عباس سلیمی نمین:
بايد اعتراف کنم فرمایشات آقای زیبا کلام بعضاً نکات بسیار خوب و قابل تاملی داشت. مسئله فلسطین را باید به عنوان اولین قربانی صهیونیسم و نژاد پرستی بدانیم که چنانچه فرصت پيدا کند قطعاً قربانیان دیگری را نيز خواهد گرفت.
وقتی به جامعه خودمان می نگريم، می بينيم مشکل این نیست که جوانان ما نسبت به نژادپرستی حساسیت ندارند بلکه مشکل آن است که برخی از روشنفکران ما که تمايلات غربی دارند در شرایط کنونی حاضر نیستند ماهیت نژادپرستانه صهيونيسم که محصول تمدنی نظام غرب است را برای جوانان بازگو کنند.
اين امتناع هم از آنجا ناشی می شود که غرب از قبال چنين روشنگری زیر سوال خواهد رفت.
قطعاً اگر مانند روشنفکران دهه چهل، امروز نيز روشنفکران ما ماهیت صهیونیست را برای جوانان روشن کنند همان حساسیتی که به درستی آقای زیبا کلام به آن اشاره کرد، مجدداً ایجاد خواهد شد. من معتقدم امروز هم اگر جوانان ايرانی بفهمند صهیونیست یک پدیده نژادپرستانه است که مترصد نفوذ و دست اندازی به جاهای ديگر می باشد آنگاه دیگر جوانان نمی توانند در برابر آن سکوت کنند. کما اینکه ملت ما یک پارچه و یکصدا در برابر آپارتاید موضع گرفت و اگر هم هزینه ای داشت این هزینه را پذیرفت. ما در زمان رژیم پهلوی با آپارتاید همکاری زیادی داشتیم اما ملت ما پذیرفت تا از آن سرمایه گذاری ها چشم پوشی کند و بعد از انقلاب ارتباط خود را با رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی به حالت تعلیق درآوردیم تا اینکه نظام نژادپرست آفريقای جنوبی که او نيز محصول تمدنی غرب بود، سقوط کرد.
در مورد مسئله صهیونیست هم فقط مسئله ملت فلسطین نیست بلکه مسئله همه بشریت است. یعنی اگر بشریت امروز یک پدیده نژادپرستی را در برابر خود می بیند، باید احساس شرم کند. اگر جوانان ما بفهمند که در دنیای کنونی عده ای بر اساس نژاد، خود را برتر دانسته و دیگران را جهت منافع خود قربانی می کنند همان موضعی را خواهند داشت که جوانان گذشته داشتند.
مشکل کنونی ما اين است که برخی از روشنفکران ما حاضر نیستند این مسائل را بگویند.
از سوی ديگر می بينيم جوانان هم در مورد صهیونیست مطالعه ای ندارند.
امروز نیروهای دانشجوی ما بسیار کم مطالعه شده در حالی که در دوران دانشجوئی ما در رژيم پهلوی مطالعات گسترده ای راجع به صهیونیست انجام می گرفت. به همین دليل هم در آن مقطع ما موضع قوی و آگاهانه در قبال قضیه صهيونيسم داشتیم.
من فکر می کنم چنانچه اين نواقص و کوتاهی ها جبران شود، با توجه به اينکه جامعه ما جامعه ای آزاده و عدالت خواه است لذا در برابر پدیده صهیونیست به عنوان یک تفکر نژادپرستانه موضع قاطعی خواهد گرفت.
صادق زیبا کلام:
اجازه بفرمائید قبل از اینکه سوال بعدی مطرح شود من مطالبی را بازگو کنم. من مطلقاً آنچه که آقای سلیمی نمین گفتند را قبول ندارم. حرف اساسی آقای سلیمی نمین این است که علت بی تفاوتی يا کم توجهی نسل جدید به مسئله فلسطين ناشی از اطلاعات ضعیف ايشان است. به زعم ايشان چون اطلاعات
نسل ما در مورد صهيونيست و جناياتش قوی بود بنابراین ما به شدت ضداسرائیل و ضد صهیونیست بودیم اما چون نسل جدید فاقد اطلاعات لازم است که آن هم ناشی از کم کاری روشنفکران ايران می باشد لذا فاقد انگيزه در مقابل صهيونيست شده اند و چنانچه اطلاعات کافی در اختیار اين نسل قرار بگیرد آنها هم مانند نسل گذشته علیه صهیونیست و اسرائیل خواهند شوريد.
