و هرگز جواب رد, شما را ناراحت نكند, چه بسا صاحب خانه در حالتى است كه از ديدن شما در آن حالت ناراحت مى شود.
و از آنـجا كه به هنگام شنيدن جواب منفى گاهى حس كنجكاوى بعضى تحريك مى شود و به فكر اين مى افتند كه از درز در, يا از طريق گوش فرادادن واسترق سمع مطالبى از اسرار درون خانه را كشف كنند در ذيل همين آيه مى فرمايد
(و خداوند به آنچه انجام مى دهيد آگاه است )) (واللّه بما تعملون عليم ).
(آيـه )ـو از آنـجـا كـه هـر حـكـم اسـتثنائى دارد كه رفع ضرورتها و مشكلات ازطريق آن استثنا بـه صـورت معقول انجام مى شود در اين آيه مى فرمايد: ((گناهى برشما نيست كه وارد خانه هاى غـيـرمسكونى بشويد كه در آنجا متاعى متعلق به شماوجود دارد)) (ليس عليكم جناح ان تدخلوا بيوتا غير مسكونة فيها متاع لكم ).
و در پـايان اضافه مى نمايد: ((و خدا آنچه را آشكار مى كنيد و پنهان مى داريدمى داند)) (واللّه يعلم ما تبدون وما تكتمون ).
شـايـد اشاره به اين است كه گاه بعضى از افراد از اين استثنا سؤاستفاده كرده و به بهانه اين حكم وارد خـانـه هاى غيرمسكونى مى شوند تا كشف اسرارى كنند, و يا در خانه هى مسكونى به اين بهانه كـه نـمـى دانـسـتـيـم مـسـكـونـى اسـت داخـل شـونـد امـا خـدا از همه اين امور باخبر است و سؤاستفاده كنندگان رابه خوبى مى شناسد.
آيه ـ شان نزول : از امام باقر(ع ) چنين نقل شده است كه جوانى از انصاردر مسير خود با زنى روبرو شـد چـهـره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب كرد تااينكه وارد كوچه تنگى شد باز همچنان به پشت سر خود نگاه مى كرد ناگهان صورتش به ديوار خورد و تيزى استخوان يا قطعه شيشه اى كه در ديـوار بـود صـورتـش را شكافت ! با خود گفت به خدا سوگند من خدمت پيامبر مى روم و اين ماجرا رابازگو مى كنم , هنگامى كه چشم رسول خدا به او افتاد فرمود: چه شده است ؟.
و جوان ماجرا را نقل كرد, در اين هنگام جبرئيل , پيك وحى خدا نازل شد وآيه مورد بحث را آورد.
تفسير:.
مبارزه با چشم چرانى و ترك حجاب :.
پـيـش از ايـن گـفته ايم كه اين سوره در حقيقت سوره عفت و پاكدامنى وپاكسازى از انحرافات جنسى است , در اينجا احكام نگاه كردن و چشم چرانى وحجاب را بيان مى دارد.
نـخـست مى گويد: ((به مؤمنان بگو: چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان )فرو گيرند, و عفاف خود را حفظ كنند)) (قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم ويحفظوافروجهم ).
و از آنـجـا كـه گـاه بـه نـظر مى رسد كه چرا اسلام از اين كار كه با شهوت و خواست دل بسيارى هـمـاهـنگ است نهى كرده , در دنباله آيه مى فرمايد: ((اين براى آنهاپاكيزه تر است )) (ذلك ازكى لهم ).
سپس به عنوان اخطار براى كسانى كه نگاه هوس آلود و آگاهانه به زنان نامحرم مى افكنند و گاه آن را غـير اختيارى قلمداد مى كنند, مى گويد: ((خداوند ازآنچه انجام مى دهيد آگاه است )) (ان اللّه خبير بما يصنعون ).
(آيه )ـدر اين آيه به شرح وظايف زنان در اين زمينه مى پردازد, نخست به وظايفى كه مشابه مردان دارنـد اشـاره كـرده , مى گويد: ((و به زنان با ايمان بگو:چشمهاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند و دامان خود را حفظ نمايند)) (وقل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن ويحفظن فروجهن ).
