه شد: سپاه قدس و مقاومت بسیج. سپاه بدین ترتیب دارای پنج نیرو شد .
سپاه قدس
حسن روحانی در شماره جدید ارگان مرکز تحقیقات مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشته است: باید بین انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، یکی به عنوان اولویت نخست انتخاب شود. بعد از گذشت ۲٨ سال از عمر جمهوری اسلامی بار دیگر این موضوع بمیان کشیده شده است: ام القرا و یا صدور انقلاب اسلامی. در ابتدای انقلاب این موضوع با حدت تمام مطرح بود. سران جمهوری اسلامی هم میخواستند جمهوری اسلامی را در ایران مستقر سازند و هم انقلاب اسلامی را به دیگر کشورها صادر کنند .
بر همین پایه در سپاه پاسداران واحد نهضتهای آزادی بخش بوسیله محمد منتظری که از سالها قبل مناسبات نزدیک با آنها داشت، دایر گردید. بجهت عملکرد محمد منتظری که در چارچوب سپاه و دولت موقت نمی گنجید، تنش بین او و فرماندهی سپاه و دولت بازرگان بوجود آمد که اوج آن در اشغال فرودگاه مهرآباد توسط محمد منتظری و نیروهای او بود. این تنشها موجب شد که در دوره دولت رجائی واحد نهضت های آزادیبخش در سپاه منحل گردد. بخشی از نیروهای این واحد جذب واحد اطلاعات گردید و بخش دیگر از سپاه خارج و جریان نهضت جهانی اسلام به رهبری مهدی هاشمی را تشکیل داد. انحلال این واحد با حمایت رفسنجانی و از طریق مصوبه مجلس صورت گرفت. "واحد نهضتها در این دوره همکاری بسیار نزدیکی با سایر نهضتهای آزادیبخش در سرتاسر جهان داشت و حتی کنفرانسهایی را نیز با حضور رهبران این سازمانها در تهران برگزار کرد که بازتاب گستردهای در جهان داشت" (ساختار اطلاعات و امنیت در سپاه پاسدارا ن ـ نوشته دکتر مهدی طلعتی ).
با وجود انحلال واحد نهضتهای آزادیبخش، سپاه در جریان جنگ برنامه های خود را از طریق بخش اطلاعات پیش برد و در ایجاد و تقویت حزب الله در لبنان نقش جدی بازی کرد. اطلاعات سپاه در انفجار مقر نیروهای فرانسوی و امریکائی در بیروت دخالت داشت. محسن رفیق دوست وزیر سابق سپاه پاسداران طی سخنانی در یکی از کارخانجات صنایع دفاع کشور که در روزنامه رسالت ۲۹ تیر ۷۰ درج شد گفت: "در پیروزی انقلاب در لبنان و در خیلی از جاهای دنیا آمریکا ضرب شست ما را بر پیکر منحوس خودش احساس میکند و میداند آن مواد منفجرهای که با آن ایدئولوژی ترکیب شد و در مقر تفنگدارهای دریایی چهارصد افسر و درجه دار و سرباز را یک مرتبه به جهنم فرستاد. هم تی ان تی آن مال ایران بود و هم ایدئولوژیش از ایران رفته بود. این برای آمریکا بسیار محسوس است...آیا آمریکایی ها این سخنان را نشینده و یا نخواندهاند؟ ".
خامنه ای به جریانهای اسلامی در کشورهای مسلمان توجه ویژه دارد. همچنانکه گفته شد سپاه قدس بعنوان سپاه فرامرزی بخواست او بعد از جنگ دایر گردید. اما این سپاه تا زمان بحران بوسنی با مشکلات جدی روبرو بود. بحران یوگسلاوی وضعیت سپاه قدس را دگرگون کرد. با وجود اینکه فرماندهی سپاه و هاشمی رفسنجانی مخالف درگیری ایران در بوسنی بودند، اما سپاه قدس برای ارزیابی وضعیت، نیروهائی را به بوسنی اعزام کرد. فرمانده این نیروها محمد نقدی و معاون او حسین الله کرم بود. شدت گرفتن بحران در بوسنی و کشتار مسلمانان موجب گسترش فعالیت سپاه قدس گردید .
قرارداد صلح دیتون بجنگ در بوسنی خاتمه داد. این قرارداد خواهان خروج نیروهای دیگر کشورها از جمله سپاه قدس از بوسنی بود. اما سپاه قدس تشکیلات گسترده در حوزه های فرهنگی، اقتصادی و بازسازی ایجاد کرده بود و توانست به حضور خود در بوسنی ادامه دهد. در اواخر دوره ریاست جمهوری رفسنجانی، قاسم سلیمانی فرمانده لشگر ۴۱ ثارالله سپاه جای احمد وحیدی را گرفت. با فرماندهی قاسم سلیمانی، سپاه قدس بر ابعاد فعالیت خود در تعدادی از کشورها افزود. به نوشته واشنگتن پست، نیروی قدس در اغلب کشورهایی که دارای اکثریت مسلمان هستند عواملی دارد و هدف آن: "ایجاد رابطه با مبارزان اسلامی و گروه های رادیکال و حمایت مالی از این گروه ها یا شخصیت های اسلامی است که به اصول و اهداف سیاست خارجی دولت ایران اهمیت می دهند ".