من مطلقاً مخالف اين ادعا هستم چرا که شاهديم مطبوعات ایران، رادیو و تلویزیون و هر چیز دیگری که جنبه رسانه عمومی پیدا می کند شب و روز و مستمراً و منظماً در حال انتشار مطلب علیه صهیونسیم و اسرائیلند.
شخص آقای سلیمی نمین ظرف همين چند ماه گذشته کلی مطلب علیه صهیونیست و اسرائیل و تاریخ شان نوشته اند. صدا و سیما به طور دائم دارد مطلب علیه صهیونیست ها پخش می کند. نکته جالب این است که در نقطه مقابل شما حتی نمی توانید یک خط هم علیه مطالبی که آقای سلیمی نمین یا دیگران یا رژیم جمهوری اسلامی می گویند، مطلب بنویسید. در مورد همان مقاله ای که از قلم آقای قوچانی اشاره کرديد که در آن خيلی هم ملایم نوشته شده بود که دولتمردان ايران آنقدر به مسئله اسرائیل و یهودیت گير ندهند چرا که این امر متضمن خیر و صلاح ما نیست، در همان روزنامه شرق من یک مقاله ای نوشتم و آقای قوچانی گفت متاسفانه نمی تواند آن را چاپ کند.
چیز خاصی هم در مقاله من نبود، تنها به تعبیری پاسخی به آقای احمدی نژاد و آقای سلیمی نمین و مابقی آقایان بود که اینکه شما منکر هلوکاست هستید این به لحاظ تاریخی درست نیست و واقعيت آن است که هلوکاست اتفاق افتاده. اما روزنامه شرق حاضر نشد مطلب من را در مقابل این همه مطلب که علیه هلوکاست و صهیونیست است به چاپ برساند چرا که از تبعات چاپ آن نگران بود.
گذشته از آنکه در همان مقطع من یک مصاحبه مفصل با روزنامه اعتمادملی که بنوعی از روزنامه شرق هم جسورتر است، انجام دادم و قرار بود ویژه نامه ای در مورد بحث هلوکاست توسط اين روزنامه منتشر شود تا نظر من و چند نفر دیگر را هم در آن قرار دهند اما آن هم نهايتاً چاپ نشد.
يعنی می خواهم بگويم که اصلاً اینطور نیست که تبلیغات و گفتار عليه صهيونيست و اسرائيل وجود ندارد. تبلیغات یکسويه بصورت منظم و شبانه روزی دارد از رسانه های جمعی جمهوری اسلامی ایران پخش می شود و یک کلام هم کسی مخالف نظر آقای سلیمی نمین و دیگران در خصوص یهودیان و صهیونیست نمی تواند صحبت بکند. بنابرین نگوئید بدليل تبلیغات قليل جوانان از پديده صهيونيسم اطلاعات ندارند. به گمان من مسائل عمیق تر از اینها است. اجازه دهید فقط یک مثال برای شما بزنم.
از زمانی که بحث هولوکاست توسط آقای احمدی نژاد مطرح شد یک عده از دانشجویان علوم سیاسی دانشگاه تهران شروع به طرح یکسری سوالات بنیادی کردند از جمله اينکه آيا اصلاً هلوکاست اتفاق افتاده؟
يا اينکه با توجه به وجود آزادی بيان در دمکراسی غرب، که من هم به وجود چنان آزادی در غرب اعتقاد دارم، چرا در چنين جامعه ای که ابراز هر گونه تفکر واندیشه ای آزاد است، گفتن اینکه هلوکاست اتفاق نیفتاده و شش میلیون یهودی کشته نشده اند جرم تلقی می شود؟
چرا یک استاد دانشگاه انگلیس دو ماه پیش به همين اتهام به سه سال زندان محکوم شد؟
چه دلائل و مستندات و شواهدی برای اثبات کشتار يهوديان در جنگ جهانی دوم وجود دارد؟
يا اينکه اين کشتار که توسط قوم مائو مائو و یا قبايل وحشی آفریقا که صورت نگرفته. این کشتار توسط یکی از فرهیخته ترین ملت های اروپائی اتفاق افتاده.