و بـه ايـن ترتيب ((چشم چرانى )) همان گونه كه بر مردان حرام است بر زنان نيزحرام مى باشد, و پوشاندن عورت از نگاه ديگران , چه از مرد و چه از زن براى زنان نيز همانند مردان واجب است .
سپس به مساله حجاب كه از ويژگى زنان است ضمن سه جمله اشاره فرموده :.
1ـ ((و آنـهـا نـبـايـد زيـنت خود را آشكار سازند جز آن مقدار كه طبيعتا ظاهراست )) (ولا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها).
بـنـابـراين زنان حق ندارند زينتهايى كه معمولا پنهانى است آشكار سازندهرچند اندامشان نمايان نـشـود و بـه ايـن ترتيب حتى آشكار كردن لباسهاى زينتى مخصوصى را كه در زير لباس عادى يا چادر مى پوشند مجاز نيست , چرا كه قرآن ازظاهر ساختن چنين زينتهايى نهى كرده است .
2ـ حـكـم ديگرى كه در آيه بيان شده اين است كه : ((و (اطراف ) روسرى هاى خود را بر سينه خود افكنند)) تا گردن و سينه با آن پوشانده شود (وليضربن بخمرهن على جيوبهن ).
از ايـن جمله استفاده مى شود كه زنان قبل از نزول آيه , دامنه روسرى خود رابه شانه ها يا پشت سر مـى افـكندند, بطورى كه گردن و كمى از سينه آنها نمايان مى شد, قرآن دستور مى دهد روسرى خـود را بـر گـريـبـان خود بيفكنند تا هم گردن وهم آن قسمت از سينه كه بيرون است مستور گردد.
3ـ در سـومـين حكم مواردى را كه زنان مى توانند در آنجا حجاب خود رابرگيرند و زينت پنهان خود را آشكار سازند با اين عبارت شرح مى دهد:.
((و آنها نبايد زينت خود را آشكار سازند)) (ولا يبدين زينتهن ).
((مگر (در دوازده مورد
.
1ـ ((براى شوهرانشان )) (الا لبعولتهن ).
2ـ ((يا پدرانشان )) (او آبائهن ).
3ـ ((يا پدر شوهرانشان )) (ااو آبا بعولتهن ).
4ـ ((يا پسرانشان )) (و ابنائهن ).
5ـ ((يا پسران همسرانشان )) (او ابنا بعولتهن ).
6ـ ((يا برادرانشان )) (او اخوانهن ).
7ـ ((يا پسران برادرانشان )) (او بنى اخوانهن ).
8ـ ((يا پسران خواهرانشان )) (او بنى اخواتهن ).
9ـ ((يا زنان هم كيششان )) (او نسائهن ).
10ـ ((يا بردگانشان )) كنيزانشان (او ما ملكت ايمانهن ).
11ـ ((يا مردان سفيهى كه تمايلى به زن ندارند)) (اوالتابعين غير اولى الا ربة من الرجال ).
12ـ ((يـا كـودكـانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند)) (او الطفل الذين لم يظهروا على عورات النسا).
4ـ و بالاخره چهارمين حكم را چنين بيان مى كند: ((آنها به هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نـزنـنـد تـا زينت پنهانيشان دانسته شود)) و صداى خلخال كه برپا دارند بگوش رسد (ولا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن ).
آنها در رعايت عفت آن چنان بايد دقيق و سختگير باشند كه حتى از رساندن صداى خلخالى كه در پاى دارند به گوش مردان بيگانه خوددارى كنند.
و سـرانـجـام با دعوت عمومى همه مؤمنان اعم از مرد و زن به توبه و بازگشت به سوى خدا آيه را پايان داده , مى گويد: ((و همگى به سوى خدا باز گرديد اى مؤمنان ! تا رستگار شويد)) (وتوبوا الى اللّه جميعا ايه المؤمنون لعلكم تفلحون ).
و اگر در گذشته كارهاى خلافى در اين زمينه انجام داده ايد اكنون از خطاهاى خود توبه كنيد و براى نجات و فلاح به سوى خدا آييد كه رستگارى تنها بر در خانه اوست .
فلسفه حجاب :.