سپاه قدس علاوه بر ایجاد ارتباط با جریانهای اسلامی به کار کسب اطلاعات خارجی بویژه در کشورهای بوسنی، حاشیه خلیج، فلسطین، لبنان، افغانستان، ترکیه و عراق و جمع آوری اطلاعات پیرامون تکنولوژی هسته ای و موشکی می پردازد و عملا جای وزارت اطلاعات را در این زمینه گرفته است .
سپاه قدس سپاه فرامرزی است که حوزه فعالیت آن خارج از کشور است. اما دارای دو عملکرد است :
ـ انجام عملیات برون مرزی. برای انجام عملیات برون مرزی دارای قرارگاههای عملیاتی در داخل وخارج از کشور است .
ـ تربیت کادر در دانشکده قدس برای جریانهای اسلامی و طرفداران جمهوری اسلامی در کشورهای دیگر .
سپاه قدس قبل از حمله دولت بوش به عراق از نیروهای اپوزیسیون طرفدار جمهوری اسلامی حمایت همه جانبه ای داشت. بعد از برکناری صدام، سیاست پیشنهادی سپاه در شورای امنیت عالی پذیرفته شد و اجرای آن به سپاه قدس واگذار گردید. سپاه قدس در اجرای سیاست مصوب شورای عالی امنیت بطور سازمانیافته و برنامه ریزی شده در عراق حضور پیدا کرد. همچنانکه قبلا گفته شد زمین گیر شدن دولت بوش در عراق و پیروزی جریانهای شیعه در انتخابات، موجب شد که موقعیت سپاه و بویژه سپاه قدس در ساخت قدرت ارتقا پیدا کند .
سپاه قدس و ترور مخالفین
گفته میشود که سپاه قدس سازمانگر تعدادی از ترورها در خارج از کشور بوده است. از جمله :
ـ ترور قاسملو و فاضل رسول و عبد الله قادری *
ـ ترور محسن حکیم **
موقعیت سپاه قدس در ساختار قدرت
سپاه قدس عملا بیک پای اصلی در سیاستگذاری جمهوری اسلامی در منطقه تبدیل شده و عملکرد آن بیک عامل ایجاد بحران در مناسبات جمهوری اسلامی با برخی از کشورهای منطقه گشته است .
دولت بوش نسبت به نقش سپاه قدس در عراق حساس شده و بارها رامسفلد ترورهای عراق و تقویت و تجهیز تروریستها را به سپاه قدس و فرمانده آن سلیمانی نسبت داده است .
مقاومت بسیج
خمینی در سال ۱۹٨۰ برای فراخوان جوانان جهت حضور در جبهه های جنگ، مقاومت بسیج را تشکیل داد. بسیج در جلب جوانان و اعزام آنها به جبهه های جنگ نقش موثری داشت. بسیج از ابتدا از افراد داوطلبین تشکیل میشد و فاقد سازماندهی هیرارشی بود .
بعد از جنگ وظیفه حفظ امنیت شهرها، سرکوب شورشها و حرکات اعتراضی گروههای مختلف اجتماعی به بسیج سپرده شد و در این ارتباط گردانهای عاشورا و الزهرا تشکیل گردید .
در طی یکسال گذشته و بعد از تشدید بحران هسته ای و اتخاد سیاست تغییر رژیم ایران توسط دولت بوش، تقویت و تجهیز بیشتر این دو گردانها در دستور کار قرار گرفت و مجلس در مهرماه پارسال اجازه برداشت ٣۵۰ میلیون دلار از حساب ذخیره ارزی برای تقویت و تجهیز دو گردان عاشورا و الزهرا را به دولت داد. "افزایش فشار در پرونده هسته ای و احتمال حمله نظامی به ایران هم باعث شد تا این گردان ها، که پیشتر آموزش های جنگ شهری را با عنوان "عملیات کوی و برزن" دیده اند، به سلاح های نیمه سنگین و سنگین نیز تجهیز شوند." (تجهیز کم سابقه بسیج در شهرها ـ اسفندیاری صفاری سایت روز ).