ملتی که در قرن 18 و 19 آن همه فیلسوف و اندیشمند در خود پرورانده، حال چگونه می شود که اين ملت پیشرفته و فرهیخته بیآید و چنين کاری را انجام دهد؟
هدف شان چه بوده و چرا چنین کاری را انجام داده اند؟
اینها سوالات مهمی هستند.اینها پرسش هائی است که پاسخی در ایران برای آن وجود ندارد.
به اعتقاد من وجود چنين پرسش های بدون پاسخی است که باعث بروز مشکلات و مسائل از اين دست شده تا تردیدهائی بنیادی در ذهن نسل جدید ايران بوجود بيآيد نه اینکه علیه نژاد پرستی وآپارتاید و صهیونیست ها در ايران تبلیغ نمی شود.
عباس سلیمی نمین:
البته بخش دوم گفته های آقای زیباکلام تا حدودی پاسخ بخش اول ايشان را می دهد. آقای زیباکلام در بخش دوم ابراز داشتند که خیلی از اطلاعات در اختیار جوانانی که سوالات زیادی دارند، گذاشته نمی شود.
گذشته از آنکه به هر دليلی بسیاری از اطلاعات در اختیار جوانان ما نیست يا قرارنگرفته اما من اعتقادی به بخش اول سخنان آقای زیباکلام مبنی بر نبود امکان صحبت برای مخالفان ندارم. الان ما با کمال آزادی داریم با آقای زیباکلام صحبت می کنیم و آقای زیباکلام می گویند نمی شود در ایران حرف زد. ما الان داریم با هم حرف می زنیم و نمی توانید بگویید من الان که حرف می زنم زبانم بسته است.
افکار عمومی دیگر پذیرای این شیوه ها نیست. من فکر نمی کنم آقای زیباکلام و دوستان شان در ایران نتوانند مطالب شان را در نشريات ايران چاپ کنند.
ای کاش زمانی که من برای پاسخ به همان مقاله روزنامه شرق از مسئولين آن روزنامه دعوت به مناظره کردم لااقل آقای زیباکلام می آمدند تا با يکديگر بحث می کردیم.
بنابراین اینکه می گویند در ایران نمی گذارند همه حرف ها مطرح شود و همه چیز یکطرفه است این ادعا عملاً درست نيست و چنين شیوه های تبلیغاتی در یک بحث جدی جا ندارد.
اما یکی از مطالبی که آقای زیباکلام بدرستی اشاره کردند بحث تمایلات ضدعربی در جامعه ما است. حال من می پرسم که کدام رسانه اجازه خواهد داد تا اين سامی ستيزی را ريشه يابی کنيم؟
در يک صد سال اخير چه اتفاقی افتاده که این گرایش ضد عربی نزد ملت ایران ایجاد شده؟
من فکر می کنم آقای زیباکلام در این قضیه با من همراه باشد که در صد سال گذشته جریان یکطرفه ای وجود داشته که توانسته کاملاً بین هویت باستانی ما با اسلام تعارضی ایجاد کند. این یک تاریخ نگاری است و عده خاصی روی این قضیه کار کرده اند و آثار متعددی هم در این زمینه چاپ کرده اند.
من معتقدم اگر جامعه ما واقعیت ها را می دانست بسیاری از این تاریخ نگاری ها را پس می زد.
آقای زيبا کلام. برخلاف فرمایش شما کسی در ايران هلوکاست را نفی نمی کند، بلکه می گویند هلوکاستی که شما با آن ابعاد دارید ترسیم می کنید، واقعیت ندارد.
هیچ کس نمی تواند بگوید در جنگ جهانی دوم یهودی ها کشته نشدند. قطعاً در این قضیه یهودی های بی گناه کشته شدند. همچنانکه عده ای مسلمان و مسیحی و اتریشی و فرانسوی هم کشته شدند. ليکن هلوکاستی که غرب مطرح می کند یک مجموعه با ابعاد خاص است.