بدون شك در عصر ما كه بعضى نام آن را عصر برهنگى و آزادى جنسى گذارده اند و افراد غربزده , بى بند و بارى زنان را جزئى از آزادى او مى دانند سخن ازحجاب گفتن براى اين دسته ناخوشايند و گاه افسانه اى است متعلق به زمانهاى گذشته !.
ولـى مـفاسد بى حساب و مشكلات و گرفتاريهاى روزافزون كه از اين آزاديهاى بى قيد و شرط به وجود آمده سبب شده كه تدريجا گوش شنوايى براى اين سخن پيدا شود.
مـسـالـه اين است كه آيا زنان (با نهايت معذرت ) بايد براى بهره كشى از طريق سمع و بصر و لمس ـجز آميزش جنسى ـ در اختيار همه مردان باشند و يا بايد اين امور مخصوص همسرانشان گردد؟.
اسـلام مـى گـويـد: كـاميابيهاى جنسى اعم از آميزش و لذت گيريهاى سمعى وبصرى و لمسى مـخـصوص به همسران است و غير از آن گناه , و مايه آلودگى وناپاكى جامعه مى باشد كه جمله ((ذلك ازكى لهم )) در آيات فوق اشاره به آن است .
فلسفه حجاب چيز مكتوم و پنهانى نيست زيرا:.
1ـ بـرهـنگى زنان كه طبعا پيامدهايى همچون آرايش و عشوه گرى و امثال آن همراه دارد مردان مخصوصا جوانان را در يك حال تحريك دائم قرار مى دهدتحريكى كه سبب كوبيدن اعصاب آنها و ايجاد هيجانهاى بيمارگونه عصبى و گاه سرچشمه امراض روانى مى گردد.
مـخـصوصا توجه به اين نكته كه غريزه جنسى نيرومندترين و ريشه دارترين غريزه آدمى است و در طـول تاريخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنايات هولناكى شده , تا آنجا كه گفته اند: ((هيچ حادثه مهمى را پيدا نمى كنيد مگر اين كه پاى زنى درآن در ميان است ))!.
آيـا دامـن زدن مستمر از طريق برهنگى به اين غريزه و شعله ور ساختن آن بازى با آتش نيست ؟ آيا اين كار عاقلانه اى است ؟.
2ـ آمـارهـاى قـطـعـى و مـسـتـنـد نشان مى دهد كه با افزايش برهنگى در جهان ,طلاق و از هم گسيختگى زندگى زناشويى در دنيا بطور مداوم بالا رفته است , زيرا در((بازار آزاد برهنگى )) كه عـمـلا زنـان بـه صـورت كـالاى مشتركى (لااقل در مرحله غيرآميزشى جنسى ) درآمده اند ديگر قداست پيمان زناشويى مفهومى نمى تواندداشته باشد.
3ـ گسترش دامنه فحشا, و افزايش فرزندان نامشروع , از دردناكترين پيامدهاى بى حجابى است و دلائل آن مخصوصا در جوامع غربى كاملا نمايان است .
4ـ مـسـالـه ((ابـتـذال زن )) و ((سـقوط شخصيت او)) در اين ميان نيز حائز اهميت فراوان است هـنـگـامى كه جامعه زن را با اندام برهنه بخواهد, طبيعى است روز به روزتقاضاى آرايش بيشتر و خـودنـمـايـى افزونتر از او دارد, و هنگامى كه زن را از طريق جاذبه جنسيش وسيله تبلغ كالاها و دكـور اتاقهاى انتظار, و عاملى براى جلب جهانگردان و سياحان و مانند اينها قرار بدهد, در چنين جـامـعه اى شخصيت زن تاسرحد يك عروسك , يا يك كالاى بى ارزش سقوط مى كند, و ارزشهاى والاى انـسـانـى او بـكـلـى بـه دسـت فراموشى سپرده مى شود, و تنها افتخار او جوانى و زيبايى و خودنمائيش مى شود.
و به اين ترتيب مبدل به وسيله اى خواهد شد براى اشباع هوسهاى سركش يك مشت آلوده فريبكار و انسان نماهاى ديوصفت !.
در چنين جامعه اى چگونه يك زن مى تواند يا ويژگيهاى اخلاقيش , علم وآگاهى و دانائيش جلوه كند, و حائز مقام والائى گردد؟!.