بگفته فرمانده منطقه مقاومت بسیج تهران بزرگ، گردان های عاشورا و الزهرا در تهران هر یک ۱۲۰ گردان را شامل میشوند. و بگفته رحیم صفوی در سطح کشور ۲۵۰۰ گردان تشکیل شده است که سپاه میخواهد ۱۲۰۰ گردان عاشورا را به سلاحهای سنگین تجهیز کند. بدین ترتیب این گردانها دو ماموریت خواهند داشت :
۱. جنگ شهری در صورت حملات نظامی کشورهای دیگر
۲. سرکوب شورشهای شهری و حرکات اعتراضی
رحیم صفوی در جمع فرماندهان بسیج گفت: "تجدید سازماندهی و تجهیز و تسلیح ۱۲۰۰ گردان عاشورا از ۲۵۰۰ گردان عاشورا در اقصی نقاط کشور برای دفاع مسلح از اهداف برنامه چهارم پنجساله بسیج است ".
دانشگاههای کشور کانون اعتراضات علیه رژیم هستند. در این ارتباط به بسیج دانشجویی ماموریت داده شده است که هرچه سریعتر به تشکیل گردانهای عاشورا و الزهرا در دانشگاهها اقدام کند. بر همین اساس در جلسات اخیر بسیج دانشجویی در دانشگاهها، سازماندهی گردانهای عاشورای دانشجویی به عنوان اصلی ترین ماموریت امسال بسیج دانشجویی عنوان شده است .
Comment
-
نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، اوضاع سیاسی کشور را به حدی دگرگون کرده است که دیگر نمی توان تصور کرد در بر همان پاشنه می چرخد.
به نظر، نحوه برخورد نیروهای سیاسی نوپا با تمامی مطالبات، خواه سیاسی خواه اقتصادی یا مدنی به یک صورت است یعنی برخورد و به خشونت کشاندن همگی آن تجمعات. گواه این مدعا هم تجمعاتی است که در این مدت برگزار شده است.تجمع سندیکای اتوبوس رانی و دستگیری آنان و حتی بازداشت خانواده عده ای از آنان . دیگری حضور زنان جوان برای ورود به استادیوم فوتبال و تماشای آن بود که هر چند در بهار سال 84 این زورآزمایی برای گرفتن حق تماشا، به ورود تعداد انگشت شماری از زنان به استادیوم آزادی انجامید اما فعالیت دوباره دختران در زمستان همان سال با ترفند دروغ و فریب دادن آنها و برخورد فیزیکی مواجه شد. تجمع دیگر در 8 مارس (17 اسفند ) بود که تجمع طبعآ خالی از خشونت زنان، به ضرب و شتم شدیدی از سوی نیروهای ویژه کشیده شد . مورد آخر تجمع بسیار مهم 22 خرداد با هدف اعتراض به نقض حقوق زنان در قوانين بود که می توان آن را نقطهي عطفی در مبارزات زنان ايران بعد از انقلاب دانست ، آن هم به ضرب و شتم بسیار بی سابقه از سوی نیروهای ویژه منتهی شد.
هدف از نوشتن این یادداشت هم حادثه آخر است که به نظرم از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است،چرا که این تجمع آرام زنان، آسیب پذیری نظام سیاسی کشور را آشکار ساخت و زنان شاید بدون آنکه خود بدانند نظام سیاسی را به آزمون گذاشتند.این موضوع می تواند حاوی نکات مهمی برای نظام سیاسی و
هم جنبش زنان باشد
.
مدت زمان طولانی است که تغییر و دگرگونی به یکی از الزامات گریز ناپذیر جهان زنان تبدیل شده است ، در ایران هم در سالهای گذشته موضوع زنان جایگاه ویژه ای را در مجموعه مسائل اجتماعی باز کرده است و با توجه به استمرار و وسعت حرکت زنان ،این جنبش نه از پای در خواهد آمد و نه دوباره قدم به عقب خواهد گذاشت.
اینکه مسائلی همچون توسعه تا بدین حد توجه ما را به خود جلب کرده ، اینکه صنعتی شدن این چنین معضل عمومی ما را تشکیل می دهد و بالاخره این که یافتن راه حل های مناسب برای زندگی شهری تا بدین حد انرژی و امکانات کشور را به خود معطوف می کند همه و همه نشان از تعلق جامعهء ما به دوران مدرن دارد.حال در مقابل همچون تعلق خاطری آیا می توان انتظار داشت نظام فکری زنان به همان صورت سنتی باقی بماند و مشروعیت دیدگاه های موجود را قابل تردید نداند؟
بهشت را زیر پای آنان می دانیم وآنان را دارای چنان صلاحیتی می دانیم که شغل"مقدس خانه داری" به آنان سپرده شده است.از آنان می خواهیم که با حضور میلیونی خود در خیابانها و در پای صندوقهای رای مشارکت خود را ثابت کنند ولی آنگاه که نوبت به مسولان رسیده است که مشارکت همین زنان را در ورای سقف شیشه ای تضمین کنند با کمبود صلاحیت مواجه شده اند؟
جنبش زنان ایران در مواجهه با نارضایتی از وضعیت موجودشان به دو شیوه می توانستند عمل کنند.خروج یا اعتراض.خروج عبارت است از " قطع رابطه فرد با سازمان متبوع و در عوض روی آوردن به سازمانهای دیگر"،حال آنکه اعتراض "مبادرت به اصلاح واحد متبوع به مدد انتقال صدای نارضایی به دست اندرکاران " است. ، به نظر می رسد زنان گزینه دوم یعنی اعتراض را انتخاب کرده و به مدد تجمع شان کوشیدند خواسته های خود را به گوش مسولان برسانند اما در عوض چیزی جزء برخورد خشونت آمیز با آنان صورت نگرفت.