ما می گوئيم آمار 6 میلیون کشته يهودی در جنگ جهانی دوم یک تبلیغات است و این هلوکاستی نیست که غرب مطرح می کند. آن هلوکاست یک مجموعه ای است با ابعاد خاص. غرب توانسته با آمار 6 میلیون کشته موجی را در افکار عمومی ایجاد کند تا به اهداف سیاسی خود در خاورمیانه دست پیدا کند. اگر آن نظام غربی که آقای زیباکلام فرمودند آزادی در آن هست اجازه دهد در این زمنیه تحقیقاتی صورت بگیرد تا تاریخ نگاران بتوانند به راحتی مطالعه کنند فکر می کنم خيلی از مسائل روشن شود.
اما اينکه جلوی چنين تحقيقاتی را می گيرند به آن خاطر است که اگر تاریخ نگاری هدايت شده و هدفمند صهیونیستی برای افکار عمومی روشن شود آن وقت ملت ها خواهند دانست که مدت ها فریب ايشان را خورده اند. همچنانکه در سایر جهان هم تاریخ نگاری صهیونیست ها زیر سوال خواهد رفت و آنگاه علت روحيه ضد عربی ایرانی ها نيز روشن خواهد شد.
داریوش سجادی:
آقای زیباکلام ضمن حفظ فرصت پاسخگوئی شما به آقای سليمی نمين مايلم سوال خود را نيز مطرح کنم.
شما در بخش نخست صحبت تان تاکید کردید یکی از دلایل مخالفت نسل جوان نسبت به مواضع دولت جمهوری اسلامی در قبال دفاع از فلسطین آن است که ايشان اين امر را در تضاد با منافع ملی ایران می دانند و اساساً می پرسند چه دلیلی دارد ايران آنقدر هزینه برای دفاع از ملت فلسطین بدهد؟
سوال من این است:
به همان نسبتی که ایران خود را درگیر مسئله فلسطین کرده، مشاهده می کنیم دولت اسرائیل هم به شکل بسیار افراطی خود را از طريق ايالات متحده درگیر مسائل ایران کرده.
بايد اعتراف کنم فرمایشات آقای زیبا کلام بعضاً نکات بسیار خوب و قابل تاملی داشت. مسئله فلسطین را باید به عنوان اولین قربانی صهیونیسم و نژاد پرستی بدانیم که چنانچه فرصت پيدا کند قطعاً قربانیان دیگری را نيز خواهد گرفت.
وقتی به جامعه خودمان می نگريم، می بينيم مشکل این نیست که جوانان ما نسبت به نژادپرستی حساسیت ندارند بلکه مشکل آن است که برخی از روشنفکران ما که تمايلات غربی دارند در شرایط کنونی حاضر نیستند ماهیت نژادپرستانه صهيونيسم که محصول تمدنی نظام غرب است را برای جوانان بازگو کنند.
اين امتناع هم از آنجا ناشی می شود که غرب از قبال چنين روشنگری زیر سوال خواهد رفت.
قطعاً اگر مانند روشنفکران دهه چهل، امروز نيز روشنفکران ما ماهیت صهیونیست را برای جوانان روشن کنند همان حساسیتی که به درستی آقای زیبا کلام به آن اشاره کرد، مجدداً ایجاد خواهد شد. من معتقدم امروز هم اگر جوانان ايرانی بفهمند صهیونیست یک پدیده نژادپرستانه است که مترصد نفوذ و دست اندازی به جاهای ديگر می باشد آنگاه دیگر جوانان نمی توانند در برابر آن سکوت کنند. کما اینکه ملت ما یک پارچه و یکصدا در برابر آپارتاید موضع گرفت و اگر هم هزینه ای داشت این هزینه را پذیرفت. ما در زمان رژیم پهلوی با آپارتاید همکاری زیادی داشتیم اما ملت ما پذیرفت تا از آن سرمایه گذاری ها چشم پوشی کند و بعد از انقلاب ارتباط خود را با رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی به حالت تعلیق درآوردیم تا اینکه نظام نژادپرست آفريقای جنوبی که او نيز محصول تمدنی غرب بود، سقوط کرد.