و از آنـجا كه به هنگام شنيدن جواب منفى گاهى حس كنجكاوى بعضى تحريك مى شود و به فكر اين مى افتند كه از درز در, يا از طريق گوش فرادادن واسترق سمع مطالبى از اسرار درون خانه را كشف كنند در ذيل همين آيه مى فرمايد
(آيـه )ـو از آنـجـا كـه هـر حـكـم اسـتثنائى دارد كه رفع ضرورتها و مشكلات ازطريق آن استثنا بـه صـورت معقول انجام مى شود در اين آيه مى فرمايد: ((گناهى برشما نيست كه وارد خانه هاى غـيـرمسكونى بشويد كه در آنجا متاعى متعلق به شماوجود دارد)) (ليس عليكم جناح ان تدخلوا بيوتا غير مسكونة فيها متاع لكم ).
و در پـايان اضافه مى نمايد: ((و خدا آنچه را آشكار مى كنيد و پنهان مى داريدمى داند)) (واللّه يعلم ما تبدون وما تكتمون ).
شـايـد اشاره به اين است كه گاه بعضى از افراد از اين استثنا سؤاستفاده كرده و به بهانه اين حكم وارد خـانـه هاى غيرمسكونى مى شوند تا كشف اسرارى كنند, و يا در خانه هى مسكونى به اين بهانه كـه نـمـى دانـسـتـيـم مـسـكـونـى اسـت داخـل شـونـد امـا خـدا از همه اين امور باخبر است و سؤاستفاده كنندگان رابه خوبى مى شناسد.
آيه ـ شان نزول : از امام باقر(ع ) چنين نقل شده است كه جوانى از انصاردر مسير خود با زنى روبرو شـد چـهـره آن زن نظر آن جوان را به خود جلب كرد تااينكه وارد كوچه تنگى شد باز همچنان به پشت سر خود نگاه مى كرد ناگهان صورتش به ديوار خورد و تيزى استخوان يا قطعه شيشه اى كه در ديـوار بـود صـورتـش را شكافت ! با خود گفت به خدا سوگند من خدمت پيامبر مى روم و اين ماجرا رابازگو مى كنم , هنگامى كه چشم رسول خدا به او افتاد فرمود: چه شده است ؟.
و جوان ماجرا را نقل كرد, در اين هنگام جبرئيل , پيك وحى خدا نازل شد وآيه مورد بحث را آورد.
تفسير:.
مبارزه با چشم چرانى و ترك حجاب :.
پـيـش از ايـن گـفته ايم كه اين سوره در حقيقت سوره عفت و پاكدامنى وپاكسازى از انحرافات جنسى است , در اينجا احكام نگاه كردن و چشم چرانى وحجاب را بيان مى دارد.
نـخـست مى گويد: ((به مؤمنان بگو: چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان )فرو گيرند, و عفاف خود را حفظ كنند)) (قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم ويحفظوافروجهم ).
و از آنـجـا كـه گـاه بـه نـظر مى رسد كه چرا اسلام از اين كار كه با شهوت و خواست دل بسيارى هـمـاهـنگ است نهى كرده , در دنباله آيه مى فرمايد: ((اين براى آنهاپاكيزه تر است )) (ذلك ازكى لهم ).
سپس به عنوان اخطار براى كسانى كه نگاه هوس آلود و آگاهانه به زنان نامحرم مى افكنند و گاه آن را غـير اختيارى قلمداد مى كنند, مى گويد: ((خداوند ازآنچه انجام مى دهيد آگاه است )) (ان اللّه خبير بما يصنعون ).
(آيه )ـدر اين آيه به شرح وظايف زنان در اين زمينه مى پردازد, نخست به وظايفى كه مشابه مردان دارنـد اشـاره كـرده , مى گويد: ((و به زنان با ايمان بگو:چشمهاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند و دامان خود را حفظ نمايند)) (وقل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن ويحفظن فروجهن ).
و بـه ايـن ترتيب ((چشم چرانى )) همان گونه كه بر مردان حرام است بر زنان نيزحرام مى باشد, و پوشاندن عورت از نگاه ديگران , چه از مرد و چه از زن براى زنان نيز همانند مردان واجب است .