هانا آرنت معتقد است خشونت با وجود تاثیر سریع و حتی آنی در تامین برخی نظرها برای رسیدن به هدف های درازمدت موثر نیست،به طوری که اعمال خشونت از طرف دستگاه حکومتی نه تنها کمک به تحکیم مبانی اقتدار دولت نمی کند بلکه موجب بی حرمتی به قوانین و سست شدن پایه های دولت می شود.در واقع زور و خشونت هنگامی محتمل است که در ا جتماع به عنوان ستونی برای کنترل و نفوذ در اذهان موثر افتد که از پشتیبانی وسیع مردم برخوردار باشد اما می دانیم دیگر در جهان، کسی جز تندروها، خشونت را نمی ستاید و تنها اینان هستند که به این قاعده رسیده اند که تنها خشونت موثر است.آرنت معتقد است قدرت و خشونت ضد یکدیگرند و آنجا که یکی سلطه مطلق پیدا کند،دیگری وجود نخواهد داشت ، یعنی خشونت جایی پدید می آید که قدرت در مخاطره قرار گیرد، به عبارتی خشونت محض هنگامی به صحنه می آید که که اقتدار در حال از دست رفتن است. به هر حال با به کار بردن خشونت شاید بتوان به پیروزی دست یافت اما بهایی که باید برای آن پرداخت بسیار سنگین است زیرا تنها طرف مغلوب نیست که این بها را می پردازد ، طرف غالب هم باید آن را از سرمایه قدرت و اقتدار خود بپردازد. بنابراین اگر با نظرات آرنت همسو باشیم باید بپذیریم که جنبش زنان خود را به عنوان یکی از قوی ترین جنبشها تثبیت کرده و رویکرد دولت بهتر است با خواسته های این جنبش تغییر کند چرا که خشونت آخرین وسیله برای حفظ ساخت و بنیان قدرت در مقابل افراد است نه اولین آن
...
اما دو مورد که بیشتر از هر وقت در این شرایط زمانی برای جنبش زنان از اهمیت ویژه ای برخوردار است یکی اهمیت نوآوری است و دیگری سازمان یافتگی هر چه بیشتر در جنبش است.
برای تمام جوامع و از آن جمله جامعه ما دوره هایی را می توان برشمرد که در طول آن تمایل و نیاز به نوآوری بیش از دوره های دیگر احساس شده است ، نوآوری شامل توان یافتن مساله و نیز توان حل مسئله و یافتن پاسخ های جدید و بهتر است. در حال حاضر به نظرم نوآوری به امری حیاتی برای جنبش زنان تبدیل شده است. نوآوری در تدوین استراتژی ، نوآوری در نحوه چانه زنی با مقامات دولتی و ...
شبکه سازی یا سازماندهی مورد دیگر است که باعث می شود تا بدنه جنبش از پراکندگی مصون بماند. قدرت هرگز خاصیت فرد نیست بلکه به گروه تعلق می گیرد و فقط تا زمانی که افراد گروه با هم باشند وجود خواهد داشت. برتری در وسایل اعمال خشونت نیز در مقابله با دشمنی فاقد تجهیزات کافی ولی به خوبی سازمان یافته، امکان دارد بی اثر بماند ، بنا بر این لازم است گروه های مختلف زنان هر چه بیشتر اختلافات را کنار گذارند و به صورت سازمان یافته تری به تداوم در جهت تثبیت دستاوردهای خود مبارزه کنند.
نتیجتآ معتقدم که سرکوب های اخیر نه نشان از ضعف و بی قدرتی جنبش زنان بلکه نشان از قدرت این جنبش در ایران دارد و می تواند با برنامه ریزی همه جانبه تر و گسترش پایگاه اجتماعی خود در بین اقشار مختلف مردم و فراموش نکردن فعالیت های نظری در کنار جنبه عملی با وجود این همه ظرفیت به آینده ای بهتر امید وار بود.
Comment

Comment