در مورد مسئله صهیونیست هم فقط مسئله ملت فلسطین نیست بلکه مسئله همه بشریت است. یعنی اگر بشریت امروز یک پدیده نژادپرستی را در برابر خود می بیند، باید احساس شرم کند. اگر جوانان ما بفهمند که در دنیای کنونی عده ای بر اساس نژاد، خود را برتر دانسته و دیگران را جهت منافع خود قربانی می کنند همان موضعی را خواهند داشت که جوانان گذشته داشتند.
مشکل کنونی ما اين است که برخی از روشنفکران ما حاضر نیستند این مسائل را بگویند.
از سوی ديگر می بينيم جوانان هم در مورد صهیونیست مطالعه ای ندارند.
امروز نیروهای دانشجوی ما بسیار کم مطالعه شده در حالی که در دوران دانشجوئی ما در رژيم پهلوی مطالعات گسترده ای راجع به صهیونیست انجام می گرفت. به همین دليل هم در آن مقطع ما موضع قوی و آگاهانه در قبال قضیه صهيونيسم داشتیم.
من فکر می کنم چنانچه اين نواقص و کوتاهی ها جبران شود، با توجه به اينکه جامعه ما جامعه ای آزاده و عدالت خواه است لذا در برابر پدیده صهیونیست به عنوان یک تفکر نژادپرستانه موضع قاطعی خواهد گرفت.
صادق زیبا کلام:
اجازه بفرمائید قبل از اینکه سوال بعدی مطرح شود من مطالبی را بازگو کنم. من مطلقاً آنچه که آقای سلیمی نمین گفتند را قبول ندارم. حرف اساسی آقای سلیمی نمین این است که علت بی تفاوتی يا کم توجهی نسل جدید به مسئله فلسطين ناشی از اطلاعات ضعیف ايشان است. به زعم ايشان چون اطلاعات
نسل ما در مورد صهيونيست و جناياتش قوی بود بنابراین ما به شدت ضداسرائیل و ضد صهیونیست بودیم اما چون نسل جدید فاقد اطلاعات لازم است که آن هم ناشی از کم کاری روشنفکران ايران می باشد لذا فاقد انگيزه در مقابل صهيونيست شده اند و چنانچه اطلاعات کافی در اختیار اين نسل قرار بگیرد آنها هم مانند نسل گذشته علیه صهیونیست و اسرائیل خواهند شوريد.
من مطلقاً مخالف اين ادعا هستم چرا که شاهديم مطبوعات ایران، رادیو و تلویزیون و هر چیز دیگری که جنبه رسانه عمومی پیدا می کند شب و روز و مستمراً و منظماً در حال انتشار مطلب علیه صهیونسیم و اسرائیلند.
شخص آقای سلیمی نمین ظرف همين چند ماه گذشته کلی مطلب علیه صهیونیست و اسرائیل و تاریخ شان نوشته اند. صدا و سیما به طور دائم دارد مطلب علیه صهیونیست ها پخش می کند. نکته جالب این است که در نقطه مقابل شما حتی نمی توانید یک خط هم علیه مطالبی که آقای سلیمی نمین یا دیگران یا رژیم جمهوری اسلامی می گویند، مطلب بنویسید. در مورد همان مقاله ای که از قلم آقای قوچانی اشاره کرديد که در آن خيلی هم ملایم نوشته شده بود که دولتمردان ايران آنقدر به مسئله اسرائیل و یهودیت گير ندهند چرا که این امر متضمن خیر و صلاح ما نیست، در همان روزنامه شرق من یک مقاله ای نوشتم و آقای قوچانی گفت متاسفانه نمی تواند آن را چاپ کند.
چیز خاصی هم در مقاله من نبود، تنها به تعبیری پاسخی به آقای احمدی نژاد و آقای سلیمی نمین و مابقی آقایان بود که اینکه شما منکر هلوکاست هستید این به لحاظ تاریخی درست نیست و واقعيت آن است که هلوکاست اتفاق افتاده. اما روزنامه شرق حاضر نشد مطلب من را در مقابل این همه مطلب که علیه هلوکاست و صهیونیست است به چاپ برساند چرا که از تبعات چاپ آن نگران بود.