سپس به مساله حجاب كه از ويژگى زنان است ضمن سه جمله اشاره فرموده :.
1ـ ((و آنـهـا نـبـايـد زيـنت خود را آشكار سازند جز آن مقدار كه طبيعتا ظاهراست )) (ولا يبدين زينتهن الا ما ظهر منها).
بـنـابـراين زنان حق ندارند زينتهايى كه معمولا پنهانى است آشكار سازندهرچند اندامشان نمايان نـشـود و بـه ايـن ترتيب حتى آشكار كردن لباسهاى زينتى مخصوصى را كه در زير لباس عادى يا چادر مى پوشند مجاز نيست , چرا كه قرآن ازظاهر ساختن چنين زينتهايى نهى كرده است .
2ـ حـكـم ديگرى كه در آيه بيان شده اين است كه : ((و (اطراف ) روسرى هاى خود را بر سينه خود افكنند)) تا گردن و سينه با آن پوشانده شود (وليضربن بخمرهن على جيوبهن ).
از ايـن جمله استفاده مى شود كه زنان قبل از نزول آيه , دامنه روسرى خود رابه شانه ها يا پشت سر مـى افـكندند, بطورى كه گردن و كمى از سينه آنها نمايان مى شد, قرآن دستور مى دهد روسرى خـود را بـر گـريـبـان خود بيفكنند تا هم گردن وهم آن قسمت از سينه كه بيرون است مستور گردد.
3ـ در سـومـين حكم مواردى را كه زنان مى توانند در آنجا حجاب خود رابرگيرند و زينت پنهان خود را آشكار سازند با اين عبارت شرح مى دهد:.
((و آنها نبايد زينت خود را آشكار سازند)) (ولا يبدين زينتهن ).
((مگر (در دوازده مورد
1ـ ((براى شوهرانشان )) (الا لبعولتهن ).
2ـ ((يا پدرانشان )) (او آبائهن ).
3ـ ((يا پدر شوهرانشان )) (ااو آبا بعولتهن ).
4ـ ((يا پسرانشان )) (و ابنائهن ).
5ـ ((يا پسران همسرانشان )) (او ابنا بعولتهن ).
6ـ ((يا برادرانشان )) (او اخوانهن ).
7ـ ((يا پسران برادرانشان )) (او بنى اخوانهن ).
8ـ ((يا پسران خواهرانشان )) (او بنى اخواتهن ).
9ـ ((يا زنان هم كيششان )) (او نسائهن ).
10ـ ((يا بردگانشان )) كنيزانشان (او ما ملكت ايمانهن ).
11ـ ((يا مردان سفيهى كه تمايلى به زن ندارند)) (اوالتابعين غير اولى الا ربة من الرجال ).
12ـ ((يـا كـودكـانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند)) (او الطفل الذين لم يظهروا على عورات النسا).
4ـ و بالاخره چهارمين حكم را چنين بيان مى كند: ((آنها به هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمين نـزنـنـد تـا زينت پنهانيشان دانسته شود)) و صداى خلخال كه برپا دارند بگوش رسد (ولا يضربن بارجلهن ليعلم ما يخفين من زينتهن ).
آنها در رعايت عفت آن چنان بايد دقيق و سختگير باشند كه حتى از رساندن صداى خلخالى كه در پاى دارند به گوش مردان بيگانه خوددارى كنند.
و سـرانـجـام با دعوت عمومى همه مؤمنان اعم از مرد و زن به توبه و بازگشت به سوى خدا آيه را پايان داده , مى گويد: ((و همگى به سوى خدا باز گرديد اى مؤمنان ! تا رستگار شويد)) (وتوبوا الى اللّه جميعا ايه المؤمنون لعلكم تفلحون ).
و اگر در گذشته كارهاى خلافى در اين زمينه انجام داده ايد اكنون از خطاهاى خود توبه كنيد و براى نجات و فلاح به سوى خدا آييد كه رستگارى تنها بر در خانه اوست .
فلسفه حجاب :.
بدون شك در عصر ما كه بعضى نام آن را عصر برهنگى و آزادى جنسى گذارده اند و افراد غربزده , بى بند و بارى زنان را جزئى از آزادى او مى دانند سخن ازحجاب گفتن براى اين دسته ناخوشايند و گاه افسانه اى است متعلق به زمانهاى گذشته !.
ولـى مـفاسد بى حساب و مشكلات و گرفتاريهاى روزافزون كه از اين آزاديهاى بى قيد و شرط به وجود آمده سبب شده كه تدريجا گوش شنوايى براى اين سخن پيدا شود.
مـسـالـه اين است كه آيا زنان (با نهايت معذرت ) بايد براى بهره كشى از طريق سمع و بصر و لمس ـجز آميزش جنسى ـ در اختيار همه مردان باشند و يا بايد اين امور مخصوص همسرانشان گردد؟.
اسـلام مـى گـويـد: كـاميابيهاى جنسى اعم از آميزش و لذت گيريهاى سمعى وبصرى و لمسى مـخـصوص به همسران است و غير از آن گناه , و مايه آلودگى وناپاكى جامعه مى باشد كه جمله ((ذلك ازكى لهم )) در آيات فوق اشاره به آن است .
فلسفه حجاب چيز مكتوم و پنهانى نيست زيرا:.
1ـ بـرهـنگى زنان كه طبعا پيامدهايى همچون آرايش و عشوه گرى و امثال آن همراه دارد مردان مخصوصا جوانان را در يك حال تحريك دائم قرار مى دهدتحريكى كه سبب كوبيدن اعصاب آنها و ايجاد هيجانهاى بيمارگونه عصبى و گاه سرچشمه امراض روانى مى گردد.
مـخـصوصا توجه به اين نكته كه غريزه جنسى نيرومندترين و ريشه دارترين غريزه آدمى است و در طـول تاريخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنايات هولناكى شده , تا آنجا كه گفته اند: ((هيچ حادثه مهمى را پيدا نمى كنيد مگر اين كه پاى زنى درآن در ميان است ))!.
آيـا دامـن زدن مستمر از طريق برهنگى به اين غريزه و شعله ور ساختن آن بازى با آتش نيست ؟ آيا اين كار عاقلانه اى است ؟.
2ـ آمـارهـاى قـطـعـى و مـسـتـنـد نشان مى دهد كه با افزايش برهنگى در جهان ,طلاق و از هم گسيختگى زندگى زناشويى در دنيا بطور مداوم بالا رفته است , زيرا در((بازار آزاد برهنگى )) كه عـمـلا زنـان بـه صـورت كـالاى مشتركى (لااقل در مرحله غيرآميزشى جنسى ) درآمده اند ديگر قداست پيمان زناشويى مفهومى نمى تواندداشته باشد.
3ـ گسترش دامنه فحشا, و افزايش فرزندان نامشروع , از دردناكترين پيامدهاى بى حجابى است و دلائل آن مخصوصا در جوامع غربى كاملا نمايان است .
4ـ مـسـالـه ((ابـتـذال زن )) و ((سـقوط شخصيت او)) در اين ميان نيز حائز اهميت فراوان است هـنـگـامى كه جامعه زن را با اندام برهنه بخواهد, طبيعى است روز به روزتقاضاى آرايش بيشتر و خـودنـمـايـى افزونتر از او دارد, و هنگامى كه زن را از طريق جاذبه جنسيش وسيله تبلغ كالاها و دكـور اتاقهاى انتظار, و عاملى براى جلب جهانگردان و سياحان و مانند اينها قرار بدهد, در چنين جـامـعه اى شخصيت زن تاسرحد يك عروسك , يا يك كالاى بى ارزش سقوط مى كند, و ارزشهاى والاى انـسـانـى او بـكـلـى بـه دسـت فراموشى سپرده مى شود, و تنها افتخار او جوانى و زيبايى و خودنمائيش مى شود.
و به اين ترتيب مبدل به وسيله اى خواهد شد براى اشباع هوسهاى سركش يك مشت آلوده فريبكار و انسان نماهاى ديوصفت !.
در چنين جامعه اى چگونه يك زن مى تواند يا ويژگيهاى اخلاقيش , علم وآگاهى و دانائيش جلوه كند, و حائز مقام والائى گردد؟!.



Comment