گذشته از آنکه در همان مقطع من یک مصاحبه مفصل با روزنامه اعتمادملی که بنوعی از روزنامه شرق هم جسورتر است، انجام دادم و قرار بود ویژه نامه ای در مورد بحث هلوکاست توسط اين روزنامه منتشر شود تا نظر من و چند نفر دیگر را هم در آن قرار دهند اما آن هم نهايتاً چاپ نشد.
يعنی می خواهم بگويم که اصلاً اینطور نیست که تبلیغات و گفتار عليه صهيونيست و اسرائيل وجود ندارد. تبلیغات یکسويه بصورت منظم و شبانه روزی دارد از رسانه های جمعی جمهوری اسلامی ایران پخش می شود و یک کلام هم کسی مخالف نظر آقای سلیمی نمین و دیگران در خصوص یهودیان و صهیونیست نمی تواند صحبت بکند. بنابرین نگوئید بدليل تبلیغات قليل جوانان از پديده صهيونيسم اطلاعات ندارند. به گمان من مسائل عمیق تر از اینها است. اجازه دهید فقط یک مثال برای شما بزنم.
از زمانی که بحث هولوکاست توسط آقای احمدی نژاد مطرح شد یک عده از دانشجویان علوم سیاسی دانشگاه تهران شروع به طرح یکسری سوالات بنیادی کردند از جمله اينکه آيا اصلاً هلوکاست اتفاق افتاده؟
يا اينکه با توجه به وجود آزادی بيان در دمکراسی غرب، که من هم به وجود چنان آزادی در غرب اعتقاد دارم، چرا در چنين جامعه ای که ابراز هر گونه تفکر واندیشه ای آزاد است، گفتن اینکه هلوکاست اتفاق نیفتاده و شش میلیون یهودی کشته نشده اند جرم تلقی می شود؟
چرا یک استاد دانشگاه انگلیس دو ماه پیش به همين اتهام به سه سال زندان محکوم شد؟
چه دلائل و مستندات و شواهدی برای اثبات کشتار يهوديان در جنگ جهانی دوم وجود دارد؟
يا اينکه اين کشتار که توسط قوم مائو مائو و یا قبايل وحشی آفریقا که صورت نگرفته. این کشتار توسط یکی از فرهیخته ترین ملت های اروپائی اتفاق افتاده.
ملتی که در قرن 18 و 19 آن همه فیلسوف و اندیشمند در خود پرورانده، حال چگونه می شود که اين ملت پیشرفته و فرهیخته بیآید و چنين کاری را انجام دهد؟
هدف شان چه بوده و چرا چنین کاری را انجام داده اند؟
اینها سوالات مهمی هستند.اینها پرسش هائی است که پاسخی در ایران برای آن وجود ندارد.
به اعتقاد من وجود چنين پرسش های بدون پاسخی است که باعث بروز مشکلات و مسائل از اين دست شده تا تردیدهائی بنیادی در ذهن نسل جدید ايران بوجود بيآيد نه اینکه علیه نژاد پرستی وآپارتاید و صهیونیست ها در ايران تبلیغ نمی شود.
عباس سلیمی نمین:
البته بخش دوم گفته های آقای زیباکلام تا حدودی پاسخ بخش اول ايشان را می دهد. آقای زیباکلام در بخش دوم ابراز داشتند که خیلی از اطلاعات در اختیار جوانانی که سوالات زیادی دارند، گذاشته نمی شود.
گذشته از آنکه به هر دليلی بسیاری از اطلاعات در اختیار جوانان ما نیست يا قرارنگرفته اما من اعتقادی به بخش اول سخنان آقای زیباکلام مبنی بر نبود امکان صحبت برای مخالفان ندارم. الان ما با کمال آزادی داریم با آقای زیباکلام صحبت می کنیم و آقای زیباکلام می گویند نمی شود در ایران حرف زد. ما الان داریم با هم حرف می زنیم و نمی توانید بگویید من الان که حرف می زنم زبانم بسته است.
افکار عمومی دیگر پذیرای این شیوه ها نیست. من فکر نمی کنم آقای زیباکلام و دوستان شان در ایران نتوانند مطالب شان را در نشريات ايران چاپ کنند.
ای کاش زمانی که من برای پاسخ به همان مقاله روزنامه شرق از مسئولين آن روزنامه دعوت به مناظره کردم لااقل آقای زیباکلام می آمدند تا با يکديگر بحث می کردیم.
بنابراین اینکه می گویند در ایران نمی گذارند همه حرف ها مطرح شود و همه چیز یکطرفه است این ادعا عملاً درست نيست و چنين شیوه های تبلیغاتی در یک بحث جدی جا ندارد.
اما یکی از مطالبی که آقای زیباکلام بدرستی اشاره کردند بحث تمایلات ضدعربی در جامعه ما است. حال من می پرسم که کدام رسانه اجازه خواهد داد تا اين سامی ستيزی را ريشه يابی کنيم؟
در يک صد سال اخير چه اتفاقی افتاده که این گرایش ضد عربی نزد ملت ایران ایجاد شده؟
من فکر می کنم آقای زیباکلام در این قضیه با من همراه باشد که در صد سال گذشته جریان یکطرفه ای وجود داشته که توانسته کاملاً بین هویت باستانی ما با اسلام تعارضی ایجاد کند. این یک تاریخ نگاری است و عده خاصی روی این قضیه کار کرده اند و آثار متعددی هم در این زمینه چاپ کرده اند.
من معتقدم اگر جامعه ما واقعیت ها را می دانست بسیاری از این تاریخ نگاری ها را پس می زد.
آقای زيبا کلام. برخلاف فرمایش شما کسی در ايران هلوکاست را نفی نمی کند، بلکه می گویند هلوکاستی که شما با آن ابعاد دارید ترسیم می کنید، واقعیت ندارد.
هیچ کس نمی تواند بگوید در جنگ جهانی دوم یهودی ها کشته نشدند. قطعاً در این قضیه یهودی های بی گناه کشته شدند. همچنانکه عده ای مسلمان و مسیحی و اتریشی و فرانسوی هم کشته شدند. ليکن هلوکاستی که غرب مطرح می کند یک مجموعه با ابعاد خاص است.
ما می گوئيم آمار 6 میلیون کشته يهودی در جنگ جهانی دوم یک تبلیغات است و این هلوکاستی نیست که غرب مطرح می کند. آن هلوکاست یک مجموعه ای است با ابعاد خاص. غرب توانسته با آمار 6 میلیون کشته موجی را در افکار عمومی ایجاد کند تا به اهداف سیاسی خود در خاورمیانه دست پیدا کند. اگر آن نظام غربی که آقای زیباکلام فرمودند آزادی در آن هست اجازه دهد در این زمنیه تحقیقاتی صورت بگیرد تا تاریخ نگاران بتوانند به راحتی مطالعه کنند فکر می کنم خيلی از مسائل روشن شود.
اما اينکه جلوی چنين تحقيقاتی را می گيرند به آن خاطر است که اگر تاریخ نگاری هدايت شده و هدفمند صهیونیستی برای افکار عمومی روشن شود آن وقت ملت ها خواهند دانست که مدت ها فریب ايشان را خورده اند. همچنانکه در سایر جهان هم تاریخ نگاری صهیونیست ها زیر سوال خواهد رفت و آنگاه علت روحيه ضد عربی ایرانی ها نيز روشن خواهد شد.
داریوش سجادی:
آقای زیباکلام ضمن حفظ فرصت پاسخگوئی شما به آقای سليمی نمين مايلم سوال خود را نيز مطرح کنم.
شما در بخش نخست صحبت تان تاکید کردید یکی از دلایل مخالفت نسل جوان نسبت به مواضع دولت جمهوری اسلامی در قبال دفاع از فلسطین آن است که ايشان اين امر را در تضاد با منافع ملی ایران می دانند و اساساً می پرسند چه دلیلی دارد ايران آنقدر هزینه برای دفاع از ملت فلسطین بدهد؟
سوال من این است:
به همان نسبتی که ایران خود را درگیر مسئله فلسطین کرده، مشاهده می کنیم دولت اسرائیل هم به شکل بسیار افراطی خود را از طريق ايالات متحده درگیر مسائل ایران کرده.

Comment